The first 200 lines.
آنچه در 90210 گذشت
اون يارو پسر موج سواره مورد علاقه ت چطوره؟ منظورت کلبه؟
اون در حال حاضر توي تعهد يه رابطه ست
اون ميخواد کشيش بشه
ارتباط ما يه دروغ !بزرگ بود
آشغالات رو جمع کن !و از اينجا گمشو
اون هر چيزي رو که به نامش بوده رو هم برده
و تمام پول اون شرکت تهيه کننده رو
هي ، ديکسون خونه ست؟
ديکسون با هالي رينهارت به تور رفته
نميتونم باور کنم که بدون اينکه به من بگه رفته
ممنونم که هفته پيش براي تست
سرطان با من اومدي
من خيلي متاسفم
تو بايد درباره اين شرط ازدواج به اون بگي
نميتونم نميخوام که اون فکر کنه
احساسات من ربطي به اين واقعيت
که من ميتونستم همه چيزم زو از دست بدم داشته
!من نامزد کردم
بهش خيره که بشي
کورت ميکنه
تو داري از پيش من ميري؟
من يه مسابقه و قرار ناهار در کلوپ جاناتان در مرکز شهر دارم
...اما
اگر تو دوست داشته باشي ميتونم کنسلش کنم
نه ، برو خوش بگذرون
من منتظرت ميمونم که برگردي
هيچ راهي براي فهميدنش نبود
اما مابقي زندگيم رو دنبال تو ميگشتم
اگر تو همون زماني که بايد نميومدي نميدونم الان کجا ميبودم
...من
ميخواستم رلجع به موضوعي باهات صحبت کنم
آم ، در واقع اين از مسائل خانوادگي عجيبه
دست بردار تو هر چيزي که باشه رو ميتوني به من بگي
نظرت راجع به اينکه قانوناً
فاميليت رو ه هلينزبرگ عوض کني چيه؟
براي خانواده من مسئله خيلي بزرگيه
که نام خانوادگيشون رو زنده نگه دارن
نائومي هلينزبرگ
از آواش خوشم مياد
تو چي ميگي آقاي هلينگزبرک؟
ميخواي برگردي به تختخواب؟
هي
هي
خب ... غيرمنتظره بود
اوه ، خداي من !واقعاً ساعت اينه؟
چيه ، مگه تو ساعت نداري که کوک بشه؟
من توي بار کار ميکنم
آني و نائومي قرار بود توي همين ساعت
به خونه من بيان ، دو دقيق ديگه
خيلي ديرم ميشه
...باشه
فکر ميکنم تاپت برعکسه
چي ؟ اوه ، نه
من بايد برم
هي ، آم ، درباره ديشب ...اون
يه چيزي که ديگه هيچوقت درموردش صحبت نميکنيم
درسته؟ درسته
خب ، خوبه ، عاليه
فقط يه جوري وانمود ميکنيم ، انگار
هرگز اتفاقي نيفتاده
هي ، نميتوني بدون اينکه با
ديکسون صحبت کني وسائلت رو جمع کني و بري
چرا؟ ديکسون همينکارو کرد
خب ، باشه ، اون اشتباه کرد
تو که ميدوني موزيک چقدر براي اون مهمه
مهمتر از من؟
ديکسون يه حمله داشته ، خب؟
من بخاطر نجات زندگي اون بي خيال موزيک شدم
و اون هنوزم کارش رو به همه چيز ترجيحح ميده
فقط ... ميخوام وسائلم رو تا وقتيکه اون
با هالي رينهارت توي توره از اينجا ببرم بيرون
همه چيز تموم شده ست و اينهم مخلوط کن منه
آد ، وقتيکه بهت گفتم
از رفتن به پرينستون هيجانزده ام
ميدونستي که دارم دروغ ميگم
چونکه ميدونستي سيلور رو دوست دارم همونطوريکه من ميدونم تو ديکسون رو دوست داري
خب ، ظاهراً هر دوي ما احمقيم
چونکه ما آدمايي رو دوست دارم که ما رو دوست ندارن
خب ، سيلور به من يه پيام داده
اون ميخواد که براي ناهار منو ببينه
و نميدونم که قراره با هم بمونيم يا نه
اما حداقل هنوز اميدي هست
خب ، تنها دري که من در حال حاضر بهش علاقه دارم
يکيه که بيرون از اينجاست
خب ، اگر يه همچين حسي داري
چطورين؟
کجاست؟
من چه شکليم؟
پرستارش؟
اوه ، اوه
هي ، موبايلمه
بالاخره کجايي ، سيلور؟
اوه ، سلام ، کلب
نه ... نائومي هستم
دوست زيبا ، اما نامزد کرده ، آني
ميخواين باهاش صحبت کنين؟
من نيستم
درواقع ، اون همين الان رفت بيرون
احتمالاً يه جايي داره دعا ميکنه
شما دوتا خيلي با هم تفاهم دارين
