The first 200 lines.
"مگامالای"
فیوز برق جدا برای دوتا خونه چه دردسری داره
تا اینجا از اولین نقص های اختراعم گفتم
...این ساعت که قادره شگفتی های جادویی انجام بده
نقص دیگه ای داره
...منظورم
حد و مرزشه
یه نقص بسیار مهم
.. بذارید راجع بهش بگم
اون
به "پدرت" سلام کن
اون منو تو رو نمیخواد، مگه نه؟
این آزمایشگاه همه ی دنیاشه، مگه نه؟
به پدرت بگو
پریا
مگه اینجا زمین بازیه؟
چند بار بهت گفتم بچه رو اینجا نیار؟
اینجا پر از مواد شیمیاییه
فکرشو بکن اگه حتی یه قطره روی تو یا بچه مون بیوفته
من هیچی رو ننداختم
!...همه اش تقصیر پسرته
اومده اینجا تا با عشق به پدرش هدیه بده
!و تو مارو سرزنش میکنی
..پریا، مواظب
بیا به پدرت حتی یه هدیه هم ندیم
باید همه هدیه ها رو نگه داریم؟
پریا...؟
...گفتی هدیه
بعد با ناراحتی میری؟
هدیه چی بود؟
تولدت مبارک
!تو یه دانشمند خارق العاده ای هستی
!اما نمیدونی که تو هم باید متقابلا یه هدیه بدی
!هدیه؟
هدیه متقابل...؟
...که یعنی
!یه چیزی توی ذهنت داری
میخوای چی بهت بدم؟
واسه من انجامش میدی؟
تا حالا بهت "نه" گفتم؟
بگو
این آزمایش رو ادامه نده
بذارش کنار
...بیش از حد مشغول این تحقیق شدی
خیلی نگرانم فاجعه ای به بار بیاره
!...پریا
این اختراعم تا 99% پیش رفته، به آخراش رسیدم
...اما
...اما اگر
...اما اگر کار کنه
...حتی اگه از چیزی که میترسی پیش بیاد
میدونم میتونم درستش کنم
به خاطر کی همه ی اینکارا رو میکنم؟
بخاطر تو
و بخاطر پسرمون
شازده کوچولوی ما از چی شکایت میکنه؟
گرسنه ست، به نظر شیر میخواد
پنج دقیقه بگیرش_ کجا میری؟_
الان میام
!پریا...هی_ الان برمیگردم_
حسابی کار دارم
فقط 5 دقیقه
عزیزم
مهم نیست بقیه چی میگن، تو عزیز مامانتی
...حتی تصمیم گرفتیم توی مدرسه
نام خونوادگی پدرتو انتخاب نکنی
مطمئن میشم نام خونوادگی مامانتو انتخاب کنی
باهاش مشکلی نداری؟
یکمی اینجا استراحت کن
راحت استراحت کن
اوه ...اوه چرا؟ چرا؟
گریه نکن عزیزم
مامان داره میاد
از مامانت میخوام واست آهنگ بخونه
آهنگی که دوست داری، باشه؟
یه دقیقه، یه دقیقه
اینم از این
صدای مامانشو میشنوه چه ذوقی میکنه
پسر ِ مامانی
ظهر بخیر قربان
شروع کرده؟
تمام صبح باهاش بودم قربان
باید تا الان انجامش داده باشه
قرار بود ساعت 4 شروع کنه
از آزمایشگاه صداهایی شنیدم
باید شروع کرده باشه
قربان، توی تمام این سالها برای شما کار میکردم
بهم گفتید پاداش خوبی بهم میدید
!...پریا
داره کار میکنه، پریا
!...آره
موفق شدم
!ساعتم کار میکنه
پریا
پریا؟
پریا؟
پریا
ما 36 هفته کنار هم توی یه رحم بودیم
با چند دقیقه اختلاف به دنیا اومدیم
دو قلوهای همسان، منو تو
چند دقیقه بین دنیا اومدنمون اختلاف بود؟
سه دقیقه
فقط
180 ثانیه
همین 180 ثانیه باعث تفاوت ما شده
با همدیگه 180 درجه تفاوت داریم
به این میگن زمان
ببین چه نقش مهمی توی زندگیمون داشته
کی بهتر از تو میتونه زمان رو تجزیه و تحلیل کنه
دکتر
شیرامن
تو
تو پسر نمونه
دانشمند مشهور
کسی که شرکت ساعت ققنوس رو ساخته
شرکت برجسته و پیشرو هند
همسر نمونه، پدر با محبت
و... غیره و
!و
اما من
من
یه تبهکار با استعداد هستم
تولدت مبارک برادر دوقلوی من
هدیه ی تولد برادرت کجاست؟
من برای ساعتم
اومدم
آتریا، فقط به پریا صدمه نزن
تولدم
مبارک
شیرا
نگام کن
پریا
تمام گوشه و کنارها رو بگردید
عجله کنید
مطمئنم ساعت رو اینجا قایم کرده
بچه مون کجاست؟
...اون
توی اتاق مخفیه
وای پریا
چی شده؟
ساعت
با بچه مونه
میراج؟_ قربان؟_
باید توی یه جعبه باشه
توروخدا بهش نگو ساعت کجاست
اگه بفهمه کجاست بچمون رو میکشه
!ساکت
قربان؟
همه جا رو گشتیم قربان
ساعت اینجا نیست
باید اینجا باشه
صدای گریه ی بچه شون رو شنیدم
اون بچه رو میخوام
برو پیداش کن
ساعت کجاست؟
!...نه
اذیتش نکن
پریا
آتریا
خفه میشه
نمیتونه نفس بکشه
بهش صدمه نزن آتریا
اشتباه میکنی
آزمایشم هنوز تمام نشده
بهم 5 دقیقه فرصت بده
کاملش میکنم و بهت میدمش
قسم میخورم، بهم اعتماد کن
"!...پریا"
"پریا، داره کار میکنه پریا"
"موفق شدم"
"ساعتم کار میکنه"
فکر میکنی کرم؟
فکر کردی من کر هستم؟
به پریا رحم کن، ممکنه بمیره
منظورت چیه ممکنه بمیره؟
ولش کن
توروخدا نکشش
التماست میکنم
پریا
گریه نکن
توروخدا گریه نکن
!وایسا
از اون طرف
عجله کن
نهههه
برو
برو
سریییییع
برو
برادر عزیزت
طاقت نداره برادر دو قلوش رو تنها بذاره
برای آخرین بار
ساعت کجاست؟
تو بهم نگفتی
اما پسرت گفت
تو یه مرد خیلی خوش شانسی هستی
تولدت و مرگت
توی یه روزه
عمرت زیاد باشه
ده
No comments yet. Be the first to leave one.