The first 200 lines.
دوستت دارم - برو -
400 کيلو خيلي زياده گل ها پوشش نميدن
انتظار ندارم اين کار رو بکنن - چه انتظاري داري؟ -
تغيير نقشه - چرا اين کار رو ميکني؟ -
،دنياي ما يه دنياي بخور بخور هستش و اين يارو براي دويدن خيلي خستهاس
من يه جاسوس تو يه خط دارم، علاقهاي داري؟ - يه اسم ميخوام -
"جوزف بيد" - تا به حال چيزي ازش نشنيدم - نکته همين نيست؟ -
"اين يه کد پليسيـه، "لارا
اين پول از طرف ماست
اون پنج ميليونـه، من 48 ساعت وقت لازم دارم تا بقيه رو مهيا کنم
،واسه يه هميچنين معامله اي خوبه که صبر کنيم
شايد چيزي که نميدوني تو رو زنده نگه داشته
نقطهي مقابل
!اوه، بچهام
وقتي ميري اطمينان حاصل کن که - ردي از خاکستر سيگارت به جا نمونه چي؟ -
...ريچارد، تو کسي براي مقصر دونستن نداري
به جز خودت
!بيپ
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
ترجمه از سينا Sina_Saw
اون درست شده بوده که تو رو در حال نفس کشيدن نگه داره ولي ديگه هيچ وقت بيدار نشي
،مغزت رو سر زنده ميکنه تو چند دقيقه بدنت رو فرا ميگيره
،پس اگه اوضاع طبق نقشه پيش ميرفت ما هيچ وقت چيزي نميفهميديم که
دنبال چيزي بگرديم چون حتي نميدونستيم چه اتفاقي افتاده
اون ميخواست وقتي دارو اثر ميکرد صداي ضربان قلب اون رو به دوش بکشه، بعد که دارو اثر کرد سنسور رو به قلب اون وصل کنه
نقشه هوشمندانهاي بود، ولي بدبختانه براي اون معلوم شد که بازي دو طرفه است
و هويتش؟ - اميدوار بوديم شما تو اين زمينه کمکمون بکنين -
من؟ چطوري؟
هيچ محافظي جلوي در نبود
دوباره، اگه کسي نميدونست ،چه اتفاقي رخ داده
هيچ کس نميپرسيد که محافظ ها چرا اونجا نبودند
ولي اينطوري نشد، شد؟
و الان متوجه شديم
شما بوديد، قربان
من ميخوام اقدام بکنين واسه اون اطلاعات - فکر ميکنم اين که شما قصد دارين - چه اقدامي بکنين مهم تر هستش
چون يکي از باهوش ترين قاتل ها از زمان سزار ميدونه که شما قصد کشتن اون رو داشتين
پس، فکر ميکني حرکت بعديش چي خواهد بود؟
الان وقت تماس با پليس، قربان
مواظب باش که به کي زنگ ميزني چون اين اطراف، هيچ کسي اوني نيست که به نظر مياد
"زود ميام پيشت، "گابريل
اون کيه؟ تو بيمارستان - يکي از افراد من -
اوني که پيس "گليک من" بود؟
يکم زياده روي کرده و وقتي که اون ناپديد شده دنبالش گشته؟
و احتمال ميدم اون کسي هست که پيداش کرد؟
چرا سعي کردي "گيت هوس" رو بکشي؟
اوضاع داره خراب ميشه
بعدي من بودم؟
هيچ وقت نبايد ميذاشتي اينقدر نزديک بشه
،ميخواستم ببينم ما رو کجا ميبره ...و الان اينجاييم
تو دفتر تو نشستهايم
وقتشه که عکسات رو بذاري تو جعبه، اين طوري فکر نميکني؟
...اوه، هر کاري که ميکني
قبل از رفتنت سر و صدا به پا نکن
