The first 200 lines.
.خب دکتر گفت که فشار خونم خیلی بالاست
."باید یاد بگیری که بیشتر ریلکس باشی، "اد
.باید برای خودت یه صندلی ماساژ بگیری
نولان"، تو دیروز یه مصاحبه تلفنی برای کار نداشتی؟"
ممم، چطور پیش رفت؟
میشه اون رو خواموش کنی؟
انگار جلسه روان درمانی مون رو .توی فروشگاه زنجیره ای گرفتیم
.می دونی، باید یه زمانی این کار رو بکنیم
.تا فردا عقبش انداختم
البته شاید بندازمش جمعه
.یا دوشنبه... یا شاید اصلاً کنسلش کنم
...چونکه من نگرانم
.پای تلفن دو دل بشم
می دونی چیه، بچه ها؟ .بیاین یه کم نقش بازی کنیم
لیسی"، تو وانمود کن که می خوای" کسی رو استخدام کنی
و، "نولان"، تو هم با تلفن بهش زنگ بزن
.برای مصاحبه کاری
.باشه
سلام، من "نولان جانسن" هستم
.و برای شغل دستیاری تماس گرفتم
.لطفاً، گوشی رو نگه دارید
."پاتریک" - بله، خانوم؟ -
می تونی ناهارم رو عقب بندازی؟
.تا حالا دو بار عقبش انداختی .مجبورم نکن دوباره این کار رو بکنم
.از رفتارت خوشم نیومد .تو اخراجی
،خوبه. و فقط برای اینکه بدونی
هر بار که من رو برای گرفتن ،قهوه رژیمی می فرستی تو خیابون
من توش شیر پر چرب می ریزم و .با انگشتم بهمش می زنم
.درسته
.با چربی های دور شکمت خوش باش، زنیکه
و این داستانیه که بخاطرش دیگه پیشنهاد .نقش بازی کردن رو نمیدم
."اونها بازهم این کار رو کردن، "اد
اون آدم های آخر راهرو باز هم لباس های خیس ما رو
انداختن زمین، قبل از اینکه من .اونها رو تو ماشین خشک کنی بندازم
."مجبورم از مال تو استفاده کنم، "چارلی
.بابا، ما وسط یه کاری هستیم
به لطفا اونها، الان هیچ لباس زیری تنم نیست
و نمی تونم بهتون بگم که چقدر ناراحت .کننده هست
برای هممون همینطوره. حالا می تونیم بریم؟
شما می تونین. من اینجا .گیر افتادم و باید آویزون بابام باشم
.که البته اون هم آویزونه
.دیگه از دست اون مکزیکی ها خسته شدم
،"همسایه هات مکزیکی هستن، "اد
یا اینکه اینو به خاطر نژادپرستی همیشگیت میگی؟
.آره
."نه، این هیچ ربطی به نژادپرستی نداره، "چارلی
یعنی، اونها می تونن هر خانواده ای باشن
که آهنگ بلند اسپانیایی گوش میدن
اون هم برای تمام شب با پنجره باز
که قبلش هم تمام روز داشتن بازی فوتبال .می دیدنن و داد میزدن
،و علاوه بر اون
پدر تو مجبور شد بیاد دنبالم
به خاطر اینکه اونها با ماشینشون .جلوی ماشینم رو گرفته بودن
آدم فکر می کنه تنها چیزی که ،مکزیکی ها توش خوب هستن
.پارک کردن ماشینه
بچه ها، تا حالا سعی کردین باهاشون حرف بزنین و مشکل رو برطرف کنید؟
،"مشخصه که تو این کار رو نکردی، "اد چونکه اونها مجبور می شدن تو رو
.ببرن به یه پارک و مثل سگ لگدکوبت کنن
ببین، "چارلی"، تو همیشه
.این مشکلات رو می تونی برطرف کنی
می تونی لطفاً امشب بیای و با این آدم های اسفناک صحبت کنی؟
.بابا. نمی خوام درگیر این قضیه بشم
،اگه تو بیای و امشب کمکمون کنی
.ما یه چیز مخصوص رو به تو میدیم
آره، ما داریم اولین بطری
.عرق سگی خونگیمون رو باز می کنیم
