Physical

Physical

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Physical S01E07 720p WEB-DL 30nama
Physical S01E07 1080p WEB-DL 30nama
A Commentary by NegarFD
🔴 30nama | Negar FD 🔴

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
720p
720
Published on: 2021-07-27
Downloads: 37
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫من دنی روبین، نامزد انتخابات مجلس ایالت هستم.

‫-بابایی! تلویزیون! ‫-این همسر زیبام شیلاست

‫-اینم دخترمون مایاست. ‫-درسته عزیزم، بابایی تو تلوزیونه.

‫شنیدیم عزیزم؟ گفت:

‫"بابایی! تلویزیون!" بامزه نیست؟

‫-نجات موج ما... ‫-هاه؟ آره. بامزه‌ست.

‫هی... عزیزم!

‫این کار تو بود...

‫هرجا که لازمه به خودت اعتبار بده...

‫احتمالا یکی از طرفداراته.

‫بزار ببینم...

‫-سلام ‫-سلام

‫شما روبین، نامزد انتخابات هستین؟

‫میشه لطفا بپرسم شما کی هستین؟

‫حتما. من مگی هستم، از ‫حسابداری KTSD تماس میگیرم.

‫حالتون چطوره؟

‫خوبم.

‫با چکی که برای پرداخت ‫فرستادین به مشکل برخوردیم.

‫مثل اینکه برگشت خورده.

‫اوه

‫احتمالا از طرف ما یه ‫مشکل دفتری پیش اومده...

‫فورا یکی دیگه براتون می‌فرستیم.

‫عالیه. اگر اشکالی نداره هرچه زودتر بفرستید

‫تا مجبور نشیم پخش تبلیغتون رو متوقف کنیم.

‫خیلی عالی میشه.

‫فورا بهش رسیدگی میکنیم. ‫متاسفم بابت اشتباهمون.

‫مترجم: ‫Negar FD

‫عوضی قراره عاشقش بشه...

‫تانیا، شیلا هستم.

‫شیل، سلام! شنیدی که باردارم؟

‫اوه بله، کارتت بهم رسید. خیلی ‫زیباست... هم خونه... هم تو...

‫خدای من. میدونم مگه نه؟

‫خیلی برای جفتتون خوشحالم.

‫اوه زندگی شیرینه، زندگی شیرینه.

‫و تو و دنی در چه حالین؟

‫زیاد خوب نیستیم... ممنون که پرسیدی.

‫من و دنی واقعا به کمکتون نیاز داریم.

‫ما از لس آنجلس متنفریم... حالمون به هم ‫میخوره ازش... حداقل قبلا اینطوری بودیم.

‫آره، هنوزم هستیم.

‫لس آنجلس شهر آدمای ‫متقلب و خودفروخته‌ست.

‫و این آخر هفته هم 3 تا مراسم داریم.

‫مثل هات‌داگ‌خوری اقیانوس آرام

‫همونی که کلا 5 نفر اومدن؟

‫اونا 5 تا رای بودن!

‫هیچکس تو لس‌آنجلس نمیتونه بهت رای بده

‫حتی اگر بلد باشن ورقه‌ی رای رو بخونن.

‫من... فکر میکنم جر درست میگه عزیزم.

‫منظورم اینه که... زمان داره تموم میشه.

‫وقتمون داره تموم میشه و ‫من دارم هدرش میدم، میدونی؟

‫دارم خارج از حوزه انتخاباتی با یه ‫مشت بچه دست میدم و روبوسی میکنم.

‫گوش کن، اگر میخوای بری لالالند

‫و با لانی اندرسون بگردی... مهمون من باش.

‫ولی صبر کن برنده بشی بعد.

‫خیلی‌خب؟ الان فقط برات یه حواس‌پرتیه.

‫قرار نیست اجازه بدی این هیپی ‫بی سر و پا گند بزنه به برنامه‌ت.

‫هی... منم به اندازه‌ی ‫تو ازونجا بدم میاد

‫ولی ال ای جاییه که پول توش زیاده

‫پولی که یه شب خونه‌ی ‫جک و تانیا میتونیم در بیاریم

‫بیشتر از پولیه که یه ماه تو ‫هات‌داگ خوری سن دیگو گیرمون میاد.

‫این استفاده‌ی بهتری از وقت و انرژیته.

