The first 200 lines.
چویی ته جون
چویی سو یونگ
هوانگ چان سونگ
هان جی ان
کیم مین گیو
من با یک آنتی فن ازدواج کردم
قسمت 12
واقعاً فکر میکنی کار سرنوشته؟
گیون یونگ
این اتفاقی نیست
یه شوخی یا یه اتفاق نیست
پس از این به بعد به چیزی مشکوک نشو
این بود؟ سوپرایزت این بود؟
-چه موفقیتی - جوری نیست که بگم خودم بدستش اوردم
کامنت ها رو نخوندی؟
ندیدی چطوری طرفداراش میخواستن ایستگاه پخشو به آتیش بکشن؟
بالاخره بعد ده سال آرزو کردن اینجا میخواست دود شه بره هوا
واقعا؟
ساختمون از چی ساخته شده!؟
با آدمی مثل تو که اینقدر مثبت فکر میکنه، جای بحثی نمیمونه
یا ایستگاه تلویزیون رو میسوزونی یا منو
دوتاش یکیه
چه حرفیه بیا بریم یه چیزی بخوریم
گفتی میخوان بیان اینجارو آتیش بزنن پس بهتره زودتر بریم
چطوری بریم چیزی بخوریم؟
فردا فیلمبرداری داری چی بهشون بگیم؟
لعنت بهش
چی شد؟ بالاخره توهم نگران شدی
معلومه هر آدم نرمالی نگران میشه
ولی فکر میکنی ده سال دیگم
من باهات کار میکنم؟
دو یون میخوای
نگرانم کنی؟
چرا؟ مثلا داری نگران میشی؟
تو و نگرانی؟ بیخیال
تو همیشه فکر میکنی همه چی عالیه
متأسفم ولی بسه
چرا اونوقت؟
اگه بخوای ادامه بدی
مجبورم ببوسمت
...نه... این چیزی نبود که...خب
...خب... منظورم این
منظورم این کلا آدم مضطربیم
کلا استعداد خاصی توی دردسر درست کردن داری
نخیرم...من
خب؟ نیستی؟
ها؟- وقتی باز توی دردسر افتادی، به حرفم میرسی-
حواست به خودت باشه
باشه
بهت نگفتم بری خونه؟
چیه؟ میخوای بمونم؟
نه بابا، برو
نظری ندارم برو بگیر بخواب
درم قفل کن
فعلا
منتظر میمونم تا بری، خدافظ
این فقط یه اتفاق نیست
خودش گفت اتفاقی نیست
بعدشم بازومو اینطوری گرفت
چطوری برم خونه اگه بخوای اینطوری رفتار کنی؟
باید بری
بالا میرود درها درحال بسته شدن هستند
خیلی بامزه ست
مسخره ست
من با یک آنتی فن ازدواج کردم
سلیطه خانوم این مسخره بازیا رو دروردی تا بالاخره بوسیدت
وو جون من
وو جون مال منه: واقعاً میخوان همچین چیزی رو پخش کنن؟
باید یه درس درست حسابی بهش بدیم
قضیه خیلی جدی تر چیزیه که فکرشو بکنم
باید کارگردان رو بکشم؟
کی میشه منو عاقل نشون بدن؟
چرا نمیشه ایستگاه پخشو آتیش بزنم
خانم نو چیکار میکنه؟
جلوی من که رفتارش خوبه
اما کلا کاری نمیکنه
اها
طرفدارایی دارم که پشت من باشن
خائن- عقل نداری-
جون دیوونه
برگرد وو جون
چیه- نظرت چیه آنتی فنت رو عوض کنیم؟-
انجمن رسمی آنتی فن های وو جون
یعنی فن هام هم ولم کردن؟
بیاین دیگه حمایتش نکنیم
نظرسنجی
بنظر میاد میخواسته بهش آسیب برسونه
میدونستم از اولشم معلوم بود
حداقل به یه نفر نیاز دارم که طرف من باشه
چرا این اینقدر ازش متنفره؟
درمورد وو جون چی میدونی؟
شرکت سرگرمی اسپیگن ، مدیر عامل شرکت جه جون
نظر سنجی
وو جون ، مجری
به خاطر طرفداراش حتی بیرونم نمیتونم برم
پیاده روی قبل فیلمبرداری هم یه سرگرمی لاکچری محسوب میشه
به اندازه اتاق من قشنگه
نخند
فقط بلدی دردسر درست کنی- مهم نیست-
قضیه به این مهمی، چرا میگی مهم نیست؟
اها، فکر کردم در مورد دیروز داری حرف میزنی
نخیر
زود رسیدی
زود اومدی
بهت گفتم چطوری دیروز اینقدر ریتینگ مون خوب شد؟
بهتون گفتم دیروز چقدر بهم توهین شد؟
