The first 200 lines.
به گذشتهها هم فکر میکنی؟
زندگیم رو عوض کردم
که لازم نباشه با ترس و لرز زندگی کنم
و هرجا باشم همیشه یک جای امن کنار من داری
داریم در مورد سرقتی که دیروز در یک دفتر حقوقی
اتفاق افتاد تحقیق میکنیم
یکی از وکلاشون هم ناپدید شده
قراره یه بسته برای رئیسم تحویل بگیرم
پس کار تو بود
مردی که داری دورش میزنی اگر کنار گذاشته بشه
واکنش خوبی نشون نمیده
بخوابین! پسرتو بپوشون!
برو! زود باش! پاشو بریم!
بابا!
تـرجـمـه: حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی
خیلیخب. دارن میان
اسمت لوک بود، درسته؟
اون سنگقبرها رو میبینی اونجا؟ بدو سمتشون
و پشت سرتو نگاه نکن متوجه شدی؟
برو، برو! بجنب!
« تنظيـم زيـرنـویـس از: « آرِن زُهرابـی
پلیس نیواورلینزه. باید بریم!
وایت، بجنب!
هی، هی
بلند شو. خیلیخب اوه، خوبه. خیلیخب، ببین
باید پاشی بریم. میخوام بلندت کنم
هی، بجنب. بجنب!
بجنب، بجنب. باید بریم
طاقت بیار طاقت بیار، طاقت بیار
باید بریم، صبر کن، صبر کن نه، نه، نه، نه، صبر کن
- قوانین رو عوض کردی - نه، نه، نه، نه!
نه، نه، ببین، خون زیادی از دست دادی رفتی توی شوک
منو مستقیم بردی توی مسلخ
نه، نه، نه، نه از ماشین کشیدمت بیرون
پسرت رو نجات دادم یادت نیست؟
- بهم خیانت کردی! - نه، نه، اگر من...
الان تو مرده بودی و من رفته بودم
هرکی برات تله گذاشته بوده، من نبودم
گوش کن چی میگم. میشنوی؟
ولش کن، پسر پلیسها دارن میرسن
کارمون هنوز تمام نشده
چی اعصاب انتون رو بیشتر خرد میکنه، ها؟
فرار کردن هورس یا دستگیر شدن تو؟
تا هورس (اسب) تانگای نمرده دست برنمیداریم
- هواه - هواه (شعار مخصوص سربازهای ارتش آمریکا)
همه راه بیفتین
« پـــــریـــــش »
سلام، گری، بهموقع میرسی که بریم
دیدن خونهی کاوینگتون؟
خونه رو نشون دادیم و با خودم گفتم
شاید بتونیم همهمون با همدیگه بریم
خیلیخب. میشه لطفاً بهم زنگ بزنی؟ خیلیخب
چی شده؟
حال بهمزنتر از چیزی بود که انتظار داشتم
کدوم بخشش؟
زیر و رو کردن زندگیمون انگار اومدن بقالی؟
یا جوری که مدام شوهرش رو بابایی صدا میکرد؟
نگران نباش. موقع اومدن مشتریهای بعدی اینجا نیستیم
خبری از بابات نداری؟
نه
هنوزم مجبوریم خونه رو بفروشیم؟
عزیزدلم، ما که در موردش حرف زده بودیم
خب؟
میدونم، ولی کمابیش مطمئنم
بابا مشکل پول رو حل کرده
منظورت چیه؟
نمیدونم
آخه، فکر کنم یه مشتری جدید پیدا کرده
قبل از رفتنش دیدم یواشکی رفت بیرون تا با تلفن صحبت کنه
برای همین...
