The first 200 lines.
چاک هستم. چند تا چیز هست که شاید لازم باشه بدونید.
جیل. هیچ سناریویی وجود نداره
که تو باید بری شام بخوری
با دختری که دلت رو شکسته.
خب، دوستدختر پوششیات حسودیش نمیشه؟
رابطهمون یه پوششه، میدونی. چیزی برای حسادت وجود نداره.
چاک، ایشون رئیسم، گای لافلور هستن. سلام، از آشناییتون خوشبختم.
بکهمن: امآیسیکس گزارشهایی داره که ممکنه اون یک سلاح بیولوژیکی ساخته باشه
که قصد داره به بالاترین پیشنهاد بفروشه.
قاتلی که واکر بهش شلیک کرد، یکی از اعضای "فالکرام" بود.
اگه جیل چیزی بدونه، ممکنه یه حرکتی بزنن.
سنسور برای ۲۰ ثانیه کور میشه.
آها. ها.
به دنیای جاسوسی بینالمللی خوش اومدی.
برای پیکنیک خیلی بهدردبخوره.
باید بگم، هنوزم نمیتونم باور کنم که تو جاسوسی.
هیچوقت بهم نگفتی چه جوری این اتفاق افتاد. اوه.
خب، جیل، تو شغلت رو انتخاب نمیکنی،
شغل درست تو رو انتخاب میکنه.
با این حال، هیچوقت حدس نمیزدم.
نظرت چیه از این منظره رمانتیک لذت ببری؟
آره، خیلی رمانتیک.
چی؟ اینجا پشتبوم "بای مور"ه.
بویی که الان حس میکنی هوای نابیه،
که آدمای خیلی کمی شانس تجربهشو دارن.
تازه بماند که جاهای زیادی نیست که بتونم برم
و تحت نظارت مداوم نباشه.
دولت منو خیلی...
خیلی باارزش میدونه.
نمیتونم بگم که سرزنششون میکنم.
شوخی میکنی. فقط وایسا. صبر کن.
بی خیال!
شوخی میکنی؟ من اینجا باهاشم داریم غذا میخوریم.
آماتور. کیسی، این لازمه؟
توی یه قرار ملاقات چقدر میتونه دردسر درست کنه؟
اون بارتوفسکیه.
نسبت به دوستپسرت که داره سعی میکنه شبکه یکی دیگه رو بگرده، خیلی بیتفاوتی.
خب، من فقط دوستدختر پوششیاش هستم.
چاک حق داره یکی واقعی داشته باشه.
سرگرد کیسی، مامور واکر.
اطلاعات ماموریت جدیدتون رو دارم ولی به شناسایی غیرمتعارف نیاز داره.
معلوم شد دکتر گای لافلورِ فوتشدهمون
لیستی از اسمهای رمز سیا برای مامورینی که باهاشون کار میکرد، به دست آورده.
فکر میکنیم این لیست مامورای "فالکرام" باشه.
این ممکنه تنها شانس ما باشه تا مامورین فاسد رو توی ردههای خودمون پیدا کنیم.
عالیه. لیست الان کجاست؟
توی اتاق هتل گای، توی والدِرون، قایم شده.
باید اون لیست رو قبل از "فالکرام" به دست بیاریم.
"اینترسکت" رو غیررسمی ببرید تو و ببینید میتونه فلش بزنه یا نه.
شاید چاک بتونه پیدا کنه لیست کجا قایم شده.
ازمون میخوایم به یه صحنه جرم تحت کنترل دولت نفوذ کنیم؟
افبیآییه. چقدر میتونه سخت باشه؟
سارا: دشمن ساعت ۵.
من اینو حل میکنم.
دوربین روی پشتبوم؟ به خاطر فعالیت تروریستی روی پشتبوم "بای مور"؟
باشه، کیسی شاید یه کم تهاجمی بوده.
ولی ما الان ماموریت جدیدمون رو گرفتیم. همین الان؟
فردا، ما میخوایم به هتل لافلور نفوذ کنیم.
فکر میکنیم اون ممکنه لیستی از مامورای "فالکرام" رو داشته باشه که دارن باهاش باجگیری میکنن.
