Heroes

Heroes

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Heroes S01E06 DVDRip XviD-TOPAZ
A Commentary by mA_Ad

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
XviD
Published on: 2010-01-22
Downloads: 32
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

پیش از این در قهرمانان

دست کامل. دوباره بردم

من سه تا تک تو بازی داشتم بعد فهمیدم که شما دوتا داریدشون

بهتره عقب واسید دوست من قدرت خیلی زیادی داره

مادرت بهم گفت در مورد والدین اصلیت سوال کردی

فکر میکنم وقتشه که بدونم

من واقعا اینو باور میکنم این تصمیمه بزرگتراست، کلیر داره مشکل ساز میشه

بهم اعتماد کن من درحقیقت یه چیزایی میدونم

این شوهر شماست، خانوم؟ آره

ما یه ماشین پلیس بیرون گذاشتیم برای اینکه شوهرتون میخوا خودشو نشون بده، خانوم ساندرز

سلام؟

پیتر پترلی اسم من هیرو ناکاموراست

من از آینده اومدم و یه پیغام برات دارم

وقتی تماس گرفتم باید یه قرار ملاقات برامون بزاری

!رقاص رو نجات بده! دنیارو نجات بده

صبر کن

هیرو؟ کجایی؟

او گفت یه اتفاق بدی قراره بیوفته ولی ما میتونیم جلوشو بگیریم

هیچ جوابی نیست برو خونه، پیتر

آیزاک، من به کمکت احتیاج دارم یه اتفاقی قراره واسه این دختر بیوفته

ما لازمه بدونیم چی این نقاشی، میتونم تمومش کنم

. سیرِ تکامل ،اغلب یک رَوَندِ خشن و ناقصه

...یه جنگیه بینِ موجودیت

. و چیزی که تازه متولد شده

...در میانِ این تولدها

. اخلاق ،معنیِ واقعیِ خودش رو از دست داده

پرسش درباره خوبی و بدی ،یک انتخاب : باقی میذاره

. زنده بودن یا مُردن

. باید نجاتش بدیم

. بی خیالش شو. شماره رو اشتباهی گرفته

چند تا مَردِ ژاپنی هستن که تماس می گیرن . و پیام میذارن

الو ؟

آقایِ ایزاک ؟

ایزاک مِندِز ؟

تو کی هستی ؟

. اسمِ من هیرو ناکامورائه

. من هم پیتر پیترِلی هستم

. یه پیام برات دارم

چی میگه ؟

. یه پیام برات داره

چه پیامی ؟

. دخترِ رقاص رو نجات بده ،تا دنیا رو نجات بدی

. دخترِ رقاص رو نجات بده ،تا دنیا رو نجات بدی

دخترِ رقاص ؟

کدوم دخترِ رقاص ؟کجا ؟

کدوم دخترِ رقاص ؟کجا ؟

. من نمی دونم کجاست

. آره ،ولی تو این تابلو رو نقاشی کردی

. تو هم ادامه دادی

. ما نمی دونیم اون کیه

نمی دونیم کجاست. فقط می دونیم باید . نجاتش بدیم

. بهش در موردِ مَردی از آینده بگو

. اون از آینده اومده

...شخصی به اسمِ هیرو ناکامورا از آینده اومد

کسی که به زبانِ انگلیسی صحبت می کرد و ... با خودش یه شمشیر حمل می کرد

و زمان رو متوقف کرد تا به من بگه که باید . اون دخترِ رقاص رو نجات بدم

. این ،تمامِ اون چیزی بود که می دونم

...میگه تو از آینده اومدی و

. به اونا گفتی که دخترِ رقاص رو نجات بدن

. و یه شمشیر هم با خودت داشتی

من یه شمشیر داشتم ؟

. به نیویورک بیایید

. تا بفهمیم دخترِ رقاص کجاست

. من یه شمشیر داشتم

. اون طرفش رو بگیر

باید یه چیزی رو گم کرده باشیم. یه نشانه هایی . از اینکه اون دختر کجاست

به این نقاشیها نگاه کن. مثلِ کتابهای کامیک بوک . به هم ارتباط دارن

. یه صفحه از قلم افتاده

چه چیزی اونجا بوده ؟

. هیچی. این ،تمامِ چیزیه که دیشب نقاشی کردم

. ولی یه نقاشی به اون اندازه وجود داره

. اونو چند هفته پیش کشیدم

. سیمِئو ،اونو داره

. سیمِئو

. اون چند تا از نقاشیهام رو برایِ فروش برد

. پیش اونه

اون نقاشی چی بود ؟

. یادم نمیاد. من تویِ حالِ خودم نبودم

. پس باید اونو برگردونیم

به سیمِئو بگو اون مَردی که از آینده اومده . گفته که به اون نقاشی نیاز داری

. مطمئنم که قبول می کنه

دیدی ،می خواد نژادِ آقایِ ماگلز رو با . سگِ خودش پیوند بزنه

. اون سگِ پشمالو ،خدایِ من

...بهش میگن پوماپو

. یا پورانیان

...آقایِ ماگلز دوست نداره

. به اولِ اسمش ،( پو ) اضافه بشه

. آقایِ ماگلز میگه اصلا دوست نداره

عزیزم ،فکر کنم اون کلوچه ها رو مدتِ زیادیه . تویِ فر گذاشتم

. بویِ سوختگی داره میاد

. ظاهراً که خوبه

. فکر کنم آقایِ ماگلز ،پودِلز رو دوست نداشته باشه

. نه بعد از اون اتفاقی که در پارکِ سگها افتاد

من فکر کردم که اون سگِ بزرگ ،دستت . رو گاز گرفت

می تونست بهت صدمه بزنه و کاری کنه که . از گروهِ رقص استعفا بدی