من بهش ميگم که تماس گرفتين
باشه خداحافظ
من کاملاً مطمئنم که تو ميري به جهنم
...سلام
متاسفم که دير کردم ...من
کلاس يوگا داشتم
با همون لباسي که توي مراسم سوزوندن راج پوشيده بودي
اوه ، خداي من ، يه جورايي داري راه ميري
تو برگشتي پيش نويد
اوه ، اينکارو کردي
اوه ، بيخيال ، سيلور
منظورم اينه که ، اين تويي . اينطور نيست که بخواي با يکي
از اون آدماي گند بار بري آره
آره ، با نويد بودم
ميدونستم
عزيزم ، چرا اينقدر عجيب و غريب رفتار ميکني؟
شما دوتا براي هم ساخته شديد
درست مثل منو ليام اما از نوع خوبش
حق با شماست من ديشب ديدمش
و فهميدم که چقدر دلم براش تنگ شده
ما خيلي چيزا با هم داشتيم
و اون هميشه با ...منه . من
هميشه تصور ميکردم اون توي زندگي منه
چي ميتونم بگم؟ من دوستش دارم
و اونم تو رو ميپرسته
اينن دومين خبر خوبي که توي 24 ساعت گذشته شنيدم
اوليه چي بوده؟
من دارم ازدواج ميکنم
"همه چيزي که ميتونم بگم اينه " واو
خوشگله
و من ساقدوش هم ميخوام
که بايد وقتشونو برام خالي کنن
پي جي و من تا 2 هفته ديگه ازدواج ميکنيم
دو هفته؟
آره ، نظر پي جيه
اون خواسته من هرچي که ميخوام رو بخرم
عالي ميشه
چرا 2 هفته؟ چقدر عجله؟
تو که حامله نيستي هستي؟
اوه ، خدا رو شکر ، نه
آره ، يه کمي عجله هست
خب يه کمي بزرگتر از اون چيزي که آرزوشو داشتم
اما مسئله اينه که من پي جي رو دوست دارم
اون ميتونه به سرعت از پس اين مسائل
بيخودي بربياد
هي ، نويده
من قرار بود براي ناهار ببينمش
باورنکردنيه . اون ميخواد توي بارساحلي منو ببينه
مگه بار ساحلي چه مشکلي داره؟
هيچي فقط بايد همين الان برم
خب ، لباست به نظرم قشنگه
تو بايد بري
ممنونم خداحافظ
آم ... ما بايد با هم صحبت کنيم
درباره پي جي هستش
چيه؟
خب ، من بايد اين مسئله رو قبلتر بهت ميگفتم
اما منم بخاطر کارهاي خيريه مون اينو فهميدم
و پي جي بهم گفت که چيزي نگم
و بعد که من اومدم خونه تو نامزد کرده بودي
آني ميشه لطفاً حرف بزني؟
پي جي مجبوره که تا 2 هفته ديگه ازدواج کنه
در غير اينصورت پولاشو از دست ميده
اين توي اون سرمايه امانيش نوشته شده
به همين دليله که اون ميخواد زود ازدواج کنه
همش همين؟
...آه
منظورت چيه که همش همين؟
آني ، پي جي خيلي ثروتمنده
خانواده هاي ثروتمند خيلي عجيبن
تو تازگي به ثروت رسيدي
هنوز فرصت عجيب بودن رو پيدا نکردي
چيزي که بايد متوجه باشي
هر کسي که بخواد با پي جي باشه بايد يه اعتماد پيچيده داشته باشه
بعلاوه ، حرف کلي پوله کي حاضره از دست بدتش؟
خب ، اما اين تو رو متعجب نميکنه
...اگر چي متعجبم ميکنه؟
اگر هر چيزي رو که در مورد يه مرد ميخواستم بدست نياوردم؟
پي جي باهوشه و جذاب ، و خوشگل
من ميتنم شغلم رو داشته باشم
مرد خوبم رو و زندگي خوبم رو
اين همون چيزيه که هميشه روياش رو داشتم
اون بهم گفت تو هم هموني هستي که اون ميخواسته
اون منو دوست داره
و منم دوستش دارم
و اينجا پول
اهميتي نداره
!هي
هي ، همين الان از آب !اومدم بيرون ؟ عاليه
آره ، موجهاي جنوبي بزرگن
پس فکر کردم ، زمان خوبيه که برگردم توي آب
مطمئناً ، من هميشه احساس ميکردم ...دريا يه چيزي داره که
به سرعت مداوا ميکنه ميدونم که براي من داشته
ميتونم يه سوالي بپرسم؟ آره ، حتماً
آني از من عصبانيه؟
نه ف من اينطور فکر نميکنم
توي اون شب زنده داري ، اون گفت که با دوستانش مشکلاتي داره
در واقع فکر ميکردم درباره يه مرد داره صحبت ميکنه
با کسي آشنا شده؟
No comments yet. Be the first to leave one.