The first 200 lines.
...جناب
سوزانا آنا مارین جوهاناس
به نظر میاد خودکشی کرده
علاوه بر خودش ، عمارتشُ به آتش کشیده
شش بار ازدواج کرده و عجیبه که هر شش تا شوهرش مُرده اند
حتما اون یه زن نفرین شده است
... خب
مطمئنم که همگی در جریانید که در جستجو ها
جمجمه ، خاکستر استخوان جسد و لوازم آرایش و ... پیدا کردیم
ولی ما باید حتما آزمایش دی ان ای رو هم انجام بدیم
! امیدوارم که سرت زیاد شلوغ نباشه
این پرونده با من
این پرونده باید در اولویتت باشه
و پلیس میخواد مطمئن بشه که اون واقعا مُرده
...آرون
چیکار می کنی ؟
چرا هیچوقت اینارو بهم نشون ندادی ؟
چرا ؟
اسرار محرمانه ات بوده ؟
این سوزانا ست ؟
ارباب
حالا ، دیگه مُرده
از زندگی گذشته بود و روحش توسط عشق سلاخی شده بود
ارباب من آدم افسرده ای بود
همه ی عمرش رو صرف پیدا کردن عشق ابدی هدر داد
خیلی تنها بود
خیلی کوچیک بود که مادرش رو از دست داد
هنوز بزرگ نشده بود که پدرش ُ هم از دست داد
پدرش ، ارباب من
پدرش همه چیزش بود
دوستش بود ، مادرش بود ، برادرش بود
...و بعد از اینکه پدرش فوت کرد
پدرش رو در وجود هر مردی جستجو می کرد
روز مراسم دفن پدرش
سر تا پا مشکی پوشیده بود
مثه برف روی قله کوه ، تو تاریکی شب بود
اصلا عجیب نبود که حتی تو لباس مشکی هم می درخشید
و خیلی زود خودش رو پیدا کرد
عمو گونگا
زیاد حرف می زد ولی مادرزادی کر و لال بود
من یتیم به دنیا اومدم
من نفهمیدم من سرپرستی اونو به عهده گرفتم یا اون سرپرستی من رو
اولین رقیب واقعی من
و آخرین آرزوی پدر اربابم
شوهر شماره یک
سرگرد ادوین رودریگز بزرگ
گونگا
چقدر طول می کشه ؟
قالیب
این چی می گه ؟
می گه : تا نیم ساعت دیگه همه چیز باید آماده بشه
نمیخوام هیچکدومشون رو این اطراف ببینم
قالیب
، مثل اسمش شاعر ، کارش مستخدمی بود و شبیه آدم های بد ذات هالیوود بود
امر دیگه ای ندارید ، قربان ؟
چی گفت ؟
ممنونم قربان
اگه می فهمید که بهش گفتی عوضی ، چشماتو از کاسه در میاورد
قالیب - قربان
سومین فرد مورد علاقه ارباب
عمه مگی
که در واقع ارباب رو بزرگ کرده بود
عمه مگی مثل یک مادر و بهترین دوست ارباب بود
البته دوست های دیگه ای هم داشت
...زهر آلود ، خطرناک
اما به شدت باوفا و با معرفت
عزیزم ، مسابقه اسب سواری هست
انتخاب سوارکار به اندازه ی انتخاب اسب مهم هست
من دلیلی واسه تعویض سوارکار نمی بینم
گونگا سوار کار مورد علاقه پدرم بود
مارتا نظرت چیه ؟
من فکر کنم اینجا یکی هست که بهتر می تونه نظر بده
درسته ، تیم ؟
آقای رنگن نظر شما در این باره چیه ؟
چطوره یه سوارکار حرفه ای از خارج استخدام کنیم ؟
ما که توانایی مالی داریم من یه سوارکار پاراگوئه ای میشناسم
بحث سر توانایی مالی نیست آقای رنگن
... سوارکار حرفه ای از پاراگوئه
تو ! پسر
می دونی داری چیکار می کنی ؟
دارم دزدی می کنم
بیا اینجا
زود باش
دستت رو بهم نشون بده
زود باش
این عوضی دیگه کیه ؟
من اینارو واسه " کندی " برداشتم قربان
کندی دیگه کیه ؟
اسم اسب جدیدتون
اسم قشنگی واسه یه اسب هست
کندی
وقتی اینارو می خوره خیلی سریعتر می دوئه
تا کلاس چندم درس خوندی ؟
کلاس هفتم و نصفی
خوب دیگه ؟
ارباب کندی شما رو خیلی دوست داره
اون پیتکو پیتکو می دوئه
و مسابقه اسب سواری رو برنده میشه
ارباب لطفا منو ببخشید
به نظرم بهتره این بچه یتیم احمق رو
