The first 200 lines.
6 خونهم
Viva Caputa
چه معني ميده؟
هيچ وقت ازش نپرسيدم
چا بلايي سرش اومده؟
اتيش گرفته بوده؟
آره، سوخته
واقعاً؟
چطوري؟
نميدونم
داخلش چه شکلي بود؟
شبيه رستوران
چيز خاصي نداشت
يه شبي يک ادمي از طرف مجله اومد
غذا خورد و در موردش نوشت
باعث افتخار بابام شد
خب، اگر غذا خوب بوده و مردم خوششون اومد، چرا....؟
فکر ميکني چي اشتباه پيش رفت؟
بابام به آدم هاي اشتباهي اعتماد کرد
پول زيادي بهشون بدهکار بود
بعدش با کارهاي احمقانه ايي سعي داشت بهشون پول رو پس بده
دقيقاً اون چيکار ميکرد؟
...ظاهراً، اينجوري که پيداست من نميتونم
نميتونم
....بستگي داره اگر تا اخر ماه
همه چي مرتبه؟
چي...؟ چه غلطي ميکني مرد؟ - چيزي نيست، چيزي نيست -
با منه
ميخواستم کمکت کنم کار رو شروع کني - باشه -
بچه ت هست؟ - ميتونيم يه زمان ديگه ايي اين کار رو بکنيم؟ -
ميتونيم بندازيمش يه وقت ديگه؟ - نه، نه، نه، بيخيال مرد، بيخيال -
باشه
ميشه بري داخل و ماهي ها رو از توي فريزر برام بزاري بيرون، باشه؟
داري چيکار ميکني؟
لعنتي، جدي ميگم ميخواي بهم پيامک بدي؟
يه کاريش ميکنيم - خواهرشو، اين رو ميخواي يا نه؟ -
يالا
يالا، 300 دلاره فقط بهم قرص ها رو بده، يالا
به زودي ميبينمت
داري چه گوهي ميخوري؟
خودت رو ميندازي زندان
بيا شروع کنيم بايد منوي مخصوص رو اماده کنيم
نميدونم، نميدونم نميدونم چيکار ميکرد
فقط ميدونم کاري براش نکرد
بايد سراغ ما مي اومد
کمکش ميکرديم
راهي رو پيدا کرد که بدهي ـش رو صاف کنه؟
نه
شايد اونا سوزودن
فکري بود که بابام ميکرد
لازم بود اين رو ببينم
خب، الان ميتونيم بريم خونه
اشکالي نداره يه جاي ديگه هم واستيم؟
گفت لت و پارش کردي
آره، خب، ميدوني يکمي فيزيکي شد
خدايا
خدايا، جان، داشتي به چي فکر ميکردي؟
فکر نميکردم - اين يارو کي هست؟ -
...يه ولگرد از ميامي، فقط باعث دردسر شد، همين
از متل ردريف چجوري اون خبر داره؟ - فکر ميکنم بتونه روزنامه بخونه مگ -
...ميگه تو اون شب اونجا بودي
شبي که افراد لوري به دني حمله ميکنن
بفرما، من بايد اين چي بگم اخه؟ بيخيال
از کجا اين فکر به سرش زده؟ - من چميدونم -
ميتونيم بحث در موردش رو تموم کنيم
اون پول ميخواد که ساکت بمونه
بتخممه اون چي ميخواد
بهم نگا کن - چيه؟ -
چه خبر شده؟
خدا لعنتش کنه، مگ
اگر بهم چيزي نگي نميتونم از خودمون محافظت کنم
ديگه باهاش ارتباط برقرار نميکني
بهش پولي نميدي هيچ خري نيست ـش
چجوري ميتونم از اين روشن تر بگم؟
ميفهمي چي ميگم؟
خوبه
لعنتي، اومد
اينجاست، مرد لحظه ها
چي شده من مرد لحظه ها شدم؟
اولاً براي يه چيزي من رو اينجا آوردي، درسته؟
و بعدش، دوماً تو به من در مورد دني و رد ريف گفتي
پس اساساً تو بهم کليد پادشاهي رو دادي، داداش
کودوم پادشاهي؟
،بيخيال نميخواد نگران باشي
باشه؟
نميخواد نگران چيزي باشي چون اونجور ادمي نيستم
ادمي نيستم که رو دوست خودش تيزي علم کنه، درسته؟
من رو دخالت نده
مطمئني؟
مطمئني؟ چون من ديگه دارم بليط شانس خودم رو مينويسم
هنوز داري سر به سر جان ريبرن ميزاري، درسته؟
بهت گفتم که بيخيالش بشي، آز باعث ميشه من بگا برم
نميفهمي، نه؟
فقط...نميفهمي
بخاطر اينه که تو مجردي براي همينه
مسئوليتي نداري
چه ربطي اخه داره، رفيق؟
من کلي مسوليت دارم، مرد
زن و بچه دارم
و زنم تا وقتي که اون واسش چيزي تهيه نکنه خوشحال نميشه
اگر به من بود اون بدبخت رو چاقو چاقوش ميکردم