وای. باشه، اِم، میتونیم فردا صحبت کنیم؟ چون جیل توی ماشین منتظر منه.
البته. باشه، ممنون.
اِم، چاک؟
حالت خوبه؟
آره. آره، خوبم. چرا میپرسی؟
یا این یه کار جاسوسیه، یه ارزیابی روانی،
یا یه همچین چیزی؟
یه کار دوستانهست. فقط میخوام مطمئن بشم حالت خوبه.
آره. آره، عالیام.
بودن با جیل مثلِ...
مثل اینه که زندگی قدیمیم رو پس گرفتم، میدونی. قصد تخریب پوششمون رو ندارم،
ولی یادم رفته بود بودن با کسی چه حسی داره
که منِ واقعی رو میشناسه.
خب، از هرچی که دیدم، به نظر دختر فوقالعادهای میاد.
اگه میتونستی یه کم کمتر ببینی، شاید یه کم بیخیال میشدی
از این قضیه نظارت ۲۴ ساعته روی چاک بارتوفسکی.
آره، با کیسی صحبت میکنم. تو حق داری حریم خصوصی داشته باشی، چاک.
ممنونم.
باشه.
چاک: پس سارا گفت قراره نظارت روی چاک کمتر بشه.
تو یه دارایی هستی. زندگی شخصیات باید در درجه دوم اهمیت باشه.
سعی کردیم. تو توی ماشین هم دوربین داری.
چند بار فرصت دوباره داری با اونی که از دستش دادی؟
تازه اون از قبل میدونه من یه... میدونی.
من حتی به احساسات خودم هم علاقهای ندارم.
حواست به ماموریت باشه. ۱۰ دقیقه دیگه میریم.
هی، چاک. صبحبخیر، جان.
کانادا تازهترین و لذتبخشترین هدیهاش رو از زمان شانیا تواین، تحویل داده.
بنگر به دستگاه کپی بازی Q-36.
ببینش. الان تنها کاری که میکنیم اینه که یه بازی اجاره میکنیم، کپیاش میکنیم
و دیگه هیچوقت لازم نیست برای سرگرمیمون پول بدیم. ها.
آره، بیگ مایک حسابی خوشحال میشه با توجه به اینکه ما بازیهای ویدیویی میفروشیم.
رفیق، این دستگاه میتونه هر نوع محافظ کپی رو دور بزنه.
هر چیزی رو کپی میکنه.
به شدت غیرقانونیه.
چی غیرقانونیه، آقایان؟
میخواین موقع ناهار ماریجوانا بکشین؟
یه کم علف؟ گانجا؟
شنیدم بارانداز مثل کنسرت "فایو فور فایتینگ" شده.
چه خبره! چاک، میتونم شما رو توی دفترم ببینم، لطفاً؟
آه، متاسفم، امت، نمیتونم. باید برم.
واقعاً؟ کجا؟
نصب بیرون از شرکته.
احتمالاً طول میکشه. پس فعلاً.
جیل: امشب داری میری هتل، با دوستدختر پوششیت؟
خب، اِاِاِ... ببین، اگه آرومت میکنه...
ماموریتهای شبانه معمولاً شامل کیسی و کلی سلاح گرمه.
پس هیچی رمانتیک نیست.
جیل: خب، این سارا چطوریه؟ خوشگله؟
اِم... خب، میتونم درک کنم که یه مرد دگرجنسگرای معمولی چطور...
ممکنه اون رو از نظر زیباییشناسی دلنشین ببینه. اگه کسی از من بپرسه...
که "چاک، از نظر فنی، از نظر عینی، محافظ سیاهت رو جذاب میدونی؟"
اونوقت ممکنه بگم: "از نظر فنی، از نظر عینی..."
آره.
آها.
و اون همه ماموریت که میری، هیجانانگیز و رمانتیک نیست؟
کاملاً اشتباه متوجه شدی، عزیزم.
هیچی در مورد این کار پر زرق و برق یا سکسی نیست.
باشه.
هی یو!
چاک: واقعاً لازم بود که مثل یه... لباس بپوشی؟
یه همراه؟ آره، آره، یه همراه.
