7 Khoon Maaf

7 Khoon Maaf (७ खून माफ़)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

7 Khoon Maaf(2011) DVDRip XviD AC3 ESubs [DDR]
A Commentary by ladaani
❤❤ LADAN ❤❤ زیرنویس از: لادن ❤❤ E-mail :[email protected]

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
XviD
AC3
Published on: 2016-11-20
Downloads: 39
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫...جناب

‫سوزانا آنا مارین جوهاناس

‫به نظر میاد خودکشی کرده

‫علاوه بر خودش ، عمارتشُ به آتش کشیده

‫شش بار ازدواج کرده و عجیبه که هر شش تا شوهرش مُرده اند

‫حتما اون یه زن نفرین شده است

‫... خب

‫مطمئنم که همگی در جریانید که در جستجو ها

‫جمجمه ، خاکستر استخوان جسد و لوازم آرایش و ... پیدا کردیم

‫ولی ما باید حتما آزمایش دی ان ای رو هم انجام بدیم

‫! امیدوارم که سرت زیاد شلوغ نباشه

‫این پرونده با من

‫این پرونده باید در اولویتت باشه

‫و پلیس میخواد مطمئن بشه که اون واقعا مُرده

‫...آرون

‫چیکار می کنی ؟

‫چرا هیچوقت اینارو بهم نشون ندادی ؟

‫چرا ؟

‫اسرار محرمانه ات بوده ؟

‫این سوزانا ست ؟

‫ارباب

‫حالا ، دیگه مُرده

‫از زندگی گذشته بود ‫و روحش توسط عشق سلاخی شده بود

‫ارباب من آدم افسرده ای بود

‫همه ی عمرش رو صرف پیدا کردن عشق ابدی هدر داد

‫خیلی تنها بود

‫خیلی کوچیک بود که مادرش رو از دست داد

‫هنوز بزرگ نشده بود که پدرش ُ هم از دست داد

‫پدرش ، ارباب من

‫پدرش همه چیزش بود

‫دوستش بود ، مادرش بود ، برادرش بود

‫...و بعد از اینکه پدرش فوت کرد

‫پدرش رو در وجود هر مردی جستجو می کرد

‫روز مراسم دفن پدرش

‫سر تا پا مشکی پوشیده بود

‫مثه برف روی قله کوه ، تو تاریکی شب بود

‫اصلا عجیب نبود که حتی تو لباس مشکی هم می درخشید

‫و خیلی زود خودش رو پیدا کرد

‫عمو گونگا

‫زیاد حرف می زد ولی مادرزادی کر و لال بود

‫من یتیم به دنیا اومدم

‫من نفهمیدم من سرپرستی اونو به عهده گرفتم یا اون سرپرستی من رو

‫اولین رقیب واقعی من

‫و آخرین آرزوی پدر اربابم

‫شوهر شماره یک

‫سرگرد ادوین رودریگز بزرگ

‫گونگا

‫چقدر طول می کشه ؟

‫قالیب

‫این چی می گه ؟

‫می گه : تا نیم ساعت دیگه همه چیز باید آماده بشه

‫نمیخوام هیچکدومشون رو این اطراف ببینم

‫قالیب

، ‫مثل اسمش شاعر ، کارش مستخدمی بود ‫و شبیه آدم های بد ذات هالیوود بود

‫امر دیگه ای ندارید ، قربان ؟

‫چی گفت ؟

‫ممنونم قربان

‫اگه می فهمید که بهش گفتی عوضی ، چشماتو از کاسه در میاورد

‫قالیب ‫- قربان

‫سومین فرد مورد علاقه ارباب

‫عمه مگی

‫که در واقع ارباب رو بزرگ کرده بود

‫عمه مگی مثل یک مادر و بهترین دوست ارباب بود

‫البته دوست های دیگه ای هم داشت

‫...زهر آلود ، خطرناک

‫اما به شدت باوفا و با معرفت

‫عزیزم ، مسابقه اسب سواری هست

‫انتخاب سوارکار به اندازه ی انتخاب اسب مهم هست

‫من دلیلی واسه تعویض سوارکار نمی بینم

‫گونگا سوار کار مورد علاقه پدرم بود

‫مارتا نظرت چیه ؟

‫من فکر کنم اینجا یکی هست که بهتر می تونه نظر بده

‫درسته ، تیم ؟

‫آقای رنگن نظر شما در این باره چیه ؟

‫چطوره یه سوارکار حرفه ای از خارج استخدام کنیم ؟

‫ما که توانایی مالی داریم ‫من یه سوارکار پاراگوئه ای میشناسم

‫بحث سر توانایی مالی نیست آقای رنگن

‫... سوارکار حرفه ای از پاراگوئه

‫تو ! پسر

‫می دونی داری چیکار می کنی ؟

‫دارم دزدی می کنم

‫بیا اینجا

‫زود باش

‫دستت رو بهم نشون بده

‫زود باش

‫این عوضی دیگه کیه ؟

‫من اینارو واسه " کندی " برداشتم قربان

‫کندی دیگه کیه ؟

‫اسم اسب جدیدتون

‫اسم قشنگی واسه یه اسب هست

‫کندی

‫وقتی اینارو می خوره خیلی سریعتر می دوئه

‫تا کلاس چندم درس خوندی ؟

‫کلاس هفتم و نصفی

‫خوب دیگه ؟

