The first 200 lines.
Ben_Azad
آیوفیلم تقدیم میکند
!وای! یه هدیه برای تو
هیچ خبری نیست
هرروز تکراریه
دوباره و دوباره، فقط
منتظر گذر زمانم
زمانی که با توام
میتونم یه چیز خاصیو
حس کنم
و میخوام اونو محقق کنم
نگاه کن، من هرروز واقعا قدردانم، اما تو میدونی
حس میکنم که به حد کافی جبران نمیکنم
فقط اینجوری حس میکنم
هیچ معنی واقعی یا دلیلی نداره
دست از غر زدن بردار و همینجوری بگیرش
آره، هیچ راهی نداره همینه که هست
واو او او او او
از اون بالا فرشته می آید
درست روبروی من
با یه لبخند ملیح
انگاری داره بالاشو باز میکنه
هی این برخلاف همه قوانینه
تو شاد بنظر میای
اون قیافه رو پاک کن
قبل ازینکه ذهنم خالی بشه
اگه اینجوری ادامه بدی
بدجوری لوسم میکنی
زودباش، یه کاریش بکن
پس، بیا شروع کنیم
میخوام
بیشتر درباره ی
دنیایی که تو درش زندگی میکنی بدونم
پس بیا شروع کنیم
میخوام بخندم
با تو بیشتر
تو دنیایی که تو زندگی میکنی
همسایه فرشته بغلی خیلی لوسم میکنه
میخوام بیشتر بدونم
میخوام بیشتر بخندم
!وای! یه هدیه برای تو
هیچ خبری نیست
هرروز تکراریه
دوباره و دوباره، فقط
منتظر گذر زمانم
زمانی که با توام
میتونم یه چیز خاصیو
حس کنم
و میخوام اونو محقق کنم
نگاه کن، من هرروز واقعا قدردانم، اما تو میدونی
حس میکنم که به حد کافی جبران نمیکنم
فقط اینجوری حس میکنم
هیچ معنی واقعی یا دلیلی نداره
دست از غر زدن بردار و همینجوری بگیرش
آره، هیچ راهی نداره همینه که هست
واو او او او او
از اون بالا فرشته می آید
درست روبروی من
با یه لبخند ملیح
انگاری داره بالاشو باز میکنه
هی این برخلاف همه قوانینه
تو شاد بنظر میای
اون قیافه رو پاک کن
قبل ازینکه ذهنم خالی بشه
اگه اینجوری ادامه بدی
بدجوری لوسم میکنی
زودباش، یه کاریش بکن
پس، بیا شروع کنیم
میخوام
بیشتر درباره ی
دنیایی که تو درش زندگی میکنی بدونم
پس بیا شروع کنیم
میخوام بخندم
با تو بیشتر
تو دنیایی که تو زندگی میکنی
میخوام بیشتر بدونم
میخوام بیشتر بخندم
آمانه-کون من یه شخص خاصیو درونت میبینم
یکی که خیلی کیوته
دفعهی بعد که همچین چیزی بگی بدون دست دهنتو میبندم
چیشد؟
گو بدرود به بزدلی من
هی، هی، واسه روز ورزش چیکاره ای ماهیرون؟
هنوز تصمیم نگرفتم ولی مسابقه .اسکَوِنْجِر(لاشخور) جالب بنظر میرسه
اوف، میترکونه
تو بازی اسکونجر یه لیستی بهشون میدن و اینا) (اون چیزایی رو که با لیست میخونه پیدا میکنن
به هرحال من تو کمیتهی رویداد .هستم و مسئولیت اون با منه
پس خیلی باحال بنظر میرسه
سلام، آمانه
سلام
صبح بخیر، فوجیمیا
صبح بخیر
صبح بخیر، آمانه
آره. صبح بخیر
کافه تریا
هی، آمانه شما دوتا دعوایی چیزی کردین؟
ها؟ دعوا کردین فوجیمیا؟
نه، دقیقا نمیشه گفت دعوامون شده
...ولی خب، نمیدونم
یه سری چیزا پیش اومد
.فقط یه چیزایی بینمون شد .یه جورایی داریم فاصلمونو از هم حفظ میکنیم
بیخیال، پسر. تا کی میخوای اونجوری ول بچرخی؟
ببند بابا
خب، فوجیمیا از اون آدمای محتاطه
فکرنکنم تا وقتی ببینه اوضاع .آرومه حرکتی بزنه
آره، و منظورم از ول چرخیدن همینه
اگه میدونستم که دوسم داره...اگه میتونستم با اعتماد به نفستر باشم، آسون تر میشد
