Golden Rainbow

Golden Rainbow (황금 무지개)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Golden Rainbow E31 2013
A Commentary by aramesh82
ترجمه و زیرنویس : سیما www.koeanforum.ir

Tags

other
Published on: 2014-04-04
Downloads: 42
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

!بک وون

!مامان

...مامان

چی شده؟

مامان چرا داری گریه میکنی؟

...هابین ...هابین

...مامان من بک وونم

در مورد چون وون چیزی شنیدی؟

نه

بک وون,تو هابین هستی تو دختر منی

چی--چی داری میگی مامان؟

این حرفا رو تمومش کن,باشه؟

...هان جو اوپا قبل از اینکه بمیره

یه آزمایش در مورد دی اِن اِی من و تو انجام داده بوده

و تو دختر واقعی من هستی

بر مبنای نتایج,یون یونگ هی و کیم بک وون همخون هستند

...این

حقیقت داره؟

...شما

مادر واقعی من هستین؟

شما کسی هستین که منو بدنیا اُورده؟

...بله ...هابین

چه احساسی داره که با بهترین دوستت به عنوان بدترین دشمنت روبرو بشی؟

کانگ کیونگ می

قبول داری که خودتو بجای جانگ هابین جا زدی برای همین تونستی سهام شیلات طلایی رو بالا بکشی؟

پدر,قبول دارین که شما اون کسی بودین که برنامه ریزی کرده کانگ کیونگ می یا کیم چون وون خودشو جانگ هابین جا بزنه؟

من هرگز اینو برنامه ریزی نکرده بودم همه اش نقشه این زنه

دارین سعی میکنین خودتونو بیرون از این ماجرا نگه دارین؟

پدر,میدونم خودتونو از همه بازجویی ها خلاص کردین اما این یکی فرق میکنه

من شنیدم که داشتین درباره نقشه خیانت آمیزتون باهم دعوا میکردین

و حتی یون یونگ هی هم بهم گفته همه اینا نقشه تو بوده

من اهمیت نمیدم تو چی شنیدی یا یونگ هی چی گفته.من هرگز اینکارو نکردم

کانگ کیونگ می,تو بگو.میخوای همه تقصیرا رو به تنهایی به عهده بگیری؟

نه

اینو نمیخوام

میخوام هر کسیو که مُسَبِبه بکشوندم به جهنم

اما,نمیخوام با سوگند دروغ خوردن به جرم هام اضافه کنم

من خودم در این ماجرا تنها بودم

چی؟

خیلی احمق بودم

در گذشته هروقت بهت نگاه میکردم احساس میکردم به سمتت کشیده میشم

چرا هیچوقت به آزمایش دی اِن اِی فکر نکردم؟

تو دور و بر من بودی اما من که مامانت بودم چطور نتونستم تو رو بشناسم؟

...من خیلی احمقم,هابین

تقصیر شما نیست

شما فکر میکردین من و اوپا خواهر-برادر واقعی هستیم

...بله ...همین فکرو میکردم

راستی,پدرت...چطور هان جو اوپا به فکر آزمایش دی اِن اِی در مورد من و تو افتاد؟

چون این اواخر فهمیده بود من و اوپا همخون نیستیم

وقتی بچه بودم تو ساحل افتاده بودم در حالیکه خونریزی داشتم

اوپا منو نجات داد و از اونموقع منو مثل خواهرش بزرگ کرد

فکر میکنم بابا بعد از فهمیدن این,تصمیم به انجام آزمایش دی اِن اِی گرفته

چطور این اتفاق ممکنه؟چرا اینو زودتر به پدرت نگفته؟

اگه وقتی که بچه بودی اینو بهم گفته بود ما 14 سال اینطوری از هم دور نبودیم

...ازش متنفرم

مامان,ازش متنفر نباش

اوپا کسیه که منو نجات داده

وقتی با مادربزرگش زندگی میکرده زندگی سوت و کوری داشته اون منو طوری بزرگ کرد انگار خواهر واقعیشم

