Release info

The Eternal Love E16
A Commentary by Rahpooyan
@My_Muzic_And_Song

Tags

other
Published on: 2018-10-29
Downloads: 16
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

عشق ابدی

قسمت 16

عمارت شاهزاده ی هشتم

شاهزاده خانم شما روزهاست که دارید با این بت راز و نیاز میکنین

... حالا شاهزاده بیدار شدن . شا میتونید بذاریدش کنار

و نیات خوب خودتون رو نشون بدید

تو چی میفهمی ؟ موقعیت فعلی خیلی بده

من نمیدونم چو تان ار به شاهزاده چی گفته

برادر لیان چنگ . چرا اینجا اومدین ؟

چیه ؟ زمان اشتباهی اومدم ؟

شما الان کاملا خوب شدین ؟

این بت کاملا دقیق ساخته شده

این یشم خالص و سفیده

به نظر میاد یه خدای خیلی محترم بین قبایل خارجی شمالی باشه

... والاحضرت برای دعا واسه ی سلامتی شما شاهزاده خانم

مخصوصا از افرادشون خواستن این رو بسازن . این یشم یه یشم یانگژی هست که از کوهستان لانگ لیانگ اومده

... خیلی سخته یکی برای خودم داشته باشم . با توجه به صداقت شاهزاده خانم

اون حتی از کسی خواسته براش بت بسازه تا دعا کنه و سلامتی مردم رو ازش بخواد

این همه اش به خاطر تو بود

برادر لیان چنگ ازش خوشت میاد ؟

... وقتی بیهوش بودی

همسرت اولت مراقبت بود

... اینطور نبود که نخوام کمک کنم

فقط ... اونا نمیذاشتن ببینمت

برادر لیان چنگ تو که سرزنشم نمیکنی ... میکنی ؟

یه چیزایی هست که بهتره قلبت رو درگیرشون نکنی

برادر لیان چنگ منظورت از این حرف چیه ؟

ممکنه این باشه که ... همسرت چیزی بهت گفته ؟

نگرانی چیزی بهم گفته باشه ؟

... نگران نیستم . هر کاری کردم به خاطر تو بوده

دهانت رو ببند

میخواستی این یشم رو به من بدی ؟

... مهم نیست خدا باشه یا بودا

... اگه اونا اینقدر شدید بخوان به تان ار صدمه بزنن

اونا رو کاملا نیست و نابود میکنم

هر کاری کردم به خاطر تو بود

... حتی اگه به طور کامل نیست و نابود شم

برام مهم نیست

برادر لیان چنگ

برادر لیان چنگ نادیده ام گرفت . حالا ازم متنفره

تو رو خدا بهم رحم کنید و برادر لیان چنگ رو وادار کنید من رو ببخشه

میدونم اون خیلی از شما حرف شنوی داره ملکه ی مادر

این موضوع ارتباط غیر قابل انکاری با تو داره

چطور میتونم به همین راحتی ترغیبش کنم ؟

... به خاطر تان ار اون روز چنگ ار

جرات کرد مستقیم تو روی من بایسته

از زمان بچگیش تا حالا اون اولین بار بود

پس ... الان چطور میتونم جلوش بایستم ؟

الان قلب چنگ ار کاملا روی تان ار متمرکز شده

اگه یه جایگاه برای موندن میخوای باید روابطت با تان ار رو جبران کنی

فکر نکنم چنگ ار بهت سخت بگیره

اما برادر لیان چنگ نمیذاره همسرش رو ببینم

... حتی اگه بخوام سریعا ازش معذرت خواهی کنم

هیچ شانسی برای انجامش ندارم

ما نمیتونیم عجله کنیم

من یه موقعیت برای دعوت کردن همه اشون به اینجا پیدا میکنم

و به طور واضح حرف تو رو پیش میکشم

... اگه میخوایم چنگ ار گاردش رو مقابل امون پایین بیاره

فقط باید بذاریم چو تان ار فعلا برنده بشه

الان بلند و شو برگرد خونه ات

پس من دیگه میرم

مجبورم برای مقاصد خودم تو رو به دردسر بندازم

