The first 200 lines.
"دلدادگي"
"درود بر راه روشن استاد"
"درود بر او"
خدايا شکرت
بلند شين
پسرم بيا پيشم
باهاشون ميري يا نه؟- !هي راجيو-
بريم بازي کنيم
اذيتش نکن بدش من
برو، مادرت داشت دنبالت ميگشت- باشه-
تو هم ميري، پسرم؟
!مامان
رنوير، برو بابات صدا بزن احتمالا پيش عمو ويکرامـه
بهش بگو ناهار امادهس
حرفامو قبول کن خوب فکر کن
..بمبئي شهر خيلي بزرگيه و تو هم تنها
ويکرام، اين ديگه چه حرفيه؟
بعد از مدتها روياي من داره به واقعيت تبديل ميشه
!اونوقت تو ميگي بايد فکر بکنم
بخاطر همين بزرگ بودن بمبئي دارم ميرم همونجا
چون تمام روياهام همونجاس
..حرفت درست وير سينگ، اما- اما چي؟-
يه نگاه به تکرار بکن اون الان ده تا تاکسي توي بمبئي داره
وقتي رفت با خودش چي داشت؟
و اون هرپال صاحب مغازههاي بزرگي شده
و اون اگروال همين تازگيا رفت..حالا ببينش
حق باتوء ..من که باهات بحث نميکنم
ميخوام بهت بگم اونا ادماي خوششانسي هستن
هيچ ربطي به شانس نداره بستگي به تلاش خودت داره
تو منو ميشناسي من تلاش ميکنم، شب و روز تلاش ميکنم
من به هدفم ميرسم اون چيزي رو که ميخوام توي بمبئي بهم ميرسه
بي شک بهش ميرسم
خداوند هميشه تورو قوي اراده بکنه
منم زمينت رو نگه ميدارم اما به امانت
اين زمين مال توء و براي هميشه مال تو ميمونه
"اين زمين وسيله معاش ماست"
"هر لحظه در حال گذر هستيم"
"هميشه به سمت مسير جديد ميريم"
"اين زمين وسيله معاش ماست"
"زير آسمان بلند، عازم ميشيم"
"به همراه يک رويا"
"کنار جاده کران"
"کمي دور تر از فجر"
"کمي ديگه از شب مونده"
"خبراي خوش ما رو منتظر وصال گذاشتن"
"اين زمين وسيله معاش ماست"
"هر لحظه در حال گذر هستيم"
"اين زمين وسيله معاش ماست"
"هر لحظه در حال گذر هستيم"
کرن چي شد؟ حالت خوبه؟
کرن، چي شد؟
سرطان به مرحله حاد خودش رسيده- سرطان، خب که چي؟
شما دکتر به اين بزرگي هستين؟ کرن منو نميتوني درمان بکني؟
براي چي دکتر شدين؟ من چيزي حاليم نيست
هر چي دوا درمان ميخواين من ميارم هر چي پول ميخواين من بهتون ميدم
اما کرن من خوب ميشه دکتر؟ بايد خوب بشه
رنوير، پسرم من براي چند روز بيرون ميرم
تا موقعاي که برنگشتم تو حواست به روکي باشه
پدرت خيلي بايد کار بکنه
به همين خاطر تو حواست به روکي باشه
بهش محبت بکن و هيچ وقت اونو نزن
اون برادر کوچيکته
تا ميتوني خوشحالش کن
پسرم خوشحالش ميکني؟
اره مادر، من هر جور شده خوشحالش ميکنم
مادر، من پيشت بخوابم؟
خونه نميتونم خوب بخوابم
بابا مثل تو برام لالايي نميخونه
تو برام بخون
ميخونم برات
..بيا اي خواب شيرين
پسرم رو بخوابون
..بيا اي خواب شيرين
..هر چه سريعتر بيا
..بيا اي خواب شيرين
پسرم رو غرق خواب بکن
..بيا اي خواب شيرين
..هر چه سريعتر بيا
چرا اين اتفاق افتاد؟" "اين نسيم چيه؟
"چراغ شادي رو خاموش کرد"
چقدر ميخواد اين همه غصه رو" "به دل ما بياره؟
"يه نفر چقدر ميتونه بغضش رو قورت بده؟"
"اين زمين وسيله معاق ماست"
"هر لحظه در حال گذر هستيم"
"ديوار غصهها"
"زنجير درماندگيها"
"هرگز نميتونن مانع زندگي بشن"
"ديوار غصهها"
"زنجير درماندگيها"
"هرگز نميتونن مانع زندگي بشن"
"..دل با اين روياي جديد"
"يه اطمينان قلبي محکم بدست آورده"
"اين چشمها باز روياهاي جديد ميبافن"
"اين زمين وسيله معاشق ماست"
"هر لحظه در حال گذر هستيم"
زود باش رنوير، زودباش راجوير
زود باش، زودباش، زودباش راجوير
زودباش راجوير
راجوير
راجوير زودباش زودباش
زوباش راجوير زود باش
راجوير
زودباش راجوير
زود باش راجوير زودباش
راجوير بجنب
برو راجوير
