High Class (Haikeullasseu / 하이클래스)

High Class (Haikeullasseu / 하이클래스)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

High Class E06 HDTV KMSTEAM
A Commentary by KMS_Team
کانال تلگرامی ما ⇛ @KMS_Team

Tags

HDTV
hdtv
HD
Published on: 2021-09-22
Downloads: 56
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

اون در مورد پسرم، جون مو، همه چیو می‌دونه

اطلاعات شخصیش یه جایی درز کرده

چطور ممکنه؟

از این بدتر، روحشم از اتفاقی که واسه آقای آن افتاد خبر نداشت

با آوردنش به این‌جا

فقط اوضاع رو بدتر کردی

ببخشید که اینطوری میگم

...ولی همه چیز از جمله درخواست دادن برای اخراج پسرش

...و جلسه اضطراری اولیا مربیان

دقیقا همون طور انجام شد که شما می‌خواستید

حد خودتون رو بدونید- چی گفتی؟-

رسوندن مجموعه‌مون به جایگاه قبلش

مهم‌ترین دغدغه الان منه

و سونگ یو وول توی عملی کردن این قضیه خیلی نقش مهمی داره

به زودی همه‌مون به جواب سوالامون می‌رسیم

تا اونموقع ازتون می‌خوام همون جایی‌ که هستید بمونید

این آخرین لطفیه که به عنوان رئیس هیئت مدیره بهتون می‌کنم

ببینیم می‌تونید سر حرفتون بمونید

من شما رو مسئول می‌دونم

KMS TEAM مترجمین:Zinat,Ainaz,Sora,Zuaena

همه‌ش همینه

جمع‌بندی من اینه که سونگ یو وول در مورد مرگ همسرش

هیچ چی نمی‌دونه

یا در مورد سرمایه‌گذاری‌هایی که انجام داده

و به نظر نمیاد برای ما خطری داشته باشه

من فکر می‌کنم که نیاز نیست در موردش نگران باشیم

اینطوریه؟- آره-

این همه چیزی بود که در مورد درخواستتون ازم برمیومد

پس داری میگی که بررسی‌هات در مورد این قضیه تموم شده؟

تنها چیزی که تونستم پیدا کنم در مورد

رابطه بین زنش و معشوقه‌اش بود

...و

چیزی بود که

قبل از این‌که خودم ازش سردربیارم، شما هیچ اشاره‌ای بهش نکرده بودید

اون هیچ ربطی به این ماجرا نداره

ای بابا، نکنید ازین کارا

قرار بود هر اطلاعاتی که در مورد این موضوع

دارید رو بهم بگید

...چرا نگفتید؟ مگه این‌که

می‌خواستید برا من سختش کنید؟

واسه همین اطلاعات شخصی دانش‌آموزمون رو

به سونگ یو وول دادی؟

در مورد چی حرف می‌زنید؟

اگه تو نبودی

پس چطوری سونگ یو وول

دست گذاشت روی اطلاعات لی جون مو؟؟

من از کجا بدونم؟

بهرحال کار من این‌جا تموم شده

شواهد حاکی از اینه که باید مرخص شم از خدمتتون

عججججب، کاملا بالغ شدی

قبلا که توی اداره پلیس دیدمت

یه بچه لاتی بودی که ورزش رو ول کرده بودی و توی کوچه پس کوچه‌های

دونگدامون دنبال پول می‌گشتی

الان دیگه زبون درآوردی

چی گفتید؟- من بهت یه شغل دادم که اونو ببینی-

حالا چی شده؟ گلوت پیشش گیر کرده؟

یا تاثیر جذابیتای جنسی و هورمون‌های دوره جوونیه؟؟

حواستون باشه که دارید چی میگید

شاید فکر کردی که با خواست و میل خودت اومدی

ولی بیرون رفتن از این‌جا قصه‌ش فرق داره

شاید فکر کردی که فقط باید با پلیس حرف بزنی

و وقتی اخراج شدی، چند شبی رو توی بازداشتگاه بگذرونی

خب، این خیلی بده

اما همینکه این ماجرا به

پرونده قتل و کلاهبرداری و تهدید تبدیل بشه

باید بقیه عمرت رو

توی زندان آب خنک بخوری و بپوسی

دارید تهدیدم می‌کنید؟

اگه قرار باشه چیزی که ازت خواستم رو انجام ندی

باید حسابی حواست باشه که چه بلایی ممکنه سرت بیاد

فقط وقتی که من بهت بگم، قضیه تموم میشه

چطور میتونی این‌قدر راحت به مردم اعتماد کنی؟

تازه وکیل هم هستی

چیزی که می‌خواستی رو پیدا کردی؟

توی جاهای ناآشنا، حواست به اون کسی که از همه بهت نزدیک تره باشه

یو وول

سلام

تو واقعا نابغه‌ای

چطوری مجبورش کردی این جایگاه رو بهت بده؟

من می‌دونم، آره؟

نا یون

یه سوال ازت داشتم

اوکی، چیه؟

...تو

هیچ چی، بیا بریم

به هرحال- ها؟-

رابطه‌ت با بقیه مامانا چجوریه؟

مثل مامان جون هی و مامان شی وو بهشون نزدیکی؟

مطمئنم میدونی که من فقط با تو صمیمیم

تو جمع بقیه مادرا احساس راحتی نمی‌کنم

یه مشاور حقوقی؟ که از ناکجا پیداش شده