‫تازه داریم یه نیروی محرک برا ‫خودمون جور میکنیم، نمیشه الان ول کرد.

‫اوکی

‫ورزش خوبی بود بچه‌ها

‫سلام رفیق! منظورم اینه که...سلام.

‫فقط میدونی... چندوقتیه سر نزدی.

‫آره، ببخشید تایلر.

‫رفیقم آماده‌ست به محض آماده شدن کاورمون

‫کپی‌های بیشتری برامون ردیف کنه.

‫پس منم داشتم رو چندتایی کار میکردم...

‫ببین اصلا با هیچکدوم حال میکنی یا نه...

‫راحت باش که حرف دلتو بزنی.

‫ولی مجبور نیستی حتما خیلی بدجنس بشی.

‫-اینا عالین! ‫-جدی؟

‫یعنی آخه... عجب!

‫منظورم اینه که... خیلی حس ‫خوبی دارم که دوسشون داری.

‫-آره، خصوصا این یکی رو ‫-اون مورد علاقه‌ی منم هست

‫اگر بخوام کاملا صادق ‫باشم این یکی خیلی آشغاله.

‫منظورم اینه که... اصلا انتظارشو نداشتم.

‫خیلی... خیلی باحاله!

‫2 هزار دلار اولین سری کپی رو میپوشونه... ‫اگه وضعمون خوبه میتونیم 4هزار تا هم بدیم.

‫اینا قراره مثل چی فروش برن...

‫تو 2 هزار دلار نداری.

‫تو یک دلار هم به زور داری.

‫چی با خودت فکر کردی؟

‫خب... من راستش چندروزی خارج از شهرم...

‫-امیدوار بودم بانی بتونه... ‫-داری میری.

‫همم... چیز عجیبی نیست.

‫-آره، فقط برای چندروز. ‫-آره بان...

‫فقط چند روز.

‫و وقتی برگردم شروع میکنیم به کپی گرفتن و فروش.

‫آره بان... وقتی برگرده شروع میکنیم.

‫-آشغال لعنتی گوه ‫-بیا عسلم

‫خودم میتونستم، ولی ممنون.

‫خواهش میکنم.

‫زیاد لباس جمع کردی

‫مطمئنی فقط میخوای یه آخر هفته بمونی؟

‫دوست دارم انتخابام زیاد باشه.

‫و دوست دارم لباس زیر تنم باشه. ‫تا حالا چیزی ازش شنیدی؟

‫میخوای اونجا به مامان باباتم سر بزنی؟

‫مطمئنم دنی خیلی خوشحال میشه.

‫من با مامان بابام حرف نمیزنم.

‫میدونی، دنی از من تو خیلی چیزا باهوشتره.

‫چیزای بزرگ... ایده‌های مختلف،

‫ولی نقاط ضعف خودشم داره.

‫آخر هفته‌ی خوبی داشته باشی جری.

‫چیکار کردی؟

‫اگر قراره اینکارو بکنیم، بهتره که درست انجامش بدیم.

‫-ولی چقدر قیمتش شد؟ ‫-نه نه آروم باش

‫نه، اصلا هزینه نداشت.

‫یکی از رفقای پیاده‌رویم بهم قرضش داد. ‫جونش رو نجات دادم.

‫آخرش معلوم شد فقط مچش پیچ خورده

‫ولی خب اونی که درجا روش یخ گذاشت من بودم...

‫زودباش

‫بیا زودباش

‫آره، تو برو اونجا

‫-این عالی نیست؟ ‫-نظرت چیه؟ دوسش داری؟

‫-خب، من کار دارم...پس... ‫-آره

‫-سفر خوبی داشته باشین. ‫-دوسش داری نه؟

‫خیلی‌خب جری

‫ممنونم از همگی

‫ممنونم عزیزم

‫چی؟ آرزو نکردی!

‫خب یه کم برا اون کارا پیر شدم. ‫اینطور فکر نمیکنی؟

‫هیچوقت برای آرزو کردن پیر نیستی.

‫باشه،

‫آرزو میکنم خانوادم تا ابد سلامت باشن.

‫نمیتونی بلند بگیش... بدشانسی میاره.

‫اونم تو چنین سالی!

‫وقتی به سنی رسیدی که ‫پدرت توش فوت کرد!

