The first 132 lines.
.من موجودی خارقالعادهام
«رفتار حیوانی» ...من به خود -
.و کسانی که اطرافماند احترام میگذارم
من پذیرای تغییرات مثبتم
و تمام عادتهایی که از .ترس نشات میگیرند را پس میزنم
،من در مکانی امنام در جایی که به خود اجازه میدهم
که احساس خشم و غمام .را بروز دهم
دکتر کلمنت مشاور
...و
.خودم را دوست دارم
!خیلی خوبه
مسئلهای که هفتهی پیش ...بهش نزدیک شدیم لورِین
.اضطراب جدایی بود
گفتی شریک عاطفیت .خواهان فاصلهی بیشتری در رابطهست
درست میگم؟ - .بله -
،اون میگه من تنبلم .همهی کارهای خونه رو خودش باید بکنه
...اضطراب جدایی در
...عرصه بهش تنگ شده
...و
میخواد مدتزمانی رو .دور از هم بگذرونیم
...واقعا نمیدونم باید چکار کنم
خیلیخب. شریک لورین .داره پیام بسیار واضحی میفرسته
لورین باید چطور با این مسئله برخورد کنه؟
نظری نیست؟
تاد؟
با دوطبقه بستنی بشینه فیلم نگاه کنه؟
.فکر کنم داریم فرافکنی میکنیم - .ببینید، خیلی آشکاره -
چرا این انگلبازیش رو تموم نمیکنه
و پسره رو یهکم راحت نمیذاره؟ - !نه، نمیتونم بدون مایکل زندگی کنم -
شاید مدتی دور از هم زندگیکردن .ایدهی بدی هم نباشه
میتونه بهت اجازه بده .بهلحاظ عاطفی رشد کنی
!نه! من از تنها بودن متنفرم
...دچار بحران اضطرابم
!عیبی نداره، عیبی نداره
!نفس عمیق بکش - ...نفسم بالا نمیاد -
.خوب شدی
!بهتر شدم
!اینجا احساس امنیت میکنم
.بله، جات امنه
!نه تو رو خدا
!تو باید ویکتور باشی
.من لئوناردم
.خواهش میکنم بفرمایید .بنشینید
،خیلیخب، دوستان ...این ویکتوره
.و عضوی از گروه ما خواهد بود
...خب، ویکتور
دلت میخواد برامون دربارهی خودت حرف بزنی؟
.نه
.نترس، ما گاز نمیگیریم
خیلیخب، چطوره به بحثمون ادامه بدیم
تا وقتی ویکتور هم کمی بیشتر احساس راحتی بکنه؟
،لورین ...داشتی میگفتی که
!ویکتور! وای !تو نشتسی روی یه کسی
!پاشو !بلند شو
.نفس بکش. مشکلی نیست
این کیه؟
،چه چیزهایی که دیدم
...چه چیزهایی که !بو کشیدم
.خیلیخب
...خب، چطوره ادامه بدیم؟
شریل، هفتهی پیش از این صحبت کردی که چقدر برات سخته
که یک رابطهی بلندمدت .پیدا کنی
شریل؟
.باشه
...خیلیخب
.مادر تنها بودن کار راحتی نیست
،نقش پدر رو بازی میکنم ...به سایتهای «دِیت کردن» میرم
،ولی، راستش این که ...من هزارتا بچه دارم، و
.و برای خیلیها جذابیت ندارم
...و
خب، همچنین من دوستپسرهام رو .وقت سکس میکشم
چی؟
!چقدر چندش
یه تیکهگوشت خونخوار !میخواد روابط من رو قضاوت کنه؟ نخیر خانم
!یه آخوندک میخواد به من درس بده - .ببخشید -
حداقل من وقت سکس !کلهاش رو نمیخورم
!حواست باشه چی میگی - ...به من نگو -
...خیلیخب
.ممنونم
بدیهیست که آدمخواریِ سکشوال ،هنوز برای بعضی
.یک تابوست
نه بابا؟
،فهرست تابوهای من خیلی کوتاهست
ولی این .یک مورد قطعا بینشونه
میخواهی بیشتر برامون در اینباره حرف بزنی؟ لطفا؟
.نه
...آ
میدونی، جفری هم خیلی ،سختش بود که خودش رو بیرون بریزه
.اما اینجا رو ببین جفری؟
ازت میخوام چشمهات رو ببندی .و خودت رو بهشکل یک کودک تصور کنی
.باشه
چه احساسی داری؟
خوبم، ممنون. شما چطورید؟ - ...نه -
.من حالم خوبه ...ولی نه
ذهنت رو ببر .به زمانی که یک بچهی کوچک بودی
چه احساسی داری، جفری؟
...سردمه
.خیلی سردمه... و گرسنمه
مادرت کجاست؟
مامان؟
کجایی؟
!گرسنمه، برگرد
تنهایی؟ - مامان؟ -
!مامانت رو صدا کن! صداش کن - !مامان -
توی لونه تنهایی؟ - !نه -
.یه تخم اینجاست !داره میشکنه
نه! من نمیخوام !کرمهام رو با کسی قسمت کنم
کی داره از اون تخم میاد بیرون جفری؟
.آلن کوچولو !نه
چرا بده جفری؟ - !داره کرمهام رو میخوره -
!بس کن! مال منه
.باید یهکاری کنم
...میدونم
.بهنظر میاد خودش افتاده
!نه! اون کار رو کردم
!برادر کوچکم رو کشتم
!قلب مادرم رو شکستم
!نه
!چی شد؟ سلام
.مشکلی نیست، جفری
مشکلی نیست؟ - .نه ویکتور، نه اینکه مشکلی نیست -
نباید فراموش کنی ،که جفری فقط یه بچه بوده
و با انتخابهای .بسیار دشواری روبرو بوده
،من کرم نمیخورم
.ولی با جفری همذاتپنداری میکنم - بالاخره یهچیز پیدا شد که تو نمیخوری؟ -
نه اصلا. تاد درواقع ،رو به بهبودیه Shockoholic یک
!و خیلی هم داره خوب پیش میره
بیشتر از یک ماه .دست به ترافل نزدم
چرا همه دست میزنید؟
تماموقت داره تلنبار میکنه !توی شکمش
.نخیر هم
!خیلی چندش بود
No comments yet. Be the first to leave one.