The first 200 lines.
*تـرجـمـه و زيـرنـويـس : افـسـون - نـيـلـوفـر2* «قسمت چهارم»
...توي اون منطقه ماهيگيري چه اتفاقي افتاد
و کي پشت اين ماجرا بود
مرسي که روش سرپوش گذاشتي
آقاي لي دونگ جون
اصولاً سويون از اين کارها ميکنه
ما با هم دوش گرفتيم و لباس عوض کرديم
امروز هم از اتاق هتل با هم اومديم بيرون
...تو و سويون
هرگونه استفاده مادي از اين زيرنويس در = = فروشگاه ها و سايت ها ممنوع و غيرمجاز است
زودتر از چيزي که فکر ميکردم توي بدنش پخش شد
... اين نوشيدني گياهي
توش مواد مخدر بود
دو برابر حد معمول توش ريختم
پليس مبارزه مواد مخدر تا 10 دقيقه ديگه ميرسه
سرتيتر خبر گزارشگرها ميشي
جونگ ايل خودتُ نميخواد
اون "تِه بک" ميخواد
خودتم چون عاشق مامان بوديد باهاش ازدواج کرديد؟
بزرگاي فاميل مادري توي کليسا هستن خيلي ارتباط دارن
شما هم همين رو ميخواستيد
چيکار کنم فکر کنم منم به مامان رفتم
با هر کس به غير از پسر کانگ يو تک باش
ازت خواهش ميکنم
... منم ازتون خواهش ميکنم که
به جونگ ايل اوپا توي حل شدن
ماجرا کمک کنيد
.. اما بابا
=چند ماه پيش = يک زني من ترک کرد
و منم يکي رو ترک کردم
جونگ ايل بعد از اينکه 60 سال از عمرم ميگذره
فهميدم که هيچ زني ارزش اينکه زندگيتُ براش به خطر بندازي نداره
تو يه کيف پول پاره رو مگه نميدازي دور؟
اگه حس عميقي به يه زن نداشته باشي
هميشه ميتوني يه نفر ديگه رو داشته باشي - پدر -
خب ميخواي چيکار کني؟
... ايل هوان گفت
اگه دست دخترشُ ول نکني
به دستهات دستبند ميزنه
جونگ ايل
اگه يه روزي سويون عروسي کنه
دوست دارم که تو ميزبان عروسي باشي
اينکارُ ميکني؟
... اون روز قول دادي که
دور جونگ ايل خط ميکشي - قبلش قول داده بودم -
که براي هميشه با جونگ ايل زندگي کنم
ميخوام قول اولم رو نگه دارم
آقاي لي
هيچکس نيست که
بهت کمک کنه
فکر ميکردم که توي قانون زبر و زرنگي
اما معلومه که دنيا رو خوب ميشناسي
البته
تو قانون رعايت نميکني فقط ازش استفاده ميکني
هي ، ولم کن
مراقب باش
راجب چي حرف ميزني؟
لعنتي
اينجا
چيه؟
چي ميگي؟
نه
بهم دست نزن
آقاي لي دونگ جون
اومدم دنبالتون
فکر کنم قبلاً همديگه رو ديديم
داري خودموني حرف ميزني
فکر کنم الان وقت مشروب خوردن نيست سانگ گو
اوقات سختي داره توي زندگيش سپري ميکنه
يکم بهش مواد دادم
پليس مبارزه با مواد مخدر و خبرنگارها هم توي راهن
اونها حواسشون هست
... زندگي اينقدر راحته که کسايي که
ريز و درشت قانون بلد باشن
زندگي هم بهشون آسون ميگيره چرا قبلا متوجه نشده بودم؟
مواد مخدر مصرف کرده داره چرت و پرت ميگه
اگه اون توي اين حال دستگير کنند
زندگيش نابود ميشه
هي عزيزم
در ببند و در پشتي رو باز کن
يالا
همينکارُ کن - بدو -
! هي
=پليس مبارزه با مواد مخدر =
قبل از اينکه فرار کنند بگيرينشون
پليس مبارزه با مواد مخدر درُ باز کنيد
درُ باز کنيد
ميدونيم داخليد درُ باز کنيد
... زنگ بزن به پليس
سازمان اطلاعات ، هر کجا که ميتوني زنگ بزن
که ماشينشُ رديابي کنن