‫ما خانواده‌ی با ایمانی هستیم... نه خرافاتی.

‫ولی کار از محکم کاری عیب نمیکنه...

‫مادر! ممنونم!

‫بیا، کیک بخور.

‫کس دیگه‌ای نمیخواد؟ کیک؟

‫آره من میخوام.

‫کس دیگه‌ای؟ دیگه کی؟ کیک؟

‫مطمئنی نمیخوای جیش کنی ‫عزیزم؟ الان وقتشه.

‫هی

‫تو زیبایی!

‫چی؟ نه حال به هم زنم.

‫-موهام... بخاطر باد... ‫-نه نه نه نه نه دیگه دیره

‫لبخند زدی

‫نمیتونی پسش بگیری

‫میدونی هیچکدوم اینا ابدی نیست.

‫آب، زمین، آسمون...

‫اگر قدمی برای محافظت ازش ‫به خاطر مایا برنداریم...

‫کاملا درسته

‫چتی؟

‫وقتی حواسم نبود حشیش کشیدی؟

‫آره

‫وقتی چتم بهتر رانندگی میکنم.

‫متمرکزترم.

‫بزار من رانندگی کنم.

‫-آره؟ ‫-آره.

‫-‌خیلی‌خب، تصمیم با خودته. ‫-زودباش عزیزم، بریم.

‫یه لحظه!

‫خیلی‌خب بزار بیام تو

‫آره

‫-سلام، میرم شنا... ‫-سلام

‫میخوای بیای؟

‫فکر نکنم.

‫یادم بنداز دیگه اون هات‌داگای چیلی ‫که تو زمین گلف سرو میکنن رو نخورم...

‫هیچوقت... بهم نمیسازن.

‫به بهشت خوش اومدین رفقا! مواظب قدماتون باشین.

‫خب این خونه توسط "جوزف سولوکاف"

‫یکی از بازماندگان هولوکاست ساخته شده.

‫و بعد از اون همه سیاهی که تجربه کرده

‫واقعا میتونین نورگیر بودن

‫آثار معماریش در کالیفرنیا رو حس کنین...

‫حس‌گراییش بهش زندگی بخشیده.

‫جونی میچل هم خونه‌ش از آثار سولوکافه

‫-درسته ‫-کاملا مطمئنیم که همینطوره

‫-اوه... ‫-خیره‌کنندست...

‫اینکه چه قدر پرمدعا شدین...

‫چندتا گردنبند گردنشه؟

‫اگه میشه حواست به مایا باشه

‫-آره ‫-از دویدن خبری نیست

‫-بخشی از فلسفه‌ی سولوکاف همینه ‫-درسته

‫آره... عجب منظره‌ای دارین واسه خودتون...

‫آره میدونم بعضی وقتا سرگیجه میگیرم...

‫-خیلی خنده‌داره ‫-واقعا همینطوره. خیلی جدیه.

‫اینطور... خیلی باحاله.

‫دوست دارم بدونم وقتی داره از دره سقوط میکنه

‫برای زندگیش دست و پا میزنه و بعد ‫بیخیال میشه قیافش چطوریه...

‫76 فیت ارتفاعه... آره و پایین دره... شیرای کوهی هستن.

‫-چی؟ ‫- بقیه‌ی آدما ریل محافظ دور ملکشون دارن

‫ولی اینجا نه

‫اینجا ما هنوز وحشی‌ایم... رام نشده.

‫نچسب و ژولیده رو یادت نره بگی...

‫اوکی خب هر طبقه‌ی خونه ‫یه منظره‌ی متفاوت داره.

‫تو هیچکدومشون دستشوئی ندارین؟

‫همشون دارن.

‫-همشون دستشوئی دارن. ‫-دستشوئی داریم.

‫خب خوبه چون سفر طولانی‌ای بود... ‫و امیدوارم ارزشش رو داشته باشه.

‫-اوکی زود برمیگردم. ‫-بیا اینجا عزیزم.

‫چه خبرا؟

‫-چه خبرا؟ ‫-چیکارا میکنی؟

‫کار زیادی نمیکنم رفیق... تخته شکل میدم و میرم تو آب...

‫-زندگیت رویاییه رفیق ‫-دقیقا داداش

‫خب چه خبرا مرد؟

More Farsi Persian subtitles for Physical

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left