The first 200 lines.
"غیب گو"
=قسمت شانزدهم=
چرا گوشی رو برنمیداره؟
چرا زنگ میزنی بهش؟
هی چرا گوشی آقای ماها دست توئه؟
حالش چطوره؟ اون مجرم نیست
نمیتونی همینجوری دستگیرش کنی
چی میگی واسه خودت؟
ماهاکاتینگ چیزی بهت گفته؟
جریان چیه؟
چرا هردوتون هیچی به پلیس نگفتین؟
پس هنوز بهت حقیقت رو نگفته؟
هیچی نگفته
حتی جلوش با رئیسمم دعوا کردم
ولی هنوزم بهم اعتماد نکرده
ران، اگه میخوای که به ماهاکاتینگ کمک کنی
باید بهش بگی که همه چیز رو بهم بگه
چون نمیتونم بیشتر از این لفتش بدم باید تا قبل از فرستاده شدن به مرکز تحقیقات مرکزی بهم بگه
آره مامان، حالم خوبه
لطفا به کول بگو زودی برمیگردم، نگران نباشه
باشه خدافظ
ممنونم
آخرین اخبار راجع به طوفان باد در محدوده ی 50 متری بازار
شمار قربانیان به 186 نفر رسید
با بیش از صد مصدوم و کسایی که گم شدن
افسر های پلیس هم اکنون درحال تمیز کردن منطقه هستن و امیدواریم که بتونیم گم شدگان رو پیدا کنیم
سلام قربان
یه لحظه قربان
آقای ماها
خانوم ران میخوان باهاتون حرف بزنن
ممنونم
سلام ران
من خوبم
آقای ماها، من همین الان با سین حرف زدم
اون میتونه مشکلات رو حل کنه چرا هیچی نمیگی بهش؟
میدونی که
به خاطر این نیست که بهش اعتماد نداشته باشم
فقط مطمئن نیستم که پاش رو بکشم به این ماجرا یا مخ
چرا؟
من فهمیدم که کی پشت این قضیه ست
نمیخوام که اون رو هم به دردسر بندازم
همین الانم به خاطر من تو دردسره
من اون شخص رو نمیشناسم
ولی اگه این همه قدرت داشته باشه چطور میخوای خودت تنهایی باهاش رو به رو شی؟
داداش من حاضره که بهت کمک کنه
ولی احتمالا نتونه به خاطر رئیس تا حد زیادی کمک بکنه
ران
قبل از اینکه من به داداشت حقیقت رو بگم
میتونی بهم
تاریخ تولدش رو بگی؟
ترسوندی منو
نرمال اومدم تو دیگه چیکار داشتی میکردی؟
بگیرش
از جای موردعلاقت گرفتمش
خیلی ممنونم
یه لحظه
بفرما .. خوشگله؟
تو واقعا یه تازه کاری!؟
واقعا کارت حرف نداره
داری خلاق تر میشی
وقت خالی زیادی دارم
واسه همین از فون میخوام که بهم یاد بده
این رو مخصوص تو درستش کردم
واسه همین مطمئن شدم که خوشگل باشه
اونقدر خوشگله که نمیشه خوردتش
طعمش خوبه، امتحان کن
اخبار رو دیدم
خیلی وحشتناک بود
خوشبختانه تو اونجا نبودی
دائو
معذرت میخوام که گوشی رو برنمیداشتم
سرم خیلی شلوغ بود
مشکلی نیست از اینکه دیدم خوبی خیالم راحت شد
دوستام مدام زنگ میزدن بهم
راجع به تاریخ تولد هایی که ماهاکاتینگ هشدار داده بهم تذکر میدادن
نگران نباش
فقط کاری که من میگم رو بکن
ولی
من باید سه روز دیگه هم همینجا بمونم
دلم برات تنگ شده
دوران نیکدار
امروز همه ی کارامو تموم کردم تا بیام بشینم پیشت
و منتظر بمونم تا حرف بزنی
آمادم که بهت بگم کاپیتان
عه؟ همین که خواهرم زنگ زد بهت
دلت رو باختی؟- یه قسمتش مربوط به اینه-
و قسمت دیگش به خاطر طالعی که داری
چرا طالعم رو بررسی کردی؟- مهم بود-
چون چیزی که میخوام بهت بگم
مربوط میشه به طالع شهر
باید مطمئن شم که آماده ی شنیدنش هستی
اگه از دردسر میترسیدم، هیچوقت پلیس نمیشدم
میدونم
تو، تو دوران نیکدار به دنیا اومدی
نشانت به سمت خورشید صعود کرده
که این یعنی شجاعی و عاشق عدالت
و باتوجه به موقیت مریخ، به راحتی تسلیم نمیشی
و هر مانعی رو به نحوی پشت سر میذاری
لایق این بودی که پلیس شی
هنوزم متوجه نشدم
که طالع من چه ربطی به این قضیه داره؟
منظورت از طالع شهر چیه؟
گروهبان، کاپیتان
اینجا چیکار میکنین؟- یه قرار ملاقات داشتیم-
دوروبر ساعت 11
توئن؟
مطمئن نیستم بذارین برم چک کنم
گروهبان
اینجا چیکار میکنی قربان؟- همینجا بمون-
