Zorro

Zorro

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Zorro 1957 S02E32 The Sergeant Sees Red 1080p DSNP WEB-DL AAC2 0 H 264-XiBiU
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 32 Zorro.1957 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-22
Downloads: 10
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 129 lines.

سرجوخه ریس. - بله، گروهبان؟

این چیه؟

لباس‌های منه

می‌بینم که لباس‌های توئه، اما چی؟

فکر کنم جواب اینه

سرخک. نزدیک نشوید.

خب، این هنوز دلیل نمیشه برای...

سرخک؟ - بله، گروهبان.

پر از لکه‌های قرمزه.

یعنی همه نیزه‌داران من سرخک گرفتن؟

تقریباً همه تو لس آنجلس گرفتن.

خب، واقعاً مایه تأسفه. - بله، پدر.

دو هفته میرم سفر، تو رو مسئول می‌ذارم، اون وقت این اتفاق می‌افته.

یه جوری یادمه که لس آنجلس جمعیت بیشتری داشت.

حتماً اتفاقی افتاده.

عصر بخیر، پدر. از برگشتتون خوشحالیم، گروهبان.

سرجوخه ریس. - بله، گروهبان؟

این چیه؟

لباس‌های منه.

می‌بینم که لباس‌های توئه، اما چی؟

کثیف بود، گروهبان گارسیا.

فکر کنم جواب اینه.

سرخک. نزدیک نشوید.

خب، این هنوز دلیل نمیشه برای...

سرخک؟ - بله، گروهبان. پر از لکه‌های قرمزه.

یعنی همه نیزه‌داران من سرخک گرفتن؟

تقریباً همه تو لس آنجلس گرفتن.

خب، واقعاً مایه تأسفه. - بله، پدر.

دو هفته میرم سفر، تو رو مسئول می‌ذارم، اون وقت این اتفاق می‌افته.

واقعاً، گروهبان، فکر نمی‌کنم سرجوخه رو بشه بابت این مسئول دونست.

ممنون، پدر. بگید ببینم، دکتر این تابلو رو زده؟

بله، پدر، همه جا رو از اینا پر کرده.

هر جا که یکی از این تابلوها هست، هیچ‌کس نمی‌تونه دو هفته نه وارد بشه و نه خارج بشه.

به همین خاطره که من اینجا تو میدون هستم، گروهبان.

نمی‌تونم برم تو.

خب، گروهبان، شما وظایف خودتون رو دارید.

برمی‌گردم به اقامتگاهم و ببینم می‌تونم دکتری پیدا کنم یا نه.

شاید من بتونم کمک کنم. البته، پدر.

سرجوخه ریس. - بله، گروهبان؟

وقتی من با پدر رفته بودم به سن دیگو...

بگو ببینم، از ارتش استعفا دادی؟

اوه، نه گروهبان، من هرگز همچین کاری نمی‌کنم.

شما هنوز سربازی؟ اوه، بله، گروهبان.

پس پاشو! خبردار!

مردان توی پادگان همه تدارکات لازم رو دارن؟

بله، گروهبان، همه چی. خوبه.

حالا من میرم میدون رو بازرسی کنم. در همین حین...

تو نگهبانی.

گروهبان؟

یه تابلوی سرخک روی میخانه هم هست.

پدر سیمئون.

دیه‌گو، پسرم. خوشحالم دوباره می‌بینمت.

خوش برگشتید، پدر. کی برگشتید؟

الان دارم میرم اقامتگاهم. امیدوارم اونجا تابلوی سرخک نبینم.

اوه، فکر نمی‌کنم.

با این هوای عالی، همه باید دو هفته تو خونه بمونن.

آه، حیف شد. بذار من اینو بگیرم.

اوه، ممنون، ممنون، دیه‌گو.

این، اِم، جام اسپانیاییه؟ صبر کن تا ببینیش.

قشنگه، نه؟

حتی قشنگ‌تر از اونیه که یادم بود. بیا بریم.

اوه، دیه‌گو، می‌تونی برای شام بمونی؟ - ممنون، پدر. من قبلاً غذا خوردم.