شما دارید توی آپارتمانتون عرق سگی درست می کنین؟
آره. دکتر گفت که من زیاد مشروب می خورم
.و به یه سرگرمی نیاز دارم
خب، مشخصاً به نظر میاد یه نظر داره .این وسط زرنگ بازی درمیاره
هی. "چارلی" اینجا نیست؟
.چارلی" اینجا نیست" .برو گمشو. من ازت خوشم نمیاد
،می دونی، همه دخترها همینطور شروع می کنن
.ولی آخرش با من می خوابن
.و بعدش دوباره ازت متنفر می شن
.من فقط دارم میان بر می زنم
.منتظر می مونم
هی، کلمه دیگه برای ارگاسم چندباره یه مرد چیه؟
این رو برای جدول می خوای؟
.نه، دارم برای مادرت پیام تشکر می فرستم
خب چیکار می کنی؟
من دارم فعالیت های زوج ها
.در حین سکس رو برای مطالعه رونویسی می کنم
.پورن آماتور، عاشقشم شما استخدام هم می کنید؟
نه، و اگه تو نری من زنگ می زنم .به پلیس دانشگاه
،اونها تفنگ ندارن .ولی خیلی چاق و کند هستن
تو چه مشکلی داری؟ چیه، می ترسی ببینمت
که داری بابت دیدن این ویدئوها تحریک میشی؟
.نه، از دیدن اینها متنفرم
هیچ چیز تحریکم نمی کنه مگر اینکه
.با مردی که دوست دارم توی اتاق خوابم تنها باشم
می دونی دلم برای کی می سوزه؟
.همون مرده
.بسه دیگه. من زنگ می زنم به پلیس دانشگاه
.دقیقاً یه ساعت وقت داری تا از اینجا خارج بشی
.بیخیال شو. گوشی رو قطع کن
.فقط دارم شوخی می کنم
ببین، من ویدئوها رو نگاه می کنم .و برات رونویسی می کنم
.من یه زن بالغم. می تونم کارم رو بکنم
می بینی؟
.مشکلی نیست
.یه زن لخت، یه مرد لخت
.مرد لخت خم میشه. من بیخیال میشم
.ببخشید
،قبل از اینکه سوار آسانسور بشم
اون یه اخطار نیست که میگه این وسیله امن نیست، مگه نه؟
.اوه، نه. ولی اگه من بودم از راه پله می رفتم
گواهی نامه امنیت اون تو
.منوی غذای بچه ها توی رستورانه
.ممنونم. در ضمن من "چارلی" هستم
."اوه، سلام. "لیوی
."از دیدنت خوشحال شدم، "لیوی .یکی از اونها بهم میدی
من خوشحال میشم توی فروش لوازم خانگیتون شرکت کنم یا اینکه توی پیدا کردن سگتون کمکتون کنم
.یا اینکه حتی هم اتاقیتون بشم
شما اینجا زندگی نمی کنید، مگه نه؟
.نه، مگه اینکه هم اتاقی شدنمون جدی بشه
من دارم یه پتیشن جمع می کنم
.تا این دوتا رو از اینجا بندازیم بیرون
".آدم های احمق اتاق ۲۰۶ رو بندازید بیرون"
.چه گیراست
.ممنونم
.خانواده من آخر راهرو زندگی می کنن
اونی که کچله پسر عموی گی من رو
.ملکه سرخ شده" صدا می کنه"
.اونها به نظر مثل هیولاها میرسن
.تو چشم های زیبایی داری
.اوه، ممنونم
اگه میشد ازت برای بقیه این ،آگهی ها کمک می خواستم
.ولی حدس میزنم اومدی اینجا کسی رو ببینی
.نه دیگه
یه جای خوب برای پخش کردن این آگهی ها می خوای؟
.اون رستوران کوچیک ایتالیایی آخر خیابون
.اوه، این ایده خوبیه
شرط میبندم آدم های زیادی از .این ساختمون اونجا میرن
.دقیقاً
،و اگه آخرش مجبور شدین شام بخوریم
،یه بطری شراب بگیریم، مست بشیم ،و برگردیم به خونه من
این ریسکیه که باید بپذیریم تا .بتونیم اون غریبه ها رو بیرون بندازیم
ترجـــمـــه از ..: احـســـان De PALMA :.. ..: Juybari جويباری :..
