The Musketeers

The Musketeers

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

The Musketeers 2x04 Emilie HDTV x264-FoV
The Musketeers 2x04 Emilie 720p HDTV x264-FoV
The Musketeers 2x04 Emilie HDTV XviD-AFG
A Commentary by MasterGold
WorlDSubTitle.In

Tags

HDTV
hdtv
x264
HD
720p
720
XviD
Published on: 2015-02-02
Downloads: 47
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

دیدم که شیطون بر تخت پادشاهیش توی قصری که از طلا ساخته شده نشسته

،صورت شیطانی اون رو دیدم تاج اسپانیایی ها رو به سر میزاره

و زیر اون تاج، شاخ وجود داره

و زیر قبایی که به تن داره، سم ـه

،من خود واقعی شاه "فیلیپ" از اسپانیا رو دیدم

دجال، دشمن خدا

،پسران و دختران فرانسه

باید قبل از اینکه شیطان ما رو نابود کنه، نابودش کنیم

،"با رهبری شاه محبوبمون، شاه "لویز

باید به سمت اسپانیا لشکرکشی کنیم و شیطان رو از لونش بیرون بکشیم

!خدا حفظت کنه "املی" از دورا تو حضرتی

من حضرت نیستم بلکه یه زن ساده‌ام

پیامبر خسته‌ست، باید استراحت کنه

دیوونه‌ست

و خطرناک

تفنگدارها اینجا هستن - چی؟ -

داره یه حسی بهم دست میده که قدممون اینجا خوش نیست

چی میخواید؟

به دستور شاه اینجا هستیم که "املی" از دورا رو ببینیم

میدونی درست کردن یه ارتش بدون اجازه‌ی شاه

خیانت حساب میشه؟

من شاه رو دوست دارم

خدا ازم خواسته شاه رو پیدا کنم تا مردمش رو به سمت پیروزی رهبری کنه

به اسپانیا لشکرکشی میکنیم و شاه "فیلیپ" رو زیر لگدهامون تکه تکه میکنیم

چطور میخواید همچین کاری کنید؟

،سواره نظامی نمیبینم توپخانه‌ای نمیبینم

خدا به اندازه‌ی هزار تا توپ ارزش داره

خدا بهت گفته که از اسپانیا متفر باشی؟

من از کسی متنفر نیستم

اگه شاه "فیلیپ" تسلیم بشه، مردمش سالم میمونن

،مرض غش کردن داره وقتیه که خدا باهاش حرف میزنه این اتفاق میوفته

اسپانیایی ها

به اسپانیا برگردید - نمیخوایم اینجا باشید -

این دختره کیه؟

،یه دختر دهاتی آشغال با تصورات چرت املی" از دورا؟"

