The first 200 lines.
...آنچه در سرزمین مادری گذشت
مادر دیگه نمیتونه
تو رو برگردونه
و دنیای اون بالا
حتی بدتر از موقعیه که ترکش کردی
واسه همینه که باید .برگردم، مامان
سیلور میخواد بهم دستور بده به بخش واگذری حمله کنم
پس نقشه اینه باهاش همراه بشیم
تا وقتی وید رو پس بگیریم و همه این ماجرا رو تموم کنیم؟
چیشد؟- زرهاش-
تبریک میگم
همین الان یه جایزه بزرگتر گیرت اومد
مگه نمیدونی دارن کجا میبرنت؟
ما بهش میگیم کشتارگاه
اون داشت دنیا رو با بمب جادویی نابود میکرد
نمیدونم کی و چرا، ولی میدونم به زودی اتفاق میافته
این مال نسل منقرضشده مباشرهاست
ولی متاسفانه، آهنگ
هیچوقت به اون منتقل نشد
تنها چیزی که از
بمب جادویی قدرتمندتره،اولین آهنگه
تو قراره یاد بگیری گذشته رو ببینی
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
!وایسا
آهنگ تو رو سمت اون راهنمایی کرد؟
میدونم کجاست
سحر راه میافتیم
وایسا ببینم، سمت کجا راه بیفتیم؟
رشته کوه هارز، شمال آلمان
ن...تالی، نه
.اینجا بهت نیاز داریم- نه-
کاری که باید انجام بدیم، پیدا کردن دو قطعه باقی موندهی اولین آهنگه
اون آهنگ تنها چیزیه که میتونه جلوی چیزی که دیدم رو بگیره
تالی، من قرار نیست دنیا رو با بمب جادویی نابود کنم
.ممکنه انتخابی نداشته باشی ،تو تصویری که دیدم
بهنظر نمیرسید کنترلی داشته باشی
از کجا میدونی اولین آهنگ میتونه جلوش رو بگیره؟
ربطی به دونستن نداره
این راجب اعتماد کردن به مادره
متاسفم ولی،این کافی نیست
پس به من اعتماد کنین
میدونم تو گذشته کارایی کردم که باعث شدن به من شَک کنین
لطفا.این خیلی مهمتر از چیزیه که فکر میکنین
بهم قول بده از بمب جادویی استفاده نمیکنی
...تال- قولبده-
باشه،خیلیخب،قول میدم
ولی هرچی که دیدی،قرار نیست اتفاق بیفته
من نمیتونم بمب جادویی به اون بزرگی رو منفجر کنم
،و بعد چیزی که مامانم بهم گفت
هیچ علاقهای ندارم دوباره مرگم رو آزمایش کنم
.تالی،از این شرایط خوشمنمیاد ما هم باید باهات بیایم
،نه،شما باید اینجا بمونین ،سیلا رو پیدا کنین
و به هر روشی که میتونین به شورای واگذری کمک کنین
.فکرشم نکن باهام بحث کنی قبلا دیدم
که تنهایی از این در میرم بیرون
یعنی الان آیندهی آخر این بحثمون رو دیدی؟
...من- قبلا هم اینکار رو کرده بود؟-
خیلی عوضیه،مگه نه؟ وایسا تا زمانی که بهش نیاز داری
،یه چیز بهدردبخور ببینه اونوقت همش میگه
"!اوه، مبهمه،نمیدونم"
،این اصلا هم درست نیست و خودتم میدونی
.باورم نمیشه داری میری من تازه برگشتم
امم.مراقب خودت باش،تال
چرا داری اینجا ولگردی میکنی،ارتش؟
.دنبال تو میگشتم،بِتَن
نمیتونستیم از مسافرت زیرزمینی
میسیلیال واسه این قسمت استفاده کنیم؟
،خودمم دوست داشتم ولی میسیلیوم
.این نزدیکیا نیست نمیتونیم بین یخچال های طبیعی ازش استفاده کنیم
راست میگی
.دهانه غار یکم بالاتره
وایسا
،اگه تو غار اتفاقی افتاد
میخوام بهم قول بدی
که آهنگ رو برداری و خودتو نجات بدی
تو یه مباشری اگه مجبور شدی منو جا بزار
،اگه بدون تو برگردم واحدت منو سرزنش میکنن
میتونی خشمشون رو تصور کنی؟
.مهم نیست ،اگه چیزی که بهم گفتی حقیقت داشته باشه
و سرنوشت دنیا معلقعه
.تنها چیزی که مهمه،آهنگه .بهم قول بده
.قول میدم
و بهت قول میدم کاری که داریم انجام میدیم،به نفع همه مردمه
تو این سالها قولهای زیادی دادی
و خیلی وقتا منو ناامید کردی
،ولی مطمئنم
.که داری حقیقت رو میگی
به پیش
لطفا.باید برگردم خونه پیش خانوادهام
همینالان این فراری ارتش رو اسیر کردیم
بزار کمکش کنم
این مال چند روز پیشه. چرا فیکسر ارتش درمانش نکردن؟
هیچ فیکسری وجود نداره
چی؟
نظارت غیرنظامی اونا رو تو فورت سیلم دستگیر کرد
