The first 200 lines.
ترجمه و زيرنويس سارا تي تي زهرا
رد کرد؟ .
امکان نداره- مهم نيست-
اون نام کاربري ژانگ چانگ گونگ نيس؟
!اين ايده اون بود گفت بايد امتحانش کنيم
واسه چي؟
واسه اينکه صداقتش نسبت به تو مشخص بشه
براي چي؟ ما دوتا که رابطه خاصي نداريم
واسه همين قبل اينکه به يه جايي برسين، دارم امتحانش ميکنم
خدايا
قبل از اين کار، نميخواستي بهم چيزي بگي؟
..راستش، وقتي رفتم خونه
داداش کوچيکم رو ديدم که با 7 يا 8 تا دختر چت ميکرد
"به همه شونم ميگفت "عسلم
منم يهو ياد تو افتادم
ترسيدم که اونم به اندازه داداش کوچيکم غير قابل اعتماد باشه
چون خوبيتو ميخواستم، امتحانش کردم
هفت يا 8 تا؟
دمش گرم
چي شد، الان ترسيدي؟
براي چي؟ اون حتي درخواست دوستيت رو قبول نکرده
اشکالي نداره. فردا بازم امتحان ميکنم
..اگه فهميدم که داره گولت ميزنه
لي ميو ژي، اشکات سرازير ميشن
هنوز که نميدونيم کي قراره اشکاش بريزه
همينطور منتظر باش تا درخواست دوستيت رو قبول کنه
!چه مطمئنم ميگه
حتما بينشون اتفاقي افتاده- دقيقا-
من بازم امتحان ميکنم
الو بفرمايين؟
سلام منم
چرا پيجم نکردي؟
تو برگشتي شرکت
فکر کردم که بهتره به شماره شرکتت زنگ بزنم
چرا داري ميخندي؟- نمي خنديدم-
يه سوال دارم
دانشگاه مون امروز سمينار علوم رايانه داره
دوتا بليط گرفتم. ميخواي بياي؟
حتما؟ چه زمانيه؟
شش عصر. ورودي کتابخونه منتظرت ميمونم
باشه
!شش عصر
بدو، بدو
ما واست جا گرفتيم
امروز خيليا اومدن
احساس گناه ميکردم که اين دوتا جا رو واست گرفتم
ما هم جامون رو گرفتيم. خيلي ممنونم
استاد داره مياد
خب.. دانشجويان، بياين شروع کنيم
داره شروع ميکنه
بياين برگرديم به 3 سال پيش
به وجود نيومده بود "IT upstarts" زماني که اصطلاح
ولي الان همه رو ديوونه ي خودش کرده
همه جا دارن بودجه اشون رو روي تکنولوژي؛ سرمايه گذاري ميکنن
اوراکل و لوسنت ؛ مثل ديوانه ها دارن استخدام ميکنن
چرا انقدر با دقت گوش ميده؟
معلومه. چون اومده که گوش بده
چطوريه که انقدر باهاش خوبي؟
..اگه تو به اندازه اون باهوش بودي نه، اگه درسات رو جدي بگيري
ممکنه با تو هم خوب باشم
حواست به سمينار باشه
فکر ميکنم اون بهت علاقه داره
نميتونم صداتو بشنوم
خب.. حالا 10 دقيقه زمان هس که سوال بپرسين
همش نذارين من صحبت کنم. شمام ميتونين حرف بزنين
خب، شما
استاد.. اين روزا همه دارن راجب حبابِ دات کام صحبت ميکنن
شمام فکر ميکنين که حبابِ اين دات کام جهاني، واقعا قراره بترکه؟
..بله، من درموردش مطمئنم
ولي شما گفتين که عصر اينترنت رسيده
پس اين صنعت بايد به رشد خودش ادامه بده
چرا شما اين صنعت رو محکوم به شکست ميکنين؟
تو هم متوجه شدي که اين اقتصاد چقدر بي رحمه؟
سهام هر شرکت دات کام داره به سرعت زياد ميشه
در 2سال گذشته، صدها شرکت درخواست تغيير نام دادن
چرا؟ چون سهام شرکتشون رشد کنه
سهام اينترنت همينطور بالاتر ميره
تو اين پديده رو غير طبيعي نمي دوني؟
جواب بده
..به نظر من
به نظرم صنعت داره رونق ميگيره.. اقتصادم همينطور
شنيدين که چي ميگن؟
"شرط اول نابودي خدايان، ديوونه کردن اوناس"
!اين همون ديوونگي صنعت آي تي هستش
چيزي ناراحتت ميکنه؟
نه
بذار بهت يه چيزي رو بگم به هيچکس نگو که من بهت گفتم
اوني که بهت درخواست دوستي توي مسنجر کيو کيو رو داده؛ لين جينه
اونه؟
نام کاربريش يکم کليشه اي بود
.چيز عجيبي بوده که راجبش کنجکاو شدي
داري منو امتحان ميکني؟
واقعا تقصير من نبود
من واقعا اين بازياي شما دخترا رو نميفهمم
هدفي از اين کارت داشتي؟
نه. واقعا تقصير من نبود
حرفمو باور ميکني اگه بگم که تنها دوستم توي کيو کيو تويي؟
!من.. انگاري
درسته
از وقتي چت روم درست کردم، خيلي از کيو کيو استفاده نميکنم
از اون موقع تو تنها کسي هستي که قبولش کردم
پس من بايد به خودم افتخار کنم
تو واقعا حرفمو باور ميکني؟
ديگه منو امتحان نکن چون من باهات بازي نميکنم
از وقتي گوشيت رو خريدي، ازش دست برنميداري
اين باحال و جديده