اوه، چه حیف. کارلوس آشپز عالیه.

می‌دونی چه کارهایی میشه با لوبیا کرد.

پدر. انتظار نداشتم انقدر زود ببینمتون.

کشتی یه روز زودتر رسید، کارلوس.

لطفاً اینا رو بذار سر جاشون؟ حتماً، پدر.

یه لحظه، یه لحظه. جام، جام.

یه لحظه صبر کن، کارلوس. می‌خوام تو هم اینو ببینی.

قشنگ نیست؟

حق با شما بود، پدر. واقعاً قشنگه.

اجازه هست؟ حتماً.

سنگین‌تر از چیزیه که به نظر میاد. خب، از طلای خالص ساخته شده.

اما ارزشش به این نیست.

البته که نه.

مراسم، اِم، وقف یکشنبه‌ست، درسته؟ - بله.

حیفه که این همه آدم به خاطر سرخک باید تو خونه بمونن.

همه خیلی مشتاقن که ببیننش. می‌تونم تصور کنم.

پدر، من دیگه باید برم.

برناردو درست پشت سر منه تو کالسکه.

ما داشتیم به دکتر کمک می‌کردیم با بردن تدارکات و دارو

به مزرعه‌هایی که در قرنطینه هستن.

دیه‌گو، اگه اجازه بدی، من هم باهات میام.

و اینجوری، اونایی که نمی‌تونن یکشنبه به کلیسا بیان،

می‌تونن ببیننش از پنجره‌هاشون.

فکر خوبیه.

من شام رو براتون آماده می‌کنم، پدر. خوبه، کارلوس.

خوبه که برگشتم.

ممنون، دیه‌گو.

می‌بینم هنوز خوب بهش غذا میدی.

شب بخیر، سرجوخه.

شب بخیر، گروهبان.

من و برناردو صبح با سبدهای بیشتر برمی‌گردیم.

خوبه. من آماده میشم.

دیه‌گو، به قیافه‌هاشون دقت کردی وقتی جام رو دیدن؟

بله. حتی کوچولوها.

مخصوصاً کوچولوها.

می‌دونی وقتی کوچولوها ایمان داشته باشن، هنوز امیدی به این دنیا هست.

درسته، پدر.

شب بخیر. شب بخیر

و سلام من رو به دن آلخاندرو برسون، ها؟

بله، حتماً. -شب بخیر

کارلوس، دیره.

انتظار نداشتم بیدار بمونی منتظر من.

خواستم، پدر. خب، ممنون.

می‌دونید، جام رو به دوازده تا خانواده نشون دادم.

باید می‌دیدید چقدر خوشحال بودند.

همه‌شون پشت پنجره‌هاشون جمع شده بودن و لبخند می‌زدن.

پس جام به هدفش رسیده.

نمی‌فهمم.

حالا من برمی‌دارمش.

دیگو حق داشت. سنگینه.

این کلی پزو میاره.

بازار کمی برای جام‌ها هست پسرم.

اگه ذوب بشه، فقط یه تکه طلای دیگه‌ست.

تو این کار رو نمی‌کنی!

این برام یه زندگی کاملاً جدید می‌سازه. اوه، نه پسرم.

بلکه زندگی قبلیت پشت میله‌های زندانه دوباره.

قبلاً دزدی کردی چون گرسنه بودی. دوباره گرسنه‌ای، کارلوس؟

حالا، به حرفم گوش کن.

بعد از این دیگه هرگز تو رو آزاد نمی‌ذارن.

اونا هرگز نمی‌تونن منو بگیرن. من دو هفته ازشون جلوترم.

سرخک. نزدیک نشوید.

وقتی این تابلو رو روی درت ببینن، نزدیک اینجا نمی‌شن.

بیا تو.

کارلوس، به کاری که می‌کنی فکر کن. نمی‌خوام حرف بزنم، پدر.

فکر کن، کارلوس، هنوز دیر نشده که دست برداری. هیچ‌کس لازم نیست بدونه.

برو تو. برو تو!

کارلوس!

Zorro subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left