The first 200 lines.
.حتی متوجه نیست داره خون ازش میره
.تمیز نرفته تو. خورده نوک انگشتش
.اما خب، دستِ پرتابشه دیگه
...و اگه انگشت اشارهت حس خوبی نداشته باشه
.خنگ، رادیو رو خاموش کن
.ما داریم ورق بازی میکنیم، نه کریکت
.آقا ارجون، کارتها رو درست پخش کن
.باشه
ای بابا! این شیش لعنتی کو؟
.شش بار گذشته منو گول زده
.شیش به هر کسی نمیسازه
چرا همش داری کارتاتو چک میکنی؟ چرا کوری بازی نمیکنی؟
.آقا ارجون، من به شجاعت تو نیستم
.تو حتی بعد از باختن هم میخندی
!ای ترسو
...یه دختر بیهیکل و یه قمارباز بیدل و جرئت
فهمیدی؟
.تو 5000 روپیه میاری و رویای بردن 50000 تا رو داری
.یه مبلغ بزرگتر بیار
چون پول پول میاره. درسته؟
.کاملا درسته، ارجون
.میبینم پولت چقدر داره پول جذب میکنه
.امروز پولت یه سره است
.فقط داره میره
.صبر کن. جلوتر یه دوربرگردون هست. بعدش برمیگرده
.دوربرگردون که نه، یه پرتگاه میاد
.یه پرتگاه گنده
آقا ارجون، حالا چی میگی؟
.فقط ما دو نفر موندیم حالا
اونم باید گفت؟
.من با 26 بستم
.من 40 میذارم
.چهل
.بس کن، ارجون
.من 80 میذارم
.شصت
.باشه. 120
.همه بستن
.آقا ارجون، کارت نداریم. پول رو نشون بده
.آره
.آقا عثمان
به من اعتماد نداری؟
.قسم میخورم
ارجون، این چه دیوونگیه؟
.بردیم، جمع و جور کنیم بریم
.نشون بده
چی میگی، آقا؟
این چیه؟
.تو هر چرت و پرتی بازی میکنی
.کارِت تمومه
.روز ما هم به زودی میاد، ویشال
.یه روزی آسمون زیر پاهامون خواهد بود
.ما هم یه روزی دنیا رو تسخیر میکنیم
.نه نه. وقتی کیلومتر شمار به 30 برسه باید پیاده شیم
.یه قرون هم تو جیبم نیست
.و تو داری رویاهای بزرگ میبافی
.خیلی خوبه. خیلی خوبه
.آدم باید وقتی جیبش خالیه رویا ببینه
.فقط اونوقته که وقتی جیب پر شد، رویاها به واقعیت میپیوندن، رفیق
.مگه نه، عمو؟ آره
.تو که پولت رو از دست دادی
.نه فقط پول خودت، حتی پولی که قرض کرده بودی
.چقدر؟ یه لک. خیلی خوبه
...و نگاه کن
.حتی ذرهای پشیمونی تو صورتش نیست
.ما داشتیم 70-80 هزار تا رو راحت میبردیم
.ولی تو فوقالعادهای. استثنایی فوقالعادهای
.وقتی شروع به بازی میکنی، دیگه متوقف نمیشی
.تبدیل به یه آدم دیگه میشی
.حق با توئه
.ترس از شکست و امید به پیروزی
...لحظه کشمکش بین این دوتا
.اون لحظه فوقالعاده است
.ولی تو نمیفهمی
نه، نه، نه، نه. من؟ چطور ممکنه بفهمم؟
.من احمقم، اما یه چیز رو میفهمم
...اگه همینطور باخت بدی، اون وقت مال ما
چرا داری بخاطر باخت ناله میکنی؟
کسی که میبازه، برنده هم میشه. معنی این جمله رو میدونی؟
.امروز من دو تا کارت برنده داشتم
.ولی بیبی گول زد
.چون من تو زندگیم بیبی ندارم، کارتها هم ندارن
...روزی که تو زندگیم بیاد
.اون وقت میبینی
.چطور شانس من تغییر میکنه
.شماها هم باید بفهمید
.ولی 10 روپیه برای هر دونه؟ قیمت عالیه
.همین الان از چین رسیده
.حتی تو هم نمیتونی تفاوتش رو تشخیص بدی
.مگه نه؟ آره
ویشال، مطمئنی که هیچ کس نمیفهمه این عینکها تقلبیه؟
.مغازه من اعتبار داره
.اگه بگی، حتی بدلِ خودت رو هم میتونم وارد کنم
.اگه تونستی تشخیص بدی، اسممو عوض میکنم
.تو اسمتو عوض میکنی، آقا ارجون
ولی تکلیف من چی میشه؟
.تو تجارت، اعتبار همه چیزه
.آقا راجو
.پولدارایی که به مال میان، تفاوت بین این دوتا رو نمیفهمن
.من تضمین میکنم
من اینجا هستم تا تضمینش کنم
