It

It

Download Farsi/persian Subtitle

Season 1

Release info

It (1990) 1080p 720p BluRay YIFY
A Commentary by OUTRAGE
نام مترجم در زیرنویس موجود است ✅ زمان‌بندی مجدد

Tags

bluray
Published on: 2024-05-04
Downloads: 43
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

زودباش، لوری‌آن. طوفان داره شروع میشه

سلام

لوری‌آن؟

عزیزم؟ دوباره مامانی رو نترسون

معذرت میخوام. برید اونور

اگه رئیس بفهمه این اطراف بودی حسابی عصبانی میشه، مایک

اگه تو بهش چیزی نگی، منم نمیگم چی دستگیرت شد، سم؟

چیز زیادی نیست دقیقا مثل آخرین موردـه

کسی چیزی ندیده؟ - ...مادرش گفته که -

فکر کنم بهت گفته بودم که تو اینجور مسائل دخالت نکنی، هانلن

من فقط یه شهروند نگرانم، رئیس

تا الان شش تا بچه کشته و مفقود شدن که وحشت و نگرانی زیادی اینجا بوجود آورده

شاید از خونه فرار کردن این‌روزا بچه‌ها یه جا بند نمیشن

آره. یه پسر بچه‌ی 5 ساله پریده تو ماشین اسباب بازیشو، زده به چاک

نکنه اون دختر 7 ساله هم رفته آکاپولکو واسه عشق و حال؟

بابای پسرـه که پسرشو پیدا کرد ...اون یکی دخترـه هم

رئیس، اینجا توی دِری یه چیزی داره اشتباه پیش میره، خودتم اینو میدونی

هی. من یه پلیسم. تو یه کتابدار

فهمیدی؟

جورجی

28اُم مِی

امروز یک نفر دیگه هم کشته شد

ولی ایندفعه، یه چیز دیگه‌ای هم بود چیز که باعث شد تنم بلرزـه

...عکسی که نباید نه، نه. عکسی که امکان نداشت اونجا باشه

دیگه وقتشه به بقیه هم بگم که چخبره

دیگه نمیتونم اینا رو تو خودم بریزم

ولی امیدوارم اشتباه کرده باشم

وای، خدا کنه که اشتباه کرده باشم

* همپستد هیث، انگلستان *

تاگرت بر روی دشت‌ها قدم میزد و مِه مچ باهایش را احاطه کرده بود

او میلرزید. دکمه‌های کُتش را بست و به راه رفتن ادامه داد. سپس در غبار و مِه ناپدید شد