و دقیقاً چرا آقای کارمایکل داره بهت پول میده که با من رابطه داشته باشی؟ اون؟
والدون به تاجرهاش و قرارهای مخفیانهشون معروفه.
این پوشش ماست، پس خوب اجراش کن.
یعنی چقدر هزینه داره؟
کیسی: فید امنیتی رو گرفتم.
ظاهراً افبیآی اتاق گای رو قرق کرده.
ما که قبل از ورود اجازه نمیگیریم.
فقط از طریق سیستم تهویه وارد میشیم.
هی، هی!
این چقدر طول میکشه؟
چی شده، بارتوفسکی؟ قرار داری؟
راستش، آره.
آخ. خوبی؟
چرا زنگ نمیزنی جلوتر و بگی داریم میایم؟
ببخشید.
احمق. فقط دارم حساب میکنم...
کی خونه باشم. زمانبندی پوشش رو حساب کن.
چقدر طول میکشه یه تاجر با یه فاحشه رابطه داشته باشه؟
چاک: گوشی احمق!
الو؟ چاک: سارا، به نظرت...
نباید بیشتر از...
بیشتر از یک ساعت طول بکشه که رابطه رو از اول تا آخر داشته باشیم؟
سارا: آها.
و...
شروع کن.
چیه...؟ من چیکار...؟
من کجای کارم ایراد داره؟
خب، فقط باسنت رو یه کم به چپ تکون بده.
اوووه، چی؟ باشه.
باشه. صبر کن.
این از چیزی که فکر میکردم خستهکنندهتره.
سارا: نمیتونیم عجله کنیم.
صبر کن، زانوهات درد نمیگیره؟
برای اینکه اینو یاد بگیری مدرسه میری؟
سلام، چطوری؟
سلام، اِمِت. فقط اومده بودم اینجا یه چیزی بخورم.
اوه، تو نیاز به تنقلات نداری. لطفاً.
مورگان، میخوام یه لحظه تصور کنی...
که "بای مور" یه کشوره.
آه. بایموریا.
بله. از کجا میدونستی؟ سالها بهش فکر کردم.
این فوقالعادهست. ها!
حالا تصور کن که همه کارمنداش ایالتها هستن.
که این ملت بزرگ رو تشکیل میدن.
آره، میفهمم چی میگی. و، اگه بخوای در نظر بگیری...
یکی از این ایالتها دنبال جدا شدن از این اتحادیهست.
چاک؟ وای، رفیق، صبر کن.
داری وفاداری چاک رو نسبت به بایموریا زیر سوال میبری؟ نه!
من برای اون همه نصب بیرون از شرکت که انجام میده، قبضها رو نمیبینم.
تو چه کاریه، مورگان؟
محرکها؟ چسب؟ بچه داره؟
رفیق، دیوونه شدی.
شاید هم آره.
شاید انقدر دیوونه شدم که توی مغز تو هم خزیدم.
بذار ببینم.
اوه.
این میتونه دلیلی برای اخراج از بایموریا باشه.
نمیکنی که. کمکم کن، مورگان.
کمکم کن تا به چاک کمک کنم.
چاک نیازی به کمک ما نداره.
هر چی بگی، نگهبانی بعد از ظهر کسلکنندهست.
مرد: آره، واقعاً همینطوره.
بیا.
اون بالا چیکار میکنین؟
چاک: کمک!
هیس. افبیآیه. اونا احمقن، کر که نیستن. ممنون.
مرد: آره.
ببخشید.
اوه.
هی، هی!
مرد: و بعد اون باهام کات کرد.
هی رفیق. انتظار نداشتم امروز ببینمت.
خب، هیچ وقت وقتی به یه روز تعطیل نیاز داری، گیرت نمیاد.
برو.
هیس، هیس، هیس.
کلمه "ساکت" توی دنیای گیکها معنی دیگهای داره؟
ببخشید. فکر کردم روی ویبرهست. حداقل لیست رو گرفتم.
یه جعبه پازل ونیزیه.
بین جاسوسهای دوره رنسانس خیلی محبوب بوده.
No comments yet. Be the first to leave one.