آرجون همیشه حرف حساب میزنه
درسته، آرجون. آرجون؟
آره
ببین، قیمتش حرف نداره. فقط یه نگاه به قیمت بنداز
دارم مفت میدمش بهت
بهش بگو. آره
نمونه رو ببین، راجو برادر
دارم قیمت رو بهت میدم
از انگشتر خوشت اومد؟
بله
!هی
اسمت چیه؟
!با توأم
اسم؟
اسمت؟ هی، اسمت چیه؟
زویا
اسم قشنگیه
پای یه دختر وسطه؟
همه این کارا رو تو کردی
که یه دختر رو تحت تاثیر قرار بدی؟
.عالیه. شینده
اون پسر کدار نات دیکسیته
من تو دوران دانشجوییم از پدرش کتاب قرض میگرفتم
حتی امروز، یه مرد ۵۵ ساله تو یه کتابفروشی کار میکنه
اون توی تظاهرات و راهپیماییها شرکت میکنه
...و پسرش، برای اینکه یه دختر رو تحت تاثیر قرار بده
یه چیز بهم بگو
زن من یه دستبند طلا میخواد، پس منم باید مثل تو وسیله بشکنم؟
شما چطور میتونید این کار رو بکنید؟ شما یه پلیس هستید
اون زن شماست. این قضیه دوستدختره، قربان
یعنی، دوستدختر آینده، قربان
قربان، مثل همون چیزیه که میگن "عشق در نگاه اول."
یه همچین چیزیه
عالیه
شینده، برای اولین بار اون دختر رو دید و شیشه رو شکست
وقتی بازی شروع بشه چی رو میشکنی؟
قربان
هر کاری که بکنم، با وقار و آبرومندی انجام میدم
ببین، من دستگیرت نمیکنم
به خاطر پدرت
من بارها مجبور شدم آدمهایی مثل تو رو دستگیر کنم
از این بابت متاسفم. برو
ممنون، قربان
و گوش کن
از نجابت پدرت سوءاستفاده نکن
انرژیت رو در مسیر درست هدایت کن
این یه نصیحته، نه یه اخطار
ممنون، قربان
برو. شینده
اون دختر ورود خوبی به زندگیت داشت
به محض اینکه اومد، تو رفتی تو بازداشتگاه
چی؟ حالا به چی فکر میکنی؟
به اون ملکه
چی؟ آره، رفیق
من نمیتونم صورتش رو فراموش کنم
اونطوری که به انگشتر خیره شده بود
اون غمی که تو صورتش بود به خاطر اینکه نمیتونست بخردش
من نمیتونم فراموشش کنم
اون غم مثل یه لکه سیاه روی ماه بود
من باید اون لکه سیاه رو از روی ماه پاک کنم
غم، ماه، لکه سیاه... این چه چرندیاتیه؟
هی، عثمان برادر، شما اینجایی؟ همه چی روبراهه؟
من خوبم، آرجون. برادر داره صدات میکنه
برادر؟ برادر پاتل؟
کجا؟ اونجا، تو ماشین
باشه. بریم. بیا
میخواستی ماه رو ببینی؟ حالا ستارهها رو تو روز روشن ببین
چطوری برادر؟
چطوری برادر؟ خوبی؟
داشتم جایی میرفتم. فکر کردم شما دو تا رو هم با خودم ببرم
بیاین، تو ماشین بشینید
کجا... آخه کجا باید بریم؟
خاندالا. میخوریم، مینوشیم و خوش میگذرونیم. دیگه چی؟ بیا
برادر، چرا خاندالا؟
خاندالا نه؟
پس... بذار یه تریلر بهت نشون بدم
شما... هی، تو کی هستی؟ هی
چطور اومدی تو؟
چی کار داری میکنی؟ اون کجاست؟ کجا قایمش کردی؟
اون خونه نیست
کجاست؟ کجاست؟
!اینجا قایم شده
پول پاتل رو پس نمیدی؟
ولش کن. تو کلاهبردار. بعد از اینکه پول پاتل رو گرفتی
اینجا قایم شدی
چی کار داری میکنی؟ بهت گفتم برو کنار
میخوای بکشیش؟
ولش کن. التماست میکنم. حال و روز کسی که پولم رو پس نمیده رو ببین
هی، کنار برو. ولش کن
کنار برو. لطفاً
یکی نجاتش بده. حالا با دقت به حرفم گوش کن
اگه تا فردا شب پولم رو پس نگیرم
اونوقت هر روز یه انگشت از بدنت رو از دست میدی
فهمیدی؟ من پس میدم
تریلر عالی بود، برادر. کاملاً اکشن بود
من فیلم رو فهمیدم
فهمیدم که اگه پولتون رو به موقع پس ندم
اونوقت شما اعضای بدنم رو یکی یکی صادر میکنید
خوشم نمیاد. ولی مجبورم
No comments yet. Be the first to leave one.