The first 61 lines.
!آزور لین، آهسته به پیش
میشه باهم برقصیم؟ قسمت ششم
.یه...یه جورایی مضطرب کننده ست
.لافی که نیست
.آیانامی هم مثل همیشه ست، دس
راستکی؟
اضطراب داری، جاولین؟
!آخه همچین مهمونی بزرگونهای اولین بارمه
.جاولین حالا حالاها بچه س
اینکه بتونی از همچین جوی لذت .ببری از نشونههای خانوم شدنه
نیمی چان داره لذت میبره؟
.عی، از تو بیشتر
پس اونور بیسمارک سان چطور؟
.ظاهرا که لذتی نمیبره
.یعنی بیسمارک سان داره چیکار میکنه
چیه؟
رو صورتم چیزی هست؟
.یه قیافهی تو هم، دس
تو این فکر بودیم نکنه تو مهمونی .هم مثل همیشه جدی این
،خواستم قیافه عادی بگیرم
اینقدر تابلو میزدم؟
راستی، با تیرپیتز سان حرف نزدین؟
برای اینکه اگه یه وقت یه جایی دعوتم کرد ...آماده باشم یه لباس حاضر کردم
...اما هرقدر هم که منتظر بمونم، تیرپیتز
.منتظر موندنِ خالی نمیشه، دس
.راست میگه
!باید از خودت حمله کنی
از خودم؟
اما، چیکار کنم؟
،حاضر کردن خالی فایده نداره
!اول لباسه رو بپوش
!لافی چان
.به چشم
!یه لحظه
.مرتبه، بیسمارک سان
.بسپرش به ماها
یه جوری...نشدم؟
!بیست شدی
.پیس
...موند
،موقع دعوت کردن از بقیه
.تیکه کلام لازم داری
.از گیم یاد گرفتم، دس
تیکه کلام؟
مایلید همراه من برقصید؟
...ایـ - این
چطور مگه؟
!محشر بود
!یه بار دیگه! لطفا
.جاولین، آروم، دس
.حتما به تیرپیتز سان بگی ها
.ممنون بچهها
.برم ازش دعوت کنم
خوب پیش میره؟
.چیزی نیست. حتما میره
...اون
باوقار رفتار کردن تو مهمونی به این .کسلکنندگی دردسریهها
!این که کاپکیکهای دستپخت دستهی خدمتکارهاست
.حالا یه دونه بردارم که لو نمیره
!واقعا به به
...یه گاز دیگه
No comments yet. Be the first to leave one.