The first 200 lines.
?اون هنوز زنده اس
.اره،اون هنوز زنده اس
...نميشه..
... نميشه
.اون چول سوکه
...چول سوک
...آخرين پسر زنده
.از وليعهد
!چول سوک
?ميدوني چقدر نگرانم
?اما..مشکل بقيه چيه
.نونا،من نميخوام خيلي دور بشم
من فقط ميخوام اينجا زندگي کنم
?ميتونيم اينجا بمونيم
...چول سوک
?اما..چرا همه دنبال من ميگردن
?چيزي روي صورتمه
?اتفاقي افتاده
?چيه
.نه،هيچي نيست.همه چيز خوبه
Episode 14
پس پادشاه پسر خودشو کشت؟پادشاه!
نميشه.هيچ حسي ايجاد نميکنه
من تا الان زنده موندم تا .اون قول رو نگه دارم
.قولي که من از پسر وليعهد محافظت کنم
?ميدوني چقدر منو ترسوندي
?ديگه هيچ وقت اينطوري ناپديد نشو.فهميدي
.باشه.تو هم هيچ جا نميتوني بري
.تو بايد پيشم بموني
.باشه،هيچ جا نميرم
.نگران نباش
.از حالا، من فقط پيش تو ميمونم
.من اينطوري زندگي کردن با تو رو دوست دارم،نونا
,اينطوري بودن با تو رو دوست دارم،چوي اهجاسي و دوستاش
.بيشتر از هر چيز ديگه اي
?باشه
. Get some .خوب.حالا يکم بخواب.سريع
چرا ميخواستي تنهايي اين مسئوليت رو تحمل کني؟
?چرا سعي ميکردي همچين مسئوليت بزرگي رو تنهايي تحمل کني
...هفسر قربان
?ايا تو همچين فرد نجيبي هستي؟ دقيقا همون طور که احساسات رو برمي انگيزي
تنهايي اين مسئوليت رو تحمل کني؟ که بايد
?چرا نميتونستي اونو با قسمتش کني
.من نميخواستم شما رو درگيرش کنم
.مسئوليتي بود که بايد تحملش ميکردم
...تنها آرزوي من نگه داشتن قولي هست که به وليعهد دادم
.پس نميخواستم مرتکب گناهي عليه اون بشم
?من چطور
.من قبلا عليه تو گناهي مرتکب شدم
.من قولي رو که به تو دادم شکوندم
?کمکم کن. کمکم ميکنيد،قربان
...بانوي من
.اونا ميگن که من بايد به اوئينگ برم
?به اوئينگ
.دارن منو بعنوان يه خراج به شاهنشاه ميفرستن
?من بايد چيکار کنم
چيل وو،کمکم ميکني؟کمکم ميکني؟
توي رذل!
! توي رذل
?تو چي گفتي
.گفتم که ميخوام برم
?چي
.من دارم ميرم
.من هرگز از يه شمشير دوباره خوب استفاده نکردم
?مرگ پدرت چطور
?نميخواي انتقام مرگ پدرتو بگيري
.من فراموشش کردم
. من فراموشش کردم و دور شدم
...نه،چيل وو
?پس کي انتقام پدرت رو ميگيره
...نگفتم
...بهت ميگم
?کي دشمنه پدرت وقتي که تعليماتت تموم شد
.من نميخوام بدونم
.من همه چيز رو فراموش کردم
.چيل وو
...هر کاري که براي من انجام دادي،استاد
.من فراموش نميکنم
.فقط منو ترک کردي
You should have been happy...تو بايد خوشحال باشي
.براي من و خودت
.اما به اين نگاه کن
خانوادت کسايي که تو اونا رو با قرباني کردن خودت نجات چيکار کردن؟!
اونا تورو طرد کردن وقتي که از اوئينگ برگشتي!
?قول
?چه چيزي در مورد اون قول خيلي مهمه
...افسر قربان
شاهزاده سو هيون
.حرامزاده بود
اون تورو مجبور کرد که از بچش محافظت کني و زنده نگهش داري
.اگه قولتو نگه داري يا بشکنيش،يه فرد مرده هيچي نميفهمه
,اون ميتونه تو آرامش استراحت کنه
.اما تو بايد همچين مسئوليت بزرگي رو براي بقيه زندگيت تحمل کني
.اره،سنگينه
.تقريبا خيلي سنگينه
.درست مثل اون باري که تو تحمل ميکنه
...اما هنوز
.من مجبورم که ازش محافظت کنم،هيچ اشکالي نداره
.من خيلي خستم. .مردني بخاطر بيگاري
.اه،در حال مرگ بخاطر گشنگي
. در حال مرگ بخاطر تشنگي
.فقط دارم ميميرم،تو منتها درجه
...تو همچين روزايي،خيلي خوبه که پاهاتو تو يه نهر يخي ببري
...پاي يه مرغ رو بخوري
.و يه جام از شراب رنج بخوري
?اما جايي در جهان که رئيس اظهار کنه پسز عضو مجلس هستش؟
?شوخي نکن.تو کدوم کوه اون ميتونه قايم بشه
ممکنه اون يه چاله کنده و خزيده توش؟
اگه ازم بپرسي،
.خيلي خوبه که بيرون باشي بجاي موندن اين تو
موافقم.
