The first 200 lines.
.خورشت امروز خیلی خوشمزه شده
لذت ببرید خانوم
ممنون بوش که خیلی خوبه
خوشکله
بیاید بخوریم
روبی کی برمیگرده؟
گیونگمین بهت زنگ نزده؟
فرستادنش پیش مادرش
چیزی رو حل نمی کنه
هممون بلا تکلیف هستیم
،من فکر کنم برای روبی و گیونگمین بهتر باشه
.که از همدیگه جدا بمونن
بنابراین روبی هم میتونه فکر کنه به اینکه چیکار کرده
مادربزرگ شما چطور فکر میکنی؟
بیاید بخوریم.
.:.: (sareh73)ترجمه و زیرنویس: ساره:.:. .:.:(asalgharazi)و عسل:.:.
بابا این چه بوییه؟
این سوخته بابا
اوه نه همش سوخته
دونگ کودن داری چیکار میکنی؟
.خورشت و سوزوندی
گیلجا زود بیا صبحونه بخور
مشترک موردنظر خاموش میباشد
به صندوق پستی متصل میشوید
حالا دیگه موبایلشو خاموش کرده
رونا به روبی بگو به من زنگ بزنه
وقتی امروز توی شرکت دیدیش
روبی چندروزه سرکار توی شرکت نیومده
...چی؟ پس اون
چرا به من نگفتی که خواهرت
شرکت نیومده؟
متاسفم
.فکر می کردم فقط یه مدت مرخصی رفته باشه
چطور می تونی انقدر بی فکر باشی؟
موبایلشو که جواب نمیده
اون واقعا با خانواده ی شوهرشه؟
منم بهش زنگ زدم
اما برنداشت
چطوری انقدر همتون بیخیال بودین؟
مشترک موردنظر خاموش میباشد
شما به صندوق پستی متصل میشوید
اخه چی شده؟
اخه اون کجا رفته؟
گیلجا چرا به خانواده ی شوهرش زنگ نمی زنی؟
،مسئله اینه که
،با توجه به چیزایی که اتفاق افتاده
.به نظرم کار درستی نیست که بهشون زنگ بزنم
مشترک موردنظرخاموش میباشد
شما به صندوق پستی متصل میشوید
سلام خانوم یو
سلام
همگی خوش گذشته؟
رییس یو خیلی وقته ندیدمتون
چی شده؟
میخوای چی شده باشه؟
من برای محصولمون خودم شخصا اومدم
شما میخواین فروشگاه هم راه اندازی کنید درسته؟
مطمین نیستم
رییس جونگ تصمیم میگیرن
صبر کن، خانوم جونگ رو چرا نمیبینم؟
جایی رفته؟
این روزا نمیان سرکار
چرا نمیاد؟
رونا خانم جونگ این روزا باید خیلی سختش باشه واسه شکم سنگینش
مرخصی زایمان گرفته؟
ما برای اولین بار نیاز به برگزاری یه نشست داریم
پس الان که دیدمتون فهمیدم که شمام میخواید
اهان باشه
موفق باشید
راستی رونا برنامه تو دوست داشتم
از مصاحبش لذت بردم
ممنونم
میبینمتون- منم همینطور-
رونا به رییس جونگ زنگ بزن
Healing Sense ما نوهار و توی مرکز خرید
میخوریم، با هم بحث میکنیم ازش بخواه واسه یه مدت کوتاه بیاد پیشه ما
حتما
مشترک موردنظر خاموش میباشد
به صندوق پستی متصل میشوید
لطفا بعد از شنیدن....