داري به کي پيام ميدي؟
جرات ندارم پيام بفرستم. خيلي گرونه
..بعدشم، هيچکس ديگه
تنها کسي که ميدونم گوشي داره، مستاجر خونمونه
من فقط مدير رو بيرون با گوشي ديدم
يه چيزايي راجب کاهش عملکرد ميگفت
و صورتش ناراحت به نظر ميرسيد
شماها چيزي ميدونين؟
کاهش عملکرد؟
اين جديه؟
تو بعدا استخدام شدي
وقتي سال پيش سرمون شلوغ بود،مجبور بوديم شرکتاي ديگه رو اجاره کنيم
ولي ما ديگه از هرجايي که اجاره کرده بوديم، بيرون اومديم
اين روي ما تاثير نميذاره، مگه نه؟
اينا رو بذار به عهده بالايي ها
شرکت خيلي بزرگه.. همه چيز درست ميشه
خيلي اميدوارم
اونا 80 درصد مواقع اتاق کنفرانس رو مي گيرن
رئيس لين آخرهفته گذشته؛ با يه مشتري جلسه داشت
شايد واقعا اينقدر سرشون شلوغه
آخرهفته ها کار ميکنن؟ توي اتاق کنفرانس؟
ايشون نمي تونستن پروژکتور رو راه بندازن و کمک لازم داشتن
مسئول پذيرش هم مي ترسيد يکي بياد و بلد نباشه؛ براي همين به من زنگ زد
تو حتما بين خانم ها خيلي محبوبي
من معمولا رفتارم دوستانه اس ولي اون مسئول پذيرش هيچ توجهي به من نداره
مي تونست به تو زنگ بزنه
ولي تو آخرهفته ها مي خواي بياي سرکار؟
نه بابا - بفرما -
صبر کن
تو که براي بخش املاک کار نمي کني؛ چرا بهشون کمک کردي؟
بعد از اين که غذاتون تموم شد؛ بيايين اتاق کنفرانس
رئيس لين داره از اتاق کنفرانس استفاده ميکنه
اونا سعي دارن ما رو از دور خارج کنن؟
مشکلي نيس؛ بياين دفترم
همگي
اميدوارم همتون بتونيد از اين شرکت بريد بيرون و کار و مشتري پيدا کنيد
همه الان دارن ميرن به سمت تجارت الکترونيک
! ما نبايد سرجامون بشينيم و ببينيم بقيه کار رو به دست مي گيرن
! بايد مثل گرگ ها باشيم و به شدت بجنگيم
شماها ايمان داريد؟ - بله -
ماها مهندسيم نه متخصص فروش
دقيقا
کجا داري ميري؟ - چيکار داري ميکني؟ -
من کجا دارم ميرم؟ ميرم کار پيدا کنم! مگه نشنيدين که چي گفت؟
فروش آنلاين سي دي؟
چي ميشه اگه اينا سرکاري باشن؟
تاييديه فروش داره
چي ميشه اگه کالاها در حين انتقال بشکنن؟
کي اينو پوشش ميده؟
آمازون رو ببين اونا خوب از پسش براومدن
تو بايد مرحله به مرحله پيش بري
نودل هات روز به روز داره خوشمزه ميشه
برو يکم برام خيار بيار
خيار خرد شده که هس
چيزي زياد نمونده من از اون مدلي که با سير مخلوط شده؛ خوشم مياد
لطفا
قراره بعدش برم و چيزي ديگه براي خوردن گيرم نمياد
دلت واسم نمي سوزه؟ - ديگه کافيه -
نمي تونم اينقدر زياد بخورم
من خيار مي خوام - بيا -
آروم
! ژانگ چانگ گونگ ! همراهم بيا - کجا؟ -
اوه؛ سر صبر غذات رو بخور منم توي اين فاصله سي دي ها رو مي بينم
هر چي که دوست داري رو بردار
من اومدم اينجا تا از کسب و کارت حمايت کنم نه اين که ورشکسته ات کنم
غذات تموم شد؟
ميو ژي اومده اينجا تا منو ببينه؛ من ميرم
! چانگ گونگ
تو هم بيا
چون همه نودل هاي منو خوردي؛ بايد عوضش يه کاري بکني
اين قرارداد انتقال حق مالکيت فروشگاه سي دي ئه
جيا يو؛ به عنوان گيرنده امضا کن چانگ گونگ؛ به عنوان شاهد امضا کن
چرا مغازه رو داري ميدي من؟
من به زودي قراره برم به کي ديگه بايد بدمش؟
هر کاري که ميگم بکن
کسب و کار توي اين دو سال خوب بوده؛ تو مي توني توسعه اش بدي
مي توني توي اين 2 سال يه نگاهي به وضعيت اقتصاد بندازي
مي توني تصميم بگيري که بفروشيش يا باز نگهش داري
تو داري رابطه مون رو خيلي پيچيده ميکني
! از اولش هم پيچيده بود
بهش فکر کن
تو عشق اول مني
دوست دختر مني
همسر آينده مني
مادر بچه آينده ي مني
نه صبر کن؛ تو الان هم مادري
اگه من به عنوان يه مرد به تو يه جور تضمين ندم؛ اصلا يه مَردم؟
جر و بحث نکن؛ امضاش کن
زود باش؛ ژانگ چانگ گونگ بايد بره
چانگ گونگ؛ بعد از امضا مي توني بري
چرا اين جوري به نظر مياد که انگار شاهد يه ازدواجم؟
اين الان يه اشاره بود؟
وقتي قرار شد ازدواج کنيم ازت مي خوام شاهدمون باشي
شما دو تا مي تونيد زندگي شاد و خوبي داشته باشيد
No comments yet. Be the first to leave one.