The first 200 lines.
من دنی روبین، نامزد انتخابات مجلس ایالت هستم.
-بابایی! تلویزیون! -این همسر زیبام شیلاست
-اینم دخترمون مایاست. -درسته عزیزم، بابایی تو تلوزیونه.
شنیدیم عزیزم؟ گفت:
"بابایی! تلویزیون!" بامزه نیست؟
-نجات موج ما... -هاه؟ آره. بامزهست.
هی... عزیزم!
این کار تو بود...
هرجا که لازمه به خودت اعتبار بده...
احتمالا یکی از طرفداراته.
بزار ببینم...
-سلام -سلام
شما روبین، نامزد انتخابات هستین؟
میشه لطفا بپرسم شما کی هستین؟
حتما. من مگی هستم، از حسابداری KTSD تماس میگیرم.
حالتون چطوره؟
خوبم.
با چکی که برای پرداخت فرستادین به مشکل برخوردیم.
مثل اینکه برگشت خورده.
اوه
احتمالا از طرف ما یه مشکل دفتری پیش اومده...
فورا یکی دیگه براتون میفرستیم.
عالیه. اگر اشکالی نداره هرچه زودتر بفرستید
تا مجبور نشیم پخش تبلیغتون رو متوقف کنیم.
خیلی عالی میشه.
فورا بهش رسیدگی میکنیم. متاسفم بابت اشتباهمون.
مترجم: Negar FD
عوضی قراره عاشقش بشه...
تانیا، شیلا هستم.
شیل، سلام! شنیدی که باردارم؟
اوه بله، کارتت بهم رسید. خیلی زیباست... هم خونه... هم تو...
خدای من. میدونم مگه نه؟
خیلی برای جفتتون خوشحالم.
اوه زندگی شیرینه، زندگی شیرینه.
و تو و دنی در چه حالین؟
زیاد خوب نیستیم... ممنون که پرسیدی.
من و دنی واقعا به کمکتون نیاز داریم.
ما از لس آنجلس متنفریم... حالمون به هم میخوره ازش... حداقل قبلا اینطوری بودیم.
آره، هنوزم هستیم.
لس آنجلس شهر آدمای متقلب و خودفروختهست.
و این آخر هفته هم 3 تا مراسم داریم.
مثل هاتداگخوری اقیانوس آرام
همونی که کلا 5 نفر اومدن؟
اونا 5 تا رای بودن!
هیچکس تو لسآنجلس نمیتونه بهت رای بده
حتی اگر بلد باشن ورقهی رای رو بخونن.
من... فکر میکنم جر درست میگه عزیزم.
منظورم اینه که... زمان داره تموم میشه.
وقتمون داره تموم میشه و من دارم هدرش میدم، میدونی؟
دارم خارج از حوزه انتخاباتی با یه مشت بچه دست میدم و روبوسی میکنم.
گوش کن، اگر میخوای بری لالالند
و با لانی اندرسون بگردی... مهمون من باش.
ولی صبر کن برنده بشی بعد.
خیلیخب؟ الان فقط برات یه حواسپرتیه.
قرار نیست اجازه بدی این هیپی بی سر و پا گند بزنه به برنامهت.
هی... منم به اندازهی تو ازونجا بدم میاد
ولی ال ای جاییه که پول توش زیاده
پولی که یه شب خونهی جک و تانیا میتونیم در بیاریم
بیشتر از پولیه که یه ماه تو هاتداگ خوری سن دیگو گیرمون میاد.
این استفادهی بهتری از وقت و انرژیته.
تازه داریم یه نیروی محرک برا خودمون جور میکنیم، نمیشه الان ول کرد.
اوکی
ورزش خوبی بود بچهها
سلام رفیق! منظورم اینه که...سلام.
فقط میدونی... چندوقتیه سر نزدی.
آره، ببخشید تایلر.
رفیقم آمادهست به محض آماده شدن کاورمون
کپیهای بیشتری برامون ردیف کنه.
پس منم داشتم رو چندتایی کار میکردم...
ببین اصلا با هیچکدوم حال میکنی یا نه...
راحت باش که حرف دلتو بزنی.
ولی مجبور نیستی حتما خیلی بدجنس بشی.
-اینا عالین! -جدی؟
یعنی آخه... عجب!
منظورم اینه که... خیلی حس خوبی دارم که دوسشون داری.
-آره، خصوصا این یکی رو -اون مورد علاقهی منم هست
اگر بخوام کاملا صادق باشم این یکی خیلی آشغاله.
منظورم اینه که... اصلا انتظارشو نداشتم.
خیلی... خیلی باحاله!
2 هزار دلار اولین سری کپی رو میپوشونه... اگه وضعمون خوبه میتونیم 4هزار تا هم بدیم.
اینا قراره مثل چی فروش برن...
تو 2 هزار دلار نداری.
تو یک دلار هم به زور داری.
چی با خودت فکر کردی؟
خب... من راستش چندروزی خارج از شهرم...
-امیدوار بودم بانی بتونه... -داری میری.
همم... چیز عجیبی نیست.
-آره، فقط برای چندروز. -آره بان...
فقط چند روز.
و وقتی برگردم شروع میکنیم به کپی گرفتن و فروش.
آره بان... وقتی برگرده شروع میکنیم.
-آشغال لعنتی گوه -بیا عسلم
خودم میتونستم، ولی ممنون.
خواهش میکنم.