قطعاَ ميتونم دربارهي تو سر و صدا ايجاد کنم
،و اونوقت من خواهم بود که فاتحه تو رو ميخونم
و من فقط ميخوام فکر هاي خوب بکنم
ميبيني، مشکل "مسير سريع" تو اينجاست
،وقتي ميرسي به بن بست براي ترمز کردن خيلي دير شده
"تو ديگه نيستي، "ديويد
و اگر ميخواي از تلاش هايي که کردي تو خونهي روستايي
...کوچکت تو "ديلز" لذت ببري
رو خط بمون
يا شروع کن به فرار
تو کسي براي مقصر دونستن نداري، جز خودت
بهش چي گفتي؟
يه حموم زود هنگام بگير به حساب اون، ميتونه از پسش بياد
ميخواي روي اين يکي رو هم بپوشوني؟ - نه، نه -
،ميتوني از سر راه برش داري چند روز بهش وقت بده فکر هاش رو بکنه
حس ميکنم يه ترفيع در پيش رو هست - واسه تو؟ -
واسه هر دوي ما، تو کسي رو "که ميخواستي گرفتي "گابريل
اگه اينجا تموم نشه چي؟
اوه، تموم ميشه
تموم ميشه، اينجا
من تو رو تا اينجا حمايت کردم چون ميدونستم اون يه عوضي کثافتـه
،ولي اگه بيش تر از اين ادامه بدي با من در ميوفتي
تو عالي کار کردي عالي
درست همونطوري که ميدونستم انجام ميدي
ولي بايد بدوني کجا تمومش کني
پس ديگه ساکت باش
فکر کنم تو کت و شلوار من خيلي خوب به نظر بياي
چه بلايي سرت اومد؟
خب، من به پرداخت بعدي نياز دارم، آره
کي؟ - چهارشنبه -
ميگيريش
پس برگشتيم سر کار؟
هيچ وقت بيرون نبودم
اين يکي رو بيرون ميشيني؟
آره درست همونطور که بهم گفتي، يادته؟
ولي جالبه، نه؟
هريس" مرده، معامله" با "رتالک"، تو مياي سر کار
مثل اين ميمونه که تو همه نقشه ها رو کشيدي - ششش، اينقدر سر و صدا نکن -
نقشهات براي من چيه، "جي"؟
"نقشهاي ندارم، "جو
تا زماني که بچسبي به مال خودت
اون رفيق قايق سوارمون يادته
که تو المپيک قهرمان شد و گفت که اگر يک ،بار ديگه اون رو تو قايق ديدن
بهش شليک کنن؟
آره
ولي برگشت، نه؟
،همونطور که ميدوني
،اگه اون رو به من ميگفت
شليک ميکردم
آره؟
ما اينجاييم
"اون نيوفتاده، "جوزف
آره افتاده، پرستار گفت اون از پله ها افتاده پايين
اون گفت اون خودش رو پرت کرده
نه - اين اتفاق ها ميوفته -
من قبلاَ هم ديدم - ولي وقتي من صبح رفتم - اون گيج نميزد، آروم بود
بعضي وقت ها در اين دوره از بيماري مه خوشايند تر از وقتي است که شفاف ميشه
ولي مطمئن نيستم ديگه اين جا مکان مناسبي براي اون باشه
ميخوايين ببرينش
اين بار زمين خوردگيـه دفعه بعد ميتونه بد تر باشه
فکر کنم الان بايد اون رو تحت مراقبت نگه داريم، آره
من خيلي متاسفم - ولي من تقريباَ اونجام -
تقريباَ کجا؟
من يه نقشه دارم
"تو نميتوني اين رو شکست بدي، "جوزف - ما يه نقشه داريم -
عوضش کن
الان عوضش کن
ميدوني اون خبرنگار، "مک گاورن"؟
اون کشته شده، موتورسيکلت
آره
وادارت ميکنه فکر کني، نه؟
به چي؟
"گابريل"
اوه
