The first 200 lines.
من و اریک آخرین بار دو هفته پیش باهم خوابیدیم
از زمان مهمونی پایان تابستون باهم رابطه داریم
اینو جایی که پتیگرو کُشته شد پیدا کردم
اسلحه رسمی پلیس فورتیتود
بگو از کجا داری زنگ میزنی
نمیدونم
دیگه هیچوقت اینکارو باهام نکن چون دارم اینکارو واسه تو میکنم
عاجها رو من برمیدارم - روی عرشهان -
الان برشون میدارم
یالا بابا. باید بریم خونه
صبح دارم میرم جزیره مرکزی
تا قبل اینکه برم نمیخوام ببینمت
همگی دارن کارهای اریک رو لاپوشونی میکنن
همشون دست دارن
شرلی؟
تـــرجمه از تــــــورج و مــیــــنا STEFAŊ & 3OLiCON
میتونم بهتون اطمینان بدم که اتفاقات این اواخر
به هیچ طریقی سرمایهگذاریتون رو به خطر نمیندازه
...آم
احتمالاً تا چند روز دیگه
فرایند حفاری رو شروع میکنیم
و تا 12 هفتهی دیگه
،فاز اول به اتمام میرسه همهچی تمام و کمال
...همهچی به نظر
عذر میخوام. باید اینو جواب بدم
ببخشید
بله؟
دوباره اتفاق افتاده
دکتر آلردایس، بهش حمله شده
و شرلی هم گم شده
میرم پیش فرمانداری
و میبینم چطوری سر این قضیه بهم کمک میکنن
و بعد سریع برمیگردم
ولی امروز پروازی درکار نیست
...امشب برمیگردم، و دن
حواست کامل جمع باشه
نفس کشیدنم یه جوری شده، دن
خیلیخب، پترا، منو ببین
چهار ثانیه از یه سوراخ بینی نفس بکش
چهار ثانیه نفست رو نگه دار
و بعدش چهار ثانیه از تو اون یکی سوراخ بینیت نفس بکش
اینطوری یه خورده حالت رو جا میاره
خب؟ - باشه -
اینگرید
مطمئن شو دکتر بتونه درست نفس بکشه
دستت هنوز درد میکنه؟
آره
یه خورده
باید برگردیم
آره، الان دیگه نظر منم همینه
حالت خوبه؟
کری
کری
بابا؟ - کری -
بابا؟
بابا
بابا
من یه سفر کوچولو رفتم، هنری
خوش بحالت
با یه روس حرف زدم
وقتی ودکا میخورن خوب دهن باز میکنن
واسه من کلاً به همپیکی بستگی داره
روسها فکر میکنن یه چیزه
خیلی فاسد تو فورتیتود هست
روسها اصلاً چی میدونن؟
روسها اونجا نبودن
پس کی بود؟
وقتی بیلی پتیگرو مُرد کی اونجا بود؟
یالا، هنری
باهام طفرهبازی در نیار
خسته شدم از بس همه طفره رفتن
خیلیخب. واسه این بهت زنگ زدم
چون یکی اونجا بود و من دیدمش
،گنده هیکل، روشن پوست چشمهای بدجنسی داشت
بوی سوراخ کون گوزن میداد
که راستش رو بخوای
احتمالاً آخرین چیزی بوده که خورده
خیلیخب. خیلیخب
من ممکنه دارم میمیرم، مورتون
ولی مواظب حرف زدنت باهام باش
هنوز میتونم یه شاهین رو از یه ارهدستی
و یه انسان رو از یه خرس تشخیص بدم
دوباره اتفاق افتاده
دکتر آلردایس
تیکه پاره شده
خیلی ممنون، هنری
بازم براتون قهوه بیارم؟
فکر کنم دو فنجون کافیه، ممنون
...اگه قرار ملاقات داشتین
یه مورد اضطراریه
بهشون گفتی که باید امروز عصر با پرواز برگردم؟
بله
دوباره باهاش تماس بگیر، لطفاً
و بهش بگو خیلی ضروریه
حتماً بعضی اوقات تو فورتیتود
خیلی احساس جدا بودن میکنین
ببخشید؟
حتماً خیلی احساس جدا بودن میکنین
احساس دوری
دوری از چی؟
مغازهها، رستورانها
من به این چیزا نیاز ندارم تا با بقیه مرتبط باشم
