The first 183 lines.
=تولد دوباره برای تو=
=قسمت 5=
رفتن
چطور جرات میکنی؟
متاسفم
...صبر کن، تو
اینو بگیر
یادت باشه ازش استفاده کنی
نیازی به مراقبت تو ندارم
جناب
این تاریخ تولدشون هست
چی فهمیدین جناب؟
این بانو بهترین سرنوشت رو دارن و
همه حمایتشون میکنن
شوهر آیندهشون
خیلی عالیه
جناب
پس کی باید ازدواج کنه؟
بیا بریم
بریم
سرنوشت همسرشون خیلی دور افتاده
این یعنی دیرتر ازدواج میکنن
میترسم یه مدتی طول بکشه
عرض ادب،بانو
عجله ای برای ازدواج ندارن
دیر ازدواج کردنشون باعث رفاه خودشون و همسرشون میشه
خوبه
حالا که این حرفو زدین
همینکارو میکنیم
هممم
ون دیه
عرض ادب بانو
عرض ادب بانو
چه حُسن تصادفی
ما هم برای دعا کردن اومدیم
شما هم برای ازدواج پسرتون اومدین؟
ازدواج تو آسمونها مقدر شده
نمیتونیم کاریش کنیم
من فقط اومدم برای خونوادم دعا کنم
و یکم پیشگویی بشنوم
سو سو
بریم
چه پیشگویی مد نظرتون هست؟ سرنوشت یا ازدواج؟
یادت نره راجبش فکر کنی- باشه-
بقیه رو همونجور که پیشگو گفت انجام بده
عذر میخوام. عذر میخوام
چه بدشانسی ای- بریم-
بریم
اره
درموردش شنیدم
سو سو
چیشده؟
هیچی
بیا بریم
هممم
بائو نینگ
چرا هنوزم داری نقاشی میکنی؟
چند روز دیگه
ملکه مادر برای ازدواجت حکم صادر میکنن
خودم میدونم چطور حلش کنم
ملکه مادر سائو حرکتشو کرده
باید از حقه اش به نفع خودم استفاده کنم
حرکتشو کرده؟
هممم
مگه بانو چینگ یی نیست؟
هان تونگشین تو ده سال گذشته از قصر بازدید نکرده
چند روز پیش،ملکه مادر سائو
از ارباب جیان خواست تا بیارتش اینجا و ژائو یی رو ببینه
تو این چند روز
همش میفرستتش به مکتب قصر
مشخص نیست که میخواد با ژائو یی آشناش کنه؟
بنظر میاد ملکه مادر فکر میکنه
اگه تو ملکه بشی
اونوقت باید دور و اطراف عالیجناب
چند تا از جاسوساشو
مستقر کنه
ببین هان تونگشین تو مکتب چجوری رفتار میکنه
اون متکبر و بی پرواست
باید از حس حسادتش به نفع خودم
استفاده کنم
باهاش همکاری میکنم تا بتونم
تو این چند روز ازدواجمو بهم بزنم
خیلی وقته که قصرم انقدر پر سر و صدا نشده بود
یکم میوه ی خنک از آشپزخونه آوردن،امتحانش کنین
مادربزرگ اگه دوست دارین
پس از این به بعد
ضیافت های بیشتری تو قصرتون برگذار میکنم
ایده ی خوبیه
وقتی بهم اهمیت میدی
بیشتر خوشحال میشم
بعد از اینکه با بائو نینگ ازدواج کردی
و چندسال بعد نتیجه ام رو بدنیا اوردی
خوشحالتر هم میشم
مادربزرگ،بقیه دارن نگاهمون میکنن
ملکه مادر بزرگ
بائو نینگ خیلی حساسه
دارین خجالت زده اش میکنین
خیلی خب
دیگه چیزی نمیگم
بعدا
به تالار سی یوان،جایی که ملکه مادر زندگی میکنه نقل مکان میکنی
اونوقت دیگه تو قصرم خیلی احساس تنها میکنم
حتی اگه برم اونجا
هر سه روز یه بار میام دیدنتون
خوبه
مادربزرگ
براتون یه هدیه آماده کردم
چی هست؟
دو شنگ
شنیدم از گلها خوشتون میاد مادربزرگ
از خانواده ی "چی" تو جین شی براتون آزالیا خریدم
و خواستم قصر شوکانگ بکارنشون
تا ازشون لذت ببرین
این گلها منحصر بفرد بنظر میاد
عالیه
ممنونم نوه ی عزیزم
من خوشحالم
میگن گل آزالیا زیباترین گل دنیاست
این جوانه ها خیلی جذاب به نظر میرسن
عه
خب پس بانو نظرت چیه با سو سو
گلها رو نقاشی کنیم و
بعدش نقاشیشو بدیم به مادربزرگ؟
حالا که همه نقاشی میکشیم
نظرتون درمورد مسابقه چیه؟
افتاد تو تله
واقعا ناامیدم نمیکنه
بنظر جالب میاد
فانگ لینگ
برو همه چیو اماده کن
چشم
عالیه
فقط باید تیر آخرو پرتاب کنم
اما
مسابقه خیلی کسل کننده ست
چطوره...؟
اعلیحضرت
چطوره که
یکی از متعلقاتت رو به عنوان جایزه بدی؟
من به برنده
به عنوان جایزه یه فیروزه میدم
هی
بد بکش
اگه هنوز ازسایت های نماشا؛آپارات؛اینما و کانال های تلگرام گرفتین و دارین ادامه میدین خیلی بی وجدان و بی شرافتین
نقاشی بائو نینگ خیلی سرزنده بنظر میاد
من واقعا استعدادی تو نقاشی ندارم
اگه تو گلدوزی مسابقه میدادیم حتما برنده میشدم
هر کسی استعداد خودشو داره
من همشونو دوست دارم
ازش تعریف کن
فکر میکردم نقاشی بائو نینگ
به اندازه کافی سرزنده باشه
ولی گلهایی که بانو چینگ یی کشیدن
نه تنها واقعی بنظر میاد
بلکه حس میکنم میتونم بوشون رو حس کنم
من باختم
خیلی خب
بنظر میاد که فیروزه
میرسه به بانو چینگ یی
دو شنگ
بیایین مادربزرگ
ممنونم اعلیحضرت
تا حالا همچین فیروزه ی خوبی نداشتم
بائو نینگ
این فقط یه فیروزه ست
تو خزانه ی من
یه عالمه از اینجور جواهرا هست
چطوره یه مهره شفاف بهت بدم؟
دو شنگ برو
برو برای بائو نینگ بیارش
جیانگ بائو نینگ واقعا ادم دوروییه
بی شرم
اون خونوادشو از دست داد
بعدشم که که عنوان شاهدخت رو گرفت
با برادر یی تو قصر زندگی کرد
بای هه
بگو ببینم
چی باعث شده اون بهتر از من باشه؟
بله بانوی من
اون اصلا به خوبی شما نیست
به نقاشیتون فکر کنین
همه دوسش داشتن
شما امروز مسابقه رو بردین
No comments yet. Be the first to leave one.