The first 200 lines.
...آنچه در "ماموران شیلد" گذشت
کورا، لازم نیست امروز بمیری
از کجا میدونستی قراره اینجا باشم؟
باید از دوست جدیدم سیبیل تشکر کنم
منم قرار بود بمیرم
اما یه روزنه فرار پیدا کردم
میخوای همرام بیایی؟
اون زن باهاش چیکار کردید؟
اون ربطی به تو نداره
فقط چیزی رو میخواستم که به صلاح خودت بود
فقط ترس توی چشمای توئه
هیچی به جز تهدید نمیبینی
نه، دوستت دارم، همیشه داشتم
میخواستی بزاری یه چاقو توی قلب من فرو کنه
لی ! نه وایسا
نمیتونم مردمم رو ول کنم تا بمیرن
دختر من هنوز اون بیرونه
نمیزاریم این نبرد رو تنهایی بجنگی
مختصاتی به اون ساعت می فرستیم
وقتی آماده ملاقات بودیم
باید تا اون موقع یه جایی مخفی بشید
این حس خوبی داره
حس میکنم به دنیا یه چیز جدید بدیم
و اون چیه؟
هرج و مرج
سریال ماموران شیلد | قسمت 10 فصل 7 مترجم : یه آدم | @The_Agents_Of_Shield
میایی مسابقه بدیم؟
آره
زندگی بدون یه چالش خوب ارزشی نداره
انگار یه نفر اینجا فیلسوفه
همچین چیزی توی پاتوق شیلد کمیابه
نمیدونم چی میگی
اما یه پرتاب کننده خوب دارت هستم
از الان هشدار دادم بهت
نظرت چیه شرط بندی کنیم؟ یه ذره باحال بشه
من که مطمئن نیستم بخوام همه پولمو برای جذاب ترین
مستخدم از دست بدم
خب، بالاترین نمرات و یه خلبان عالی
یه خلبان توی تیمم نیاز دارم
از پیشنهادی که دادی متشکرم
اما فکر نکنم همو بشناسیم
نمیشناسیم
اما خیلی چیزا درباره ات میدونم
مثل اینکه چطوری رابطه ات با شیلد
به جدایی خیلی ناراحت کننده ای منتهی میشه
چی زر میزنی باو
هفت سال دیگه توی بالکانز
بدجور زخمی میشی
دل و روده ات بیرون میریزه
درخواست کمک میکنی اما اونا رد میکنند
زنده میمونی
اما دیگه کار تو و شیلد تمومه
و مستقیم میفتی توی دستان دوست داشتنی هایدرا
واو
آینده
نظرت چیه زنگ تیمارستان بزنم
و بهشون بگم که تو فرار کردی؟
لعنتی
عجب کار خفنی بود
آره، بهش میگن ابرقدرت
تو هم یکی میخوای؟
عزیزم
2تا آبجو دیگه به حساب من
باشه
به اسم جان گرت
توی دهه 80 گیر کردیم
قبلا نوستالژی داشتیم
دیگه نداریم
راکسی، از دیدنت خوشحالم
منم همینطور قربان. انتظار نداشتم به همین زودی دوباره ببینمتون
آره خب، دست خودم نبود
میدونم شماها درگیر چیزای فوق محرمانه هستید
فانوس کاملا در اختیار شماست
کاش میتونستم پیش شما باشم
تبریک میگم که عضو آکادمی شدی
ممنون
فکر میکردم عضو شیلدم اما مشخص شد
دیک اجازه نداشت تا منو یه مامور کنه
بقیه گروه هم ثبت نام کردند
شاید بعد از اینکه فارغ التحصیل شدیم
همدیگه رو توی ترایسکلیون ببینیم
هی
دیگه توی تلویزیون نیستی، کولسون
خیلی خوبه
فقط ازم نخواه تا توضیح بدم
خب، باید برم
موفق باشی، مامور گلس
به ترایسکلیون اشاره کرد اما الان 1983 هست
هنوز ساخته نشده بود
جلوتر از برنامه هست
درست مثل پروژه بینش
نظرت چیه؟
خب، رئیس تویی
نه، بیخیال تشریفات شو
تو مخمصه افتادیم و میخوام خودت باشی
پس اگه ماموریتی برای ما داری، بگو
خط زمانی داره از هم میپاشه
باید درستش کنیم
ناتانیل مالیک اون بیرون
با قدرت های کوئیک و یه پایگاه جدیده
یه قولی به مامان دیزی دادیم
که مجبور نیست تنهایی بجنگه
فکر کنم وقتشه به قولمون عمل کنیم