دارين در مورد چي صحبت ميکنيد؟
.اين خيلي خسته کننده اس،زانوهام و پشتم دارن منو ميکشن
.پاتو تکون بده!خيلي سنگينه
.بايد وزن کم کني
-. وزنم منو همين روزا ميکشه -!يه چيزي پيدا کرديم
-!از اين طرف -!يالا،بريم
چيه؟
?چرا اومد اينجا؟داشت فکر ميکرد
-.من از غارها متنفرم -.من از همه چيز متنفرم
.اين به آقاي جوان تعلق داره
چي؟يه پسر؟
درسته،اعليحضرت.
?!يه پسر که به پدرش تهمت زده؟يه پسر و پدر
?اون چه جور پسريه
.اون از سوئنگيونگوان فارغ التحصيل شده کسي که تو تانهيون درس ميده
سوئنگيونگوان:انستيتو تحصيلي تو جوسئون ديانستي
How can a scholar accuse his father?!چطوري يه محقق ميتونه به پدرش تهمت بزنه
,اون تو کدهاي اساسيه رهبري نفوذ کرده
و تو بسياري از جنايتهاي خطرناک شرکت داشته
.رئيس دولتش بخاطر اختلاس محروم ميشه
!خونه ي پسري که به پدرش خيانت کرده متلاشي ميشه
!بناي يادبودي تو حياطش گذاشته ميشه که به جهانيان در مورد گناهش بگه
همچنين،رئيس دادگاه تانهيون منفصل از خدمت ميشه
جهيي که مرد زندگي ميکرده و مالياتهاي سنگيني رو جمع ميکرده
همچين شاهي...پسر خودشو بکشه؟
چطوري ميشه؟
?پس هيچ تاريخ شناسي در مراسم مذهبي ترحيمي شاهزاده جولگوکجي شرکت نکرد
جولگوکجي:مراسم يادبودي که در ماه سوم بعد از دفن کردن برگزار ميشه
?اينو نميدونستي
.همتون بايد در مورد نگه داشتن اطلاعات مراقب باشيد
?چرا هيچ تاريخ شناسي تو همچين مراسم ملي مهمي شرکت نکرده بود؟
.اون دستور اعليحضرت بود
? اعليحضرت
?پس کي در مورد ساچو مراسم مذهبي جولگوکجي نوشته
ساچو:متني که با ماري جوانا نوشته ميشه درمورد حوادث تاريخي
?چرا يهو اينطوري رفتار ميکني
?منظورت چيه
...اون تاريخ شناس اوم بود
.کسي که يه ساچو درمورد جولگوکجي نوشت قبل از اينکه گم بشه
.فکر ميکنم واقعا نميدوني
,اون چيزهايي رو که از شاهزاده جين وو شنيده بود ثبت کرد
.عموي وليعهد کسي که تو مراسم مذهبي شرکت کرد
?شاهزاده جين وو
.کسي که 8 سال پيش با خانواده اش ناپديد شد
...هيچ کدوم از بانوهاي بارگاه يا خواجه هاي حرمسرا
?کسايي که در خدمت وليعهد بودن، هنوز زنده اند
.همشون يا مردن يا گم شدن
.همه ي افسرهايي که به وليعهد به اوئينگ زفتن هم مردن
البته..دوتاشون زنده ان
چوي وان سيک و جو سئونگ دو از سيگانگوان
سيگانگوان:مدرسه اي براي تحصيلات وليعهد
,اونا تقريبا به وليعهد نزديک بودن
.اما اونا فرار کردن وقتي که احساس کردن اتفاقهاي بدي داره ميفته
.اونا قبل از وليعهد به جوسئون برگشتن و سريع بازنشسته شدن
يعني اينکه..
يعني اينکه...همه چيز راسته؟
.خيلي دير نشده،بانوي من
.اگه حقيقتو به من بگي،منم تو رو بخاطر دروغ گفتن بهم ميبخشم
.دروغهايي هستن که بايد گفته بشن و دروغهايي که نبايد گفته بشن
.تو دروغي گفتي که نبايد گفته ميشد
...براي هر برگي که رو زمين ميفته دليلي هست
?بگيرش
.منظورم اينه که هر چيزي دليلي داره
?چه دليلي ممکنه شاه براي کشتن پسرش داشته باشه
.اگه من نتونم دليلشو بفهمم،هيچ کس تو جوسئون بفهمه
!سعي کن که من بفهمم
!بانوي من
.هيونگنيم
...چوي وان سيک و جو سئونگ دو بودن
?که وليعهد رو حمايت ميکردن
?ميشناسيشون
.پس من درست ميگم
.من هردوشون رو ميشناسم
.اونا هميشه با وليعهد بودن
?در مورد اون دو چي
اولين چيز اينه که چول سوک رو بگيريم...
.منظورم اينه که،والاحضزت،به يه مکان امن ببريمش
.بانوي من،شما هم بايد خودتونو با چول سوک قايم کنيد
?جاي خوبي ميشناسي
.يه جاي امن هست
پدرم و يون دو نميدونن .که چول سوک از خانواده ي سلطنتي هستن
.بيا بهشون درباره ي راز نگيم،فقط در اين مورد
?چيه
.من به کمکت احتياج دارم
.من ميخوام با چوي وان سوک ملاقات کنم
?ميتوني به ملاقات بري با سونگ دو
چي؟چرا؟
?نميدوني
.اونا اخرين اميدهاي ما هستن و تنها کسايي که ما ميتونيم بهشون اعتماد کنيم
No comments yet. Be the first to leave one.