ما همه جارو بررسی کردیم کاپیتان و ماهاکاتینگ اینجا نیستن
نتونستم پیداشون کنم- منم همینطور-
کاتینگ و سین کجان!؟
نمیدونیم
قبل از اینکه برم ناهار، اینجا بودن
دروغ نگو بهم
سین اینبار دیگه نمیتونه بهت کمکی کنه
دروغ نمیگم
ببینین
این غذاست
هردوتون به سین گفته بودین که
من میام تا کاتینگ رو دستگیر کنم؟؟
نخیر قربان
شما گوشی هامون رو گرفتین ازمون
چطوری میتونستیم خبر بدیم؟
با به تعویق انداختن پروژه ناخان مخالفم
اگه اینکارو کنیم، از منفعتی که به دست میاریم کاسته میشه
ولی قربانینان برای طوفان بادی که اتفاق افتاد
درحال حاضر مهم ترین موضوعه
شهروندان تو خطرن
مردم منتظر کمکن
من کمک های اورژانسی رو براشون فرستادم
اما اونا همشون موقتی ان
اتفاقی که افتاد واسمون
یه فاجعه طبیعی بود
قطعا بازم اتفاق میوفته
ولی اتفاق افتاد و تموم شد- ولی باید یه کار بکنیم به جا دست رو دست گذاشتن-
منم موافقم که پروژه ناخان رو به تعویق بندازیم
اینجوری میتونیم روی موضوع مهم ترمون تمرکز کنیم
ولی هرچقدر بیشتر به تعویق بندازیمش، بودجه بیشتری لازم میشه واسش
بیایین رای گیری کنیم هر کی میخواد که پروژه ناخان به تعویق بیوفته
دستش رو بلند کنه
آقای راتاپونگ پاتامسیرپونگ
من طالع شهر رو با تاریخ تولدش حساب کتاب کردم
واسه همینه که میدونم تو خطره
در رابطه با حادثه آب تو رودخونه چائو
اولش فکر میکردم که این حادثه یه کانال دیگه اتفاق میوفته
ولی وقتی درباره ی بمب الکی شنیدم، فهمیدم که اشتباه فکر میکردم
از کجا فهمیدی که جسد خانوم پورانی کجا پیدا میشه؟
تو مراسم، باید از بدن قربانی ها استفاده کنن
برای عنصر اول، اونا جسد رو تو این دوروبرا گذاشتن
کانال لورد
قربانی؟
پس این دوتا فرد رو کشتن تا ازشون استفاده کنن؟
آره
خانوم آساوینی عنصرشون خاک بود
و خانوم پورانی آب
و تاریخ تولدهایی که هشدار دادم، مربوط میشه به عنصر باد
مراسم بعد از حادثه شوم برگزار میشه
دقیقا چیه این؟ میزبان مراسم دنبال چیه؟
"بهش میگن "اصلاح طالع شهر
همش باعث منفعت دیدن میزبان مراسم میشه
اینجوری میتونن به کل کشور حکومت کنن
"گروهبان"
چی شده؟
مارو بازداشت کردن
رئیس تو خونه ست
کاپیتان، الان کجایین؟
رو بلندگو گذاشتین؟
آره هممون میتونیم واضح صداتون رو بشنویم
رئیس میخواد باهاتون حرف بزنه
بازجویی چطور پیش میره؟ چیزی گفت بهتون؟
هروقت کارم تموم شد بهتون زنگ میزنم
ممنونم گروهبان
همونطور که گفتین عمل کردم قطعا هیچی نمیدونن ایشون
قبل از اینکه محدوده ی سیگنال رو پیدا کنیم، گوشی رو قطع کردن
بعد از حادثه عنصر خاک تو معدن پوتز
اونا خانوم آساوینی رو برای اولین قربانی گرفتن
یه زن از عنصر خاک و بعدش اون رو دفن کردن
در این نقطه که تو جنوبم هست
بعدش نوبت میرسه به عنصر آب
اونا از بدن خانوم پورانی استفاده کردن
یه زن که عنصرش آبه
و اون رو تو این نقطه غرق کردن
تو منطقه ماه، و قسمت شرقیه
کانال لورد
اگه این واقعا یه مراسم قربانیه
پس یعنی اینکه
قربانی های دیگه ای برای عنصر باد و آتش هم خواهد بود؟
برای تکمیل مراسم
باید چهار عنصر کامل قربانی بشن
واسه همینم تو به اون زن ها هشدار دادی
اولش من معیار هارو نمیدونستم
درست بعد از مرگ خانوم پورانی فهمیدم
اونا به زنی احتیاج دارن که تو سال خروس، تو یه شب با ماه کامل و دوم آگوست به دنیا اومده باشه
پس 27 ام و 30 ام چی؟
بعد اینکه به این خانوم ها هشدار دادم، همه چی سخت شد واسشون
واسه همین معیارشون رو عوض کردن
از زنایی که جولای به دنیا اومدن استفاده کردن
زنانی که تو سال موش و میمون به دنیا اومدن
1984 بیست و هفتم جولای
No comments yet. Be the first to leave one.