ناگهان جسمی شبح‌وار وارد شد

از او گِل و لجنِ متعفن میچکید

آره. آره

بیل، آخرین بارـه صدات میکنما

!یه دقیقه دیگه میام

نیم ساعت پیش هم همینو گفتی

همینطور نیم ساعت قبل‌ترش - !باشه -

باشه

یخ کرد - ببخشید -

از تغییراتی که دادی خوشم میاد، بیل اونا فوق‌العاده‌ن

کاش اینا رو به اون مرتیکه احمق، گرِکو هم بگی - میگم، هر روز میگم -

تو مجبور نیستی اینکارو قبول کنی، میدونی که

ما که به پول احتیاج نداریم

مث اینکه یادت رفته من اینکارو قبول کردم که کنار تو باشم

درضمن، اگه قرارـه اونا یکیو استخدام کنن تا یکی از کتابای منو بازنویسی و خراب کنه

ترجیح میدم اون شخص خود من باشم

...باشه، ولی این ایده تعطیلاتمون رو هم گرفته، حتی

خب، میتونستم وقتم رو با سروکله زدن با یه مشت بازیگر بگذرونم

ولی اینکارو نکردم، آدرا نوشتن رو انتخاب کردم

حداقل وقتایی که رمان مینوشتی خوش‌اخلاق‌تر بودی

...آدرا، میشه

من خوابم، مگه اینکه گرِکو باشه

گرِکو

گرِکو

بله؟

بیل، خودتی؟ - ببخشید، جناب. من شما رو میشناسم؟ -

مایک هانلن هستم، بیل از دِری

قسم بخورید

قسم بخورید که اگه نمُرده بود

همه‌مون دوباره برگردیم

...ببخشید، مایک، واسه یه لحظه - منو نشناختی -

واسه یه لحظه، نشناختمت

بیل

اون برگشته

تو... مطمئنی؟

آره. من یه عکس از جورج پیدا کردم

جورج؟

چی شده؟

کی پشت خط بود؟

هیشکی، اشتباه گرفته بود

بیل؟

باید برگردم سرکارم

بیل؟

جورجی

توروخدا، بیل. یه قصه برام بگو

شاید بعدا گفتم

قصه سنگ جادویی رو بگو

توروخدا، بیل. توروخدا

برو به یکی دیگه گیر بده، فسقلیِ شِپشو من حالم خوش نیست

جورجی؟

واسه منه؟ تو اینو واسه من درست کردی؟

میشه برم بندازمش تو آب؟

خب، اول باید بهش پارافین بمالی

چی چی هست؟ کجاست؟ - تو انباری -

کاش تو هم میتونستی بیای آخه اون قایق توئه

ممنون، بیل

هی. همه‌ی شپش‌هاتو که ریختی رو من

جورجی

زیاد اون بیرون نمون وگرنه مامان از دستت عصبانی میشه

زیاد نمی‌مونم - جورجی -

مراقب باش

حتما. حتما مراقبم

!کشتی جورجی وارد میشود

!زودباش. یالا

!کشتی جورجی وارد میشود، از سر راه برید کنار

!نه، خواهش میکنم، نه

سلام، جورجی

نمیخوای بهم سلام کنی؟

اوه

انقدر مغرور نباش

بادکنک میخوای؟

من نباید از غریبه‌ها چیزی بگیرم

بابام اینو گفته

بابات حرف عاقلانه‌ای زده، جورجی واقعا حرفش عاقلانه‌ست

جورجی، من دلقک رقاصِ پنی‌وایس هستم

تو هم که جورجی هستی

پس حالا همدیگه رو میشناسیم

درسته؟

فکر کنم آره

دیگه باید برم - بری؟ -

بدون این؟

!قایقم - دقیقا -

یالا، بچه‌جون. بیا بگیرش

...اوه

تو اینو نمیخوای، مگه نه، جورجی؟

معلومه که میخوای

تازه این پایین پشمک و آب‌نبات و یه عالمه چیزای خوشمزه هم دارم

همینطور بادکنک، از همه رنگ

اونا پرواز هم میکنن؟ - اوه، بله -

پرواز هم میکنن، جورجی

پرواز میکنن

اگه بیای این پایین پیش من

!تو هم پرواز میکنی

از هیچ شیطانی نخواهم ترسید زیرا که تو با من هستی

عصا و وسایل تو به من آرامش خواهد داد

در حضور دشمنانم بر سر سفره پر برکت تو خواهم نشست

تو بر سرم روغن مقدس خواهی ریخت و جام من را پر خواهی کرد

مطمئنا خوبی و رحمت تو زندگی من را فرا خواهد گرفت

و من برای همیشه در خانه خداوند ساکن خواهم شد

اوه، جورجی

نه

بیلی؟

بیلی، حالت خوبه؟ - چی شده، پسرم؟ چی شده؟ -

اون عکس. عکس جورجی

مامان، اونو نمیبینی؟

مامان

توی اتاق جورجی چیکار میکردی؟ - هیچی -

!بابا، گوش کن

دیگه حق نداری پات رو تو این اتاق بذاری، پسر فهمیدی؟

بابا - جدی گفتم، بیل -

من فراموش کرده بودم

چطور تونستم فراموشش کنم؟

میری؟ مگه زده به سرت؟ ما وسط ساختن یه فیلم هستیم

اونا میتونن یه جایگزین واسه‌م بیارن یکاری هست که باید انجامش بدم

اونموقع کی پشت خط بود؟

یه نفر به اسم مایک هانلن زنگ زده بود

تقریبا 30سال بود که ازش خبری نداشتم درست از زمان بچگیمون

...آدرا. برادرم، همونی که مُرده - آره، میدونم. جورج -

اون همینجوری نمُرد

اون... به قتل رسید

...چرا تا حالا چیزی - بهت نگفتم؟ -

چون فراموشش کرده بودم. چون فراموشش کرده بودم انگارکه همچین اتفاقی نیوفتاده

میدونم اصلا با عقل جور در نمیاد ولی من باید برم

محض رضای خدا بگو، چرا؟

چون ما به هم یه... قولی دادیم

چرا لکنت گرفتی؟

نمیدونم وقتی بچه بودم، لکنت میگرفتم

چه اتفاقی افتاد؟ بهم بگو

خدا لعنتت کنه، بیل باهام حرف بزن! بذار کمکت کنم

اگه میخوای برگردی منم باهات میام - !حتی بهش فکر هم نکن -

چرا؟ داری منو میترسونی - بهم قول بده که همینجا می مونی -

!بهم قول بده - تو دیوونه‌ای -

این مسخره‌ت - ...بهم -

این مسخره‌ست

دوست دارم

* شهر نیویورک *

اوپس - وای، نه، بن -

جایزه‌ی معماری‌ـت همین الان اونو گرفتی. چه فاجعه‌ای

آره، عزیزم ما اینجا یه فاجعه‌ی واقعی به بار آوردیم

این یه فاجعه‌ی آمریکایی‌ـه

وای، نگاش کن میشه اینو برداری؟

منم اینو، اینو برمیدارم. خیلی‌خب

باشه - بریم -

بفرما، دوست جونم. بندازش آشغالی

همینجاست، یه دقیقه صبر کن الان یه جادو میکنم، در باز میشه

بجنب، عزیزم

!اوه! عزیزم! اگه تونستی اینجوری از زیرش رد شی

نه، نه، نه. لازم نیست ساکت بشی

اینا همه‌ش مال توئه؟ - آره، بیا تو -

رسیدیم. بذار نشونت بدم که چیکار میتونم بکنم

وااای - اوپس -

این خیلی قشنگه

بیا اینجا، خوشگله. بیا

!خدای من، نگاش کن

عاشق هیکلتم - منم هیکل تو رو دوست دارم -

باورت میشه قبلا چاق بودم؟ - شرط میبندم خیلی بانمک بودی -

البته نه اونقدر چاق ولی بدجوری خپل بودم

سر زندگیت شرط میبندی که چاق بودم

وقتی بچه بودیم اینو میگفتیم

سر زندگیت شرط میبندی، ولی من چاق بودم

نه - آره -

صدای زنگ تلفن میاد. زودی برمیگردم

الو؟

گِرد و قلمبه، منم، مایک

فاتحه‌ت خونده‌ست، چاقالو

وقت تسویه حساب‌ـه، خوک کوچولو

قرارـه بمیری، چاقالو

!هی، چاقالو

بن؟

More Farsi/persian subtitles for It

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left