The first 200 lines.
بیست و ششمِ ژوئن 2010
یک تیمِ مستند ساز که درباره ی یک
'پروژه ی خانه ی خالی از سکنه' مستند میساختند، گم شدند
:شش فردِ گمشده عبارتند از
کارگردان لی یونگ جو، فیلمبردار چوی گیو سوک صدابردار جانگ جی یونگ
"اعضای کلوبِ "تحقیقاتِ خانه ی خالی از سکنه لیم وان سو، وون می جین و چوی وو رام
بیست و هشتمِ ژوئن 2010
افرادِ تیمِ تولید که برای جستجوی آنان رفتند نوارِ ضبط شده ی آنها را پیدا کردند
که به سختی آسیب دیده بود
پنجمِ جولای 2010
نوارهای ضبط شده به صورت دیجیتالی تصحیح شدند
و ساعاتِ آخرِ زندگیِ آنان قابلِ مشاهده گردید
الو؟
در ساعتِ 4:40 صبحِ روزِ حادثه، صدای وون می جین که به اورژانس زنگ زده بود ضبط شد
لطفاً کمکم کنین .....اینجا آدما مُردن
!یکی میخواد منُ بکشه
این مقدمه ی مستندی است
که کارگردان لی یونگ جو قبل از این حادثه بر روی آن کار میکرد
به نظر درست نمیاد
میدونی کجا داری میری؟
آره، ولی جی پی اس اینجا کار نمیکنه
یه روز یکی به اسمِ آقای کیم اومد به شهر
و گفت میخواد یه کارخونه بسازه
وقتی ازش پرسیدیم چجور کارخونه ای
گفت کارخونه ی کلوچه
ساختش و موفق شد
یه چند سالی کارخونه خیلی خوب کار میکرد
مردم اونجا قتل عام شدن
خانواده ی آقای کیم اونجا قصابی شدن
'همه ی خانواده مُرده پیدا شدند'
قاتل؟ هنوز هیچکس دستگیر نشده
پلیس پرونده رو نیمه کاره رها کرد
کینه جویی بود یا دزدی
احتمالاتِ زیادی وجود داشت
ولی هیچ مدرک یا سرنخی وجود نداشت
قاتل نه فقط یک نفر بلکه پنج نفرو کشت
نمیدونم شبها چطوری خوابش میبره
بعد...آقای کیم با یکی از کارمندهای خانومش روابط غیراخلاقی داشت
زنش درباره ی این رابطه چیزی نمیدونست
ولی وقتی فهمید، مشکلات شروع شد
درست قبل از اینکه خانواده اش بمیرن، با منشی اش رابطه داشت
و با زنش یه دعوای حسابی کرد
از یه کیلومتر دورتر هم صداشون شنیده میشد
....ولی
....بعد از اون اتفاق منشی غیبش زد
گزارش گم شدنش رو دادن ما هم اونو گمشده اعلام کردیم
ولی اگه کسی در عرضِ شصت روز پیدا نشه
اتوماتیک مُرده فرض میشه
و کارآگاههایی که مسئولِ پرونده بودن، تحقیقاتشون رو متوقف کردن
مُرده فرض شد
یه روز اون کارمندِ زن همینطوری ناپدید شد
برای همین شایعه شد...که زنِ رئیس کشتتش
مردم میگفتن روحِ اون منشی
همه ی خونواده ی رئیس رو کشته
و بدنِ اون منشی توی یه گودال آب
کنار کارخونه دفن شده
بعد از اون یه روح بیرون میاد
...با لباس سفید و موهای ژولیده، فریاد میکشه
تو روزهای بارونی بخار از اون گودال بلند میشه
ولی اگه حتی توی زمستون هم به سطحِ اون گودال آب دست بزنی
هیچ گرمایی نداره
آبِ داغ باید داغ باشه
باید همون مغازه باشه
....یه خونه ی نفرین شده اس
فقط از اینجا برین
کدخدای دهکده فکر کرد باید یه کاری بکنه
برای همین یه جادوگر برای جنگیری خبر کرد یه مراسمِ جنگیری بزرگ بود
ولی دهنِ اون جادوگر کف کرد و بعد بیهوش شد
بعد شنیدن که جسد توی اون گوداله
برای همین پلیس یه بیلِ مکانیکی خبر کرد
تا اون گودالُ بکَنه ولی اون بیل شکست و راننده اش هم مُرد
بعد از اینکه شایعه ی ظاهر شدن روح توی اونجا پخش شد
دیگه هیچکس نزدیکش نشد
برای یه چند سالی اوضاع آروم بود ولی
چند روز پیش یه شایعه ی جدید پخش شد
میگفتن بچه هایی که اون نزدیکی داشتن بازی میکردن
روحِ خون آلودِ یه زنُ دیدن
و یکیشون بعد از اون ماجرا دیوونه شد
اون مغازه ی اون گوشه، آره دخترِ صاحبِ اون مغازه
