Release info

Flower Grandpa Investigative Team E02 2014
A Commentary by aramesh82
ترجمه و زیرنویس :آرامش www.koreanforum.ir

Tags

other
Published on: 2014-10-05
Downloads: 29
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

تیم تحقیقاتی پدربزرگ های برتر از گل قسمت دوم

!پسرم عالیه، حرف نداره

.عکس ، عکس، عکس

.بیاین عکس بگیریم

.اون داره میاد

!عروس خانم ، بیا بیرون

چرا نمیاد بیرون؟

!عروس خانم ، بیا بیرون !بیا بیرون

!عروس خانم ، بیا بیرون

چرا نمیاد بیرون؟

چی شده؟

عروس کجا رفته؟

عروس کوش؟

!عروس خانم کجا رفته؟ کجاست؟

عروس کجاست؟

قسمت دوم

.یه لحظه

چیزی دستگیرت شد؟

چی؟

.اینجا کیم گالیم یول و یونگ میونگ هو مرحومه

.همینطورم تجار گمشده

.پس اونا قبلا همدیگرو می شناختن

ممکنه یه رابطه ای بین این و ماهی قرمزی که جونگ میونگ هو قبل مرگش اشاره باشه؟

علامت پایین عکس چی می تونه باشه؟

.آره، جونگ میونگ هوی مرحومم این علامتُ داشت

ممکنه نماد انجمن شون باشه؟

.معلوم نیست

چیه؟ چیز دیگه ای هم هست؟

.آهان ، این با عکس بود

.باتوجه به بوی قالبی که داره ، انگار چند دهه قدمت داره

.جدی؟ بذار ببینم

شماها کی هستین؟

.ازحالا به بعد مسولیت این پرونده با ماست

این تصمیم از بالا گرفته شده ، پس همه ی مدارک و شواهدی که دارین . و به ما تحویل بدین و از این پرونده دست بکشین

این دیگه چه مزخرفیه؟

.متأسفم

.باید بازرسی بدنیتون کنیم

.باید کامل همه چی رو بررسی کنیم

...چیه .جلوتُ چک می کنم

! اوه نه، اون حساسه ، تحریکش نکن

صداشُ نمی شنوی؟

چیه؟

!اون گِی هست ! مردا رو دوست داره

یعنی چی؟! بااینکه اینقدر پیره؟

!کی ادعا کرد مسولیتَ به عهده میگیره

مگه نگفتین خودتون اشتباهُ به گردن می گیرین؟

کی گذاشت مظنون درست جلوی جشماش کشته بشه؟

.معذرت می خوام

.ما مسولیتشُ به عهده می گیریم

!مسولیت چی رو به عهده می گیرین؟

می خواین دوباره مظنون رو به کشتن بدین؟

این چه حرفیه؟

.ما که عمداً به کشتن ندادیمش

...وقتی فهمیدم که کار اون عوضی بوده

...وقتی گرفتمش، خودم می خواستم

!آی سرم ، آی ..آی

!آی کمرم ، آی ...آی

...شما که هنوز جوونین

.ای وای ...دیگه باید بازنشسته بشین

!برین بیرون، دیگه نمی خوام ریختتونُ ببینم. بیرون

...ولی

!بیرون

...آی کمرم

.زود ، برین بیرون

.عذر می خوام

.ولش کن

،با پزشکی قانونی برای تموم شدن این پرونده تماس گرفتم

.بهشون بگو برن یه چندتا آزمایش بدن

.خواهش می کنم بهشون یه شانس دیگه بدین

.اونا هنوزم کارآگاه های بااستعدادی هستن

!بااستعدادن که تحقیقاتُ خراب کردن؟

چرا نمیذارین فقط به تحقیقاتشون ادامه بدن؟

چیه؟ تو هم فکر می کنی داره استعدادشون هدر میره؟

.نخیر. فکر می کنم باید ازشون به عنوان طعمه استفاده کنیم

طعمه؟

.مطمئناً مجرما بهشون نزدیک میشن

.اونوقت می تونیم دستگیرشون کنیم

خب ولی چه پرونده ای رو بهشون بسپریم؟

چطوره نیروی تکمیلی تیمهای دیگه باشن؟

.به هرحال اونا فقط طعمه ان . فقط باید به نظر بیان درحال تحقیقاتن

چی؟ تیم امور ویژه؟

چی هست؟

...ویژه ...خب ، ببینین

...پرونده هایی که کارآگاه های دیگه نمی تونن حل کنن

پس یعنی میگین ما وانمود کنیم داریم روش تحقیق می کنیم؟

.به عبارت دیگه "تیم پاک کننده "ی تحقیقات کارآگاه های دیگه

(مثل روح می مونین . (همه ی شگردا رو می دونین

الان، برای همین دارین سعی می کنین از شر مون خلاص شین؟

.فقط برای یه مدت کوتاه عقب نشینی کنین

.اگه همینطوری بمونین، شرط می بندم دفعه ی بعد فرصت بهتری بدست میارین

.تا اونموقع ، دیگه ما پیر شدیم و مردیم

! دیگه برای چی داری اسپری میکنی؟

.صورتت بهتر شده ، نگران نباش

". فقط یه تیم پاک سازی "

