Allan Quatermain and the Lost City of Gold

Allan Quatermain and the Lost City of Gold

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Allan Quatermain and the Lost City of Gold 1986 BluRay
Allan Quatermain and the Lost City of Gold 1986 1080p Blu-ray AVC DTS-HD MA 2 0 - DinoRider
A Commentary by bluraycity
@bluraycity

Tags

Blu-ray
blu-ray
1080
TS
HD
Blu-Ray
BluRay
Published on: 2020-05-28
Downloads: 66
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

.بلند شو! تقريبا رسيديم خونه

.خيلي خب، گوجه ها

.اينم از اين.خيلي خب پسرا

!بپر

چه طوره؟

.گوجه ها رو امتحان کنين

اينم از اين. آماده؟

زدمشون! خيلي خوبه، ها؟ ممنون .بچه ها

.بريد به موقعيتاي جنگيتون پسرا

!واو

.به خونه خوش اومدي

!گرفتمش! گرفتمش چي چرفتي؟

.يالا. نشونت مي دم. بجنب .خب، بيا بريم پس

خب به چه مناسبتيه؟ !بيخيال. بذار ببينم. بذار ببينم

.يالا. بازش کن

.خدايا. عاشق اين ميشي

اوه، اميدوارم که ازش .خوشت بياد

.کت و شلواره .درسته. کت شلوار

ازش متنفري، مگه نه؟ .نه. ولي مي تونم بشم

.خب مي توني بهش علاقه هم پيدا بکني .نمي توني با اين وضع لباس بري آمريکا

يه دليل خوب ديگه براي نرفتن به آمريکا، ها؟

دوباره منو نمي کشي .توي اون بحث

من قرار نيست اينجا ازدواج کنم و ماه عسلم رو با دار شدن از درختاي تاک

و چک کردن تختم براي مار .بگذرونم

.چيزاي ديگه هم توي برنامم بودن

.جسي

.بيا بيرون نشونمون بده .فکرشم نکن

که البته اين کت شلوار .در معرض آسيب جديه

.عالي به نظر مياي .مسخره به نظر ميام

.نمي تونم نفس بکشم. اين لباسه خطرناکه

.يالا. يالا

.ازشون بپرس چه طور به نظر مياي .راست مي گن

خيلي خب، پسرا، چه طوره؟

.همين ثابتش مي کنه

!دامانت

!دامانت .آگون

.اون دنبال... کواترمين هستن .سعي نکن حرف بزني

.من اينجام. مراقبتيم

!لعنت

.ببرش تو خونه !کواترمين

!کواترمين، نه

کواترمين. کواترمين، صدمه ديدي؟ ها؟

.لباست

.خوبم. ممنون

کواترمين، خودتي؟

.من همينجام. همينجام

.فوق العاده است کيو

.بايد مي رفتم بيرون .فوق العاده است

.طلا

.چندتا خيابون طلا

...سوارما، اون

...ببين سوارما. اون

.ببين سوارما

مي خوام بدونم برادرم هنوز زنده است .يا نه

...روبسن. اون

.روبسن

!خواهش مي کنم .تقصير ما نبود

.نمي دونستيم. نمي دونستيم

.نمي خوام بميرم

!نه! نه

!نه

.بيا. بذار به حال خودش باشه

.خوابيده

مطمئنم بعد اين که يه کم استراحت کرد .مي تونه درمورد برادرت حرف بزنه

..اون مردايي که داشت ازشون مي گفت هادسن و ترمون، کي هستن؟

دوستاي قديمي. اول به فکر ماجراجويي .بودند بعد خطر

به محض اين که يه افسانه به گوششون .بخوره آماده رفتنن

وقتي توي معدن هاي شاه سليمان بوديم .از اينجا رفتند

.دنبال يه شهر بزرگ گمشده بودند .يه نژاد سفيد پوست گم شده

.برادرم سال ها به خاطرش بهم اصرار مي کرد

فکر ديوانه واري بود .و بهش همين حرفو زدم

زيادي خطرناکه که بري دنبال يه افسانه .بعيد آفريقايي ديگه

.فکر کنم از اصرار کردن به من خسته شد به نظرت پيداش کرده؟

.يه چيزي پيدا کردن .يا يه چيزي پيداشون کرده