به روستاش بفرستیم
شما دیگه این موش رو اینجا نمی بینید
حق با توئه
این بچه رو دیگه اینجا نمی بینیم
چونکه قراره از فردا بره مدرسه
باشه ؟
قند عسل
ممنونم ارباب
زندگی من در یک لحظه تغییر کرد
ارباب منو از اون همه سختی نجات داد
و زندگی منو از این رو به اون رو کرد
این اعتراف جدید هست
ارباب واسه من حکم خدای روی زمین رو داشت
و من ارباب رو با تمام وجودم می پرستیدم
ارون راستشو بخوای اربابت واقعا جذاب بوده
واقعا چهره جذابی داره
بهترین شوهر هندی
حوصله سر بر ، دارای حس مالکیت ، غیر قابل اعتماد و یک شکاک
و همچنین یه از خود راضی
آقای استینکر
خانم و آقایان لطفا توجه بفرمائید
ما امشب به افتخار سرگرد رودریگرز دور هم جمع شدیم
سرگرد دارنده مدال شجاعت هستند
به سلامتی سرگرد به سلامتی
ما شهامت و شجاعت شما رو شاهد بودیم
و شما رو به خاطر موفقیت در عملیات ستاره آبی تحسین می کنیم
این موفقیت رو مدیون شما و ارتش تون هستیم
(و همچنین مدیون پای من (تو عملیات پاش رو از دست داده
سلام زیبا
!!نمی فهمم چرا تو روز به روز جوان تر میشی
ادوین خیلی زود داره پیر میشه ولی تو اصلا پیر نمی شی
ممنونم
به سلامتی همسر زیبات
مشروب خوردن رو ترک کرده
واقعا ؟ از کی ؟
از امروز صبح ، من هر روز ترک می کنم
و راز زیباییم همینه ، فرمانده ونکات به سلامتی
نوش
عصر بخیر قربان عصر بخیر
میتونم افتخار رقص با شما رو داشته باشم
با شما خانم محترم
من همیشه دو تا پا داشتم
ولی حالا یکی اش رو از دست دادم
! واقعا
شما رقاص فوق العاده ای هستید ، ستوان
قربان
ولی به پای همسر زیبای شما نمی رسم ، قربان
همسر زیبام
و همچنین بهترین همسر
و اون همچنین اسم زیبایی داره
سوزانا
چی ؟
سوزانا
ولی بهتره خانم رودریگرز صداش کنی
ممنون
تو جنبه مشروب خوردن نداری
" "من هر روز صبح ترک می کنم
اینقدر خودنمایی نکن
تو یه زن متاهلی
از اینکه همسر منی خجالت می کشی؟
پس چه مرگته ؟
پس چرا اینقدر ناتوانی جسمیم رو تو سرم می کوبی ؟
معذرت میخوام
الان بهترین فرصتـ ـه واسه اینکه بچه دار بشیم
وقتی که مادر بشی ، وظایف زناشویی رو هم یاد میگیری
متخصص زنان و زایمان رفتی ؟
آزمایش ها نشون میداد مشکلی نیست
پس چرا باردار نمی شی؟
دکتر گفت که مشکل از جانب من نیست
... پس یعنی من
تو تختخواب هم تواناییم رو از دست دادم ؟
من اهل آلاباما هستم ... با یک گیتار در زانوم
اوه سوزانا ، دلت به حال من می سوزه ؟
چندبار باید بگم قبل از اینکه بیای تو در بزن ؟
! در بزن ، در
دفعه بعدی ، زنده به گورت می کنم
مشخص بود این اتفاق پیش میاد ، دوست من
ازدواج که با عجله صورت بگیره
به همون سرعت پشیمانی در پیش داره
دوست داری اون یکی پات رو هم بشکنه ؟
دور و برش آفتابی نشو
چون دوباره دهنت رو سرویس می کنه
قربان حالتون خوبه ؟
عوضی
حرومزاده
پس دلت میخواد با من بجنگی ؟
گونگا ... گونگا
گونگا ، چی شده ؟
چی شده ؟
چه اتفاقی افتاده
قالیب ، قالیب
اون زنده میمونه
ولی ببخشید که نتونستیم چشمش رو معالجه کنیم
از دست دادن یک چشم واسه اینکه نشون بده قراره چه بلایی به سرمون بیاد ، کافیه
دفعه بعد که من سرگرد رو دیدم در واقع آخرین باری بود که میدیدمش
اونها به دنبال پلنگ آدمخوار می رفتند
میشه امشب یه کم مشروب بخورم ؟
فقط یه کم ؟
نه
حداقل سه تا پیک
No comments yet. Be the first to leave one.