.یعنی میگین واقعاً بریم گندکاریِ بقیه رو پاک کنیم

خب اگه وقتی من دارم گندکاری بقیه رو تمیز می کنم خودم تو شلوار خرابکاری کنم چی؟

.خاک برسرتون ، احمقا

.فقط قیافه هاتون پیر به نظر می رسه ، ولی مثل سربازای تازه کارین

!اگه نمی خواین واقعاً اینکار بکنین، پس فقط برین پزشکی قانونی

."بعد هر جملش همیشه میگه"ایش

این به این خاطره که پسر نداره؟

.حالا چیکار کنیم؟ حتی دیگه نمیذارن تحقیق کنیم

الان دیگه فقط باید مثل پدربزرگا زندگی کنیم؟

کی گفته نمی تونیم تحقیقاتمونُ بکنیم؟

.کانگ سوک .آ...بله

.یه دوستی توی پزشکی قانونی دارم ، ازش می خوام مخفیانه اینُ تجزیه کنه

.خوبه

.هرکی هرچی بگه ، ما تحقیقمونُ می کنیم

.معلومه

.وقتی مقصرُ بگیرم ، مطمئناً می کشمش

.این یه رازه ها . بهتره همتون دهنتونُ ببندین

.خودت بهتره مواظب حرفات باشی و جلو پدرت دهن لقی نکنی

.آره جلو پدرت مواظب باش

.چه آزاردهنده

.بله . بله

.طبق دستور شما عمل کردم

.بله ، همینطوره

.واقعاً که

.یه گل تو اتاقمون شکوفه زده

فالگیر؟

آقای فالگیر ، اینجا چیکار می کنین؟

فالگیر؟ کی؟

.من ! من فالگیرم دیگه

.اومدم مأموریت کاری

این کارآگاه ها به کمکم نیاز داره ، مگه نه؟

. اوه! بله ، بله! فالگیره درسته

.بخاطر شناسایی چهره یه مظنون بهشون نیاز داریم

ولی ، شما چرا اینجایی، خانم؟

.اومدم جون هیوکُ ببینم . نمی تونم باهاش تماس بگیرم

ببخشید، ولی چه رابطه ای با جون هیوک دارین؟

.نامزدشم

! چی؟ نامزد؟

واقعاً نامزد داری؟

.من از کجا بدونم؟ انگار نامزد داره

. قراره 3 ماه دیگه ازدواج کنیم

!چی ؟ قراره 3 ماه دیگه ازدواج کنی؟

من چه می دونم ! من که جون هیوک نیستم، چرا از من می پرسی؟

شماها با جون هیوک همکارین ، نه؟می دونین کجاست؟

...رفته مأموریت خارج از کشور ...آموزش خارج از کشور

چی؟

، اون رفته مأموریت کاری خارج از کشور

بعدشم برای آموزش رفته، مگه نه؟

شما که چیزی رو از من مخفی نمی کنین، ها؟

جون هیوک ، دوست دختر دیگه ای داره؟

.نه ، نه ، به هیچ وجه

.من بین شما دوتا یه هاله ی بدی دیدم .همین باعث میشه شما دونفر از هم متنفر بشین

.برای همین گفتم جون هیوک یه مدت از شما درو بمونه

پس ، حالا من چیکار کنم؟

.فقط تا روز عروسی از هم جدا بمونین

.اینطوری می تونی تا صد سال کنار هم بمونین

.برای همین ، منتظر بمونین تا جون هیوک باهاتون تماس بگیره

.به جون هیوک میگم بهتون زنگ بزنه ، پس منتظر بمونین

.چشم

.ولی بازم، بهش بگین، حداقل یه بار بهم زنگ بزنه

.پس دیگه میرم

.من همراهیتون می کنم

!ایــــــــش

.واو، خیلی باحاله

.ببینش، اون حرف نداره

.اگه همه چی خوب پیش بره، بچه هاتون عالی میشن

.چرت و پرت نگو و برو پی کارت

.واو

!نامزد بازرس لی خیلی باحاله

! شخصیت خیلی خوبیم داره

شخصیتشُ از کجا شناختی؟

.گفت دلش می خواد والدینتُ ملاقات کنه

.آدرسُ از من پرسید

خب؟ .معلومه دیگه ، منم بهش گفتم

کاره خوبی کردم ، نه؟ بانمک و دوست داشتنیم ، نه؟

! احمق عوضی

مگه چیکار کردم؟

، خب

.شاید اینقدر با نمکی که خواست بکشتت

...کارخوبی کردم، نه؟ دوست داشتنیم ، ..." اینجور،اونجور"

.واقعاً دلم می خواست بکشمت

اوه، اقای فالگیر، اینجا چیکار می کنین؟

خودت چرا اینجایی؟

.اومدم به والدین جون هیوک خودمُ معرفی کنم

.سه ماه دیگه قراره ازدواج کنیم ولی هنوز ندیدمشون

.لازم نیست ، بهتره بری

چرا؟

کیه؟

ای وای! آقا؟

...خانم

.نمی تونم باور کنم همسر جون هیوکُ دیده بودم

! چه تصادفی

.منم همینطور ، هرگز تو خوابم نمیدم شما پدر جون هیوک باشین

.باید بدونم چطور همدیگرو می شناسین تا این وضعیتُ درک کنم

، قبلاً که به عنوان راننده استخدام شده بودم

. ایشون دختر رییسم بودن

!رییس؟ اوه ، وای

! پس ایشون تنها دختر رییس گروه مانسو هستن

! وای . حالا چیکار کنم ! نشناختمتون

!اوه، چیکار کنم؟ خیلی متأسفم

.می دونستم . از همون اولی که دیدمتون ، به نظرم آشنا اومدین

شما هم همین احساسُ کردین، خواهر؟

وای! درسته. اشکالی نداره "خواهر " صداتون کنم ؟

.معلومه که نه

! بله، خواهر

خواهر ، ولی چیه برادرمُ دوست دارین؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left