In Vogue: The 90s

In Vogue: The 90s

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

In Vogue The 90s S01E01 1080p WEB h264-EDITH
A Commentary by Highbury
🆔 Highbury | FilmKio.Com 🆔

Tags

webdl
Published on: 2024-09-14
Downloads: 81
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@FilmKio

‫- باشه، خب، تا جایی که می‌تونیم کمش می‌کنیم ‫- آره

‫- هر چی سریعتر انجام میشه ‫- آره، عالی میشه

‫ببخشید

‫سلام، خوب پیش رفت؟

‫آره، خوب بود

‫- جدی؟ ‫- آره

‫رمانتیک و سینمایی بود

‫- عالی شدین، نه؟ ‫- نمی‌تونه عکس بد بگیره

‫- خوبه. سلام ‫- سلام

‫وگ همیشه مجله تعیین‌کننده ‫در زمینه مُد بوده

‫وایستا

‫تازه‌س!

‫خدای من

‫- وای! ‫- فقط یکی هست، قیافه‌شو ببین

‫- بدنش رو ببین، ببینش. ‫- بدنش!

‫یعنی...

‫هیچکس مثل نائومی کمبل نیست...

‫واقعا نیست

‫تعجبی نداره می‌تونه از ‫زیر هر چیزی قسر در بره

‫- باشه، هنوز اینجا نیست؟ ‫- نه، اونجاست

‫پس سه داخل و سه تا بیرون و بعد جلد

‫هیچوقت جلدهای وگ رو فراموش نمی‌کنی

‫رویا این بود که در نهایت ‫سر از جلد مجله وگ دربیاری

‫وقتی آنا عکسم روی جلد ‫چاپ کرد، گفتم چی؟

‫اون آبیه که اون روز ‫داشتیم بهش نگاه می‌کردیم کجاست؟

‫فکر کنم اون یکی داریم

‫وقتی به آنا وینتور فکر می‌کنی، ‫به یه آدم...

‫شیک، قوی و رییس فکر می‌کنی

‫خب اون بیشتر به بقیه رنگها میاد

‫یه معمای وارهولی ـه...

‫مثل یه مدل موی مشهور، ‫یه جور اسطوره زنده‌س

‫فقط یک راه براش وجود داره

‫وگ یعنی آنا وینتور ‫و آنا وینتور یعنی وگ

‫- پس می‌خوای اینجا بشینم؟ ‫- بله، لطفا، آنا

‫- باشه. ‫- آنا، ببخشید ازت می‌خوام...

‫میشه لطف کنی عینک آفتابی‌تو برداری؟

‫نه، باید روی چشم‌هام باشه

‫- خب، آماده‌ایم؟ ‫- صدا ضبط میشه

‫عجب، دهه ۹۰ چه معنایی برام داره؟

‫خدایا، دهه ۹۰ همه چیزو عوض کرد

‫زیادی باحاله، زیادی شلخته‌س

‫ولی میذارم کیت داستان‌ها ‫رو براتون تعریف کنه

‫اوه، نه

‫دهه‌ای بود که صنعت مد رو زیر و رو کرد

‫- مثل یه گردباد بود. ‫- اگه فیلم می‌ساختی...

‫با آدم‌های مُد سر و کار نداشتی

‫اگه توی کار مُد بودی، ‫با آدم‌های صنعت موسیقی سر و کار نداشتی

‫یه تغییر بزرگ اتفاق افتاده بود که در مُد...

‫فیلم و موسیقی...