. بدتر از اونی که فکرش رو بکنی

...اگر از گروهِ رقص

...کنار می رفتم ،حداقل

این بود که تویِ مغازه شیرینی فروشی . مشغول به کار می شدم

کلوچه می خوای ؟بابتِ هر کدوم ،یک دلار . باید پرداخت کنی

. حوصله هیچی رو ندارم ،کلیر عزیزم

تو یک ساعت پشتِ تلفن بودی. با کی حرف میزدی ؟

. آره ،یک ساعت شد

...تو می خواستی

والدینِ اصلیت رو ببینی ؟

. آره

. الان داشتم با اونا حرف میزدم

. اونا قرار گذاشتن که فردا تو رو ببینن

. یه لحظه صبر کن

پس مدرسه اش چی میشه ؟

. ما نمی تونیم به خاطرِ اونا از کارِمون بیفتیم

اونا فکر می کنن کی هستن ؟- . من هم جوابِ مثبت ندادم -

. هیچکسی از کارِش نمیفته

. مگر اینکه کلیر از ما بخواد

. می تونه این اتفاق الان نیفته

. مجبور نیستی این کار رو بکنی

...مگر اینکه

. کاملاً آمادگیش رو داشته باشی

. من آماده ام

. خیلی خوشگل شدی ،نیک

. دی. اِل

چطوری تونستی به اینجا بیایی ؟

. پلیسها اون بیرون هستن

. اگر جیغ بزنم ،تا دو ثانیه دیگه به اینجا میان

. پس امیدوارم جیغ نزنی

. حلقه ازدواج ،دستت نیست

. فکر کنم بهتر باشه از اینجا بری

...بودنِ تو در اینجا

. ایده خوبی نیست

. مایکا به تو نیازی نداره - . مایکا به پدرش نیاز داره -

. و من به همسرم نیاز دارم

. اینجا هنوز خونه منه

. من هیچ جایی نمیرم

. می خوای حرفم رو باور کن یا نه

. می خوام برم پسرمون رو ببینم

. درب رو باز کن ،خانم

. میذارم بری درب رو باز کنی

. خانم ،لطفاً درب رو باز کن

. خانم. فکر کنم صدایی از داخلِ خونه شنیدیم

همه چیز مرتبه ؟

...من

. من داشتم با پسرم حرف میزدم

...خوب ،اگر به چیزی نیاز داشتید

ما تا فردا صبح ،این بیرون هستید ،باشه ؟

مشکلی پیش اومده ؟

اگر می خواهی داخل بشیم ،فقط سرِت . رو تکون بده

. من خوبم

. شبِ واقعا سختی داشتم

پس برگرد به رختخواب ،باشه ؟

فقط یادت باشه ،اگر به ما نیاز داشتی ، . ما اینجا هستید

. ممنونم - . خواهش می کنم -

. شب بخیر

خیلی خوب. بگو چه اتفاقی افتاد ؟

...من یه کاری می خواستم بکنم - . می دونم یه کاری می خواستی بکنی -

به من گفتی عزیزم ،با این کار تمامِ . مشکلاتمون حل میشه

بحثِ2 میلیون دلار پول بود. به اندازه ای بود . که ما رو از لاس وِگاس خارج کنه

. همون پولی که از لیندرمن دزدیدی

...اگر با پولهایِ لیندرمن فرار می کردیم

...اون ،فقط منو نمی کشت

. تو و مایکا رو هم می کشت

...پس یه مدتی فرار کردم

. بعضی آدمهاش ،دنبالم بودن

کسانی که نقشه من رو می دونستن. کسانی که . افرادم رو کشتن

و با تمامِ پولها فرار کردن ؟

. و تو نمی دونی اون کیه

. می دونم که یه زن بوده

یه زن ؟

یه مردی در شمالِ لاس وِگاس هست که . کارِ پولشویی انجام میده

...شنیدم که2 میلیون دلارِ یه نفر رو پولشویی کرده

...می خوام فردا باهاش ملاقات کنم

و ببینم آیا می تونم اسمِ اون زن رو ازش ... متوجه بشم یا نه. عزیزم

. عزیزم ،نگران نباش

...چطوری باید ازشون بپرسم که آیا غیرِ عادی هستن

وقتی که می دونم در این مورد بهم دروغ میگن ؟

...چرا از خودشون نمی پرسی

وقتی که جایی از بدنشون رو می برن چه اتفاقی براشون میفته ؟

. یا اینکه بهتره خودت این کار رو بکنی و متوجه بشی

شاید من براشون شیرین نبودم که اونا منو . از خودشون دور کردن

...تو بعضی وقتها ،تند مزاج میشی

. ولی خیلی شیرینی

. منظورم از دیدِ والدینه

. اینطور نیست

. من در این مورد کنجکاوم

...یه کمی هیجان دارم و یه کمی هم غمگینم

. منظورم اینه که والدینم رو دوست دارم

اگر والدینِ اصلیت ،تو رو بزرگ می کردن چی ؟

. اون دیگه یه موضوعِ متفاوت میشد

اگر اونا هم بتونن کاری که من می کنم رو بکنن ،چی؟

اگر اونا شبیه من باشن چی ؟

. خوب ،امیدوارم اینطور نباشه

...قصد اهانت ندارم ،ولی

. من تو رو همینجوری دوست دارم

...این حالت

. تو رو منحصر به فرد کرده

داری باهام لاس میزنی ؟

. البته که نه

آیا قصد داری جریانِ خودت رو به والدینت بگی ؟

منظورم همون پدر و مادری که تو رو بزرگ کردن ؟

. پدرم قاطی می کنه

. اون ،واقعاً مَردِ ساده ایه

More Farsi Persian subtitles for Heroes

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left