The first 200 lines.
این همون دانشمند موشکیه که توی هواپیما کنارش نشسته بودم.
آقای شی، این خواهرم بارب هست.
اوه، چطورین؟
دخترم.
اوه، سلام. من ییلانم. - سلام. از آشناییتون خوشبختم.
آقای شی برام داستانهای خیلی جالبی تعریف کردن.
داستانهای قدیمی. من بازنشسته شدم.
خب، امیدوارم سفر فوقالعادهای در آمریکا داشته باشین.
خوشحال شدم از آشناییتون. - منم همینطور. به امید دیدار. خداحافظ.
ییلان...
ییلان.
ییلان.
ها؟
اِ؟
عصر بخیر، آقا.
سلام؟
نه، ممنون.
صبح بخیر.
چی داری مینویسی؟
هیچی.
خب، روز قشنگیه.
اوه، آره.
اِ...
امروز سر کار نیستی.
دیروز سر کار نبودی.
خوبه.
آره خب، من الان بیکارم.
انگار نمیتونم کار پیدا کنم.
چی کارهای؟
اوه، خب، من پزشکی قانونی خوندم.
دانشمند؟ - آره. اوهوم.
اوه، خوبه خوبه.
من دانشمندم-- دانشمند موشکی.
اوه خدای من، چقدر باحاله.
خیلی باحاله.
من میخوام دانشمند پزشکی قانونی بشم.
تا حالا تو آزمایشگاه کالبدشکافی بودی؟
خیلی آرامشبخشه. خیلی آرامشبخشه.
یه بار یه مغز داشتیم که مثل یه قرص نون برش زدیم--
خب، تقریباً همه چیز رو برای راحتی خودمون برش میزنیم.
خیلیها فکر میکنن من عجیب و غریبم و به چیزای ترسناک علاقه دارم،
اما من فکر میکنم دید خیلی مثبتی به زندگی دارم.
اوه، بله، تو آفتاب دوست داری.
اوهوم. بله. - خوبه خوبه.
اِ، خداحافظ.
اوه، خداحافظ. خداحافظ.
بایبای.
هوای خوب.
اِ...
جیرجیرکها.
جیرجیرک؟ جیرجیرک؟
پایین.
میخوابن.
۱۷ سال.
میان بالا.
میخونن.
جیرجیرک. جیرجیرک.
جیرجیرک. آها.
یک تابستان آواز میخونن-- میمیرن.
زریجان، سلام.
پارک.
مدرسه بزرگسالان.
دوست. سلام.
سلام به فارسی-- سلام.
سلام. بگو سلام.
بگو سلام. - نه، سلام.
سلام.
سلام، هلو--
چینی...؟
نیهاو.
تلفن.
موبایل.
موبایل داری؟
نه؟
همسرم--
اوه. اوه.
اون فوت کرده.
تلفن نداره.
موبایل نداره.
سرطان.
سرطان کبد.
عصر بخیر، آقا.
حال شما؟
خوب خوبم.
ایشون الدِر رایلی هستن و منم الدِر لیچ هستم.
امروز حالتون چطوره، آقا؟
خوبم.
به نظر میاد یکم نگران چیزی هستین.
حال شما خوبه؟
آقا، تا حالا به این فکر کردین که جوابهایی پیدا کنید
برای تمام سوالاتی که دارین؟
آمریکا
مثل آب سرد.
برای معده خوب نیست.
معده؟
آقا، تا حالا اسم پیامبر جوزف اسمیت رو شنیدین؟
یا این کتاب، کتاب مورمون؟
جوزف اسمیت کتاب مورمون رو به دنیا آورد
و ما اعتقاد داریم که این
درستترین کتاب روی زمینه.
اوه...
"ای پسران من، بیدار شوید.
زره عدالت را بر تن کنید.
زنجیرهایی را که به شما بسته شده، پاره کنید
و از تاریکی بیرون آیید
و از خاک برخیزید."
معنیش اینه که
این یک پیامبره
و داره با پسراش حرف میزنه.
و بهشون میگه که
بشکنن – از زنجیراشون رها شن،
قوی باشن.
بلند شن.
کارگران جهان، متحد شوید.
شما آزاد. شما جهان دارید.
میدونی کی اینو گفت؟
نه، متاسفانه نه، قربان.
مارکس، انگلس.
شما خیلی جوون.
ایشون یه دانشمند چینیه؟
آره، باهوش.
قربان، گفتههای حکیمانه زیادی هست
از آدمهای حکیم زیاد،
اما چیزی که ما دنبال یادگیریش هستیم،
چیزی که کمکمون میکنه
جواب سوالامون رو پیدا کنیم،
حرفهای پیامبران خداست.
من نمیشناسم
خدای شما رو.
چین خدا نداره.
واسه همین اینجاییم با شما حرف میزنیم، قربان.
آره، آره.
سوالی دارید؟
سوال زیاد زیاد.
من انگلیسی بلد نیستم.
دوست دارید چند مبلغ چینی...
با مبلغین صحبت کنید تا کمکتون کنن بفهمید؟
من شما رو میبینم...
یاد خودم میافتم.
۱۹۴۸. کمونیست.
باشه.
باشه. - ممنون.
من کتاب تموم میکنم...
من شما رو میبینم.
"تابستان هندی."
"تابستان هندی."
"تابستان هندی."
دخترم...
دخترم... اون شاد نیست.
آه.
خوبه. دختر داشتن خوبه.
شاد باشی.
آره.
شوهرش...
اون رفت چین،
برنگشت. برنگشت.
ها؟
من پرسیدم.
دخترم حرف نمیزنه.
آره.
آره، شوهر من،
شوهر من رفت.
رفت.
اوه،
یه زن دیگه؟
شوهر من...
اوه...
سه...
سه سال.
آمریکا.
ایران... برگرد.
اوه. - برگرد به جهنم.
مردا...
ایده. ایده.
کمونیست.
ها؟
من روسی خوندم.
کمونیست.
کمونیست...
کمونیست بد نیست.
کمونیست تو دستای بد.
دست بد، پای بد،
کله بد. کمونیست بده.
من... من آمریکا رو دوست دارم.
آره آره.
آره آره. - بله؟
من؟
ممنون.
من آمریکا رو دوست دارم.
پسر من،
پسر بزرگم،
اینجا... دکتره.
زندگی خوب.
ماشین خوب.
خونه خوب.
همه آمریکا.
شما پسر داری... خوبه.
دخترم...
نزدیک مامان.
من موشک میسازم.
No comments yet. Be the first to leave one.