یعنی اگه خوشقیافه تر بودم میتونستم اعتماد به نفس بیشتری داشته باشم که ازم خوشش میاد
با اینکه بد تیکه ای هستی خیلی منفعلی
یکی اینو میگه که خودش اِند تیکه هاست
به هرحال، حتی با این چیزایی که پیش اومده من هنوزم دارم با سرعت خودم پیش میرم
سعی نکنید هُلم کنید، باشه؟
گمونم اگه اینجوریه مشکلی نیست فوجیمیا
اما ما یکم بیطاقتیم
کاملا
جلسه بعدی کمیتهی با-لگد-بزن-تو-شلوار-آمانه-کون کیه؟
شماها چه نقشهای دارید؟
هی، این روش ما واسه حمایت از توئه
اوم، میخواستم واسه دیروز عذرخواهی .کنم. واسه اینکه قبل از شام رفتم
.اشکالی..نداره. بهش فکرنمیکردم
...یعنی..درباره دیروز..میدونی
چرا اون کارو کردی ماهیرو؟
گمونم جوگیر شدم. یا شایدم .میخواستم برگردم پیشت
برگردی پیشم؟
چون تو...هم انجامش دادی، نه؟
...وایسا، نه
خب، گمونم یکم آره
پس منم حقشو نداشتم؟
موضوع این نیست
...یعنی
چیشده؟
بیخیالش
!من تو قرمز افتادم
اوه، درسته. ایتسوکی تو سفید افتاده
وظایف تیم قرمز/سفید سال دومی ها
قرمز
سفید
چرا نتونستیم تیمایی که به اسممون بخوره گیر بیاریم؟
:ارتباط اسماشون ، قرمز=آکای(آکازاوا
شیراکاوا
آکازاوا
هرجور حساب کنی، بازم رقیب میشدین
بیاید پیروزیامونو باهم قسمت کنیم
بسپرش به من
حقیقت داره؟ این تراژدیه
تو عشق ممنوعه، رقیبای سرسخت به هم جذب میشن
اوف. چه حرفا
تو توی چه رویدادی افتادی، آمانه-کون؟
باز گزینهها چی بوده؟
واسه کدوم رویداد روز ورزش ثبت نام کردی ماهیرو؟
من دوی امدادی و اسکونجرو برداشتم
اوه، پس باهمیم
منم پرتاب کیسه و مسابقه اسکونجرو برداشتم
بفرما
آره. ممنون
داری هرجور در توانته از ورزش کردن طفره میری، نه؟
به هرحال خیلی اهل ورزش نیستم
نمرههای ورزشت خیلی متوسط نبود، آمانه-کون؟
آره، بدبختانه
با من روراست باش. تو از روز ورزش متنفری نه؟
آره. دقیقا نمیشه گفت از ورزش کردن متنفرم فقط ازینکه مجبور باشم انجامش بِدم بَدم میاد
.نمیتونم باهات مخالفت کنم .منم اصلا خوشم نمیاد که مجبورم کنن
جدی؟ خب، میدونی، من فقط .انجامش میدم و باهاش کنار میام
گمونم قسمت نمیشه تورو .توی شکوه ورزشیت ببینم
کی میدونه؟
شاید تو پرتاب کیسه بدرخشم
مطمئنا، میتونه اتفاق بیوفته
.بازم رویداد کسالت آوریه .جور دیگه ای دووم نمیارم
.گرچه هنوزم باید تمام تلاشتو بکنی
آره، همینکارو میکنم
...پسر
ها؟
خوب چیزیه، نه؟
از کجا میدونی؟
خب، میتونستم از رو بستهش بگم
اما بهتر از چیزیه که فکرشو میکردم
اوه، آره؟ بیا
اوه، نه! بازم بدون اینکه فکرکنم انجامش دادم
ماهیرو، بقیهش مال تو
من میرم قهوه درست کنم. پس بَسَمه
مال تو
میخواستم یکم فاصله بینمونو حفظ کنم
اما اصلا دووم نداشت
دبیرستان سیجو
چهل و یکمین سالگرد
روز ورزش
برو
برو، سفید
نذار ببرن، قرمز
خستمه
منم همینطور. پسر
به زور میتونم تکون بخورم
بنظر نمیاد ازین بدت بیاد، فوجیمیا
یه جورایی خیال میکردم بدت بیاد
خب، رویدادایی که میخواستم گیرم اومد
و یه تایمی واسه استراحت بهمون .داد، پس بنظرم اونقدرام بد نیست
اما چرا چیتوسه جای یکی از اعضای باشگاه دو، توی مسابقه دو امدادیه؟
انقد سریعه؟
آره. شیراکاوا-سان خیلی سریعه
تو راهنمایی، بهترینِ باشگاه دو بود
No comments yet. Be the first to leave one.