برن دونگ جون پيداش کنند
بله قربان
آقاي سونگ
بابا
اين يه مسئله بين من و دونگ جون به عنوان زن و شوهره
ما بايد از هم مراقبت کنيم
= آسايشگاه اميد =
يکم بايد صبر داشته باش تا به ايل سو از بيمارستان بياد
خيلي طول نکشيد
حتي اگه اون بياد اينجا
الان دکترم نداريم
به پسرتون زنگ زديم
حدود 1 ساعت ديگه ميرسن اينجا
سرطان کبد و آلزايمر داره
و همينطور ذات الريه داره
به ته سوپ ، پسرش روز = = چهارم جولاي 2014 اومده ديدنش
ميدونم که به زودي ميميره
اين آخرين فرصتيه که ميتونن خانواده اش باهاش خداحافظي کنن
جناب رئيس دکتر لي هوبوم
... پسرش و خانواده اش
هرگز توي اين سه سال نيومدن ديدنش
... اونها نميان
حتي يک ساعت ديگه هم صبر کنيم
هوبوم
اين انتظار سه ساله برات خيلي سخت بوده
ميخواي يک ساعت ديگه هم صبر کني؟
آره
اين گلوتامينـه
بهش يشم سفيدم ميگن
خنثي کننده مواد مخدره
چه قيافه خوبيم داره
تو بهتري
جدي ميگي
برم سرکارم
از شيفت شب موندن متنفرم
لعنتي
بايد خودم معرفي کنم
جو يون هوا هستم
دوست دوران دبيرستان يونگ جو
قبل رفتن اينجا رو جمع کن
اُه ، راستي
غذا هم بخور
باشه
باشه ، خدافظ
وقتي دونگ جون ديدي بهم خبر بده
... اونها به مدت
سه سال توي اين اتاق همديگه رو ميديدن
زنت چويي سويون
حداقل سه سال با کانگ جونگ ايل رابطه داشته
تصميمتُ بگير
ميخواي منُ تحت فشار بذاري؟
يا به من کمک کني کانگ جونگ ايل بگيريم؟
بالکن اين طرفيه
نسيم خوبي مياد
گي يونگ
راجب پرونده شين يونگ جو
ميخوام که ببنديش
بهش بگو به قولم عمل ميکنم
... بايد يه کاري رو
با خانم شين انجام بدم
چيزي راجب لي دونگ جون نشنيدم
به نظر ميرسه نيومده خونه
= جونگ ايل =
ميخواستم تا آخرش باشم
اما چون پليس مبارزه با مواد مخدر ميخواست بياد مجبور شدم بيام بيرون
متاسفم
چرا متاسفي؟
من با يکي ديگه ازدواج کردم
ميخوام بغلت کنم سويون
قبل از اينکه بريم سرکار
خودت که ميدوني ، مگه نه؟
ريش هاتُ بزن
گونه ام اذيت ميکنه
... از اينکه بدون اجازه کل شبُ
بيرون موندم معذرت ميخوام
آقاي لي دونگ جون
سويون
... شوهرم توي اين 30 سال هرگز
يک شبم بدون من بيرون نمونده
متاسفم ، ديگه اين اتفاق نميافته
ديگه اين اتفاق تکرار نميشه
قول ميدم سويون
سويون
متاسفم
... به نظر مياد
بتونه سويون رامش کنه
همينطوره
دعاي امروز ميخونم
جونگ ايل و من يک سال توي آمريکا با هم زندگي کرديم
توي کره هم حدود سه سال
يک بار درهفته؟
نه
ما هر آخر هفته رو با هم سپري ميکنيم
منم گذشته اي دارم
مگه توافق نکرديم توي حموم لباس عوض کنيم
کانگ جونگ ايل
...تو ميتوني
ده بار نه
هر چقدر دلت ميخواد باهاش بگذروني
لي دونگ جون
... تا وقتي که موهام مثل دندونام سفيد بشه
عضله هام شل بشه بايد اينها رو تماشا کني
به همين خيال باش جناب لي دونگ جون
وقتي اومدم اينجا همه چيزم انداختم دور
... نميخوام که
ديگه چيزي از دست بدم
سويون
راجب پليسي که ديروز اومد
... اون عوضي @arirangfa_channel
No comments yet. Be the first to leave one.