The first 184 lines.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
خیلی ضعیفی
ارزش زنده موندن رو نداری
جداً خنده داره
انتظار داری با این وضعت بتونی چتر کاغذی رو شکست بدی؟
روح نحس
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
شکوفایی
چتر کاغذی رو میشناسی؟
میدونم که تشنه خونشی تا که بتونی انتقام خانوادهات رو بگیری...
یعنی میدونی کجاست؟
و داری برای گرفتن انتقامت آموزش میبینی
و اگه با وجود این همه تمرین به اینجا رسیدی
پس لابد کینه عمیقی نداری
بهم بگو
بیشتر!
بیشتر!
بیشتر تلاش کن هیوما
هیوما!
خوش اومدید!
کای!
الان دیگه قراره خوش بگذره
نفر بعد تویی، ناگی؟
احمق نباش
خودتم میدونی که تو مبارزه تن به تن حریفت نمیشم
اون بچه همچیو برام تعریف کرد
ایتسوکی؟
من...
ببخشید، کای ساما
وقتمون تموم شد
و ـ وایسا...
بهت گفتم که قایم...
بخاطر همین خیلی ضعیفی
عجب بابا، عجب حرومزاده گنده گوزی هستیا
ناگی
اینجا چخبره
یا نه...اول...
میشه ازینجا بیاریم پایین؟
نه بابا امکان نداره
چی؟ جدی؟
حتما یارو های جذابی هستن که از هیاکونین ایشو خوششون بیاد!
خب که چی اگه خوششون نیاد؟
کوفت باشه جذاب باشه
دارین راجب چی حرف میزنین؟
دارن برای تور کردن پسرای جذاب ورودی جدید نقشه میریزن
اه. چه خوب
ها؟! بوتان سنپای به هیچجاشم نیست؟
چرا؟
شعار امسالمون رو که میدونی، " چندتا عضو پسر به کلوبمون اضافه میکنیم"
باشه باشه
آروم بگیرید، دخترای قشنگم
این همون چیزیه که بهش میگیم !"فراغت وابستگی های عاطفی "
وابستگی عاطفی
میدونستم! کوناتو سان دوس پسرشه
ها؟
خودتو براما نگیر!
بچه ها...
میشه زودتر گورتونو گم کنید؟
قرار گذاشتن... عاشق شدن...
عاشق یکی شدن
چطور میتونن انقد راحت از... چنین چیز وحشتناکی حرف بزنن
ملاقات؟
شایعاتی از وجودت شنیده بودم
اجازه گرفتم که خودم ببینمت
و مثل همیشه زیادروی کردی!
باید یجوری خودمو سرگرم کنم
درضمن، شما خودتونم یزره با ایتسوکی خوش گذروندین
کجاش خوشگذرونی بود!
از کجا بدونم انقدر ضعیفه؟
خب، گفتن میخوان که جلوت رو بگیرن
منم گفتم بزار حرکتی بزنم...
وایسا یلحظه
چی از چتر کاغذی میدونی؟
این همون سوالیه که میخوای مجبورم کنی تا بدستش بیاری، نه؟
پس من میگم هنوز به اندازه کافی برای گرفتن جوابت قوی نیستی
اشتباه میکنم؟
این حدس منه.
کوناتو هایاتو و کوسوی رو قبلا ملاقات کردم،
و تو حتی خیلیم از اونا هم ضعیف تری
همونایی که به وسیله چتر کاغذی تیکه تیکه شدن
پس چرا حتی از سلاح خودت استفاده نمیکنی؟
استفاده از اونایی که بهت سپردن راهی برای بخاطر اوردن یادشونه؟
چه دلبستگی مضحکی
میشه دیگه بیخیال شی، کای؟
بنظرت دارم بیرحمی نشون میدم؟
شماها خیلی بدتر از منید، ناگاتسوکی
منظورت چیه؟
جور کردن ناگاتسوکی سان با کوناتو هیوما...
این بیرحمی واقعیه
برای افتر-پارتی چیکار کنیم
هیوما سان؟
و... کی؟
تا وقتی که پسرک کنارش بمونه،سعی میکنه ازش محافظت کنه
و این رو وظیفه خودش در نظر میگیره
چی طعنه امیز تر از این؟
چتر کاغذی که برادر و خواهرش رو کشت...