و مکانها نیستن که جدات میکنن
میشه لطفاً دوباره باهاش تماس بگیری؟
بله، البته
سلام، "کنت"، هیلدر اودگارد هستم
گوش کن، یه لطف بزرگ ازت میخوام
هواپیمات در دسترسه؟
امروز
سلام. به محض اینکه شنیدم خودمو رسوندم
میخوام از اولین شخص سر صحنه
اظهاریه بگیریم
کیه؟
مارکوس هوسکلپ
دوست پسر شرلی
و معلم لیام ساتر، درسته؟
ارتباطی بینشون میبینی؟
نمیدونم
بریم؟
گفتی تو مهمونی معدنچیها بودی
میدونی که اونجا بودم منم دیدمت
تا چه موقع؟
تا... نمیدونم
ساعت 2 شب؟
بعدش رفتی خونه؟ - اومم -
درست بعد از اینکه دیسکهای موسیقیم رو جمع کردم
چیهات؟
یه چندتا از دیسکهای موسیقیم رو به دیجی قرض دادم
من دیسکهای گرامافون جمع میکنم
بیشتر موسیقیهای کلاسیک دههی 80
آخرین آهنگی که پخش کرد چی بود؟
"OMD" آهنگ "انولا گی" از
یادمه چون بعضی وقتها تو کلاس
از این آهنگ استفاده میکنم تا به بچهها درمورد هیروشیما درس بدم
آره
میبینم این چطور به دانششون اضافه کرده
خب، ازش خوششون میاد
فقط یه دستگاهه
آره. نه، جدی گفتم
یعنی، دیگه هیچوقت فراموش نمیکنن
که بمباران ساعت 8:15 اتفاق افتاد خوبه
اطلاعاتشون بیشتر از اغلب آدماست
پس مهمونی رو ترک کردی ساعت...؟
ساعت 2 شب یا حوالیِ اون موقع
درسته. اینو گفتی
یه راست رفتی خونه؟ - آها -
آره، به "پیر" غذا دادم آزادش کردم
پیر...؟ - سگش -
از روی اسم بزکاو
البته
میشناسیش؟ - اوهوم -
کیکی که واسه شرلی آورده بودم رو گذاشتم تو یخچال
و رفتم خوابیدم
چطوری رابطهت رو با
مادر شرلی توصیف میکنی؟
چطوری توصیفش میکنم؟
با هم خیلی خوب بودیم
یه مکث تو حرفاش بود
آره، بود
فکر کنم یه مکث تو حرفش بود - اومم -
دوباره سوال رو ازت میپرسم
رابطهت با دکتر آلردایس چطور بود؟
یکی اینجا ریخت و پاش کرده
اونجا
کری
کری
خیلیخب
کری
کری
کری گفت اونا رو تو خیابون دیده
و تا تو مغازه دنبالشون کرده - الان کجاست؟ -
تو هتل داره سوپ داغ میخوره
رانی کجاست؟
تو یخچال طبیعی ولش کرده
دستش آسیب دیده
به نظر میاد ممکنه عفونت خونی باشه
پترا و اینگرد رو فرستادم دنبالش بگردن
پترا بدجوری بهش فشار آومده
خب، احتمالاً سر شغل اشتباهیه
اینجا دیترویت نیست - داره مثلش میشه -
جسد شرلی باید تشریح بشه
ولی کسی رو نداریم که اینکارو بکنه
تنها کمک پزشکمون داره سعی میکنه دکتر شهرمون رو نجات بده
شرلی آلردایس بر اثر حملهی قلبی مُرده
دستش داشته به سمت چپ سینهش
فشار وارد میکنه
مطمئنم توی تشریح
علائم پوستی و لختهی خون
و کبودی عضلات شریانی مشخص میشه
که وقتی یه انسداد خونی قلبی بزرگ باشه این اتفاق میوفته
تنها صدمات قابل مشاهده روی شرلی
زخمهای ناشی از دفاع از خود، روی دستهاشه
همین
و خون روی دیوار مال دکتر آلردایسه
شرلی خون رو منتقل کرده به دیوار
...اگه شرلی به مادرش حمله کرده
امکان نداره. هیچکس باور نمیکنه
مواظب گفتن همچین حرفی باش
یه پرس و جوی کاملاً قانونیه
تا جای ممکن مارکوس رو نگه میداریم
No comments yet. Be the first to leave one.