The first 40 lines.
سعي ميکنم ليوان خاليم رو با تو پر کنم
به تنهاييم ، خودم آرامش بدم
آره
...وقتي بهت فکر ميکنم ، بي اينکه بفهمم
مست ميشــــم
دوباره مست ميشم
فکر ميکنم حماقت کردم
عجب نادونيم
حرفايي که ميزدم مخالف احساساتم بودن
آره شايد بزدل بودم
آره
حالا ميخوام باهات روراست باشم
واسه اين نيست که مستم
اينا حرفايين که خيلي وقته ميخوام بهت بگم
دارم مست ميشم
مست از تو
هميشه مثل فيلما ، اوضاع به روال نيست
ولي همه چيزتو دوس دارم
فقط دوستت دارم
...به خاطر تو
امروز هم دارم مست ميشم
مست ميشم
مست ميشم
مست ميشـــــم
توي دامت افتادم
فکر کنم عاشق شدم
...نميخوام هشياريم برگرده
از اين شرابي که تويي
هرچي بزرگتر ميشم بزدل تر ميشم
وقتي بچه بودم همه چيزو مثل آدامس ، راحت تف ميکردم
حالا با اينکه بزرگ شدم همه چيز سخت شده
واقعيت اونقدر سنگينه که درکش نميکنم
نميدونم چي داره منو ميکِشه
ولي طنابي که الان دستت گرفتي خيلي محکمه
...با اينکه چيز خاصي واسه نشون دادن ندارم
ولي مطمئنم که مرد وفاداري هستم
آره
آره آره
...حتي اگه همه رهام کنن
فقط به تو احتياج دارم
No comments yet. Be the first to leave one.