The first 200 lines.
تقديم ميکند Opus Sub تيم ترجمه
.من اول ميرم .تو يه کم استراحت کن
نرو
عجيب شدي
عجيبه
من چرا بيقرار شدم؟
ببخش
تو چشمام نگاه کن
!گفتم تو چشمام نگاه کن
...چيزه
کانگ دو - دوسِت دارم -
دوسِت دارم
اگه الان نگم، فکر نکنم ديگه بتونم
دوسِت دارم
.بيدار شو. بيدار شو
.بيدار شو. زود باش
.بيدار شو. اون بيرون آدم هست
ميشنوي؟
.دارن ميان اين طرف
تو چي؟
.اول تو برو بيرون. من دنبالت ميام
زود باش برو
...من نه
تو بايد اول ميرفتي
:ترجمه و زيرنويس Mahboobe1994 - محبوبه
قسمت پانزدهم
چي شده؟
خوبي؟
چرا اينجوري شدي؟
کانگ دو
!مون سو
...اوپا، اونّي - مون سو کجاست؟ -
قضيه چيه؟ حتي تماسم نگرفت که نمياد
بايد طرح اوليه رو امروز تموم کنيم
اينُ ببين
خوبه نه؟ از قبل خيلي بهتره نه؟
.اينُ ببين، اينُ. اين کار منه
معمولا تو اينجور جاها جاي نشستن وجود نداره - ليست اعضاي خانواده هاي قربانيان
ولي چون از وقتي همُ ديدن خيلي ميگذره - بايد با همديگه حرف بزنن تماس، تماس، ملاقات، ملاقات، ملاقات
کارم خوب بوده نه؟ - شماره 41. چوي سونگ جه، مادر: اي سو هه
آره کارت خوب بوده
...تو ديروز
اون صدايي که ميشنوي، صداي سونگ جه اوپاس؟
کِي فهميدي؟
وقتي با تو اومدم اينجا
کِي ميخواستي به من بگي؟
...اصلا تو فکرش نبودم که بگم
فکر ميکردم اونطوري تو آروم تري
...بريم. من بعدا ميام اينجا
نه، من به مادر سونگ جه اوپا ميگم اوني که اون ...روز ميخواست پسرشُ اونجا ببينه من بودم
نه نگو. حالا ديگه گفتنش چه سودي داره؟
لازم نيست همه چيزُ بدونه
به اندازه ي کافي ناراحت بوده و دلتنگي کشيده
اگه از يه نفر هم متنفر بشه تو راضي ميشي؟
شما چند روز پيشم اومده بوديد اينجا نه؟
بله
به خاطر سونگ جه؟
شما... قبلا هم چند باري اومده بوديد خونهي ما، نه؟
ببخشيد، احيانا شما اينجا زندگي ميکنيد؟
...اينجا
...چند ماه پيش، به خاطر ريزش مرکز خريد
همچين کسي اينجا نيست
هُنگويي دُنگ 2-13 ، بلوک 2 شماره 3
درسته همينجاس
...همه ي آدمايي که اينجا زندگي ميکردن
مُردن
قيافه ـش مهربونه
فکر ميکردم خيلي ترسناک باشه
زياد ازش عکس ندارم اينُ تو اردوي مدرسه گرفتن
فکر کنم جلو دوستاش همه ـش ميخنديده
سونگ جه ي منُ ميشناسين؟
بله
من تا آخرين لحظه هاي عمرش باهاش بودم
بايد همون موقع بهتون خبر ميدادم
...هيونگ گفت
بابت جواب ندادن گوشيش و بيرون رفتنش بدون اينکه بهتون بگه معذرت ميخواد
ازم خواست اين حرفا رو به شما بگم
ببخشيد که دير شد
ببخشيد
واسه زدن اين حرفا اومدين؟
...من هيچ خبر نداشتم
معذرت ميخوام
پس، بعدا دوباره مزاحمتون ميشم
بايد يه چيزي دربارهي سونگ جه اوپا بهتون بگم اميدوارم باهام تماس بگيرين ها مون سو
من ميرم
اينجوري نه
ميخوام برم
نميشه
...اگه اينطوري بري
ديگه هيچوقت نميخواي منُ ببيني نه؟
اينطوري نکن
تو با من مشکلي نداري؟
معلومه که ندارم. چرا بايد داشته باشم؟
...من نه
تو بايد اول ميومدي بيرون
...تا مجبور نشي با سونگ جه اوپا بموني
...و تا حالا اون صداها رو بشنوي
.و بدنت اينجوري از بين بره
...اگه من به سونگ جه اوپا نگفته بودم بياد اونجا
اين چرنديات يعني چي؟
وحشتناکه که ميخواستم فقط جون خودمُ نجات بدم
من از خودم وحشت دارم
هي، ها مون سو
اينکه من اينجوري شدم همه ـش تقصير توئه؟
يعني تو اينقدر تاثير گذاري؟
...مردن آدما تو بيمارستانم همه ـش تقصير توئه
...تصادفا، سقوط هواپيماها
چند هزار آدمي که تو يه جنگ کشته ميشن همه ـش تقصير توئه؟
همه ي کثافت کاري هاي دنيا تقصير توئه؟
خودتم ميدوني... اينطور نيست
پس ديگه از اين فکرا نکن
من ميخوام با تو، حتي شده يه روز خوشحال باشم