.باستان شناس اينجا خودتي

نظرت درمورد اين چيه؟

.طلاست

.احتمالا يادبوديه

حکاکي روي اين، فنيقي به نظر مياد يا يکي از مشتقاتش

فنيقي؟

.تا الان چيزي مثل اين نديدم کجا پيداش کردي؟

.بين وسايل دومانت بود. با اين چاقو

نظرت چيه؟

.خيلي عجيبه

.نماد خورشيد قطعا مصريه

.ولي نگاره ها فنيقين

.و جزئياتش خيلي پيشرفته است

.اصلا با عقل جور در نمياد

مردي که به من حمله کرد نواري .با اين نماد داشت

.يه چيزي پيدا کردن

!اوه شيطان! شيطان اينجا بوده

.يه چيزي قطعيه .از تب نمرده

!کواترمين! هي. کواترمين

.امروز نه تاجر .قابلمه هاي خوبين کواترمين

.هميشه قابلمه هاي بيشتر به درد بخورن

.فکر نکنم .اوه لطفا کواترمين

.بيخيال. کار و بار اينقدرم ديگه بد نيست

.تاجر

.تاجر، من..من اوه... مي خرمش .قابلمه رو مي خرم

.تاجر

عجب بافت شگفت انگيزي، مگه نه کواترمين؟

.بهترين صنعتگراي انگليسي بافتنش پوشيدنشم راحته

.کلک خوبي نبود تاجر از کجا گيرش آوردي؟

از بعضي از اعضاي قبيله لامو، که .خودت مي دوني که به قطع کردن سر علاقه زيادي دارن

مي ترسم مرداني که مي پوشيدنشون .نتونستن از اينا خوب بهره ببرن

.خياط بد اشتباهي کرده پس

.صبر کن کواترمين. بايد پيراهنو بخري .زندگيت رو نجات مي ده

.چهارتاشون کواترمين .براي پنج کيلو گوشت و 4 تا پوست

.فقط از لاموها دوري کن .اگه اطلاعات گيرم بياد پيرهنا رو مي خرم

دارم دنبال مردي به اسم سوارما مي گردم .اه سوارما

،همه چيزو مي دونه، همه چيزو مي بينه .همه چيزو مي گه، به قيمتش

شايد توي همچين روز داغ و پر غباري .اونجاست

.نيازي به جنسات ندارم .ولي اطلاعاتم رو لازم داري

.کواترمين داره دنبالت مي گرده

،درمورد مرديه که مرده. و يک سکه ...اگه مي خواي بيشتر بدوني

.يکي از پيروانم اين اخبار رو برام آورده

.چي مي تونم بگم؟ شهر کوچيکيه

.احتمالا تو جزييات بيشتري داري

يکي از دوستاي کواترمين لنگان با .قصه هايي از شهر گمشده طلا پريده تو حياطش

.قبل مردن اسم تو رو به زبون آورده .تو تختش مرده

.سريع ولي مزدم؟

.باشه باشه باشه. اينجا .يالا يالا يالا

.سوارما

.بفرماييد داخل.بفرماييد اقا

قبلا يکي از اينا رو ديدي؟

.يه سکه است

.خيليم خوب

.يه سکه طلا .به برادرت درمورد همچين سکه اي گفتم اقا

متعلق به رورند مکنزي بود و تاريخچه اي .داشت که ما فقط مي تونيم خوابش رو ببينيم

مکنزي چه طور گرفتش؟ .سه سال پيش اقا

يه مرد با تب شديد و خراشاي .زياد افتاد جلوي درش

.همچين سکه اي داشت

و حرف از شهري بسيار دورتر از لکانيسرا .مي زد. گم شده ميون کوه ها

.با خيابون ها و سقف هايي از طلا

يک نژاد سفيد پوست گم شده .درش حکمراني مي کنن. هذيون شايد

.پس دوست منم همچين تبي داشت خيابون هاي طلا رو ديد؟

اينطور مي گفت. به برادرم گفتي اين شهر رو چه طور پيدا کنه؟

،چيزي که مي دونستم رو بهش گفتم .ديوار جالپورا رو پيدا کن

.به راز هاش توجه کن .به دنبال قلب شيطان باش

.مواظب نشونه ها باش

.به نظر راهنمايي مناسب سفر مياد دنبال اين شهر طلا مي گردي؟

.دنبال خانواده و دوستام مي گردم .اين تمدن گم شده مي تونه طلاش رو نگه داره برا خودش

