The first 200 lines.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
- باشه، خب، تا جایی که میتونیم کمش میکنیم - آره
- هر چی سریعتر انجام میشه - آره، عالی میشه
ببخشید
سلام، خوب پیش رفت؟
آره، خوب بود
- جدی؟ - آره
رمانتیک و سینمایی بود
- عالی شدین، نه؟ - نمیتونه عکس بد بگیره
- خوبه. سلام - سلام
وگ همیشه مجله تعیینکننده در زمینه مُد بوده
وایستا
تازهس!
خدای من
- وای! - فقط یکی هست، قیافهشو ببین
- بدنش رو ببین، ببینش. - بدنش!
یعنی...
هیچکس مثل نائومی کمبل نیست...
واقعا نیست
تعجبی نداره میتونه از زیر هر چیزی قسر در بره
- باشه، هنوز اینجا نیست؟ - نه، اونجاست
پس سه داخل و سه تا بیرون و بعد جلد
هیچوقت جلدهای وگ رو فراموش نمیکنی
رویا این بود که در نهایت سر از جلد مجله وگ دربیاری
وقتی آنا عکسم روی جلد چاپ کرد، گفتم چی؟
اون آبیه که اون روز داشتیم بهش نگاه میکردیم کجاست؟
فکر کنم اون یکی داریم
وقتی به آنا وینتور فکر میکنی، به یه آدم...
شیک، قوی و رییس فکر میکنی
خب اون بیشتر به بقیه رنگها میاد
یه معمای وارهولی ـه...
مثل یه مدل موی مشهور، یه جور اسطوره زندهس
فقط یک راه براش وجود داره
وگ یعنی آنا وینتور و آنا وینتور یعنی وگ
- پس میخوای اینجا بشینم؟ - بله، لطفا، آنا
- باشه. - آنا، ببخشید ازت میخوام...
میشه لطف کنی عینک آفتابیتو برداری؟
نه، باید روی چشمهام باشه
- خب، آمادهایم؟ - صدا ضبط میشه
عجب، دهه ۹۰ چه معنایی برام داره؟
خدایا، دهه ۹۰ همه چیزو عوض کرد
زیادی باحاله، زیادی شلختهس
ولی میذارم کیت داستانها رو براتون تعریف کنه
اوه، نه
دههای بود که صنعت مد رو زیر و رو کرد
- مثل یه گردباد بود. - اگه فیلم میساختی...
با آدمهای مُد سر و کار نداشتی
اگه توی کار مُد بودی، با آدمهای صنعت موسیقی سر و کار نداشتی
یه تغییر بزرگ اتفاق افتاده بود که در مُد...
فیلم و موسیقی...
همه این صنایع خلاقانه یواش یواش با هم ادغام شدن
فقط به موسیقی مربوط نبود، به لباس هم ربط داشت
دوران خیلی خوبی برای زندگی بود
واقعا این حس رو داشت که یه انقلاب توی راهه
در هر گوشهای این تصویر رو میدیدی، نمیشد ازش فرار کرد
باید پیشبینی کنی چی میخوان قبل از اینکه بخوانش
ولی باید از این واقعیت هم حرف بزنیم که تنها سیاهپوست بودم
طوری که الان باهامون رفتار میکنن رفتار نمیکردن. به هیچ وجه
عموم مردم مسحور مُد شده بود
وقتی تام فورد گوچی رو دیدم گفتم، وای، خدای من
با خودت میگی، آره، میخوام سرها رو برگردونم، چرا که نه؟
همه خوشحالن؟ خوشحالی رو تعریف کن
اون دهه همه چیزو عوض کرد
باشه
- باشه - باشه
- بسیار خب. - به تو نگاه کنم؟
بله، لطفا
امروز هیچ جا مثل نیویورک نیست. چه روزی
الان در سنترال پارک، دمای کنونی...
هنوزم خوشاینده، ۴۹ درجه، ۴۴ درصد رطوبت، باد یواش یواش...
از وقتی آنا وینتور، سردبیر وگ بریتانیایی...
توسط کاندی نست به نیویورک اورده بشه، شایعاتی وجود داشت...
که خانم وینتور سردبیر وگ آمریکایی شده
حالا داستان داغ و جنجالی اینه که احتمالا این اتفاق در...
اول سپتامبر میافته
خیلی مهم بود وقتی آنا به وگ آمریکایی رفت
خیلی خوب یادمه
یه عکس داخل یه نشریه بود...
و بعد خم شدم و بهش یه نگاهی انداختم...
و یه شخصیت کاملا جدید در این دنیا بود...
که در اون لحظه معرفی شده بود. بلافاصله مجذوبش شدم
واقعا نگران اون لباسهای شنام
مطمئن نیستم درست باشه روی اونا کار کنیم
توی انگلستان بزرگ شدم و در دهه ۶۰
به دنیای مُد علاقهمند بودم...