چون دنيا وفا نداره، بايد بيشتر و بيشتر شاد باشم
ولم کن
بهت گفتم من اين دستُ ول نميکنم
کانگ دو
نگو - کانگ دو -
نميخوام بشنوم
ديدن تو منُ عذاب ميده
...اتفاقات گذشته يادم ميفته و
همه ـش فکر ميکنم بيشتر از خودم بدم مياد
...خدا رو شکر
که حداقل حال تو خوبه
تو چي؟
پس تو چي؟
ديدن تو منُ عذاب ميده
...اتفاقات گذشته يادم ميفته و
همه ـش فکر ميکنم بيشتر از خودم بدم مياد
اينجا، اينجا، اينجام هست
فهميدم
من دارم ديوونه ميشم
بقايايي که پيدا شده فقط مال يه نفر نيست
چرا اونقدر زود گزارش دادي؟
اگه منم گزارش نميدادم شايعهها فورا پخش ميشد
نميدوني خبراي بد چقدر سريع همه جا ميپيچن؟
من سعي ميکنم بفهمم چي شده تا به مدير زمين بگم به کارگرا تذکر بده درباره ي اين موضوع حرفي نزنن
تو بايد سريع جمع و جورش کني تا خبر به دست رسانه ها نرسه
به خصوص سو جو وُن، ديگه نرو ديدنش
مشکلُ با تحريک حس انصاف و عدالت اون از ايني که هست بدتر نکن
گوشيتُ جواب نميدي؟
چرا تلفن خواهرتُ جواب نميدي؟
نونا
قبلا خودت يه بار گفتي
فکر نکن اينجايي که هستي بدترين نقطه ي زندگيته
آره گفتم. واسه چي؟
اگه اينجا بدترين نقطه ـش نيست، چند تا نقطه ي بد تر از اين مونده؟
بين تو و مون سو اتفاقي افتاده؟
مون سو گفت با من بودن عذابش ميده
يعني بايد بذارم بره؟
مطمئني ميتوني بذاري بره؟
فکر کنم به جاي اينکه عذاب کشيدن اونُ ببينم
بهتره خودم تنهايي از تصميمم پشيمون بشم
اينجوري که تو ميخواي غرورتُ حفظ کني معلومه هنوز اونقدرا دوستش نداري
...نخير. خيلي زياد، واقعا، از ته دل
خيلي خيلي، بدجوري، با همه ي وجودم دوستش دارم
واسه همينم دارم ديوونه ميشم
چيکار ميکني چرا نرفتي خونه؟
منتظر موندم ببينمت
فردا دوباره ميام، پس فردام ميام و روز بعد از اونم ميام
انقدر ميام تا ديگه دوستت نداشته باشم
قديس مون سو
مشترک مورد نظر پاسخگو نميباشد ...تماس شما از طريق
...مشترک مورد نظر پاسخگو نميباشد
اسمش چي بود؟
هوم؟
اون پسره که باهاش قرار ميذاري، همون که اون دفعه اومده بود جلو خونه ـمون
چرا؟
چرا؟! چون اون پسريه که تو باهاش قرار ميذاري
حتي اگه ازش خوشم نياد بايد حداقل اسمشُ که بدونم
نميخواد بدوني
چرا؟ ميترسي برم پيداش کنم؟
نه
چون ديگه باهاش قرار نميذارم
من... نگفتم که باهاش به هم بزن ...منظورم اين بود که
مامان، من ديگه قرار نميذارم
چرا؟
ردت کرد؟ اون پسرهيِ هيچي ندار تو رو رد کرد؟
کاش اونطوري بود
حداقل اگه ردم کرده بود دلم آروم ميگرفت
فکر کنم من به دنيا اومدم که زندگي بقيه رو نابود کنم
...اين حرفا چيه
کي گفته؟ کي؟ ها؟
کدوم ديوونه اي همچين حرفي زده؟
هيچکس حرفي نزده خودم اينطوري احساس ميکنم، خودم
...اين دختره چش شده
دوازده تماس بي پاسخ، کانگ دو
تلفن جواب ندادن بي انصافيه
جو وُن
تو محل ساخت و ساز سرت حسابي شلوغ شده نه؟ تو خيلي زحمت ميکشي
اگه اين مورد ختم به خير بشه، ميتوني هرکاري ميخواي بکني، نگران پول هم نباش
دفعه ي بعد که چونگيو يه پروژه ي عمومي رو ببره، من حتما ميدمش به تو
اگه به خاطر استخونايي ـه که پيدا شده ...کار زيادي از دست من برنميـ
.چرا نياد؟ يه کاري برمياد. دهنتُ باز نکني
استخونا و محل ساخت و ساز هيچ ربطي به هم ندارن
همين که حفاري زمين تموم بشه، ميتونيم ساخت و سازُ پيش ببريم
...ولي
اگه اتفاقي خبر از جايي درز کنه ...و خانوادههاي قرباني ها خبردار بشن
اونا قطعا ميخوان هرطوري شده بقاياي اعضاي خانواده ـشونُ پيدا کنن
در نتيجه اوضاع به هم ميريزه و ساخت و ساز متوقف ميشه، شمام از اين خيلي ميترسين نه؟
تو چطوري اومدي اينجا؟
No comments yet. Be the first to leave one.