...وقتی بهش فکر میکنم ...بابات

چی شده مامان؟

...با وجودیکه فوت کرده

ارزشمندترین هدیه رو بهم داده

اون میخواسته که بهم بگه تو دخترمی

فکر میکنم این آخرین کلماتی بود که قبل از مرگش میخواست بگه

اون من و تو رو وادار کرد دستای همو نگه داریم

...و گفت شما مادر من هستی ...منظورش این بود که من دختر واقعیتون هستم

اون میخواست اینو بهمون بگه

هابین,گریه نکن - ...مامان -

...مامان

...راستی,هویت چون وون آشکار شده

چی؟

نایب رئیس سو جین کی فاش کرد چون وون, جانگ هابین قلابیه

میدونی چه مجازات ویژه ای در مورد جرایم خاص هست,درسته؟

...ماده 337 قانون اساسی

...اگه با نقشه بیشتر از 5میلیارد بدست بیاری

از حداقل 5سال تا حبس ابد امکان محکومیت داری

میخوای این مجازات رو به تنهایی به دوش بکشی؟

میدونم اما حقیقت اینه که من همه چیزو برنامه ریزی کردم

دروغ نگو

با پدرم چه معامله ای کردی؟

بهت پول پیشنهاد کرده؟تهدیدت کرده که تو رو میکشه؟

دروغ گفتن تو این موقعیت چه فایده ای داره؟

من از پدرت متنفرم که حقایق زیادیو برملا کرد طوری که میخوام بکشمش

اما اون در این مورد هیچ کاری نکرده

!گفتم دروغ گفتنو تموم کن

تو خیال داشتی پولها رو باهاش نصف کنی اگه مادربزرگ همه داراییش رو به تو میداد

اما تو با نشون دادن سند آقای خرس قطبی از نقطه ضعفش استفاده کردی و اون تونست فقط 5%از اون دارایی رو بدست بیاره

چرا 5%بهش دادی؟

من با اون 5%سکوتشو خریدم چون اون هویت منو میدونست

نمیدونستم اینطوری راز منو برملا میکنه

من کسی بودم که هویتم رو پاک کرده بودم

کیم ته گیون,برای جعل اسناد و نقض قانون دستگیر شدی

و پروانه ات ضبط میشه

اگه حقیقت رو بگی مطمئنا نمیذارم اتفاقی برات بیفته

سو جین کی ازت خواست نتیجه دی اِن اِی رو دستکاری کنی,درسته؟

نه

اون زن ازم خواست مدارک رو دستکاری کنم و بابتش بهم پول داد

میخوای جرمت رو سنگین تر کنی؟

اون بهت پول داده که جواب رو تغییر بدی,مگه نه؟

نه,اینکارو نکرده اون زن همه اینکارا رو کرده

پدر,فوق العاده ای.چطور تونستی انقدر سریع اونو بندازی تو این مخمصه؟

من از اول بهش شک داشتم

اگه باور نمیکنی برو از مادربزرگت بپرس

اون تا شنید اسم اون دختر هابینه بهش اعتماد کرد

برای همین بهش هشدار دادم که ممکنه یون یونگ هی اونو به عنوان جانگ هابین جا زده باشه

حتی بعد از نتیجه دی اِن اِی من همچنان بهش شک داشتم برای همین فرستادمش به قسمت مد و فشن

