The first 126 lines.
خب برای کلاس بعدی ...
هان ... این ...
ها ، سریزاوا سان؟ کلاس بعدیمون داره شروع میشه .
حس میکنم یکم حالم خوش نیست ...
واسه همین گفتم بهتره به درمانگاه برم .
ها؟ حالت خوبه ؟ میخوای من ببرمت اونجا ؟
نه ، نیازی نیست ، خودم میتونم .
هرموقع کمکی داشتی بهم بگو ، باشه ؟
اما شاید قابل اعتماد به نظر نیام ...
آیدا کون ...
ممنونم .
اما واقعیتش ، خوبم ...
Toshoshitsu no Kanojo ~Seiso na Kimi ga Ochiru made~ دختر توی کتابخونه ~ وقتی که پاکی از دست میره~
کتابخونه
ببخشید که همیشه یدفعه ای صدات میکنم .
اما اصلا فکرش رو نمیکردم کلاس رو بپیچونی تا درجا بیای اینجا
اینقدر دلت واسه کیرم تنگ شده ؟
نخیر ... چون تو بهم گفتی ...
ها؟ کی گفت حرف بزنی ؟
یالا ،حشری تر بخورش و آبم بیار !
نمیتونم نفس بکشم ... حالم بهم خورد ...
اوه ! تا ته گلو میره حال میده !
عجله کن ... تمومش کن دیگه !
داره میریزه بیرون ! اوه
داره میاد !
بدون اینکه ذره ای بریزه همش بخور
دارم خفه میشم ... گلوم داره میسوزه
اما اینطوری کافیه ...
آره ، همش خوردی
حالا، اون کار همیشگی بکن
باشه
لطفا بفرما
اینم از کوس من واسه استفاده اختصاصی شما
لطفا آب منیت رو بریز توش !
باشه ، کاری که گفتی میکنم .
بگیر که اومد ، یوکیها چان این کیریه که عاشقشی !
کم کم ظاهر کوسش به شکل کیرم در نیومده !؟
خب ، چون هر روز اینکار میکنیم تعجبی هم نداره .
اشتباه میکنی !
اشتباه میکنه ! اصلا اینطور نیست
یالا ، بیشتر جیغ بزن !
آه ... تنگ شدی ...
یوکیها ... یوکیها !
حس بدی داره ، اما ...
وای ! داره میاد ! داره میاد ! داره میاد !
بیا ، همش بگیر !
وای ... امروز هم مثل همیشه کارت عالی بود ، یوکیها
هی ... هر روز کلی دارم آب تو کوست میریزم .
شاید از اون موقع حامله شدی ...
ها؟
ازت خواهش میکنم
لطفا دیگه بس کن !
ها؟
هرکاری به جز سکس انجام میدم
دیگه دلم نمیخواد !
هی هی ، متوجه نیستی توی چه موقعیتی قرار داری ، ها ؟
هرموقع بخوام میتونم این ویدیو رو پخش کنم
نمیدونم وقتی که پدر و مادر و رفیقات بفهمن چه اتفاقی میوفته
باید ممنون باشی که فقط اینقدر ازت خواستم
باورم نمیشه
اما
هرکاری انجام میدی ، ها ؟
خب اگه واقعا میخوای
پس بعدش چندتا فکر دارم
واقعا ؟
اما شرایطی داره
برای این سوال
جایی که خواسته شخصیت اصلی سوال شده
این جواب یه جورایی شاید مبهم به نظر بیاد
پاسخ سوال باید ... آه
پایان صفحه 139 نوشته شده
قسمتی که به نظر جواب میاد
با این فرق میکنه
یادتون باشه ، بعدش میتونین جوابش رو بدین
چیکار کنم ؟
اصلا انتظار نداشتم
هیچ انتظار نداشتم
اینطوری بشه
ایجوری ...
اوه ، چقد بهت میاد
همونطوری که قول دادم پوشیدم
هی ، فقط گفتم که به پاک کردن ویدیو فکر میکنم
اگه تمام روز این ُبپوشی
غیرممکنه
اوه راستی ، حواست به کلاس ها هم باشه
خیلی مراقب باش چون راحت پیدا میشی
من پشت دوربین ها حواسم بهت هس
تا زمانی که کلاس تموم بشه باید اینطوری بمونم
اما اگه بتونم تحمل کنم ، مطمئنم که ...
اینا توی امتحان میاد ، یادتون باشه یادداشت کنین
هم ، آره
خب ، بعدی ...
سریزاوا !
میشه از پاراگراف بعدی بخونی ؟
باید خودمو جمع و جور کنم
وگرنه مشکوک میشن
مشکلی نیست ... باید مثل همیشه عادی برخورد کنم و مشکلی پیش نمیاد
چه اتفاقی داره میوفته ؟
تکون میخوره و توی شکمم وحشی شده
آه ... چیزی شده سریزاوا ؟
خیلی بده ....
از قصد داره الان اذیتم میکنه
نه ، چیزی نیست
حتی با اینکه همکلاسی ها دورم هستن ...
اونم وسط کلاس
یه ویبراتور توی کوسمه
منی که قبلا ریخته بود تو داره تکون میخوره
چرا ...
اینقد حس خوبی دارم ؟
خب ، دیگه کافیه
ها؟ صورتت قرمز شده
اگه حالت خوب نیست بهتره به درمانگاه بری
نه ، خوبم
حتی توی کلاس های بعدی
هرزمان که صدام میکنن روشنش میکنه
موقعی که نزدیک ارگاسم شدنم خاموشش میکنه
از اینکه جلوی دوربین چقد احمق به نظر میام لذت میبره
داره میاد ... داره میاد !
داره میاد !!
نمیدونستم چیزی بهتر از این اتفاق بیوفته
و
وقتی که تموم کلاس ها تموم میشه ، من
باید عجله کنم
جایی که سرایدار هست برم
سریزاوا سان !
آیدا کون ... چیه ...
No comments yet. Be the first to leave one.