.کيبا بگير

.سلام

بهتره که عجله کني، چون قرار نيست اون قايق .رو از دست بديم و تو هنوز وسايلت رو جمع نکردي

.مي دونم که نکردم .و دليل خوبيم داره

.من نميام

.برادر من ممکنه هنوز اون بيرون باشه .بايد برم دنبالش

ولي کجا؟ از کجا شروع مي کني؟ .سوارما رو پيدا کردم. بهم گفت. يه جورايي

.کواترمين

.اين سفر رو شش ماهه که برنامه ريزي کرديم

.والدينم برنامه ريزيش کردن. دعوت نامه فرستادن .ترتيب غذا و خوراکي داديم

ما داريم درمورد برادرم حرف مي زنيم و تو نگران غذا خوردن ملتي؟

.اصلا عادلانه نبود

خب، کي درمورد خودمون فکر مي کنيم؟

داريم حرف از برادرم و بهترين دوستام .مي زنيم

من چيم؟

...ببين، خيلي وقته که رفتن ...و بعد از اتفاقي که اينجا افتاد،اون

.خطرناکه و ديوونگي .و کاريه که بايد انجام بدم

.باشه

و رفتن به آمريکا کاريه که .من بايد انجام بدم

من اصلا فکر نمي کنم .غيرمنطقي باشم

به نظرت من غير منطقيم؟

.البته که غيرمنطقي نيستم

.يه رابطه بده بستونه

احساس مي کنم همه دادن .به عهده منه

منظورمو مي فهمي جورج؟

نظرت چيه جورج؟

.فکر مي کنم من بايد رانندگي کنم خانم

شايعه ها مي گن مکنزي .که ما به شرق بعد از لکانيسرا سفر مي کنيم

خرابه هاي جالپورا قراره بين اينجا .و رودخونه تانا باشن

.مشکل همينه کواترمين .شايعات زياد و حقيقتاي کم

اوه لعنت داچمن. نصف آفريقا رو با شايعات گشتن .ملت. اميد و افسانه

.اره

.و خونه

ادماي زيادي بودن که رفتن .توي قسمتاي کشف نشده افريقا و برنگشتن

.لوازم گروه برادرتو پارسال من اماده کردم

.آخرين باري که اون تجهيزات رو ديدم .من جات بودم اينقدر مطمئن حرف نمي زدم

.مي خوام يه گروه جمع کنم .هرجور شد. يا که تنها مي رم

واقعا مي ري، مگه نه؟

اين که ندوني کجايي و عين .بز گم بشي

خيلي خب، بيا بريم ببينيم .ميشه برات کمک بخريم يا نه

حتما. ماه هاست که داشتيم برا .اين سفر برنامه مي ريختيم

خيلي خب. پس يکي .عليه اون

ولي به هر حال، نگراني براي خانواده و دوستاش بخشي از جذابيتش نيست؟

.اوه لعنت جوج

اون منو لازم دارم. در حقيقت .اصلا بدون من نمي تونه زندگي کنه

!واو

!يوهو

دوست داري بريم سفر اکتشافي شرف آفريقا؟

.اره. شرق افريقا .عاشقش ميشي

.فردا مي ريم

.شايد دفعه بعد

فکر کنم مي توني بين واموساس .انتخاب کني که کي جيبتو مي زنه

.توماتاس، کسي که ولت مي کنه

.يا ماپاکي، کسي که مي خورتت

،با اين همه آدم که چشمشون دنبال منه کي نگران گم شدنه؟

.اوه، رئيس توانا

.فيل کش. شيرخور .زيرک. مراقب

،شجاع، سري .کسي که هيچ وقت تير خطا نمي زنه

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left