اونا بدون پزشک فرستادنتون بجنگین؟
بخواه تا به تو داده شود
جستوجو کن تا پیدا شود
در بزن تا برایت گشوده شود
بخواه تا به تو داده شود
جستوجو کن تا پیدا شود
در بزن تا برایت گشوده شود
من تو رو میشناسم
آره،من خیلی مشهورم
.نه.قبلا دیدمت
تو خاطرات اون
خاطرات کی؟
سربازی که هفته گذشته تو قلمرو سیوکس دستگیرش کردیم
سیلا؟
میدونی کجاست؟
حرف بزن
.رئیسجمهور سیلور چه غافلگیری خوشایندی
.غافلگیری،هه
دقیقا کلمهای که دنبالش میگشتم
واو،این خیلی وحشیانهاس
فکرکنم یه جایی خوندم جادوگرها
ذائقه خیلی تصویهنشدهای دارن
خب،منطقیه
میدونی،یه دوستی دارم که تو کنتاکی کارخونه مشروبسازی داره
بهش میگم چندتا بطری از مشروبای خوبش رو واست بفرسته
.خیلی لطف دارین خب،چیکار میتونم براتون انجام بدم
،چون الان وسط جنگ هستیم
یکم سرم شلوغه
واقعا؟همم
ببین،یکم پیش راجب سوپرایز حرفزدم
چون خودمم سوپرایز شدم
چطور مگه؟- ما قدرتمندترین ارتش جهان رو داریم
و با این حال،یه سری تازهکار که اسم خودشونو گذاشتن
نیروهای شبه نظامی واگذاری،تونستن جلو نیروهامون رو بگیرن
،گروهی که تلما برکیلر رهبریشون میکنه ،کسی که بهت اطمینان میدم
که به هیچوجه تازهکار نیست
!باید تا الان نابودشون میکردیم
موافق نیستی،سرهنگ جِرِت؟
بله،قربان،صددرصد
الانم دیگه این آسونگرفتنت رو تمومش کن
با هر نیروی و اقدامی که لازمه شکستشون بدین
و شاید،وقتی دخترت و
،دوستای کوچولوش رو برگردوندم شاید
تمایلداشتم باهاشون ملایم باشم
چون درنهایت،همشون رو برمیگردونیم
جادوگرها اونموقع هم شکار میشدن
.اون زمان کامریلا حتی وجود هم نداشت
تنفر همیشه وجود داشته
باید عجله کنیم
آهنگ داخل یه ظرف نیست
درون اونه
چیکار کنیم؟
وقتشه جادوگر رو بیدار کنیم
،هیچکس اسمشو نمیدونست یا حتی نمیدونست اون کیه
.فقط میدونستن مهمه فرماندهها
هر اطلاعاتی که اون راجب نیروهای غیرنظامی برکیلر داشت، رو میخواستن
،مجبورمون کردن بهش متصل بشیم تا هرچی میتونیم رو بفهمیم
چی بهتون گفت؟
هیچی
...ذهنش رو مسدود کرد
با خاطرات تو
اون تو پایگاه توی نیوتِنِسیعه
جایی که اونا یه مدرسه رو فرماندهی میکنن
بهش میگن کشتارگاه
اونا مصممان به هر قیمتی ازش اطلاعات بگیرن
تمیزشکنین
ببینین چه اطلاعاتی راجب اون پایگاه داره
باید سیلا رو نجات بدیم
نیوتنسی تو مرزهای قلمرو ارتشه
نمیتونم نیروها رو به خطر بندازم
پس خودم تنها میرم
یه ماموریت انتحاریه
،معذرت میخوام عضو شورا
ولی این ماموریتها، ماموریتهایین که بهتر از همه از پسشون برمیایم
ابز،نمیتونم ازت بخوام همچین کاری کنی
تو هیچی از من نخواستی
.سیلا بهمون نیاز داره اون حالا یکی از ماست
ما به پایگاه نفوذ میکنیم و اطلاعات هم جمعآوری میکنیم
،نیمه پر لیوان رو نگاه کن ،اگه بگیرنمون
سیلور دیگه دلیلی برای ادامهدادن این جنگ نداره
حدسمیزنم حتی اگه میخواستم هم نمیتونستم جلوتون رو بگیرم
سالم به مقر خودمون برگردین
تو الان گفتی سیلا یکی از ماست؟
میدونی که نقطهضعفم مرغای گندهان
خب،چی باعث شده رئیس اطلاعات ارتش
بیاد تو بخش واگذاری؟
اگه از تا آخر سال مرخصیهامو
.استفاده نکنم،میسوزن
میدونی،این مشکل اصلی شما دزدهای ارتشه
دوستندارین خوش بگذرونین
همش کار،کار،کار
کاری که داری اینجا میکنی همینه؟ خوشگذرونی؟
چون اینطور بهنظر نمیرسه ...تو
،ناراحت بهنظر میرسی رقتانگیز درواقع
!دلاور
فکرکردی اومدن به خونم
و توهین به ارتشم، حرکت درستی بود؟
به این میگی ارتش؟
نه
ترجمه و زیرنویس توسط اپلیکیشن فیلامینگو مترجم : Madeleine
این چیزیه که بهش میگم ارتش
چشمگیره
،یه بار دیگه ازت میپرسم
اینجا چیکار میکنی؟
،و اگه جوابی نداری
No comments yet. Be the first to leave one.