هی، بازم ممنون که توی .نصب کردن آگهی ها کمکم کردی
.هی، دلیل خوبی داشتم
.ببین، من باید یه اعترافی بکنم
من می دونستم که بیشتر از شیش تا
.چسب نواری توی خونه ندارم
،من هم باید یه اعتراف بکنم
.من کلی چسب نواری اضافه توی ماشینم دارم
ببین، می دونی بیرون انداختن یه نفر چقدر می تونه سخت باشه؟
یعنی، تو نمی تونی این دو تا پیرمرد عجیب غریب رو بیخیال بشی؟
اوه، بیخیال. تو نمی دونی .اونها چطوری هستن
.می تونم یه جورای حدس بزنم
.اونها خیلی سر و صدا می کنن
.هی داد و جیع می زنن
اونی که مو داره همیشه درباره
پسر قدر نشناسش حرف می زنه
.که تمام وقتش رو دنبال زن ها میره
.به نظر میاد اینها غر غر های یه آدم دیوونه هست
،و اونی که کچله .خیلی عصبانی و نژادپرسته
،فکر کنم که اون پیش روانشناس میره
.ولی اون یارو حتماً کارش افتضاحه
.بیخیال. شرط می بندم که روانشناسه کارش درسته
...می دونی، بعضی وقت ها مشکل از بیماره
نمیشه فقط دلمون براشون بسوزه و وانمود کنیم که اونها مردن؟
نمی تونم. توی کشور ما، خانواده من .صاحب یه خونه بزرگه
،مالیات اونجا زیاد بود برای همین این آرزوی ما بود
که بیایم آمریکا و بتونیم .جایی رو برای اجاره پیدا کنیم
می دونی، یه جای کوچیک .که لازم نباشه برای خودمون بدونیمش
.واو
،اگه دست من بود مرزها رو برای
همه شما انسان های .زیبا و گیج کننده باز می کردم
من یه مشکل با خشمم دارم که ."دوست دارم دربارش حرف بزنم، "چارلی
."خب، بگو، "وین
،خب، همونطور که می دونی از سال ۲۰۰۴
من توی زندان توزیع کننده
.شراب دست ساز هستم
البته. در واقع، من هنوز اون بطری
شراب سفید توالت سازت رو برای .زمان مخصوص کنار گذاشتم
،خب، مشخص شده که یک نفر از گروه های لاتین
داره یه مدل شراب برای رقابت درست می کنه که ملت در بارش می گن که نسبت به شراب من
،سبک تر، تردتر
.و کمتر توالتیه
پس گروه های لاتین دارن شراب درست می کنن؟
ها. فکر کنم اونها بیخیال ساختن .تکیلا بیضیه بندی شون شدن
این خیلی بده، چون شنیدم .اونها خیلی کارشون درست بود
آره، مخصوصاً چون آریایی ها
با دادن شراب من به عنوان هدیه به لاتین ها
.باهاشون آتش بس اعلام کرده
،ولی حالا اونها دارن برای خودشون درست می کنن
.صلح شکننده ما توی خطر افتاده
صبر کن بینم. پس هدیه دادن باعث شد جلوی جنگ نژادی گرفته بشه؟
آره، ما بهشون شراب توالتی دادیم
و اونها بهمون باقلوایی دادن .که با چیتوز و تنباکو درست کرده بودن
.همینه - .همینه -
.این دقیقاً کاریه که من باید بکنم
درباره چی حرف می زنی، "چارلی"؟
خب، من با یه زنی قرار می گذارم که .خانوادش از پدرم متنفره
پس منم فکر کردم اگه اونها رو ،بیارم پیش هم تا به هم هدیه بدن
اون وقتی بفهمه که من پسر اونم .ازم متنفر نمیشه
اوه، این مثل زمانیه که من نقش ماریا رو
.توی تئاتر زندان برای "داستان کناره غربی" بازی می کنم
من همینطور نقش مامور کراپکی
No comments yet. Be the first to leave one.