چون اون موقع در لندن دوران بسیار پرهیاهویی بود
بابام سردبیر روزنامه فلیت استریت لندن بود
به اینم شهرت داشت که یه ذره سختگیره
کار در زمینه خبرنگاری رو در اواخر دوره نوجوانیم شروع کردم
و مثل خیلی از چیزهای زندگی، به جایی نرسید
رنگها اینا هستن. نظرت چیه؟
- خوشگله. - عالیه
جلسه خیلی خوبی میشه
کاندی نست ازم خواست به سردبیر اصلی وگ ملحق بشم...
چون حس میکردن زمان تغییر رسیده
زیر رهبری قبلی، تمام جلدهای وگ شبیه هم شده بود...
خیلی از نمای نزدیک، ویرایش شده...
با موهای بلند، آرایش زیاد، گوشوارههای بزرگ
همه چی زیادی پر آب و تاب بود
قبل از اومدن آنا، مجله به شدت حوصله سر بر بود...
حوصله سربر، خسته کننده، بژ و حوصله سربر
گاهی لازمه همه چیزو پاره کنی و از نو شروع کنی
نقشهای نداشتم، ولی میدونستم باید افراد خیلی خلاق...
و باهوش رو بیارم تا باهام کار کنن
توقعش خیلی بالاست. انتظار زیادی از آدم داره
باید وقت زیادی صرف کنی...
ولی اگه حس کنه برای یه چیزی استعداد داری...
کاملا ازش حمایت میکنه
با همیش مصاحبه کردم...
و میتونستم دستیارم رو ببینم که یه ذره رنگ پریده شده
نوترین لباسم رو پوشیده بودم...
و یکی از زنان دست راست آنا با وحشت تمام بهم نگاه کرد
وارد دفترم شد و اون و من یه کت پوشیده بودیم
یه کت داشتیم
پس فهمیدم که به درد من میخوره
ولی فکر کنم وقتی دورتو...
با آدمهایی که باهات موافقن پر میکنی، فاجعه پیش میاد
- باشه، بهتره برم جو رو ببینم. مرسی، ترودی. - مرسی، گریس
اولین بار باهاش در وگ بریتانیایی در اواسط دهه ۸۰ کار کردم...
ولی راستشو بخوای برام سخت بود و خودشم میدونست
گریس در اصل از وگ بریتانیا استعفا داد چون به قول خودش خوشش نمیاومد...
که من داشتم وگ بریتانیایی رو آمریکایی میکردم و رفت برای کلوین کلاین کار کرد
زمانش طوری بود که فکر میکردم بیعیب و نقص ـه...
و مشخص بود اون چنین تصوری نداشت...
ولی ارتباطمون قطع نشد
وقتی سردبیری رو بهم دادن اولین تماس تلفنی که داشتم...
پشت همین میز، از طرف گریس بود
گفتش به طور رسمی کارمو از دوشنبه شروع میکنم...
و چرا با من شروع نمیکنی؟
بیشتر، بیشتر، بیشتر
در این مقطع زمانی در یه مسیر بسیار متفاوت بودم
اولین کلوین و بعد بازار هارپر، ولی آنا خیلی رُک ـه
یه مدت برام طول کشید تا راضیش کنم بهمون ملحق بشه...
ولی موفق شدم
فکر کنم همه به آدمهایی نیاز داریم تا طرز فکر شما رو به چالش بکشن...
و طرز کارتونو به چالش بکشن...
و میدونی سالهای سال با گریس یا تون یا کارلین...
و البته همیش خوب کار کردم...
چون با نگاهی متفاوت به دنیا نگاه کردن
تیم خوبی بود، اینو باید بگم
میدونی وقتی به این ردیف نگاه میکنی...
میگی وای وای، تیم وگ داره میاد
خب، باحل بود! حس قدرت داشت!
مایلم خوشامد بگم که سوار کنکورد بریتیش ایرویز شدین...
و امیدوارم امروز یه پرواز بسیار خاص داشته باشیم
یادمه سوار هواپیما بودم، داشتم از لندن برمیگشتم...
و یه آقای سنتی کنارم نشسته بود و شروع کردیم به حرف زدن
ازم پرسید کارم چیه و گفتم توی وگ کار کردم...
و گفتش عاشق وگ هستم، منو به یاد آدری هپبرن میندازه
گریس کلی و من به تمام این افراد برجسته فکر میکنیم
و بعدش بهم گفت...
و البته وگ هرگز نمیتونه مدونا بشه
و مثل این بود که یه لامپ خاموش بشه...
چون گفتم، خب البته که وگ باید مدونا باشه
لختی، نشون دادن دوجنسگرایی...
سادیسم و مازوخیسم، داشتن چندین شریک
دوست دارم مردم رو تحریک کنم، ولی به خطرش فکر نمیکنم...
و اگه خطری هم داشته باشه، برام هیجانانگیزه
مدونا جنجالبرانگیز بود، ولی نماینده...
تغییر بزرگ در کسی بود که مُد رو بوجود میاورد...
کسی که مردان و زنان جوان ازش الگو میگرفتن...
شخصیت برجستهشون بود و با کمال احترام...
برای همون آقای محترمی که کنار من در هواپیما نشسته بود...
آدری هبپرن و گریس کلی نبود
No comments yet. Be the first to leave one.