زیاد لباس جمع کردی
مطمئنی فقط میخوای یه آخر هفته بمونی؟
دوست دارم انتخابام زیاد باشه.
و دوست دارم لباس زیر تنم باشه. تا حالا چیزی ازش شنیدی؟
میخوای اونجا به مامان باباتم سر بزنی؟
مطمئنم دنی خیلی خوشحال میشه.
من با مامان بابام حرف نمیزنم.
میدونی، دنی از من تو خیلی چیزا باهوشتره.
چیزای بزرگ... ایدههای مختلف،
ولی نقاط ضعف خودشم داره.
آخر هفتهی خوبی داشته باشی جری.
چیکار کردی؟
اگر قراره اینکارو بکنیم، بهتره که درست انجامش بدیم.
-ولی چقدر قیمتش شد؟ -نه نه آروم باش
نه، اصلا هزینه نداشت.
یکی از رفقای پیادهرویم بهم قرضش داد. جونش رو نجات دادم.
آخرش معلوم شد فقط مچش پیچ خورده
ولی خب اونی که درجا روش یخ گذاشت من بودم...
زودباش
بیا زودباش
آره، تو برو اونجا
-این عالی نیست؟ -نظرت چیه؟ دوسش داری؟
-خب، من کار دارم...پس... -آره
-سفر خوبی داشته باشین. -دوسش داری نه؟
خیلیخب جری
ممنونم از همگی
ممنونم عزیزم
چی؟ آرزو نکردی!
خب یه کم برا اون کارا پیر شدم. اینطور فکر نمیکنی؟
هیچوقت برای آرزو کردن پیر نیستی.
باشه،
آرزو میکنم خانوادم تا ابد سلامت باشن.
نمیتونی بلند بگیش... بدشانسی میاره.
اونم تو چنین سالی!
وقتی به سنی رسیدی که پدرت توش فوت کرد!
ما خانوادهی با ایمانی هستیم... نه خرافاتی.
ولی کار از محکم کاری عیب نمیکنه...
مادر! ممنونم!
بیا، کیک بخور.
کس دیگهای نمیخواد؟ کیک؟
آره من میخوام.
کس دیگهای؟ دیگه کی؟ کیک؟
مطمئنی نمیخوای جیش کنی عزیزم؟ الان وقتشه.
هی
تو زیبایی!
چی؟ نه حال به هم زنم.
-موهام... بخاطر باد... -نه نه نه نه نه دیگه دیره
لبخند زدی
نمیتونی پسش بگیری
میدونی هیچکدوم اینا ابدی نیست.
آب، زمین، آسمون...
اگر قدمی برای محافظت ازش به خاطر مایا برنداریم...
کاملا درسته
چتی؟
وقتی حواسم نبود حشیش کشیدی؟
آره
وقتی چتم بهتر رانندگی میکنم.
متمرکزترم.
بزار من رانندگی کنم.
-آره؟ -آره.
-خیلیخب، تصمیم با خودته. -زودباش عزیزم، بریم.
یه لحظه!
خیلیخب بزار بیام تو
آره
-سلام، میرم شنا... -سلام
میخوای بیای؟
فکر نکنم.
یادم بنداز دیگه اون هاتداگای چیلی که تو زمین گلف سرو میکنن رو نخورم...
هیچوقت... بهم نمیسازن.
به بهشت خوش اومدین رفقا! مواظب قدماتون باشین.
خب این خونه توسط "جوزف سولوکاف"
یکی از بازماندگان هولوکاست ساخته شده.
و بعد از اون همه سیاهی که تجربه کرده
واقعا میتونین نورگیر بودن
آثار معماریش در کالیفرنیا رو حس کنین...
حسگراییش بهش زندگی بخشیده.
جونی میچل هم خونهش از آثار سولوکافه
-درسته -کاملا مطمئنیم که همینطوره
-اوه... -خیرهکنندست...
اینکه چه قدر پرمدعا شدین...
چندتا گردنبند گردنشه؟
اگه میشه حواست به مایا باشه
-آره -از دویدن خبری نیست
-بخشی از فلسفهی سولوکاف همینه -درسته
آره... عجب منظرهای دارین واسه خودتون...
آره میدونم بعضی وقتا سرگیجه میگیرم...
-خیلی خندهداره -واقعا همینطوره. خیلی جدیه.
اینطور... خیلی باحاله.
دوست دارم بدونم وقتی داره از دره سقوط میکنه
برای زندگیش دست و پا میزنه و بعد بیخیال میشه قیافش چطوریه...
76 فیت ارتفاعه... آره و پایین دره... شیرای کوهی هستن.
-چی؟ - بقیهی آدما ریل محافظ دور ملکشون دارن
ولی اینجا نه
اینجا ما هنوز وحشیایم... رام نشده.
نچسب و ژولیده رو یادت نره بگی...
اوکی خب هر طبقهی خونه یه منظرهی متفاوت داره.
تو هیچکدومشون دستشوئی ندارین؟
همشون دارن.
-همشون دستشوئی دارن. -دستشوئی داریم.
خب خوبه چون سفر طولانیای بود... و امیدوارم ارزشش رو داشته باشه.
-اوکی زود برمیگردم. -بیا اینجا عزیزم.
چه خبرا؟
-چه خبرا؟ -چیکارا میکنی؟
کار زیادی نمیکنم رفیق... تخته شکل میدم و میرم تو آب...
-زندگیت رویاییه رفیق -دقیقا داداش
خب چه خبرا مرد؟
No comments yet. Be the first to leave one.