دیگه به بن بست خوردیم
...همه یه بار شکست میخورن
اگه باهات رو راست باشم باید بهت بگم که
یکم درمورد این قضایا نگران بودیم
ولی وقتی اون اتفاق جلوی دوربین افتاد
چرا نشه نشونش بدیم؟
بالاخره طرفداراش اروم میشن، باشه؟
چی میگین؟ احیانا چیزی نزدین؟
واقعا؟
بوسیدنتون که واقعی نبوده
منظورم اینه که حداقل این اتفاق نمیفته
معلومه که همچین اتفاقی هیچ وقت نیموفته
اوکی
این فقط یه برنامه ست
چرا کامنت هارو نخوندی؟
ای خدا
همیشه اینقد بد بودن
اما الان دیگه خیلی ترسناک شدن
باید یه درسی خوب بهشون بدم
خیلی ناراحتم کردن
مطمئنی دوران سختی رو داری میگذرونی؟
بنظر خوب میای
مگه نه؟ آره-
واقعا؟ با کسی قرار میذاری؟
چی؟
...ولی نذار تا آخر این برنامه کسی متوجه اش بشه، قرار
اتفاق خوبی واست افتاده؟
با کسی آشنا شدی؟
نه همه چیز برام نگران کنندس
بگو دیگه
اونجا
ببینم
وو جون، اومدی
منو دیدی اومدم تو
دیروز برنامه رو دیدی؟
این کیه؟
جوون ترین مدیر برنامه مو بجاش اینجاست
اما خبر خوب اینه که ما به بالا ترین ریتیگ بیننده رسیدیم
خبر بد چیه؟
خب
خیلی صادقانه بگم، اینه، هو جون
ما یکم نگران بودیم
ولی وقتی اون لحظه رو تو دوربین دیدیم،چطور میتونیم توی برنامه نزاریمش؟
طرفدارات زود آروم میشن، باشه؟
اینجور نیست که انگار شما دوتا همدیگه رو سر قرار بوسیدین
حداقل، این اتفاق نمیافته
هی، خندیدی؟ درسته؟ درسته؟
بهتر نیست بزارین برنامه نادیده گرفته بشه؟
آره، هرچیزی از اون بهتره
بزار آماده بشم
باشه
تو داری با یه نفر قرار میزاری خیلی تابلویی
کی قرار میزاره؟
چی، یعنی گیون یونگ خیلی خوب به نظر میرسید واسه همین سر به سرش گذاشتم
هرچی، جون جوون ترین فرد جای جی هیانگ اینجاست؟
آره، باید یه کار دیگه رو انجام میداد- میدونم-
هی، مدیر برنامه تازه کار
امروز کارتو خوب انجام بده، باشه؟
موکل: اوه این هیانگ
اطلاعیه لغو قرارداد
خیلی خب، بیاین تمومش کنیم، قرار داد رو فسخ کنیم
و رابطه مون رو هم تموم کنیم
کی گفته میتونی اینجا تمومش کنی؟
واسه کی خوبه؟
به دفتر حقوقی چو یون تماس گرفتی؟ کی به اونجا میرسه؟
بله، اما مدیر عامل میخواد بیاد داخل
چی؟
ما چیز هایی که زوج ها از همه بیشتر دوست دارن
وقتی تو خونه سر قرارن رو انجام بدن سرچ کردیم
بنابراین امروز، باید به ناخن هات برسی
و تو بغل همدیگه استراحت کنین
خب، زمان سنجیت یکم عجیبه
اگه الان این کار رو انجام بدیم همه چی بدتر میشه
امروز کارای بزرگی میکنیم تا همشونو ریشه کن کنیم
میدونستم هو جون تو برنامه کاری خیلی خوبه
پس بیاید فورا شروع کنیم
آماده شین- گیون یونگ، تو از پسش بر میای-
بلافاصله شروع میکنیم لطفا آماده بشین
تو میدونستی اونا نمیتونن راجع به هیچی بی تفاوت باشن
بیاین کار کنیم
مشکلی نیست
مانیکور و دیگه چی؟
نمیدونم،مثلا
رو دامنتن همچین چیزیو داری
فکر نمیکنم ایده ی بدیه
خدایا، این خیلی خوبه
ببین چقدر خوب کنار میان
خیلی باحال تر از اون چیزی نیست که انتظار داشتیم؟
آره- چشونه؟-
فقط یکم سخت تر
واسه هیچی نگران بودم- خوبه-
میدونستم خوب پیش میرن
حسودیت شد؟ ما هم میتونیم خوب باشیم
این چیه؟ اون بهم گفت اینجا باشم
No comments yet. Be the first to leave one.