کسی که مسئول این اتفاقه...
خود ناگاتسوکی بوتان بود
و البته که، اون نمیخواد بذاره کسی .به هیچ وجهای کمکش کنه
ناگاتسوکی بوتان توانایی اعتماد کردن کافی به کسی برای داشتن چنین درخواستی رو نداره
طعنه آمیزه، نه؟
کای!
خوشحال میشیم انقدر با طعنه های بی اساست به خانوممون اهانت نکنی
لهت میکنم
بزن بریمـــ
گفتم که وقتمون تمومه
درضمن، تو شیطنت یکم زیادروی کردی
.من به خاطر رفتار کای-ساما ازتون معذرت میخوام
الان دیگه راضی بنظر میاد
چند وقتی عقب نگهش میدارم
پس لطفا ببخشدش
وایسا
ناگی، به اندازه کافی گند به بار آوردیم
ولی کای ساما در رابطه با موقعیت نامناسبتون راست میگه
و... ممکنه کسی ازش سواستفاده کنه
این یادتون بمونه
میبخشین، ناگی و سوزوری
بنظرتون میشه یکم تنها شم؟
نزار چرتو پرتای کای ساما بره رو مختــــ...
خیلهخب
هوی!
ولی زیادروی نکن و زود هم برگردی
ممنون.
قشنگ معلومه درگیر حرفای کای شده
خب هرچی نباشه مسئله خواهر و برادرشه
نمیشه ازش انتظار رفت که بهمین راحتی ازش بگذره
و چیزایی که کای گفت...
درسته شایعاتی دربارش هست
اینکه بوتان پشت قضیه چتر کاغذیه؟
ولی فقط یکی از ده ها تئوریه
ما فقط پروکسی های ساینومه ایم، راهینیست که از حقیقت خبردار بشیم
و اینکه بگیم هم هیچی نمیدونیم دروغه
باید تا جایی که میتونیم باهاش صادق باشیم
چهار روز گذشته..
موندم هیوما سان کجا رفته..
گوه توشش!
همش تقصیر کای ـه
خوشش میاد پیاز داغشو زیاد کنه
چیز خوبی نیست
ظاهرا هیوما گفته که بزودی برمیگرده
مطمئنم نیازی به نگرانی نیست
نگرانی اصلی من
افسردگی الان بوتانه
موندم حالت چهره هیوما سان اونموقع چطوری بوده
نمیتونم از ذهنم بیرونش کنم
اگه ممکنه من دلیلش بوده باشم...
پس من...
بابا! مهمون داریم!
انسانی که یه ماربیتو از سرزمین ،مردگان درونش ساکنه
که به عنوان روح تسوکوموگامی عمل میکنه
ناگاتسوکی بوتان.
به چه هیولایی تبدیل شدی؟
سـ سلام خوب هستید
اسمم ناگاتسوکی بوتانه
ممنون که همیشه مراقب مانوادم هستین
خـ خانوادهم...
اع، خب...
هرچند که حقیقتا ملاقات دوممونه
البته اولین دفعه خیلی کوچولو بودی
تعجبی نداره که یادت نیست
بشیند لطفا
تسوباکی بهم گفت که چرا اومدید
میخوای بدونی که تو چطور به حادثه چتر کاغذی مرتبطی، درسته؟
بله.
از کمکتون ممنونم
شرمنده که یهویی... اومدمـ
مشکلی نیست
هرچند درسته یکم ناگهانی بود
ولی خب، چتر کاغذی که مشکل هیوما سان هستش
تو چرا راجبش نگرانی؟
اع... خب...
داری پیش خودت میگی "نکنه !از من متنفر شده باشه"، مگه نه؟
ببین شبیه یه دوشیزه عاشق شدی!
تسوباکی، چیز بدی گفتم؟
!اتفاقاً درست زدی وسط خال
نه! نـ نه، نه!
اینجوریا نیست!
اممم...
اون... یکی به اسم کای سان اینارو گفت
و خب هیوما سان هم بعدش گمو گور شد
ازونجایی که منم شنیدمشون، نمیتونم دست از...نگرانی.. بردارم
هیوما چان گذاشته رفته؟
درواقع باما تمریناتی داشته..
نماینده کادوموری!
No comments yet. Be the first to leave one.