تلفنش خاموشه
بعدا دوباره امتحان میکنم
باشه
اگه من و رونا باهم از اینجا بریم
انتقام تموم میشه؟
اگه این چیزیه که میخواد من انجامش میدم
و بعدش؟
،یکبار شما دو تا اینجا رو ترک کردین
چی میشد اگه منم میرفتم؟
اره حتی اگه من و رونا هم بریم
.تو نمی تونی گیونگمین و برگردونی
.او شوهر خواهرت بوده
،مهم نیست چقدر عاشقش بودی
.تو هیچوقت نمی تونی اونو برگردونی
پس حالا چیکار کنم جونگ روبی؟
...و من
من باید چی کار بکنم؟
بله؟
منم
،اینسو، وقتی تو رونا رو دیدی
بهت گفت که الان کجا هست؟
نه، مگه جایی که تو هستی نیست؟
،ما فکر می کردیم که اون برمی گرده پیش خانواده ی شوهرش
.اما اشتباه کردیم
اوه راستی
میتونه خونه ایون جی هم رفته باشه
...دستگاه مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد
جواب نمیده؟
نه
احتمالا اتفاقی که نیفتاده نه؟
میدونی خونه ی ایون جی کجاست؟
بله
احتمالا اونجاست
حس خوبی نسبت بهش ندارم
ساعت چنده؟
چه مدت خوابیدم؟
چجوری این دختر هیچ وقت نمیره خرید؟
هیچی واسه خوردن نیست
اوه روبی تو هنوز نرفتی؟
واقعا چی شده؟
بهت گفتم که سرت تو کار خودت باشه
تو همیشه خیلی تند برخورد میکنی
روبی، شارژر گوشی منو ندیدی؟
،یکم عجله داشتم برای اینکه به عکسبرداری برسم
.یادم رفت که برش دارم
.از این استفاده می کنم تا گوشیم و شارژ کنم
چرا برگشتی؟
بیا بگیر
کیه؟
ایون جیایون جیخونه ای؟
رونا نیست؟ چرا اومده اینجا؟
!باز نکن
چرا نه؟ رونا چند بار بهم زنگ زده
وقتی میگم نکن یعنی نکن
جالبی تو
.فکر میکردم اینجا خونه ی منه
.من نمیخوام اون بدونه که من اینجام
تو واقعا برات چه اتفاقی افتاده؟
بعدا برات تعریف میکنم
یجوری دست بسرش کن بره
لطفا
من نمیتونم
.اون این همه راه و اومده
خواهش میکنم یه چیزی بگو بش
من نمیدونم همه ی این چیزا درباره ی چیه
آه؟ آقای نا، شما هم اینجایین؟
شما دوتا واسه چی اومدید اینجا؟
خواهر من اینجاست؟
روبی؟ روبی واسه چی اینجا باشه؟
واقعا؟مطمینی؟
معلومه
پس لطفا دروباز کن
تا چک کنم مطمین شم
خونم یکم کثیفه
اشکال نداره باز کن
...نمیشه
چرا اینطوری میکنی؟
دیدی؟ اینجا نیست
چرا حرفمو باور نکردین؟
متاسفم فقط میخواستم مطمین شم
اخه چی شده؟
اتفاقی واسه روبی افتاده؟
...خب- چرا نمیتونی بهم بگی؟-
خانواده ی شوهرش
بیرونش کردن یا چیز دیگس؟
اوه، خدایا
.پس بیرونش کردن
اوه، سلام. چرا بهم زنگ نزدی؟
من چنددقیقه میرم بیرون رونا
باشه
اگه اینجانیست پس کجا رفته؟
واقعا مطمینی واسش اتفاقی نیفتاده؟
تو خوب میدونی رونا چجوریه
،اگر اون شجاعتشو داشت که خودشو بکشه
.هیچوقت اجازه نمیداد این اتفاق بیفته
احتمالا یه جایی پنهان شده
.یه نقشه ی شیطانی دیگه بکشه
"چطوری میتونم از این وضعیت بیام بیرون؟"
"چطوری میتونم دوباره بقیه رو فریب بدم؟"
.این ها چیزایی که اون بهشون فکر میکنه
...روبی توخودت هم واسه رونا نگرانی
اینسو چرا الان بهش گفت روبی؟
چرا؟
،امیدوارم حال رونا خوب باشه
...من حس بدی دارم
.روبی همین الان منو صدا کرد رونا
نکنه حافظش برگشته؟
...نکنه .. نکنه
روبی، دست از نقش بازی کردن بردار
دلیل؟
چرا انقدر سعی داشتی که سریع ازدواج کنم؟
مزایای تخمیر
،جونگ روبی فراموشی داره
و در عین حال بازم اینطوریه؟
دلیلش چیه؟
چرا انقدر نسبت به حافظه ی من وسواسی شدی؟
واقعا نمیدونی؟چرا من و اینسو ازدواج نکردیم؟
من ازت متنفرم. من ازت خشمگینم
،دیدن شوهر خواهر محبوب من در این درد و رنج
.چیزیه که منم نمی خوام
No comments yet. Be the first to leave one.