‫همه این صنایع خلاقانه یواش یواش ‫با هم ادغام شدن

‫فقط به موسیقی مربوط نبود، ‫به لباس هم ربط داشت

‫دوران خیلی خوبی برای زندگی بود

‫واقعا این حس رو داشت ‫که یه انقلاب توی راهه

‫در هر گوشه‌ای این تصویر رو می‌دیدی، ‫نمی‌شد ازش فرار کرد

‫باید پیش‌بینی کنی چی می‌خوان ‫قبل از اینکه بخوانش

‫ولی باید از این واقعیت هم ‫حرف بزنیم که تنها سیاهپوست بودم

‫طوری که الان باهامون رفتار می‌کنن ‫رفتار نمی‌کردن. به هیچ وجه

‫عموم مردم مسحور مُد شده بود

‫وقتی تام فورد گوچی رو دیدم ‫گفتم، وای، خدای من

‫با خودت میگی، آره، می‌خوام سرها ‫رو برگردونم، چرا که نه؟

‫همه خوشحالن؟ ‫خوشحالی رو تعریف کن

‫اون دهه همه چیزو عوض کرد

‫باشه

‫- باشه ‫- باشه

‫- بسیار خب. ‫- به تو نگاه کنم؟

‫بله، لطفا

‫امروز هیچ جا مثل نیویورک نیست. چه روزی

‫الان در سنترال پارک، دمای کنونی...

‫هنوزم خوشاینده، ۴۹ درجه، ۴۴ درصد ‫رطوبت، باد یواش یواش...

‫از وقتی آنا وینتور، سردبیر ‫وگ بریتانیایی...

‫توسط کاندی نست به نیویورک ‫اورده بشه، شایعاتی وجود داشت...

‫که خانم وینتور سردبیر وگ آمریکایی شده

‫حالا داستان داغ و جنجالی ‫اینه که احتمالا این اتفاق در...

‫اول سپتامبر می‌افته

‫خیلی مهم بود وقتی آنا ‫به وگ آمریکایی رفت

‫خیلی خوب یادمه

‫یه عکس داخل یه نشریه بود...

‫و بعد خم شدم و بهش ‫یه نگاهی انداختم...

‫و یه شخصیت کاملا جدید ‫در این دنیا بود...

‫که در اون لحظه معرفی شده بود. ‫بلافاصله مجذوبش شدم

‫واقعا نگران اون لباس‌های شنام

‫مطمئن نیستم درست باشه ‫روی اونا کار کنیم

‫توی انگلستان بزرگ شدم و در دهه ۶۰

‫به دنیای مُد علاقه‌مند بودم...

‫چون اون موقع در لندن ‫دوران بسیار پرهیاهویی بود

‫بابام سردبیر روزنامه فلیت استریت لندن بود

‫به اینم شهرت داشت ‫که یه ذره سختگیره

‫کار در زمینه خبرنگاری رو ‫در اواخر دوره نوجوانیم شروع کردم

‫و مثل خیلی از چیزهای زندگی، ‫به جایی نرسید

‫رنگها اینا هستن. نظرت چیه؟

‫- خوشگله. ‫- عالیه

‫جلسه خیلی خوبی میشه

‫کاندی نست ازم خواست ‫به سردبیر اصلی وگ ملحق بشم...

‫چون حس می‌کردن زمان تغییر رسیده

‫زیر رهبری قبلی، تمام جلدهای ‫وگ شبیه هم شده بود...

‫خیلی از نمای نزدیک، ویرایش شده...

‫با موهای بلند، آرایش زیاد، ‫گوشواره‌های بزرگ

‫همه چی زیادی پر آب و تاب بود

‫قبل از اومدن آنا، مجله ‫به شدت حوصله سر بر بود...

‫حوصله سربر، خسته کننده، بژ و حوصله سربر

‫گاهی لازمه همه چیزو پاره کنی ‫و از نو شروع کنی

‫نقشه‌ای نداشتم، ولی می‌دونستم ‫باید افراد خیلی خلاق...

‫و باهوش رو بیارم تا باهام کار کنن

‫توقعش خیلی بالاست. ‫انتظار زیادی از آدم داره

‫باید وقت زیادی صرف کنی...

‫ولی اگه حس کنه برای ‫یه چیزی استعداد داری...

‫کاملا ازش حمایت می‌کنه

‫با همیش مصاحبه کردم...

‫و می‌تونستم دستیارم رو ‫ببینم که یه ذره رنگ پریده شده

‫نوترین لباسم رو پوشیده بودم...

‫و یکی از زنان دست راست ‫آنا با وحشت تمام بهم نگاه کرد

‫وارد دفترم شد و ‫اون و من یه کت پوشیده بودیم

‫یه کت داشتیم

‫پس فهمیدم که به درد من می‌خوره

‫ولی فکر کنم وقتی دورتو...

