The first 200 lines.
قبلاً در All Rise
همه نمیتونیم مثل تو بینقص باشیم، لولا
با اون شغل رویایی و اون دختر کوچولوی خوشگل
ببینید، من یک غیببینم
من دنبال این کار گزارشگری دادگاه هستم
که کمکخرجم بشه
راجع به مادرم حرف نزن. میفهمی؟
برادرم قاتل نیست
داریوش؟
من حامی قربانی این پروندهام
کیمرا به کسی گفته میشه
که ممکنه دو مجموعه کاملاً متفاوت از DNA رو حمل کنه
اون اسناد نشون میده که آقای بروئر
پیوند مغز استخوان انجام داده
واتکینز، الان جدی هستی؟
وکیلها، هردوتون از نظم دادگاه خارج شدید
میخوام همین الان تو اتاقم ببینمتون
تو هرگز نباید این رو معرفی میکردی
این اطلاعات پزشکی جدید رو، بدون حداقل...
تو سوابق پزشکی کارل رو مثل من داری
خب، توش چیزی راجع به نشونههای متعدد DNA نبود
و این چرت و پرت کیمرا دیگه چیه؟
شبیه کیمرا به نظر میاد
مثل علمی تخیلیه
و کارشناس خودت هم همین الان شهادت داد که اینطور نیست
من موظف نیستم مدرک دیگهای ارائه بدم
این مدرک برای رد صلاحیت کارشناس دادستانیه
هی! تموم کردی؟
قاضی محترم، درخواست دارم که DNA آقای بروئر دوباره آزمایش بشه
و به دادستانی زمان داده بشه
تا این ادعا رو تحلیل و بررسی کنه
قاضی محترم، اگه این ادامه پیدا کنه
این نقض روند قانونی و نقض دادرسی عادلانهست
و قبول کردنش دخالته
از طرف دادگاه برای کمک به دادستانی
آقای واتکینز، من موضع شما رو درک میکنم
اما با توجه به اینکه این یک موقعیت خیلی غیرمعموله
من این درخواست رو قبول میکنم
آقای کالان، شما ۴۸ ساعت فرصت دارید
قاضی محترم، آزمایش از نقاط مختلف زمانبره
خون، فولیکول مو و هرچیزی که لازمه
باید مطمئن بشیم که تمام نمونههای شناخته شده متهم
نه تنها با همدیگه تأیید بشن
بلکه با شواهدی که در صحنه جرم جمعآوری شده هم مطابقت داشته باشن
پس پیشنهاد میکنم عجله کنید چون من حکمم رو صادر کردم
خب، همه اینا یعنی چی؟
آیا به خاطر داشتن دو مجموعه متفاوت DNA از اتهام تبرئه میشه؟
واقعاً نمیدونم. تا حالا در مورد این نشنیده بودم
فکر نمیکنم کسی شنیده باشه
حالا چی میشه؟
خب ببین، مارک کالان یک مبارزه
و اون تمام تلاشش رو میکنه
تا عدالت رو برای مادرت برقرار کنه. اینو میدونم
باشه
چرا نمیری پایین یه هوایی بخوری
و من هم برای هر دومون قهوه میگیرم؟
سلام!
سلام
آه، بیا اینجا. چطوری دوام آوردی؟
ممنون رفیق
امروز روز خیلی طولانی و خیلی عجیبی بود
ولی من برات یه کادوی کوچیک برای خونه نو آوردم
آه، و میدونی که من عاشق لاوندرم
میدونم. خب، آپارتمان جدید چطوره؟
همین الان دیدمش. این ساختمون فوقالعادهست
سالن ورزشی خصوصی داره، استخر داره، سونا داره
یه سینمای داخلی داره
باشه، رسماً حسودیم شد
بقیه وسایلم رو میگیرم
امشب از خونه برادرم
و بالاخره یک جای آروم مال خودم خواهم داشت
خب، عالی به نظر میاد. ام، شام این هفته؟
من شراب میارم. باشه؟
و دوباره ممنون بابت شمعم، عاشقشم
خواهش میکنم
امیلی. ادیث
یه لحظه وقت داری؟ آره
یکی از وکلای ما وسط یک پروندهست
اما مادرش همین الان اورژانسی بیمارستان بستری شد
میدونم این غیرمعموله، اما میتونید پروندهاش رو دست بگیرید؟
اینطور که پیداست قراره برای مدتی غایب باشه
حتماً
تو نجاتم دادی. گلوریا هرناندز هست
سرقت منزل. سرقت بزرگ، حمل اسلحه
اون یه مورد واقعاً خاصه. میتونی پرونده نوجوانان رو مدیریت کنی؟
البته. عالیه
اوه، رسیدگی قضایی فردا شروع میشه
بهت مدیونم
دادگاه نوجوانان. هوم
اونها دوباره آزمایش خونت رو انجام میدن و اهداکنندت رو پیدا میکنن
حالا، تو و خواهرت هرگز اونو ندیدید، درسته؟
نه. گفتن اون میخواست ناشناس بمونه
و تمام این مدت، من فکر میکردم خدا برام فرشته فرستاده
و حالا معلوم میشه فرشتهام ممکنه یک قاتل باشه
کارل، تمام پرونده اونا
بر اساس شواهد و مدارک غیرمستقیمه
و ما برای همه اینها یک توضیح منطقی داریم
میدونی، من قبلاً گوش میدادم به اون
ام، پادکستهای معمای جنایی
میدونی کدومها رو میگم؟
من فکر میکردم سرگرمکننده است.
حالا حس میکنم خودم تو یکی از اینا زندگی میکنم.