واقعا داره چه اتفاقی میفته؟

دقیقا

این دیگه چه وضعشه؟

جی سون چرا الان داره موضعش رو تغییر میده؟

این بچه‌های امروزی چی میگن بهش؟

واقعا آب زیرکاه و مارموزه

حالا تو چی فکر می‌کنی؟

خب چیزی که مهمه اینه که

فعلا خانم وکیله زورش بیشتره

مطمئنم نیستم بتونیم کاری انجام بدیم

چرا کبکتون خروس می‌خونه؟

بابت امروز ممنونم

نظرتون چیه فردا صبحونه رو تو هتل من بخورید؟ خیلی وقته نیومدین

من پایه‌م، عاشقشم

می‌بینمتون

خدافظ- خدافظ-

اونی، فکر کنم خوشت میاد ملت رو سرکار بزاری، ازت توقع نداشتم

واقعا که، باید قبلش بهم میگفتی

چی شد یهویی قل خوردی سمت سونگ یو وول؟

قل خوردم؟ منو میگی؟

نه. گفتی که با قانون شایستگی میندازیش بیرون

بعد یهویی تبدیل شد به مشاور حقوقی مون

واقعا معنی نداره

این الان نرمش قهرمانانه بود؟؟

یا

ازت آتو داره؟

آدما وقتی تو تنگنا میفتن مجبور میشن کارای احمقانه انجام بدن

من فقط دارم پازل خودم رو پیش می‌برم، اینطوری اونم کار احمقانه‌ای نمی‌کنه

پس جدی جدی ازش آتو داره

یا خدا، این زنه هم چه ماجراهایی داره

تمام روز داشته این کارو می‌کرده؟

کل روز توی اتاقش بود، یه بار هم نیومد بیرون

جون مو، باز کن

من مراقب همه چی بودم

نمیخواد نگران باشی

به مدرسه‌ت گفتم امروز مریضی و میمونی خونه

ولی باید از فردا بری مدرسه باشه؟

برای اینکه خیالم راحت باشه وقتی که نیستم ازش چشم برندار

از اون چیزی که به نظر میاد، نازک نارنجی تره

...اگه دوباره کاری کرد- متوجه شدم-

بهتره برید توی رختخوابتون اینجا راحت نیستید

زیاد نمی‌مونم

می‌تونی بری خونه

شام خوردید؟

ببخشید که باعث دردسر شدم

سونگ جو، باید فوری فوتی بری یه جایی

کجا؟

توی هنگ کنگ ته و توی یه چیزی رو برام دربیار

یه پرواز برای فردا بعدازظهر بگیر

باشه

شب بخیر

با اون آجوما حل کردید قضیه رو؟

جون مو رفت ازش عذرخواهی کرد و باهم به توافق رسیدن

سر اینکه خسارت های جسمی و روانیش رو جبران کنید هم توافق کردید؟

گفت که، باهم توافق کردیم

خب

اینو چی میگی؟

مامانِ جه این بهم کمک کرد که امضا جمع کنم نمی‌دونستی؟

نه، خبر نداشتم با هم صمیمی هستین

لابد فکر کردی با یه تیکه کاغذ میتونی دَخلَم رو بیاری

برام مهم نیست که علیهم شایعه پخش کنی یا امضا جمع کنی

ولی از اینکه آدمای ضعیف رو برای انجام این کار تهدید کنی خوشت میاد؟

اینطوری خودت رو مهم جلوه میدی؟

چی؟- مامان جه این بهت کمک کرد؟-

شک ندارم هیچ انتخاب دیگه‌ای نداشته

اینکه باور کنی یا نه به خودت مربوطه

ولی هنوزم نگرفتی ماجرا رو

اگه به بقیه اینقدر راحت اعتماد کنی چه اتفاقی می‌فته

آجوما

حالت چطوره؟ بهتری؟

آره به لطف شما خوبم

ولی می‌خوام همین‌جا تمومش کنم

رضایت؟؟- تو مسائل من دخالت نکن-

وای من

چرا همه با من اینطورین؟

یی چان، مامان باید یه چیزی بهت بگه

منم باید یه چیزی بهت بگم

اول تو

خب، اینه که مامان دوباره داره کار می‌کنه

توی مدرسه تو؟- واقعا؟-

ولی مثل قبل سرم شلوغ نیست

می‌تونم بیام به کلاسات سر بزنم

و هنوزم می‌تونیم همه کارایی که به هم قول داده بودیم رو انجام بدیم

مامان، تو کار کردن رو دوست داری؟

ها؟

...آره، مامان

اگه این چیزیه که دوست داری، منم خوشحالم

راست میگی؟- آره-

ممنونم پسرم

می‌بینی؟ خیلی خوبه که لبخند میزنی

گفتی میخوای یه چیزی بهم بگی چیه؟

...ها؟ خب

اون دفعه دنبال گوشی بابا می‌گشتی

راستش من گمش کردم

چی؟

کی؟ چطوری؟

با خودم بردمش اردو

و گمش کردم

ببخشید مامان

پس این‌طوری بوده

عصبانی شدی؟

نه، نیستم فایده‌ای نداره

اگه توی مدرسه گمش کردی، کی برش داشت؟

مهم نیست، غذات رو بخور

چیزی که می‌خواستی رو پیدا کردی؟

توی جاهای ناآشنا، حواست به اون کسی که از همه بهت نزدیک تره باشه

هنوزم نگرفتی ماجرا رو

اگه به بقیه اینقدر راحت اعتماد کنی چه اتفاقی می‌فته

امروز روز شانس منه، می بینم که امشب اینجا همو ملاقات کردیم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left