The first 200 lines.
!هیچکس کسی رو نمیکشه
متوجه شدید؟
!بهتون دستور دادم
!نه
باورنکردنیه
تو یه تهمت خیلی بزرگ زدی
تنها چیزی که گفتیم بازگو کردن حقیقت بود
بر اساس قوانین پارلمان باید بهمون فرصت تکذیب کردنش رو بدید
شما که اعتراف کردید
این حقیقت که گرگینههای ما به عمارت شما حمله کردن، بله
برای پیدا کردن وسایل جادوییای که حالا
ادعا میکنید توسط یک گروه سوم دزدیده شدهن انتظار داری حرفت رو باور کنیم؟
انتظار دارم یه فرصت برای ثابت کردنش بهمون بدید
بهرحال
شما پارلمان رو آغاز کردید
میتونید امتحان کنید
ممنونم
نمیتونی ثابتش کنی، میتونی؟
...حقیقتش
فکر کنم میتونم
نباید اینکار رو میکردی
فقط داری برای خودت سختترش میکنی
اره، خب فکر نمیکردم اینکار ممکن باشه
حداقل ورا پیامم رو دریافت کرد
امیدواری
خب اگه دریافت نکرده به این معنیه که طلسم صحافیش مزخرفه
و من میتونم به گرگ تبدیل بشم و اینجا رو نابود کنم
دریافت کرده
نه که مهم باشه، واقعا فکر میکنی ورا نجاتمون میده؟
اون ما رو انتخاب کرد چون امیدوار بود پرومتئوسها بکشنمون
اگه میخواست بمیریم خیلی وقت پیش ما رو بیرون نمیاورد
اوه بیخیال، چرا خودش ما رو بکشه
وقتی که میتونه برای یه هدف والاتر فدامون کنه؟
یه معامله دو سر برده، ما میمیریم و هیچ خونی به گردن اون نیست
باید منتظر بمونیم و ببینیم کی درست میگه
من تسلیم میشم، برای رحمت دعا کن
اره، مطمئنم که دعا میکنی
اوربین، اگه فکر میکنی میتونی برای تسلیم شدن فریبم بدی
چون الیسا رو به یه عروسک سخنگو تبدیل کردی
ما قراره یه مدت طولانی اینجا بمونیم
الیسا خودشه، جک
اون این حرف رو میزنه چون ما رو باور داره
اره، معلومه که داره - حقیقتش، اره دارم -
میدونی که این آبمیوه رو با چی درست میکنن، درسته؟
پسش بده
!گفتم پسش بده - !فلاسک رو بهش بده -
!نه
این ادمخواریه، دیوث
!بس کن، داری میکشیش
...اوربین! ببین، من
بخاطر درختت متاسفم نمیخواستم بهش اسیب بزنم، نمیخوام
ولی میزنم
اگه نکشید عقب و نذارید من و الیسا بریم اینجا رو نابود میکنم
از الیسا بپرس، بهتون میگه
خودمون میدونیم چه کارایی از دستت بر میاد
وقتی جادویِ ما رو دزدیدی سرنوشتت مهر و موم شد
وقتی دوستمون رو کشتی
باید تقاص جرمهات رو پس بدی
ببین، یک: من چیزی ندزدیدم
و دو، داشتم از خودم محافظت میکردم
اونا حرفت رو باور نمیکنن
باهاشون حرف بزن، کاری کن باور کنن - نمیتونم -
چون منم حرفت رو باور ندارم
خب، پس فکر کنم شب درازی رو در پیش داریم
خب، باید یه چیزی پیدا کنیم که ثابت کنه فاولی ازمون دزدی کرده
فاولی اصلا چطور بلده جادو کنه؟
و چرا به راندوز یادش داده؟
هی، بخاطر این
قدرتِ مردم
تقسیم کردن دارایی خیلی حال به هم زنه
اجداد من خیلی زیاد کار کردن که من مجبور به همچین کاری نشم
رندال؟
اون میدونه که ما عضو فرقهایم
باید به هیمیش هشدار بدم
این یه پلاسترونِ طلسم شدهس
برای جادوی قمری استفاده شده
یلحظه وایسا اره، این توی خلوتگاه بود
من انجامش دادم
!من ثابت کردم فاولی از فرقه دزدی کرده
ورا عاشقش میشه
تو ثابت کردی؟ - باشه، تو هم کمک کردی، واو -
انقدر به توجه نیاز داری؟
!اوربین
میدونم فکر میکنی ما رو تو تله انداختی ولی اصلا اینجوری نیست
چرا یه لطف به خودت نمیکنی و نمیذاری ما بریم؟
!اوربین
میگه نه
در واقع
فقط میخنده
این درخت قبلا یه انسان بوده؟
این پرومتئونیه که کشتیش
باهاش چیکار کردن؟
اطمینان حاصل کردن که اون هنوز بتونه با این شراکت مغزی مشارکت کنه
و تو تقریبا دوباره کشتیش