سلام.
ام... امیلی لوپز برای دیدن گلوریا هرناندز؟
اوه. خیلی ممنونم.
گلوریا. سلام. اسم من امیلی لوپزه.
وکیل شما براش یه وضعیت اضطراری خانوادگی پیش اومده.
برای همین من از این به بعد نماینده شما خواهم بود.
میتونیم، ام... میتونیم چند دقیقه صحبت کنیم؟
میدونم کل این تجربه باید ترسناک باشه.
اما فقط میخوام چند تا سوال ازت بپرسم، باشه؟
سرقت از منزل، دزدی بزرگ و حمل اسلحه...
واقعاً اتهامات جدیای هستن، میدونستی؟
شما در دوربین مداربسته دیده شدید که وارد یه خونه تو پاسادنا شدید...
از طریق در باز سگ تو روشنایی روز.
مردم باید یاد بگیرن وسایلشون رو قفل کنن.
شما متهم به تلاش برای دزدیدن یه گلدون ۱۰۰ هزار دلاری هستید.
انتظار سنسور بیسیم رو نداشتم.
اون... اون تقصیر من بود.
چرا میخواستی یه گلدون بدزدی؟
مال سلسله شانگ بود. خب معلومه!
و اسلحه هم داشتی؟
باشه، اونم تقصیر من بود.
فقط قصد نداشتم با خودم بیارمش.
ولی مال خودته؟ آره، ولی خالی نگهش میدارم.
فقط برای... ترسوندن منحرفهاست.
متوجه هستید که اینها اتهامات خیلی جدیای هستن؟
قبلاً اینو گفتی.
وای. باشه، خب، ام...
اگه دوست داری زندگیتو به باد بدی...
حدس میزنم این انتخاب توئه.
حدود نه ماه میگیرم و اردوگاه بازپروری.
این که زندگی من نیست.
لازم نیست اینقدر دراماتیکش کنی.
مردم تو خونه بودن و تو اسلحه داشتی.
پس... میتونی خیلی بیشتر محکوم بشی.
ادیت.
اوه، خوبه. امیدوار بودم بگیرمت.
چی شده؟
من روانشناس کودک نیستم، باشه؟
و میفهمم که اون خیلی سختی کشیده.
ولی واقعاً فکر نمیکنم که...
اون اصلاً به شرایطش اهمیت بده.
بچه ها رو میشناسی.
چطور میتونستی بهش بگی "هلو"؟
من هلو دوست ندارم. باید اینو ببینی.
این چیه؟
اون از دزدی فیلم گرفته.
هی. فوه، اینجا یه کم ساکته.
مرد، چقدر خوشحالم میبینمت. آره، شرط میبندم.
میدونی کل این ساختمون دارن راجع به انسان دورگهات حرف میزنن؟
یادآوری نکن، باشه؟
دارم سعی میکنم ردیابی کنم...
اهدا کننده مغز استخوان رو از طریق مرکز سرطان.
خوبه. دیگه چی ازش داری؟
غیر از دی.ان.ایش روی قربانی؟
کارل تو رستورانی که اون کار میکرد دیده شده.
تو اون محله زندگی میکرد، مگه نه؟
اونم یه اسلحه با همون کالیبر، ۹ میلیمتری داشت.
هرچند چند سال قبل گزارش شده بود که دزدیده شده.
آره، اگه زرنگ باشه ممکنه هنوز داشته باشه.
در مورد همسایههاش، همکارانش چی؟
اونا در موردش چی میگن؟
زیاد نه. گفتن ساکت بود. سرش به کار خودش بود.
شاهدای مرددی هستن که بتونیم قانعشون کنیم؟
هنوز منتظرم از چند نفر جواب بگیرم.
ولی اون اساساً فقط با خواهرش وقت میگذروند.
و اون قطعاً با ما حرف نمیزنه.
آره، خب، باید یه چیزی برجسته باشه، میدونی؟
یا در مورد خودش، در مورد گذشتهش...
یا در مورد روز قتل.
تونی، باید باهات صادق باشم.
اینجا دیگه چیزی برای بررسی کردن ندارم.
پس ما یه سری صخره پیدا میکنیم که جابجاشون کنیم.
چون اگه یه قاتل رو آزاد کنی...
هرگز خودتو نمیبخشی.
بهم اعتماد کن.
تا آخر عمرت ولت نمیکنه.
تقتق. حدس زدم هنوز غذا نخوردی.
اوه خدا، الان چقدر دوستت دارم.
ممنون.
متاسفم شام رو از دست دادم. ریچل چطوره؟
اوه، اون ریچله، پس عالیه.
سلام رسوند.
طوفان همیشگی انرژی آشفتهاش رو با خودش آورد؟
هرگز بدون اون از خونه بیرون نمیره.
اوه. کالیر همین الان پیام داد که بیمهام...
بالاخره داروی جدیدش رو پوشش میده.
باورم نمیشه اینقدر طول کشید.
این عالیه.
خیلی خوشحالم که بهش رسیدگی شده.
خب، آخرین خبر از پرونده چیه؟
خب، با اینکه کارل بروئر احتمالاً دو مجموعه دی.ان.ای داره...
ما داریم تقلا میکنیم.
نمیتونید یه نمونه خون از قبل از جراحیش بگیرید؟
امتحان کردیم.
آزمایشگاه اصلی تقریباً ده سال پیش تعطیل شد.
همه نمونهها از بین رفتن.
خب، حالا چی؟
کارآگاه ارشد داره سعی میکنه ردیابی کنه...
No comments yet. Be the first to leave one.