‫ارباب کندی شما رو خیلی دوست داره

‫اون پیتکو پیتکو می دوئه

‫و مسابقه اسب سواری رو برنده میشه

‫ارباب لطفا منو ببخشید

‫به نظرم بهتره این بچه یتیم احمق رو

‫به روستاش بفرستیم

‫شما دیگه این موش رو اینجا نمی بینید

‫حق با توئه

‫این بچه رو دیگه اینجا نمی بینیم

‫چونکه قراره از فردا بره مدرسه

‫باشه ؟

‫قند عسل

‫ممنونم ارباب

‫زندگی من در یک لحظه تغییر کرد

‫ارباب منو از اون همه سختی نجات داد

‫و زندگی منو از این رو به اون رو کرد

‫این اعتراف جدید هست

‫ارباب واسه من حکم خدای روی زمین رو داشت

‫و من ارباب رو با تمام وجودم می پرستیدم

‫ارون راستشو بخوای اربابت واقعا جذاب بوده

‫واقعا چهره جذابی داره

‫بهترین شوهر هندی

‫حوصله سر بر ، دارای حس مالکیت ، غیر قابل اعتماد و یک شکاک

‫و همچنین یه از خود راضی

‫آقای استینکر

‫خانم و آقایان ‫لطفا توجه بفرمائید

‫ما امشب به افتخار سرگرد رودریگرز دور هم جمع شدیم

‫سرگرد دارنده مدال شجاعت هستند

‫به سلامتی سرگرد ‫به سلامتی

‫ما شهامت و شجاعت شما رو شاهد بودیم

‫و شما رو به خاطر موفقیت در عملیات ستاره آبی تحسین می کنیم

‫این موفقیت رو مدیون شما و ارتش تون هستیم

‫(و همچنین مدیون پای من (تو عملیات پاش رو از دست داده

‫سلام زیبا

‫!!نمی فهمم چرا تو روز به روز جوان تر میشی

‫ادوین خیلی زود داره پیر میشه ولی تو اصلا پیر نمی شی

‫ممنونم

‫به سلامتی همسر زیبات

‫مشروب خوردن رو ترک کرده

‫واقعا ؟ از کی ؟

‫از امروز صبح ، من هر روز ترک می کنم

‫و راز زیباییم همینه ، فرمانده ونکات ‫به سلامتی

‫نوش

‫عصر بخیر قربان ‫عصر بخیر

‫میتونم افتخار رقص با شما رو داشته باشم

‫با شما خانم محترم

‫من همیشه دو تا پا داشتم

‫‫ولی حالا یکی اش رو از دست دادم

‫! واقعا‫

‫شما رقاص فوق العاده ای هستید ، ستوان

‫قربان

‫ولی به پای همسر زیبای شما نمی رسم ، قربان

‫همسر زیبام

‫و همچنین بهترین همسر

‫و اون همچنین اسم زیبایی داره

‫سوزانا

‫چی ؟

‫سوزانا

‫ولی بهتره خانم رودریگرز صداش کنی

‫ممنون

‫تو جنبه مشروب خوردن نداری

‫" "من هر روز صبح ترک می کنم

‫اینقدر خودنمایی نکن

‫تو یه زن متاهلی

‫از اینکه همسر منی خجالت می کشی؟

‫پس چه مرگته ؟

‫پس چرا اینقدر ناتوانی جسمیم رو تو سرم می کوبی ؟

‫معذرت میخوام

‫الان بهترین فرصتـ ـه واسه اینکه بچه دار بشیم

‫وقتی که مادر بشی ، وظایف زناشویی رو هم یاد میگیری

‫متخصص زنان و زایمان رفتی ؟

‫آزمایش ها نشون میداد مشکلی نیست

‫پس چرا باردار نمی شی؟

‫دکتر گفت که مشکل از جانب من نیست

‫... پس یعنی من

‫تو تختخواب هم تواناییم رو از دست دادم ؟

‫من اهل آلاباما هستم ... با یک گیتار در زانوم

‫اوه سوزانا ، دلت به حال من می سوزه ؟

‫چندبار باید بگم قبل از اینکه بیای تو در بزن ؟

‫! در بزن ، در

‫دفعه بعدی ، زنده به گورت می کنم

‫مشخص بود این اتفاق پیش میاد ، دوست من

‫ازدواج که با عجله صورت بگیره

‫به همون سرعت پشیمانی در پیش داره

‫دوست داری اون یکی پات رو هم بشکنه ؟

‫دور و برش آفتابی نشو

‫چون دوباره دهنت رو سرویس می کنه

‫قربان حالتون خوبه ؟

‫عوضی

‫حرومزاده

‫پس دلت میخواد با من بجنگی ؟

‫گونگا ... گونگا

‫گونگا ، چی شده ؟

‫چی شده ؟

‫چه اتفاقی افتاده

‫قالیب ، قالیب

‫اون زنده میمونه

‫ولی ببخشید که نتونستیم چشمش رو معالجه کنیم

‫از دست دادن یک چشم واسه اینکه نشون بده قراره چه بلایی به سرمون بیاد ، کافیه

‫دفعه بعد که من سرگرد رو دیدم ‫در واقع آخرین باری بود که میدیدمش

‫اونها به دنبال پلنگ آدمخوار می رفتند

‫میشه امشب یه کم مشروب بخورم ؟

‫فقط یه کم ؟

‫نه

‫حداقل سه تا پیک

More Farsi Persian subtitles for 7 Khoon Maaf

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left