کلیسا میدونه چطور دهنش رو ببنده

چه خبره؟

کمکم کنید

جمعیت مردم دارن سرتاسر پاریس وحشیگری میکنن

،هرکسی که اسم اسپانیایی داره رو میکشن هرج و مرج شده

چرا دستگیرشون نمیکنیم؟ - به این سادگی ها هم نیست -

این "املی" هزاران هوادار داره، خودت دیدیشون که

اگه به سمت مرز لشکرکشی کنن

اسپانیایی ها بهانه ی قانونی ای برای اعلام جنگ پیدا میکنن

،طرف مریضه مخش تاب داره

در حال حاضر هم که غش کرده

ظاهرا، از وقتی که بچه بوده غش میکرده

بعضی از مردم بهش میگن رنج الهی

شاید واقعا هم تقدیس شده

با ایمان، هرچیزی امکام پذیره

شما ها هم باید هر از گاهی انجیل رو بخونید

خیلی خب، "آرامیس"، حالا که خداشناسی، خودت میتونی به دختره رسیدگی کنی

امشب برو به اردوگاشون

اعتمادش رو جلب کن، نقطه ضعف هاش رو بدست بیار

من تفنگدار نشدم که

شهرت یه زن درستکار رو لکه دار کنم

پس ترجیح میدی لشکرکشی هزاران آدم بیگناه

به کشتارگاه اسپانیا رو ببینی؟

شاه نظرش چیه؟ دختره رو میبینه؟

شاه، سرش با مسائل کشوری شلوغه

واست یه جایزه دارم

اوه، اگه یه کاخ کوچیک باشه خیلی خوبه

!چقدر شوخی تو

خیلی کمیابه که زنی به خوشکلی و شوخ طبعی تو پیدا کرد

حالا اگه این پارچه رو در بیاریم

،من هیچوقت اونو بیرون نمیارم، اعلاحضرت برای هیچ کسی

،ماه گرفتی رو میپوشونه بدریخته

اونقدر ها هم نمیتونه بدریخت باشه؟

هرچند، اگه جاهای دیگه‌ی بدن من هست که بخوای ...بهش نگاه کنی

چندین اسپانیایی بدون محاکمه توی خیابون ها ،کشته شدن

منشی خودم توسط مردم تیکه تیکه شده بود

خب اینا چه ربطی به من داره؟

تو مامور اسپانیا و مورد مشاور مورد اعتماد شاه هستی

باید بهش بگی "املی" از دورا رو توی میدون شهر دار بزنه

همین الان، کارا رو درست کن

"مواظب باش، "پرالس

یه روزی همین روزا من همراه با ملکه "ان" بر فرانسه حکم فرمایی میکنم

و بعدش با یه اشاره از طرف میتونه سرت بالای چوب دار بره

تو؟ فرمانروای فرانسه؟

از یه سگ هار هم احمق تری

پس مواظب باش گازت نگیرم

این دومین باریه که دست روی من بلند کردی

سومین باری وجود نخواهد داشت

واقعا مجبوری که بری؟

آره، ببخشید

که وظیفت رو انجام بدی

و تو هم باید وظیفه‌ی خودت رو انجام بدی

،دوفاین" پیش پرستارشه" هنوز یکی دو ساعت وقت داریم

چند نفر ازش نگهبانی میکنن؟ - دو نفر -

حداقل باید چهار نفر باشه

باید چهار نگهبان تمام وقت پشت این در باشن

..."آرامیس"

دوستم داری؟

خودت میدونی که چقدر بهت علاقه دارم

خدای من، شرف و بدنم رو در اختیار یه آدم دخترباز بدنام قرار دادم

چه احمقیم من

مارگاریت"، یه روزی همین روزا باید با مردی" ازدواج کنی که با خودت هم رتبه باشه

من یه سربازم، رتبم ازت پایین تره

چرا قلبمون رو بخاطر یه رابطه‌ی زودگذر بشکنیم؟

بفرمایید قربان، خونه‌ی خودتونه

علاقه‌ای بهش ندارم

اوه؟

کامتِ د راشفور" مشتری دائمته"

دفعه‌ی بعدی که اومد ازت میخوام یه کاری واسم بکنی

اوه

درمورد همیشگی ها که حرف نمیزنی، نه؟

اوه، نه

واقعاهم نمیشه اسمش رو اون گذاشت

مشکل چیه؟

قبلا وقتی مریضی میومد سراغم هیچی یادم نمیومد

فقط یه سری صورت و کلمه‌ی پراکنده

ولی الان از خوابیدن میترسم

میترسم که خدا چی نشونم میده

الان همه چیز رو به یاد دارم

نگرانی و عذاب، گریه کردن ها برای کمک

حس میکنم توی جهنمم

خدا درد لعنت شدن رو داره بهت نشون میده

پس الان میدونی اگه شکست بخوری چه اتفاقی میوفته

یه قاتل رو گرفتیم

بکشیدش

،نه، نمیخواستم به کسی آسیب بزنم اومدم که "املی" رو ببینم

بزارید کار خدا انجام بشه

صبر کنید

میشناسمت، یکی از تفنگدارها هستی

سخنرانی هات رو شنیدم، و تحت تاثیر قرار گرفتم

میخوام بیشتر بشنوم

شکلش که اسپانیایی بنظر میرسه - من فرانسویم -

فرستادنش که بکشدت - نه -

اینجا چیکار میکنی؟

همه چیز رو ول کردم که به جنبش شما ملحق بشم

بشین

بانو

ششش

بزار برم

تو مثل زن های دربار دیگه نیستی

میتونم بوش کنم، مثل یه یادداشت ترش تو یه عطر خوب

کی هستی؟ داستان واقعیت چیه؟

واقعا فکر کردی بدون پرس و جو میزارم

شاه یه محبوب جدید پیدا کنه؟

،تو هم کمتر از من اینجا جدید نیستی کامت" عزیزِ من"