...پدر,خواهش میکنم

واقعا ازتون میخوام که حقیقت رو بهم بگین

!منم واقعا ازت میخوام به پدرت اعتماد داشته باشی

دو یونگ,انقدر ازم متنفری؟

بله.به حد مرگ ازتون متنفرم

شما کیم هان جو,جو کانگ دو و جانگ دوک سو رو کُشتی

...شما

یه قاتلی

مامان,حالت خوبه؟

هابین....هابین کجاست؟

چرا میخواین اون کلاهبردار رو ببینین؟

هابین...هابین رو بیار پیش من دلم براش تنگ شده

مادربزرگ,فراموش کردین؟ اون قلابی بود

شما بخاطر اینکه خیلی شوکه شده بودین,غش کردین

توی حرومزاده,فقط مراقب پست ریاستت باش

اگه تا آخر سال بدهی رو جبران نکنی بیشتر از این دیگه بهت اتکا نمیکنم

قراره از مقامت عزل بشی

مادربزرگ,این اتفاقات مال خیلی وقت پیشه

مامان,چی شده؟ بیدار شو

هابین...هابین...هابین رو بیار

!هابین

مادربزرگت دلش برات تنگ شده

!هابین

مامان,فکر نمیکنی بهتره به دیدن چون وون بری؟

نمیخوام خودش,خودشو تو این دردسر انداخنه

من خیلی سعی کردم مانعش بشم اما اون اصرار کرد

اما بهتره که برین.احتمالا الان احساس میکنه تو یه چاه بی انتها افتاده

و هیچ کس بجز شما نیست که بهش احساس آرامش بده

اگه بعدا بفهمه که من دختر واقعیتون هستم ممکنه بخواد خودشو بکشه

احتمالا احساس میکنه از طرف شما طرد شده

باشه.فردا به ملاقاتش میرم

خوشحالم که نظرتونو عوض کردین

الان دارم به دیدن خانم کانگ میرم

چی میگی؟ چرا میخوای به دیدنش بری؟

خانم کانگ وقتی حقیقت رو شنید غش کرد

باید برم - نه,هابین -

...مامان

اون مادربزرگمه

و قبل از اینکه اینو بفهمم,اون بهم اجازه داد که از یه پروژه به ارزش 750میلیارد وون مراقبت کنم

و اون غش کرده نمیتونم اینو ندیده بگیرم

اگه اون بفهمه که تو واقعا کی هستی سعی میکنه تو رو از من جدا کنه

مامان این اتفاق نمیفته

بهت گفتم اون قادر نیست خانواده اش یا مردم دور و برشو تشخیص بده

توسط چون وون که فکر میکرده نوه شه بهش خیانت شده

باید قلبش شکسته باشه

میخوام که برای مابقی عمرش خوشحال باشه

گفتم نه اون مانع ملاقاتت با من میشه

من انتخاب میکنم چه کاریو انجام بدم

اون مادربزرگمه من روزای زیادیو دارم که با شما بگذرونم

اما در مورد مادربزرگ اینطور نیست

سلام

اینجا چیکار داری؟

نگران خانم کانگ بودم

هابین

...هابین ...هابین

اینجا چیکار میکنی؟

هابین,همه روزو داشتم دنبالت میگشتم

دیگه نمیذارم بری

باید زمان سختی رو گذرونده باشی

فکر میکردم دیگه قبل از مرگم نمی بینمت

...هابین - !مادربزرگ

هی,چرا بهش میگی مادربزرگ؟

حالا,همه میخوان که اونو مادربزرگ صدا کنن؟

مامان,مامان,بیدار شو

مامان,زود باش

مامان,اون هابین کلاهبردار نیست !اون بک وونه

چی؟ ...چی

تو...تو همون حرومزاده کوچولو هستی,مگه نه؟ تو نقشه کشیدی که پول های منو بکشی بالا,اینطور نیست؟

!گمشو! گمشو,توی دزد

هابین,مشکلی نیست

من ازت محافظت میکنم

ترسیده بودی,مگه نه؟ حالا دیگه نگران نباش

کارآگاه لی,یه احضاریه برای دکتر بفرست و یون یونگ هی رو برای شهادت دادن بیار

چرا یون یونگ هی؟ - میخوام باهم روبرو شون کنم -

لازم نیست سو دو یونگ,خودتو از این پرونده بکش کنار

چی؟ چرا؟

فراموش کردی نمیتونی از بستگانت بازجویی کنی؟

یه درخواست حکم دستگیری برای جانگ هابین بده

و سو جین کی رو آزاد کن

چی دارین میگین؟ چرا آزاد بشه؟

اون شریک جرمه

هی,جانگ هابین اعتراف کرده به تنهایی اونکارو انجام داده

...رئیس,من با گوشهای خودم شنیدم

دهنتو ببند

دهنتو ببند و روی پرونده خودت کار کن پاتو از این پرونده بکش بیرون

چطور تونستین اینکارو با من بکنین؟ چطور تونستین هویت منو براشون فاش کنین؟

زده به سرتون؟

برین به همه بگین هرچی قبلا گفتین حقیقت نداشته

بهشون بگین من جانگ هابین هستم

آروم باش.برای اینکار دیگه دیر شده

اگه انقدر حرص نمیزدی این اتفاق نمیفتاد

اگه منو مینداختی بیرون و همه چیزو صاحب میشدی

فکر میکردی من میشینم و هیچ کاری نمیکنم؟

برای همین یه بمب ساختی اینطوری هردومون میتونیم بمیریم؟

More Farsi Persian subtitles for Golden Rainbow

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left