The first 143 lines.
روز ۳۰م ماه ۱۰م سال ۲۱۴۸ اختری
!زمینگیر شدم
!منم! میپرم بیرون
.پشت جنگندهتون بمونین
.هنوز میان
!کورنا
اوی! خوبی؟
!اگه میتونی تکون بخوری سنگر بگیر
!لعنتی! زدنم
آخر خطه؟
!شین
aiganshite mo konganshite mo kawaranaiya mou چه التماس کنم چه تمنا عوض نمیشه دیگه
fuminijirareru dake no hana گلهایی که فقط لگدمال میشن
anata no koe wo wasure wa shinai darou صدای تو رو هیچوقت فراموش نمیکنم
Kaze ni fukarete chirijiri ni natte حتی اگه باد بوزه، پراکنده بشه
Sono konkontaru suishoutai ni wa utsuranai mirai mirai آیندهای که از این چشمهای بلوری غافل منعکس نمیشه
aiganshite mo konganshite mo kawaranaiya mou چه التماس کنم چه تمنا عوض نمیشه دیگه
fuminijirareru dake no hana گلهایی که فقط لگدمال میشن
Boukanshiteiru zouhanshiteiru minai furishiteiru تماشاکنان و پر تب و تاب و ناپیدا
Sonna anata wo boku wa miteiru این تو رو من دارم میبینم
Anshinshinayo bokutachi mina itsu datte yaru koto wa onajisa خاطرت جمع. کاری که ماها باید بکنیم همیشه همونه
از این بابت مطمئنی؟
.آره
.دیگه نمیتونیم ببریمش
.اینقدر حقو به گردنمون داره
،بعد
.ما هم دیگه راه درازی نداریم
آخرش مال شین موند فقط؟
...مسلسل و کلت هم داریم، ولی
.تیر خیلی نداریم
.خیلی بز آوردیم که کانتینرو پوکوندن
.هم مهماتمون هم سوختمون بیشترش دود شد رفت هوا
!آذوقه هم
.آره، آذوقه هم
.این سمت تموم شد
اون سمت؟
.ردیف ردیفه
.پس راه بیفتیم
.دست دست کنیم باز لژیون پیدامون میکنه
.راننده چی؟ نمیشه که یه سره شین کون برونه
.بسته به شرایط تعویض میکنیم
.خوبه
یعنی اَد باس آندرتیکر میبود؟
ناراضی ای؟
.آخه تنظیمات پارامتری شین مصیبته
.من که میبینم میترسم
.لیمیترش هم که بگیر نگیر داره
.پس اول من میرونم
.نه، خودم میرونم
.همین تازه داشتی گله میکردی
.بعد، مال منو چون اول زدن اصلا خسته نیستم
پس اگه یه وقت خوردیم به لژیون
همونی که اون لحظه رانندهس بجنگه دیگه؟
.مشکلی نیست
!نیست
.کورنا، وایسا
.جهت ساعت ده. تو سرازیری حفره هست
.برو اونجا
.مفهومه
.بجنب
.به لطف شین ردشون کردیم
.ولی عجب تعدادی داشتن
اینجا اومدیم بیشتر نشدن؟
.شاید داریم به مقر اصلیشون نزدیک میشیم
.همینطوره
.بچهها، جلو رو
مدرسهس؟
جدی؟
.احتمالا
راستی. مدرسه نرفتی، کورنا چان؟
با اینکه هم کشورمون فرق داره .هم فرهنگمون، خیلی شبیهن. مدرسههامون
...این مدرسهس
!میگم، امشبو همینجا اتراق کنیم
.همینکارو بکنیم
بلدی بخونی، کورنا چان؟
.اما باحال میزنه
.یادش بخیر
.دوست داشتی؟ درس خوندنو
.نوچ
.رایدن شوگا کون
وا؟ رایدن کون غایبه؟
.رایدن شوگا کون
!حاضر
.صحیح
.سئوتو ریکا کون
.هستم
.کورنا کوکومیلا کون
!حاضر
!آنجو اِما کون
.حاضر
!شینه نوزن کون
.حاضر
وقتی درسی در کار نیست .همون هیزم بیشتر نیستن
.صحیح
اینم یه جور فعالیته؟
بینظمی کلاسی؟
.خب
با چی روشنش کنیم؟
مگه اون کتاب درسی نیست؟
.آدم احساس گناه میکنه
کتابی که نخونیش به چه دردی میخوره؟
.راست میگه
هنوز داری؟
.آخرین دونه
.دسر پشت غذا هم دیگه تموم شد
روز ۳۱م ماه ۱۰م سال ۲۱۴۸ اختری
.همش همین بود
.امروز دیگه باس جمع کنیم بریم
.آره
.گردش قشنگمون هم بالاخره تموم شد
!راه میفتیم
.باشه
صبح نوبت منه دیگه؟
.آره. لطف میکنی
یه روزه مدرسه رو تموم کردیم؟
.یعنی ما دیگه کی هستیم
.آیندهمون درخشانه
...تو هم حالا
ازش بالا میکشه؟
.چمدونم
تو مسیریم؟
همینوری درسته دیگه؟
.آره
.دریافت شد
.آنجو. دیگه تعویض کنیم
زود نیست؟
.قرار بود تا ظهر من باشم
.حوصلم سر رفت
این دیگه چه مدلشه؟ - .خب حالا. نصفه جونمون کردی -
.خداوکیلی اینقد بیکاری دیگه نوبره
.جز منظره تماشا کردن که کاری نداریم
کاش شین کون از اون مدرسهه .یه کتاب عکس دار برمیداشت لااقل
.راست میگی
.نخسته
.ولی اصلا خسته نیستم
.شین کون، روبراهیم
.پس دیدبان باشه کورنا
!ها؟! اونو دیگه خودت باش
اونی که سواره میجنگه. قرار همین بود دیگه؟
!تو! از اولش قصدت این بود
.دستهای هست که هرکاری کنیم نمیتونیم دورش بزنیم
.درگیری اجتنابناپذیره
...برای همین یهو گفت تعویض کنیم
No comments yet. Be the first to leave one.