The first 200 lines.
میفهمم، لری
باشه
خب، من که موجودی فیزیکی رو نمیبینم
تو داری
من اینو رد نمیکنم
من که اینو زیر سوال نمیبرم
باشه
خب...
دقیقاً
خب، پس چرا من آدم بدهام؟
باشه
خب...
و من باید همون چیز رو دقیقاً به اونم توضیح بدم
که الان به تو توضیح دادم
و اونم باید دوباره به تو توضیح بده
نه، لری – من جای تو بودم
و تو اولین نفر از شماها نیستی
که من باهاش سروکار داشتم
آره، درسته
باشه
پس بهش زنگ بزن دیگه
کودن
آره
آره، نه، همینو بهش گفتم
خب، دو حالت میتونست اتفاق افتاده باشه
خب، ممکنه چند تا سفارش خرید دریافت کرده باشیم که ثبت نشده باشه
دقیقاً
ممکنه تو وارد کردنش اشتباه کرده باشه
خب، نه، این اتفاقا پیش میاد
ولی اون لازم نیست این کارو بکنه
منم همینو گفتم
باشه
آره
نه...
آره، لری؟
میدونم
نه، مشکلی نیست
باشه. خداحافظ
به شیرینیفروشی «دوناتی پلیس» خوش آمدید
جایی که پلیسا برای خرید میان و دوناتها هیچوقت تموم نمیشن
چطور میتونم کمکتون کنم؟
بله. من یه سفارش آماده دارم برای «می»
باشه، پس سفارشتون هنوز کاملاً آماده نیست
میشه لطفاً تا پنجرهی بعدی حرکت کنید؟
بابت تأخیر متأسفم آقا، حدود پنج دقیقه دیگه طول میکشه
این دیگه چه وضعشه!
هدف اصلی سفارش آنلاین اینه که من مجبور نباشم صبر کنم
متوجهام آقا، و عذرخواهی میکنم
ولی اگه فقط یه ذره جلوتر برین...
من جلوتر نمیرم!
سفارش من ثبت شده
نمیتونم بذارم صف رو نگه دارین
میتونین بیاین داخل
هیکل منو نمیبینی؟
هیچ دری نمیتونه «بلوط قدرتمند» رو تو خودش جا بده!
متأسفم آقا. نمیتونم اجازه بدم تو صف ماشینها منتظر بمونین
کی جرئت میکنه برای «بلوط قدرتمند» بوق بزنه؟!
شونگ-های!
هی. چطوری؟
هیچی. چه خبر؟
هیچی. تازه از سر کار اومدم، دارم ول میچرخم
هی، امشب کشتی کج داره
اگه میخوای بیا اینجا، پیتزا سفارش میدم؟
حتماً، چه ساعتی؟
حدود هشت؟
باشه، بذار برم دستشویی و یه دوش بگیرم
و تا بیست دقیقه دیگه اونجام. چیزی میخوای؟
نه، خوبم
فکر کردم تو پیتزایی
من پیتزا نیستم
ولی تو که قبلاً سفارش دادی؟
آره. دیگه باید زود برسه
باشه، خب، بذار برم سریع یه سیگار بکشم
جدی؟ باید حتماً نشئه بشی تا بتونی غذا بخوری؟
آره، رفیق، من مشکل اشتها دارم به خاطر اون قضیه استرس
باشه هر چی. فقط عجله کن. دیگه هر لحظه ممکنه برسه
اینا برنامه ردیابی یا همچین چیزی ندارن؟
نمیدونم بابا، فقط برو بکش دیگه
اوه، هی، چطوری؟
هی، پیراهن قشنگیه
اوه، ممنون
از «پورکر و راندی» خوشت میاد؟
آره. خیلی باحاله
تو بیشتر یه «پروک دورک» هستی یا یه «راند هاوند»؟
راستش هیچ کدوم از اونا رو برای توصیف خودم استفاده نمیکنم
اوه، منم همینطور
ولی... من احتمالاً بیشتر یه «راند هاوند» هستم
ولی من بیشتر از اون تیپ آدمای «بلوط قدرتمند» هستم
اوه، منم همینطور، رفیق
کی جرئت میکنه؟!
این بیرون چه خبره؟
تو ایوانی؟
پس چرا داشتی با پیک پیتزا حرف میزدی؟
اوه، اون در مورد پیرهنم نظر داد
اوه. اون یه برنامه مزخرفه
احمقانه نیست
اون یه خوک سخنگو و یه توپ بسکتباله که همیشه علف میکشن و باد شکم میدن
وای
اون یه خوک سخنگو و بسکتبال نیست
که همیشه علف میکشن و باد شکم میدن
یه خوک سخنگو و یه بسکتبالان که تو یه دوناتفروشی کار میکنن.
آها، باشه.
این خیلی کمتر چرته.
آره، بعضی وقتا گل میکشن.
اینجوری نیست که یه عالمه جک چرت و پرت از معتادا باشه.
شاید جکای معتادی نباشه، ولی قطعاً طنز معتادی داره.
نمیدونم یعنی چی.
سوررئال و آبزورده.
چرا؟
چون اونا یه...