باید به خاطر بسپاری . چند روز در جایگاه خودت آروم بگیر

نمیتونی مشکلات بیشتری به وجود بیاری

باشه . درک میکنم

دیگه میرم

به نظر میاد چنگ ار به یون ار مشکوک شده

میتونی این کار رو انجام بدی ؟

مدرکی پشت سرت جا نذاشتی ؟

نگران نباشید ملکه ی مادر . هیچ مدرکی جا نذاشتم

در ضمن ما انتظارش رو داشتیم درگیری شاهزاده خانم در مسئله لو بره

شاهزاده ی هشتم دنباله ی جرم شاهزاده خانم رو نگرفت پس فکر کنم مسئله حله

... من عمدا گذاشتم چو پان ار بفهمه

که یون ار از تان ار متنفره

... اون واقعا کاری رو کرد که انتظارش رو داشتم

و به یون ار یاد داد که تان ار رو بکشه

... فکر میکردم میتونم

از این شانس برای کشتن تان ار استفاده کنم

... و جرم سوقصد به یه شاهزاده رو بندارم گردن

چو پان ار و برای همیشه از شر خانواده ی چو خلاص شم

و تاج و تخت رو تحویل چنگ ار بدم

از بین بردن تمام موانع با هم

خطر گیر افتادن تو این ماجرا بالا بود

میترسیدم یه اتفاقی بیفته پس مجبور شدم شما رو قاطی قضیه کنم

و مخفیانه از چنگ ار محافظت کنم

فقط فکرشم نمیکردم چنگ ار هنوزم

تقریبا بمیره

همچین بهای سنگینی هم براش پرداختم

با این حال هنوز از شر چو تان ار خلاص نشدم

... ما در اصل فکر میکردیم آدمای شاهزاده خانم و ولیعهد حتما میتونن

اون دختره رو بفرستن اون دنیا

... هیچوقت تصورشم نمیکردم زندگی همسر شاهزاده ی هشتم

اینقدر پایدار باشه

چنگ ار رو فرستادم دنبال نخود سیاه

پس فعلا دنباله ی این موضوع رو نمیگیرم

... فعلا مسئله ی مهم اینه که

نذاریم چنگ ار از من دلسرد بشه

ملکه ی مادر شما درست میگید

... ما وقت زیادی برای خلاص شدن از شر همسر شاهزاده ی هشتم گذاشتیم

اما یه چیزی عجیبی رو این وسط فهمیدم

اون چیه ؟

خانم چو یه دفعه از یه مریضی به ملکوت اعلی پیوست

... من فکر میکنم شاهزاده ی هشتم همین الانشم دست داشتن اونا در حمله رو فهمیدن

اما ایشون این مسئله رو مسکوت گذاشتن

کنجکاوم چه اتفاقات عجیبی پشت سر این ماجراست

به خاطر این نیست وظیفه ای که به عهده اتون بود به فنا دادید ؟

من بی مصرف بودم . لطفا مجازاتم کنید ملکه ی مادر

فراموشش کن . بلند شو

چشم

... این هنوز خوبه . تا وقتی چو تان ار مسبب مرگ بانو چو باشه

الان احتمالا چو پان ار تا مغز استخون ازش متنفره

... حتی اگه من کار دیگه ای نکنم

چو پان ار از کشتن تان ار صرف نظر نمیکنه

شما خیلی باهوشید ملکه ی مادر

در حال حاضر فصل خوبیه

نباید این پاییز طلایی رو هدر بدیم . برو و مقدمات رو حاضر کن

... یه کم شراب غربی برای قصر بخرید

و برای نوشیدن حاضرش کنین

میخوام یه ضیافت شراب ترتیب بدم

فهمیدم

ملکه ی مادر وارد میشوند

سلام عرض میکنم ملکه ی مادر

باشه . همه اتون لطفا بشینید

ممنون ملکه ی مادر

یون ار زود باش برو کنار چنگ ار بشین

چشم

شاهزاده . همسر شاهزاده

در طول این پاییز طلایی من از مناطق غربی شراب خوبی وارد کردم

... مخصوصا شما رو دعوت کردم اینجا

تا با شما این شراب خوب رو بنوشم و از بودن کنار خانواده لذت ببرم

بیاید