خب، حالش خوب میشه؟
برات مهمه؟ - بهت که گفتم، نمیخواستم بهش آسیبی بزنم -
تا وقتی که راهِ خودت رو بری به همه چیز و همه کس آسیب میزنی
این تنها چیزیه که برات مهمه
نه، نه نه چیزی که برای من مهمه اینه که تو رو از این فروشگاهِ کشاورزیِ جهنمی خارج کنم
و با سلامت کامل برگردیم بلگریو
من اینجا میمونم
هی هی، حالت خوبه؟
من خوبم
الیسا
داری چه غلطی باهاش میکنی؟
این ما نیستیم
الیسا داره از اگروگور خارج میشه
جک، به اون آبمیوه نیاز داره
نه، نداری - چرا، داره -
هیچی دردناکتر از خارج شدن از اگروگور نیست
لعنتی
خیلی زود داره خارج میشه
حتی بدون آبمیوه
اون باید تا صبح متصل میموند
یه چیزی ارتباطش رو فاسد میکنه
و از اگروگور جلوگیری میکنه
یه چیزی؟
یا کسی؟
نمیدونم، هرکدوم
این غار پر از وسایل جادویی باستانی بود
...جادونامهها، وسایل مذهبی
هزاران سال تاریخچهی جادویی رسومات و داناییها
رفتن
همینطوری
توسط یک شیطان دزدیده شدن
همون شیطانی که از شما هم دزدی کرد
تنها چیزی که میبینم یه اتاق خالیه
خاویر، لطفا
دارم بهت نشون میدم چقدر آسیب پذیر هستیم
یا داری سعی میکنی فریبم بدی
دارم حقیقت رو بهت میگم
ولی این همهی حقیقت نیست
هست؟
نمیدونم منظورت چیه
...ورا
میتونم بهت بگم ورا؟
میخوام ورا صدات کنم
خیلی سادهس
گرگینهی شما همکار ما رو کشت
تنها چیزی که میخوایم انتقامه
و میخوایم ازتون بگیریمش
مگر اینکه بتونی به عکس این موضوع متقاعدم کنی
هرچیزی که فکر میکنی میدونی، داری اشتباه میکنی
...اه، خب
بزودی از حقیقت سر در میاریم
!فهمیدم دزد کیه
تصور کنید
این دانایی
زمانی به دنیا تعلق داشت
قبل از اینکه نخبگانِ قدرتمند و خودخواه تصمیم بگیرن احتکارش کنن
و هرکسی که باهاشون مخالفت کنه رو از سر راه بردارن
ازار و اذیتشون کنن
فداشون کنن
خوان از آرک، محاکمه جادوگرهای سالم، هلن دانکن
پرکسیس در مقابل این حکومتها قیام خواهد کرد
و قدرت را به جهان برمیگرداند
جادو برای همه
واو، شگفت انگیز بود
توی زندگیم دفعات زیادی نمایش جادویی دیدم
ولی تا حالا ندیده بودم یکیشون موضوع عدالت اجتماعی رو در پی بگیره
افرین، واقعا عالی بود
واقعی بود
معلومه، کاملا
من طناب یا چیزی ندیدم قول میدم
خب، وقت رفتنه
نه، سالوادور
مشکلی نیست
بیارش اینجا
اینطرفا دیدمت، اسمت چیه؟
اه، هیمیش دوک، توی کروچوک دستیار معلم هستم
یه فیلسوف
حقیقتش من دانشجوی حقوق هستم ولی نتونستم تا اخرش ادامه بدم
ولی خودت رو یه ادم متفکر و تحصیل کرده میدونی نه؟
انقدرم بزرگش نمیکنم
هم، ولی راحت فریب نخوردی، مدرک میخوای
هیمیش
اگه بهت بگم
که درونِ تو
درونِ همهی شما
یه روح تپنده پر از انرژی و قدرت خالص بوده
و تنها کاری که باید انجام میدادید پذیرفتنش بوده
که باورش کنید
که مهارش کنیم؟
من میگم
از زور استفاده کن لوک
این بیشتر از تو به خودم آسیب میزنه
کویر دول ایر
!واو
!شگفت انگیزه خیلی واقعی بنظر میاد
واو - نه، نه، نه، احمقا -
!واقعیه
معلومه ملت، کاملا واقعیه این بندها از ناکجا آباد ظاهر شدن
کاملا معلومه که از محفظه مخفیای از صندلی خارج نشدن
داری همهچیز رو خراب میکنی - خوشحال میشم که کمک کنم -
دفعهی بعدی که میای اینجا تنها نیا
کف مرتب به افتخار پرفسور فاولی، همگی
فاولی میدونه که ما توی فرقهایم - کجایی؟ - جواب بده -
میدونی چقدر سخته که یه پلاسترون رو طلسم کنی؟
زده با این نمادهای مسخرش داغونش کرده
وقت تلف کردنه - این کارمونه -
No comments yet. Be the first to leave one.