تا حالا "آلیس در سرزمین عجایب" لعنتی رو شنیدی؟
یعنی میگی "پوکر" و "راندی"، "آلیس در سرزمین عجایبه"؟
من میگم، "آلیس در سرزمین عجایب" بهترین نمونهی بیمعنیهای ادبیه.
مثلاً شخصیتها و محیطها لازم نیست خودشون به خودی خود معنی داشته باشن.
تو هنوزم میتونی نظرت رو روشون بندازی.
و بعدش، مثلاً، از طریق آبزورد بودن حرفت رو بزنی.
خب...
اونا کلی حرف میزنن.
دربارهی پیامدهای ژئوپلیتیک یه...
یه کونِ ملتهب؟! این چرت و پرتا رو از کجا میاری، مرد؟
آره، هجو، تقلید مسخرهآمیز، نقد اجتماعی و البته، یه کمم جکای گوز دارن.
ولی اونا حتی در مورد اونم اظهار نظر کردن.
رفیق، فقط چون یه سریال به فیلمنامهی مزخرف خودش اشاره میکنه...
تو خودِ سریال، از مزخرف بودن فیلمنامه کم نمیکنه.
در واقع، یه جورایی مثل یه سیلی تو صورته.
انگار خودشون میدونن چقدر گند زدن.
تو اصلاً نمیفهمی.
چی رو باید بفهمم؟
متاسفم.
سبک تو نیست.
آره، فکر کنم چرت و پرت سبک من نیست.
ببخشید که همشون نمیتونن "در خط وظیفه" باشن.
میخوای اونجا بشینی و به من بگی...
که اون یه سریال عالی نیست؟
خوبه. سریال خوبیه.
آره، یکی از بهترینهای تاریخ محسوب میشه.
آره.
محسوب می...
آره، ولی بهترینه.
آره، ولی نظر تو در مورد بهترین بودن بیربطه.
تو هیچ چارچوب مرجعی نداری.
آره، ولی واقعاً خوب محسوب میشه.
آره، اساساً به طور جهانی به عنوان یکی از سریالهای پرستیژ اولیه عالی مورد تحسینه.
سریالها، ولی باز هم تو فرقشو نمیفهمی.
و حتی اگه مورد تحسین منتقدان هم نبود...
تو هنوزم ازش دفاع میکردی انگار بهترین سریال تاریخ بود.
تو فقط تو این مورد خاص داری از تحسین منتقدان استفاده میکنی تا نظرت رو توجیه کنی.
آره، دارم از حقایق استفاده میکنم تا از نظرم حمایت کنم، بنابراین تبدیلش میکنم به یک واقعیت.
باید موضوع لعنتی رو عوض کنیم. باید دیگه باهات حرف نزنم.
ما باید لعنتی...
من قرار بود بعد از کار بیام اینجا استراحت کنم.
چه استراحتی؟
فکر کردم الان از خونه کار میکنی؟
آره، ولی هنوزم پراسترسه.
مگه چجوری میتونه پراسترس باشه؟
لازم نیست تمام روز با مزخرفات مردم سروکار داشته باشی.
اوه، نه، من هنوزم تمام روز با مزخرفات لعنتی مردم سروکار دارم.
فقط الان تو کاری که میتونم در موردش انجام بدم، محدودترم.
اوه، چه بد.
با این حال، کار کردن از خونه بهتر نیست؟
آره بهتره.
هنوزم گنده، ولی بهتره.
این اواخر واقعاً لعنتی استرس زیادی داشتم.
و نمیدونم چه غلطی باید در موردش بکنم.
رفیق، این منو یاد این انداخت، یه پسره تو کار به من یه کم قارچ داد.
حتماً باید با من یه کم بزنی.
نمیدونم مرد، من تا حالا هیچ قارچ لعنتیای نزدم.
بهترین وقت واسه شروع کردنه.
نه، فکر نکنم.
اوه، متاسفم.
تو فقط مواد قانونی مصرف میکنی.
مسئله قانونی بودن نیست.
مسئله سلامت و ایمنیه.
چه سلامت و ایمنی لعنتیای؟
تو آبجو میخوری، گل میکشی، تمام وقت فست فود میخوری.
آره، ولی اون چیزا امشب منو نمیکشن.
اگه بری مست رانندگی کنی...
باشه.
آره، حتماً.
ولی اگه من مست رانندگی کنم، یه ک...
الکل منو نکشت.
خودم خودمو کشتم.
قرار نیست یه چیزی رو بذارم تو بدنم...
اگه هیچ ایده لعنتیای نداشته باشم که چیه.
رفیق، فقط قارچن. حالت خوب میشه.
میدونم فقط قارچن.
به مصرف قارچ فکر کردم.
هنوزم ازشون میترسم.
هیچی نیست که ازش بترسی، مرد.
حالت خوب میشه.
تو اینو میگی.
ولی هنوزم با مغزت بازی میکنه.
آره، ولی مثل اسید نیست.
و قرار نیست قاطی کنی.
چیزا همه موجی میشن، زمان رو گم میکنی.
کلی میخندی.
یه جورایی مثل گل کشیدنه.
و حتی لازم نیست یه عالمه رو تو یه بار شروع کنی.
فقط مایکرو دوزش میکنی.
آره، به اون فکر کردم. تو هم همین کارو میکنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.