ممنون ملکه ی مادر

روند بهبود زخم هاتون چطوره ؟

به خاطر توجه اتون ممنونم مادربزرگ . زخم هام الان دیگه بهتر شدن

خوبه

... یون ار تو باید

به خاطر من باید خوب از شاهزاده مراقبت کنی

... شنیدم که همسر اول شاهزاده همیشه

به خوبی از شوهرش مراقبت میکنه

تو باید خوب ازش یاد بگیری

بله . میدونم

نگران نباشید ملکه ی مادر . بهترین خدمتم رو به شاهزاده و همسر اشون میکنم

چه خبره ؟ نمیبینی کجا داری میری ؟

لطفا مجازاتم کنید همسر ولیعهد

منظوری نداشتم . لطفا مجازاتم کنید

کافیه . نمیخوام کاری باهات بکنم

... شراب رو بذار زمین

و یه کم دارو برای پای من بیار

چرا هنوز اینجا وایستادی ؟ زودباش برو

میخوای چیکار کنی ؟

نگران نباش . فقط میخوام با خواهر کوچیکترم اختلاط کنم

تان ار

من قبلا در اشتباه بودم

مثل یه خواهر بزرگتر رفتار نمیکردم

باعث شدم رنج بکشی . میخوام یه جام باهات بنوشم

امیدوارم دیگه به گذشته فکر نکنی

بیا در آینده در آرامش زندگی کنیم

بیا . یه کم شراب برای همسر شاهزاده ی هشتم بریز

چیه ؟ نمیخوای من رو ببخشی ؟

... چطور میتونم ؟ طبیعتا نیات خوبت رو قبول میکنم

اما امروز زیاد حال خوبی ندارم

نمیتونم شراب بنوشم

چطوره اون رو فقط به خاطر من بنوشی ؟

این فقط یه پیک شرابه . نباید مشکلی داشته باشه

... تو واقعا

میخوای جلوی این همه آدم من رو بد جلوه بدی ؟

تان ار امروز حال خوبی نداره

همسر ولیعهد لطفا مجبورش نکنید

ملکه ی مادر جشن امروز رو برپا کرده تا من با چو تان ار آشتی کنم

چطوره برای نجات از این وضعیت به تان ار کمک کنم ؟

فکر کنم برادر لیان چنگ دید بهتری نسبت بهم پیدا کنه

... اگه خواهر بزرگ حس خوبی نداره

پس طبیعتا من باید این کار رو به جاش انجام بدم

... امیدوارم در آینده

چینگ یون

یون ار . یون ار . چی شده ؟

زود باش یه نگاهی بنداز

.. خوشبختانه این تو نبودی

زودباشید پزشک سلطنتی رو خبر کنید

نیازی نیست

یون ار قبلا به خاطر سم کشته شده

یون ار ... چطور جرات کردی ؟

جرات کردی جلوی روی من بهش سم بدی ؟

نگهبانا

... لطفا آروم باشید ملکه ی مادر . درست الان شاهزاده خانم

... شراب همسر شاهزاده ی هشتم رو نوشید . در اینصورت

!تو

... مادر بزرگ یون ار شراب تان ار رو نوشید

اما تان ار اصلا به جام شراب دست نزده بود

و همینطور اون اصلا از سالن ضیافت بیرون نرفت

درسته . من میتونم شهادت بدم . خدمتکار اون شراب رو آورد داخل سالن

همینطور اون کسی بود که شراب رو ریخت . زن داداش شانسی نداشت سم رو تو شراب بریزه

ملکه ی مادر درون شراب سم وجود داره

اون بودش . اون برای همسر شاهزاده ی هشتم شراب ریخت

بیاریدش اینجا

ملکه ی مادر من رو ببخشید . من بی گناهم

من بی گناهم

ملکه ی مادر الان به خاطر آوردم

... این همسر ولیعهد بود . همین الان بیرون اتاق

تصادفی با همسر ولیعهد برخورد کردم

The Eternal Love (Shuang Shi Chong Fei / 双世宠妃) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Eternal Love (Shuang Shi Chong Fei / 双世宠妃)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left