،موندم به کدوممون اهمیت بیشتری میده باید ازش بپرسیم؟

یه چیزیه که هر روز نمیبینی

چجور از طنابِ دار جون سالم بدر بردی، بانو؟

تا وقتی تحت حمایت شاه هستم نمیتونی بهم دست بزنی

وقتی بفهمه معشوقه‌ی جدیدش

جنایت کار محکوم شده هست، چقدر اون حمایت دووم میاره؟

بزار برم، یا پشیمون میشی

گفتگو تموم نشده

واقعا همه چیز رو رها کردی "آرامیس"؟

وقتی سخنرانی هات رو شنیدم فهمیدم که به اینجا تعلق دارم

به عنوان یه سرباز، عادت کردم که پیرو دستورات باشم

ولی بعضی اوقات آدم باید بجاش پیرو وجدانش بشه

حتی با اینکه شاید دارت بزنن؟

آره

از شاه درخواست میکنم که ببخشدت

،منتظر یه ملاقات با شاه توی همین روزا هستم خوابش رو دیدم که شده

خواب هات همیشه درست از آب در میاد؟

آره

مردم "ژان دارک" دوباره متولد شده صدات میکنن زنی فرانسوی که در جنگ های 100 ساله با انگلیس نقش رهبری داشته ] [ و ادعا میکرد که صداهایی از خدا میشنوه

من "ژان" نیستم

جرئت اینو ندارم که با شعله هایی که اون باهاش روبرو شد، روبرو بشم

ولی خدا همیشه باهات صحبت میکرده؟

وقتی خوابم آره

"خوشحالم که اینجایی "آرامیس

وقتی به طرف مادرید لشکرکشی کردیم کنار منی

!نه! نه

عقب باش

!نه! عقب باش

منتظر منی؟

پَــ نَــ پَــ ، دیروقت میام پادگان یه دوری بزنم

نمیدونی که کی شانس بهت رو میکنه

بانو گول زد

همه رو گول زد، ملکه باید بدونه که با کی طرفه

تمام مدرکمون با مرگ کاردینال از بین رفت

اگه بری پیش ملکه چی بهش میگی؟

حقیقت

خودت میدونی که شاه مسحور بانو شده

ممکنه بجای سود رسوندن، ضرر برسونی

اگه اون بخواد به اعلاحضرت آسیبی برسونه چی؟

چرا همچین چیزی بخواد؟ الانش هم چیزی رو که خواسته بوده بدست آورده

ببین، فعلا فقط بانو رو زیر نظر بگیر

،آخرش، بدون دخالت ما هم خودش رو نابود میکنه ببین کی گفتم

خوشحالم که دوباره میتونیم اینجوری صحبت کنیم

میدونی، به عنوان دوست - آره -

همشو شنیدی؟

ممم

چیکار میخوای کنی؟

میخوام مشروب بخورم

میخوای تنها باشی؟

نه

مشروب؟

آره

املی" میخواد تورو ببینه، ولی قبلا" میتونی به من کمک کنی

دیشب صداش رو شنیدم

وقتی خدا باهاش حرف میزنه، مثل اینه که یه تند باد اونو پاره میکنه

نگرانش نیستی؟

این آدما رو ببین

فکر میکنی اونا به همین سادگی یه دختر دهاتی رو همراهی میکنن؟

وقتی بچه بود، سنگ به طرفش پرتاب میکردن، نفرینش میکردن

حالا، اونو مثل یه پیامبر ستایش میکنن

More Farsi Persian subtitles for The Musketeers

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left