ولی چیزی به تو نگفته؟
نه، ولی سرش خیلی شلوغ بوده
سلام
پایین رو کامل دیدن
عاشق اینجان. و خرپولن
اگر بیشتر از قیمتتون هم پیشنهاد بدن تعجب نمیکنم
معلوم هست گریسین کی میاد؟
ساعت 6 قرار داریم
فکر کنم توی راهه
ممنون
باید از یکی کمک بگیریم
بهزودی پلیس مثل مور و ملخ میریزه اینجا
خیلیخب
وایسا، وایسا، وایسا
نه، نه. تو میتونی. تو میتونی
خیلیخب. یه نفس عمیق بکش، باشه؟
تکیه بده، تکیه بده
بابا
بابا
بابا، اون آدما کی هستن؟
صداتو بیار پایین
لطفاً صداتو بیار پایین
افتاد دنبالمون، پسرجون
ببین، باید یه تلفن پیدا کنیم
- برادرتو خبر کنیم، متوجه میشی؟ - نه، نه، زنگ بی زنگ
زنگ بی زنگ
نه تا وقتی نفهمیدم کی پشت این قضیهست
اگر نرسونیمت پیش دکتر از خونریزی میمیری
چیزیم نمیشه. بیا بریم
هیس، هیس
میشنوی؟ صداشو میشنوی؟
خیلیخب. بیا بریم، بیا بریم بیا بریم، وایسا، وایسا
وقتی رد شدن رفتن
زیر اون بغلشو بگیر. بهم کمک کن
بیا بریم
اوه، وایسا، وایسا، وایسا
یه جایی سراغ دارم
بیاین بریم
اوه، نه، نه، نه کاملاً متوجه میشم چی میگی
ولی بهنظرم چیزی که تو نمیفهمی
اینه که تمام اون قرار و مدارهایی که برای کارکنانت داشتی
همهشون پریدن
شرکت ما آیندهی توئه
و آیندهی آقای "بیل" میتونیم تا 500 نفر براتون جور کنیم
همهشون انگلیسیزبونن
و ویزاهای اچ2-بی معتبر دارن (ویزای کارگران موقت در بخش غیرکشاورزی)
کاملاً اختیار داری جای دیگهای دنبال کارگر بگردی
ولی در آینده اینقدر باهات راه نمیایم
باشه؟ خیلیخب. عالیه
شپرد، خبرهای فوق العادهای در مورد کازینو دارم
"بیگ لیوینگز"
"شارپ اندز"، خب؟
"یانگ رانرز"
تمام "کیپتاون"، تمام اون اراذل خیابونی برای من، برای تانگای
مواد میفروشن
میخوای بدونین چرا؟
چون دست گذاشتم روی بزرگترین ترسشون
و کاری کردم در مقابل من ناچیز بنظر بیاد
شپرد کجاست؟
رفت
پس اون چرا هنوز اینجاست؟
رئیس گفت همینجا بمونم
ببند دهنتو!
هورس تصمیم گرفت راننده برای محافظت ازش کافیه
دلیلی برای بحث کردن ندیدم
عه، بین این همه روز امروز همچین تصمیمی گرفتی؟
خیر سرت مسئول حفاظتشی
و اونم سنی ازش گذشته میتونه واسه خودش تصمیم بگیره
بهش زنگ بزن خودش بهت میگه
زنگ زدم
بارها
به لوک هم زنگ زدم
لوک همراهشه؟
هیچ خبری ازش نداری؟
یه تیم جمع میکنم
یک مسئولیت بیشتر نداشتی
کدوم گوری داری میری؟
که گندکاری تو رو جمع کنم
بجنب، خواهر
بجنب، خواهر
صبر کن
گری؟
صدمه دیدی؟
خون اون نیست
- ببخشید - نه
- بجنب، ببرش داخل لطفاً - بیا. چیزی نیست
میدونم. میدونم. یکم دیگه بیشتر نمونده
- ببرش اونجا - باشه. بدجوری صدمه دیده، اَن
پاش رو بگیر
هیس! صدا نده
هیس، ساکت!
اصلاً دلم نمیخواست بیام اینجا
نمیخوام چیزی بدونم. نمیخوام
از خونریزی میمیره، اَن
آره خودم دارم میبینم. خب؟
ولی تا جایی که میبینم توی راه بیمارستان نیستی
گری، گوش کن چی میگم گوش نمیدی
اگر جرمی اتفاق افتاده...
کی حرفی از جرم زد؟
- تو... - مثل روز برام روشنه
قضیه چیه، و خوب میدونم تو کی هستی
گفتی بهمون کمک میکنه
بهمون کمک میکنه، خب؟ بهمون کمک میکنه
نه، یکسال پرستاری خوندم، خب؟
درمان اون زخم خروجی کار یه جراح تروماست
- از این خبرا نیست - نمیریم بیمارستان
- نمیریم بیمارستان - باشه
نمیریم بیمارستان نمیریم بیمارستان، خب؟
بذار ببینمش. بذار ببینمش
خواهش میکنم!
اَن، لطفاً، اذیت نکن دیگه پانسمان کجاست...؟
بس کن
توی کمده
بتادین، پانسمان، محلول شستشوی زخم همهش هست
هی، سارا
سارا، سلام
یا خدا، کالین
سلام، سارا
برات... برات گل میخک آوردم
- نباید اینجا باشی، پسر - میشه صحبت کنیم؟ لطفاً؟
قایق رو گرفتم، سارا پول هم جور کردم
بالاخره میتونیم بزنیم به دریا
همونطور که همیشه در موردش صحبت میکردیم
کالین، اومدنت به اینجا کار درستی نیست
میدونی چی درست نیست، کریگ؟
اینکه برادر خودم همچین کاری باهام بکنه
کالین
عجب
متاسفم
- گلوله از بدنش خارج شده؟ - آره
No comments yet. Be the first to leave one.