بچه ی باهوشی بود ولی
بعد از اینکه با دوستاش رفت اونجا به یه احمق تبدیل شد
نباید برین اونجا زنده بیرون نمیاین
اون روح هر کسی که وارد اونجا بشه رو تسخیر میکنه
بدونِ اینکه بفهمین میکشتتون
هیچکس زنده بیرون نمیاد
پروژه ی خانه ی خالی از سکنه تسخیر شده توسطِ ارواح
تصاویری که خواهید دید توسطِ کارگردان لی یونگ جو و فیلمبردار چوی گیو سوک
در طیِ سفرشان به خانه ای که دیدید ضبط شده اند
...فکر کنم گم شدیم
بهش زنگ بزنم؟
آره، زنگ بزن
...صبر کن
میدونی داری کجا میری؟
آه، الو؟
وان سو؟ اُه، سلام
داریم دنبالِ خونه میگردیم ولی با آدرسی که دادی نمیتونیم پیداش کنیم
الان داریم از کنارِ فلزاتِ بوکوانگ رد میشیم
...آره، مستقیم برو بیرونُ ببین، یه کامیون
یه لحظه
...جاده خیلی خرابه
علامتِ یه معبد؟
بعد بپیچیم به چپ؟
...صبر کن
کنارِ این ساختمونه که سقفش آبیه؟
از کجا اینقدر میدونه؟
...نمیدونم اونجا، پیداش کردیم
آه، علامتِ معبدُ پیدا کردم
...آره، همینه خوب شد، خیلی ممنون
رسیدیم
یه همچین جایی رو از کجا پیدا کردن؟
منم همینُ میگم
مقدمه خوب پیش رفت؟
...باید خوب باشه این اولین فیلمم میشه
خوب
تو کمکم میکنی
جادوگر نگفت اینجا یه روح هست؟
خیلی خوب میشه
'صنایعِ غذایی چانگسو'
گیو سوک، علامتِ اینجاس
علامت وراد نشوید
پاره اش کنم؟ آره
خیلی هم بد نیست
دوربینت روشن نیست؟
...هاه؟ چی
چیزیش شده؟
نه، هیچی
گیو سوک، زودباش، بریم
...اینجا خیلی ترسناکه
این باید همون گودالی باشه که اون اتفاق توش افتاده
همونجایی که راننده ی بیلِ مکانیکی مُرد
...اینجا ده سال همینطوری مونده
فکر میکنی واقعاً اون زیر یه جسد هست؟
فکر میکنی واقعیه؟
شک دارم
چی...زیرشیروونی؟
فکر کنم خونه های قدیمی از اینا داشتن
من میرم چکش میکنم
آره؟ باشه
خیلی باریکه کمک میخوای؟
برو بالا
...مراقب باش لعنتی...پر از گرد و خاکه
مراقب باش
!خوش بگذره
!آه! لعنتی
هی، حالت خوبه؟
گیو سوک، من میرم بیرون یه گشتی بزنم
باشه
تو مسئولِ اینجایی؟ شما کی هستین؟
تو مسئولِ اینجایی!؟
...نه، نیستم !اون دوربینِ لعنتی رو خاموش کن
!آقا، فقط یه لحظه
ما میخوایم اینجا از یه چیزی فیلم بگیریم
از چی؟
ما اومدیم محلِ فیلمبرداریِ مستندمونُ چک کنیم
...یه کلوپِ اینترنتی هست که درباره ی خونه های خالی از سکنه تحقیق میکنه
!اون چیزِ لعنتی رو خاموش کن !عوضی
فیلم نمیگیره
مستند؟ بله آقا
چجور مستندی؟
برین، هر دوتون
شما کی هستین؟
صاحبِ اینجا شمایین؟
برین! گفتم از این جای لعنتی برین
لازم نیست بد و بیراه بگین
...نمیشه اجازه بدین فیلم بگیریم؟ ما
...فکر نکنم صاحبِ اینجا باشه
به نظر دیوونه میاد
آره، واقعاً دیوونه اس
چه بساطی شد
...لعنتی
الو؟
آره، چی؟
ما اومدیم خونه رو ببینیم
آره
نمیدونم، اینجا خیلی عجیبه
یه آدمِ عوضی اومد و بیرونمون کرد
و دوربین هم خاموش نمیشه
پام زخمی شده
آره
وقتی بعد از فیلمبرداری برگشتم با هم حرف میزنیم
آره، آره
....دوباره روشن شد
اون چیه؟
...لعنتی
...چی
!لعنتی
هاه، این چشه؟
گیو سوک، چی شد؟
خوبی؟
این قسمتهای ادیت شده ی نواری است که در صحنه پیدا شد
دوربین چطوره؟ درستش کردی؟
آره، سالمه
مطمئنی؟
!آره
چرا هنوز نیومدن؟
چرا بهشون زنگ نمیزنی؟
!سلام
!اُه سلام
ببخشید دیر کردیم یخورده طول کشید راهُ پیدا کنیم
ولی دفعه ی قبل همین جاها همدیگه رو دیدیم
No comments yet. Be the first to leave one.