‫با آدم‌هایی که باهات موافقن پر می‌کنی، ‫فاجعه پیش میاد

‫- باشه، بهتره برم جو رو ببینم. مرسی، ترودی. ‫- مرسی، گریس

‫اولین بار باهاش در ‫وگ بریتانیایی در اواسط دهه ۸۰ کار کردم...

‫ولی راستشو بخوای برام سخت بود ‫و خودشم می‌دونست

‫گریس در اصل از وگ بریتانیا استعفا داد ‫چون به قول خودش خوشش نمی‌اومد...

‫که من داشتم وگ بریتانیایی رو آمریکایی ‫می‌کردم و رفت برای کلوین کلاین کار کرد

‫زمانش طوری بود که فکر می‌کردم ‫بی‌عیب و نقص ـه...

‫و مشخص بود اون چنین تصوری نداشت...

‫ولی ارتباط‌مون قطع نشد

‫وقتی سردبیری رو بهم دادن اولین ‫تماس تلفنی که داشتم...

‫پشت همین میز، از طرف گریس بود

‫گفتش به طور رسمی ‫کارمو از دوشنبه شروع می‌کنم...

‫و چرا با من شروع نمی‌کنی؟

‫بیشتر، بیشتر، بیشتر

‫در این مقطع زمانی در ‫یه مسیر بسیار متفاوت بودم

‫اولین کلوین و بعد بازار هارپر، ‫ولی آنا خیلی رُک ـه

‫یه مدت برام طول کشید تا ‫راضیش کنم بهمون ملحق بشه...

‫ولی موفق شدم

‫فکر کنم همه به آدم‌هایی نیاز داریم ‫تا طرز فکر شما رو به چالش بکشن...

‫و طرز کارتونو به چالش بکشن...

‫و می‌دونی سالهای سال با ‫گریس یا تون یا کارلین...

‫و البته همیش خوب کار کردم...

‫چون با نگاهی متفاوت به دنیا نگاه کردن

‫تیم خوبی بود، اینو باید بگم

‫می‌دونی وقتی به این ردیف ‫نگاه می‌کنی...

‫میگی وای وای، تیم وگ داره میاد

‫خب، باحل بود! حس قدرت داشت!

‫مایلم خوشامد بگم که سوار ‫کنکورد بریتیش ایرویز شدین...

‫و امیدوارم امروز یه پرواز ‫بسیار خاص داشته باشیم

‫یادمه سوار هواپیما بودم، ‫داشتم از لندن برمی‌گشتم...

‫و یه آقای سنتی کنارم نشسته بود ‫و شروع کردیم به حرف زدن

‫ازم پرسید کارم چیه و ‫گفتم توی وگ کار کردم...

‫و گفتش عاشق وگ هستم، ‫منو به یاد آدری هپبرن میندازه

‫گریس کلی و من به تمام ‫این افراد برجسته فکر می‌کنیم

‫و بعدش بهم گفت...

‫و البته وگ هرگز نمی‌تونه مدونا بشه

‫و مثل این بود که یه لامپ خاموش بشه...

‫چون گفتم، خب البته که ‫وگ باید مدونا باشه

‫لختی، نشون دادن دوجنس‌گرایی...

‫سادیسم و مازوخیسم، داشتن چندین شریک

‫دوست دارم مردم رو تحریک کنم، ‫ولی به خطرش فکر نمی‌کنم...

‫و اگه خطری هم داشته باشه، ‫برام هیجان‌انگیزه

‫مدونا جنجال‌برانگیز بود، ولی نماینده...

‫تغییر بزرگ در کسی بود که ‫مُد رو بوجود می‌اورد...

‫کسی که مردان و زنان جوان ‫ازش الگو می‌گرفتن...

‫شخصیت برجسته‌شون بود ‫و با کمال احترام...

‫برای همون آقای محترمی که ‫کنار من در هواپیما نشسته بود...

‫آدری هبپرن و گریس کلی نبود

In Vogue: The 90s subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for In Vogue: The 90s

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left