آره، ميام اونجا
من بايد برم
تنها - چرا؟ -
لارا" ـه" - اوه -
"فرمانده "پني - تنهايي؟ - اينجا؟ -
"من کسي بودم که پول رو داد به "گيت هوس
چرا؟
چون براي ما کار ميکرد - ما؟ -
نقطهي مقابل
فکر ميکردم براي پليس کار ميکني
يه سازمان مخفي
کي تاسيسش کرد؟
"پائول تريويس"
وقتي فرماندار بود؟
رئيس واحد ويژه
اوه، نه اين چيزي نيست که تو فکرشو ميکني
،ما از تعويض دولت استفاده کرديم که پوششش بديم ولي اونا همکاري نکردند
ما رو کرديم به بخش پنج - براي چي؟ -
مردم - "گيت هوس" -
اون سرويس مخفي هستش - بود -
اون عضو نقطهي مقابلـه واسه سي سال بوده
اون ادارهاش ميکنه؟
عملي، آره. ما زمينه مالي رو اداره ميکنيم
فکر ميکردم بازنشسته شدي
الان شدم
"خوکار"
"و يه مرد به اسم "هالتون - از پنج؟ -
روشن - و "پائول ترويس"؟ -
مرده، سال ها قبل
سرطان
"پس فقط "خوکار" و اين "هالتون
کس ديگه اي نبود؟
چي کار ميکرد؟
نقطهي مقابل؟
اولش، پول شويي - واسه کي؟ -
تاسيس شده بود که يه کلاهبرداري باشه
،گيت هوس" با دلال هاي کوچک شروع کرد"
نميدونستن ما کي هستيم ولي اون اعتمادشون رو بدست مياورد، پولشون رو بالا ميکشيد
مثل شايعه، رشد کرد
،مثل ورق بازي، هر چه بزرگتر ميشد بازيکن ها هم بزرگتر ميشدند
،نهايتاَ ما 70 ميليون بدست آورديم و با اون
فکر کرديم ميتونيم "هوس" رو بکشيم پايين
درست مثل پليسهاي خوب DPP پس ما رفتيم به
براي استراتژي دستگيري
اون چيکار کرد؟ - شما رو رد کرد - اون گفت تو دادگاه به نتيجهاي نميرسه -
خب، اين به تله انداختنـه
و وقتي ما دستمون رو رو کرديم، اون بهمون گفت خمش کنيم، خيلي سريع
پس رسماَ ما کاري که بهمون گفته شد رو انجام داديم
ما تعطيلش کرديم - غير رسمي؟ -
ما معامله رو انجام داديم
70 ميليون
به حسابي که وجود خارجي نداشت - بعدش چي؟
تصميم گرفتيم دوباره بازي کنيم
ولي اين دفعه تصميم گرفتيم اونجوري که- خودمون دوست داريم انجامش بديم چطوري؟ -
در مرحلهي اول با خريدن بازيکن ها
"هاروي رتن" - "در حقيقت حسابدارش بود، "پيتر گليک من -
گيت هوس" پيداش کرد"
،ما پول رو داديم به اون اون با "رتن" هماهنگ کرد
،از ما چيزي بهش نگفت و اونا رفتن پي کارشون
معاملهي 200 ميليوني
در سال؟ - اغلباَ -
40 ميليون خالص
که تو چقرشو برداشتي؟
10% تمام فروش
به نقطهي مقابل - درسته، تو زمينه مالي خودکفا شد -
هنوز شما بايد پول رو تميز ميکردين - اوه، آره، و اون کار رو هم کرديم -
چطوري؟
بهم اعتماد کن يه روزي به خاطر اين کار از من تشکر ميکني
حقوق بازنشستگي، طرح هاي بيمه
مال تو، ماله من
ماله هر کسي که تو نيروي پليس کار ميکرد
همه اين چيز ها دربارهي حقوق بازنشستگيـه؟
براي سود همه
No comments yet. Be the first to leave one.