برو راجوير
زودباش راجوير زودباش
بجنب راجوير
راجوير راجوير
سريع، راجوير
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: نعيم
راجوير- تو تونستي رفيق-
راجوير تو حالت خوبه؟- عجب مسابقهاي-
!راجوير، تو حرف نداري
!واو، چه کردي
اون احمق بود- چرا احمق؟-
!راجوير عالي بود
راجوير بهترينه
راجيور، چرا انقد لفتش دادي؟
درباره پيشنهاد گروه هيلتون چه نظري داري؟
اقاي بانگاراپا بابت پيشنهادتون خيلي ممنون
ولي من نميخوام در کنار اسم کرن، اسم ديگهاي اضافه بشه
چون با ياد و خاطره مادرم عجين شده
معدرت ميخوام
من ميخوام هنوز به پيشنهادم فکر کنيد
گروه ما خوشحال ميشه با شما همکاري کنه
بهر حال ممنون بابت پيشنهادتون خداحافظ
برادرا کارتون تا فردا تموم ميشه؟- اره ، قربان-
اين تلويزيون رو کجا ميبرين؟- اقا ما از شرکت پشتيبان هستيم-
همه اينا برگشت خوردن ميخوايم برگردونيم
اها، خب يه تلويزيون جديد ميارين؟
نه اقا، کاميون ديگه کم کم ميرسه
الو؟- بله-
من رنوير سينگ هستم- بله اقا-
شما ميدوين فردا افتتاحيه هتلم هست
و شما هم دارين تلويزيون رو برگشت ميدين
حتي يکي ديگه رو هم نفرستادين؟
مگه قبل از فرستادن تست نميکنين؟
چي دارين ميگين اقا؟ تلويزيونتون که مشکلي نداشت
ما کسي رو نفرستاديم- چي؟-
بله اقا
وقت بخير اقا شينا اومدن
همه کارمندا منتظرتون هستن پس شما کي مياين؟
من از هتل دارم حرف ميزنم
تو کارمنداي حراست رو تو راهرو صف کن من همين الان ميام
!واو
واقعا لذيذه
نرم و قشنگ
توي غذا از همه چي مهمتر مزهشه
مزهش چطور بود؟- عالي بود-
دستاي تو جادو دارن رئيس بخوره خيلي خوشحال ميشه
خيلي ممنون ابجي گيتا
ابجي گيتا نه بلکه منو خانم گيتا پاتل صدا بزن
باشه
وقت بخير اقا- وقت بخير-
..براي افتتاحيه فردا
نوشيدني و غذا همه چي رديف شده..- بعدا چک ميکنم-
پادو"ايدلي"درست کرده ميشه خواهشا امتحانش کنين؟
شما امتحانش کنين- خانم تست کردن-
خيلي ازشون خوششون اومد شما هم اقا تست کنيد
..اقا مخصوص درست کردم تمام ادويههاي جنوب هند
و از تمام تجربههاي زندگيم.. براي درست کردنش استفاده کردم
يه دقيقه بيشتر طول نميکشه- من فعلا يک دقيقه هم وقت ندارم-
..اگه شما تست نکنين من دل- بهت گفتم من يک دقيقه هم وقت ندارم-
چرا متوجه نميشين؟
وقت بخير، قربان
قربان، من تمام کارمنداي حراست رو خبر کردم
همه چي مرتبه؟ مشکلي پيش اومده؟
قربان، چرا انقد نگران به نظر مياين؟
ميتوني ساکت بشي؟
خبردار
اقاي چبوي، شما مسئول حراست هتل هستين، درسته؟
بله قربان
اصلا خبر دارين توي هتل چه خبره؟
قربان
افرادي داشتن کل تلويزيونهاي هتل رو ميدزديدن و ميرفتن
ميدزديدن؟ ولي اونا گفتن از تکنو ترونيک اومدن
حتي رسيد همراهشون بود- اونا گفتن و شما قبول کردين-
اصلا ازشون مدرکي خواستين تا بفهمي که قانوني هستن يا نه؟
اصلا از کجا معلوم اون رسيدي که دستشون تقلبي نبوده؟
چرا مسئول در نگهباني سر پستش نبود؟
مسئوليت پذيري شما اينطوريه؟
متاسفم قربان
همتون با دقت گوش کنيد
براي خانواده من اين يه هتل نيست بلکه يه روياست
رويايي که سالها براش زحمت کشيديم
هيچ بي کفايتي رو تحمل نميکنم
شيرفهم شد؟
اين اولين و اخرين اخطاريهست
فردا افتتاحيه اين هتلـه
تا اون موقع نميخوام از اين بي کفايتيها ببينم
شيرفهم شد؟- بله قربان-
مرخصيد
شينا، همه کارکنان صبح ساعت نه همه همينجا باشن
واو خيلي زيباست شينا، قشنگه درسته؟
شينا- بله اقاي سينگ-
معذرت ميخوام شينا بيا اينجا
حالا بگو اين چطوره؟
بله قربان خيلي قشنگه
No comments yet. Be the first to leave one.