خب، من که تحت تاثیر قرار گرفتم
یه پایگاه چند طبقه زیر فانوس
آره، ما هم مدت زمان زیادی رو اینجا سپری کردیم
پس شاید باهاش کنار اومدیم
نمیدونی چرا بعد از اینکه هسته رو درست کردیم
شمارش معکوس جدیدی به راه نیفتاد؟
مکانیزم جابجایی الکترونی
ثابتش کرد اما ممکنه آسیب های اضافی
باعث جلوگیری از سیستم مخابره ما
برای نفوذ به فضا-زمان شده باشه
فهمیدی چی گفت؟
راستش، آره فهمیدم
میرم یه ذره استراحت کنم
خوابگاه ها اون طرف هستند
میخوای اینم ببرم؟
خودم میبرم، مرسی
گفتم بد نیست یه ذره به پای جدید فشار بیارم
باشه
ممنون
چیه؟
بگو راجب چی دهه ۵۰ مشتاقی
حداقل نمیدونه که جوونمردی مرده
باشه، به هر حال
کاش یه راه حلی برای این هم از سرم بیرون می کشیدی
الان به مغز فیتز نیاز دارم
یعنی الان هیچی یادت نمیاد که کجا بودید؟
نه، هدف هم همینه
آخرین چیزی که یادت میاد چیه؟
کرونیکام ها دنبالتون بودند
اما هیچوقت... اوضاع خشن شد؟
برا چی میپرسی؟
وقتی ایمپلنت رو برداشتی، چیزی گفتم؟
نه دقیقاً
دیزی، نمیخوام بدونم
توافق کردیم که هیچی نگی
هیچی نمیدونم
نمیتونستی خودتو کنترل کنی
مهم نیست چقدر گیج شده بودم، نباید بدونم
گیج نشده بودی
کلا داغون شدی
هیچوقت ندیده بودم اینقدر وحشت زده بشی
تسلی ناپذیر بودی
برا همین پرسیدم
جانسون، سیمونز بیایید به مرکز
سر یه ساعت خراب صبر نمی کنیم
باید یه کاری کنیم
حتی اگه میتونستیم این زمان رو ترک کنیم
ول کردن این مالیک به روی دنیا
عواقب جبران ناپذیری به همراه داره
کنترل افترلایف رو به دست گرفته. باید پسش بگیریم
با گروگانها شروع می کنیم
و به هر قیمتی که شده از جائینگ محافظت کنیم
سیمونز، میتونی مختصات ما رو به ساعتش بفرستی؟
الان میفرستم
من... من فکر نکنم
فکر خوبی باشه که بیاریمش اینجا
میدونم اما نمیتونیم والدین بیشتری رو از دست بدیم
درباره محافظت از وجودیت تو هم هست
به غیر از می و یویو، جائینگ ما رو نمیشناسه
میتونیم چیزایی که بهش میگیم رو به حداقل برسونیم
هیچی درباره آینده، قدرتش یا تو
دخترش؟
دیزی
یه چیز دیگه هم هست
توی افترلایف یه زنی بود که
چه سریع
اون دنبال ماست
به اینجا میگن افترلایف
منم اسم بهتری به ذهنم نمیومد
هرکسی که میارم اینجا، از یه پایان تراژدیک نجات داده شده
و یه شروع جدید بهش داده شده
چطوری انجامش میدی؟
چطوری آینده منو دیدی؟
بهت نشون میدم
اسمش جریان زمانه
از آینده فرستاده شده
آماده سازیش تقریبا تموم شده، آقای مالیک
به محضی که کار دکتر گریدی تموم بشه
باید دستتو بکنی توش
گریدی از چیزهای خطرناک نمیترسه
شیلد تصمیم گرفت که تکنولوژی او زیادی خطرناکه
و میخواستند بکشنش برای همین من آوردمش اینجا
یعنی میگی این چیز خطرناکه؟
خب، چیزی برای نگرانی نیست قرار نیست بهت آسیب بزنه
فقط... مغزت هنگ میکنه
با سیبیل ملاقات میکنی
راهنماییت میکنه
یه زن این توئه؟
یه همچین چیزی
من و اون دنبال یه چیزی هستیم
همون چیزی که تو هم
توی داستان زندگیت که قراره ببینی، دنبالش بودی
جاودانگی
آماده شو
بیشتر مردم از پایانش خوششون نمیاد
مردم من به محافظت نیاز دارند
اونو به ما بسپار
No comments yet. Be the first to leave one.