اين کاريه که من ميکنم
....پس من ميخوام
اينجا پول در بيارم
با پولش کاري کنم
...و بعدش
ميخوام زندگي کنم، مرد ميخوام واقعاً زندگي کنم
...و
نميخوام بکسي بگم، باشه؟
به هيچکي نگو
بين خودم و خودت بمونه
ميخوام غافلگيرش کنم
ميخوام پيش يه تهيه کننده ببرمش و يه استديو اجاره کنم
تا بتونه البوم دومش رو ضبط کنه
بيخيال، اون ميتونه مرد
آره - اون.. نه، خدايي رفيق -
اون...اون واقعاً اين کارس - تو واقعاً يکمي خل وضعي، نه؟ -
لعنتي
اين اتفاق مي افته
اين اتفاق مي افته، ميدوني چرا؟
چرا؟ - چون من باور دارم -
!من باور دارم
!من باور دارم
خيله خب، بزار بگيم جان همه چيز رو از توي پارکينگ ديده باشه
اين يارو از کجا ميدونه؟
شايد يه شاهدي بوده
نه، محاله، اون اينجوري ما رو اسيب پذير نميکنه
جان بايد يه چيزي گفته باشه - واقعاً؟ -
بهم نگفت که اين يارو رو لت و پار کرده
بهمون نگفت دني يه نوار درست کرده
نميدونم ديگه چي ازمون مخفي کرده
ميخواد چيکار کني؟
هيچي
باهام حرف نميزنه
به نظر نگران مياد؟ - نميدونم -
ولي به کاري که ميکنه ايمان ندارم
اگر اين يارو لب تر کنه کمپين بگا رفته و هممون افشا شديم
خيله خب، پس بايد ساکت نگه ـش داريم
بايد به اين يارو پول بديم
چقدر پول ميتوني از کار و کاسبي ـت برداري؟
شوخيت گرفته؟ مگ، يه نگا بنداز
من ورشکست هستم
پولي ندارم همين روزا اينجا رو از دست ميدم
نگفتي اوضاع اينقدر خرابه
چون اين مشکل منه و دارم روش کار ميکنم
...خدا
خيله خب، چي...؟
بهترين انتخابي که داريم چيه؟
چجوري ميخوايم باهاش معامله کنيم؟
بايد در موردش فکر کنم، باشه؟
بعدا بهت زنگ ميزنم - باشه -
پملا اوتيز هستم
نميدونم داره چه اتفاقي مي افته چند باره دارم بهت زنگ ميزنم
بهم زنگ بزن، لطفاً
لطفاً
همه چي رو ميتونم ببخشم
بجز اون رو
سلام
بله، خانم اورتيز، ميشناسم ـتون
چه ساعتي؟
باشه
باشه، اونجا ميبينم ـتون
از همه چي عکس بگير اين ديگه قايق نيست، باشه؟
هر چي که روي زمين باشه عکسش رو ميخوام
کمکي ازم برمياد؟
اقاي کوين ريبرن؟
بله
صبح بخير، جناب
از طرف بانک اتلانتيک هستيم
فقط اومديم زمين و ساختمون ارزيابي کنيم
تا براي روند استرداد دارايي اقدام بشه
پس به زبون ساده چي ميگيد؟ بانک شما رو اينجا فرستاده تا صاحب املاکم بشه؟
متاسفانه
اگر بهمون اطلاعاتي بديد، ما خيلي ممنون ميشيم
چند وقته اينجا زندگي ميکرديد؟
الان و تمام عمرم
صاحبخونه بالاخره کارش رو کرد
عوضي چند ساله داره تهديد ميکنه
احتمالاً قفل ها رو هم عوض کردن
يه لحظه بهم مهلت بده
فقط بايد چند چيز رو بردارم
همه چي داره کار ميکنه
نظر سنجي ها داره به سمت درست ميره - آره -
واقعاً خوش شانس هستيم، جان داره خوب پيش ميره
اينم ثمره هاي يه دور جذب سرمايه ديگه
اسم اهدا کننده ها داخلش هست
ممنون
پس با داوطلب ها و تدارکات هماهنگ کردي؟
کار ديگه ايي هست کمکت کنم؟
به نظر مياد همه چي حله
فکر ميکنم برادرت بايد روي چهره عمومي ـش کار کنه
...شايد
چندتا مناظره با کانديدهاي ديگه ترتيب بدي
آره، درست ميگي، باهاش صحبت ميکنم
جان شخصيت ـش رو داره
وقاري داره که اگيري نميتونه از پسش بر بياد
الان وقتش هست که بزاريم توي عموم شونه به شونه پيش برن
با افراد اگيري تماس ميگرم و يه کاريش ميکنم
باشه، خوبه، همين کار رو بکن
بايد يه چيزي ازت بخوام، شايد بجا نباشه اگر بجا نبود حرفم رو قطع کن
No comments yet. Be the first to leave one.