The first 199 lines.
. ممنون که منو آوردی اونجا
اره البته
پس می خوای با هم بریم بیرون؟ امشب نه
سرت شلوغه؟ ... نه، فقط
هنوز تصمیم نگرفتی که این چیه
من نمیتونم اون کسی باشم که پدر میخواست باشم
. اونم وقتی که من تغیر کردم …
فکر اینکه کی زندگی تو رو رهبری می کنه
مثل یک آجر به من ضربه زد.
من فکر میکنم که به "کرتیس" علاقه دارم
، از وقتی که پسرم به کالج رفت
. من این خیالات احمقانه رو داشتم
خب، تو در این مورد چی کار میکنی؟
. اوه، خدای من. خیلی متاسفم
. من میرم -. میرم . متاسف نباش، من خوبم
ترجمه 🔰@DEXmohammad @ @FARZAD_gh75🔰
اوه! هی . سلام، رفیق
کجا بودی؟
من نگران بیماریت بودم
ام فقط یه دوره داره
این اواخر تو کتابخانه زندگی میکنم
آه، آره . آره -. آره
... خب، آه، داری چیکار میکنی بعدا چیکار میکنی؟
آه، من فقط میخواستم به درس خوندن ادامه بدم
فقط اینجا برای هدفون اومدم. پس
. هی، ام - - م، اینجا یه جورایی بو میده
شاید بخوای یه پنجره یا یه همچین چیزی رو باز کنی
الو؟ . اوه. آماندا، سلام
. ام - - م من … من خیلی متاسفم ... من … من نیستم
امروز حالم خوب نیست
... فکر کنم دیگه نمی تونم
اینو بزارم تو برنامه
اوه باشه چیزی شده؟
اره اه فقط فکر میکنم یه سرماخوردگیه
...اره همینه
اوه یدفعه شده
خب، آم، به زودی احساس بهتری پیدا میکنی، باشه؟
ممنون... خب، تو چطوری، آم
چطوری
حالت چطوره؟
اوه من خوبم
گوش کن ایو ... در مورد اون شب
نگران نباش. باشه؟
ما فقط وانمود میکنیم مثل اینکه هیچ وقت اتفاق نیافتاده، خب؟
وای خدا... خیلی ممنون . "ممنون" آماندا... من
من … من هم همین احساس رو دارم، واسه همین خوشحالم
- باشه ، عالی - باشه ام ، از روز بیماریت لذت ببر
خیلی خوب ایو؟. باشه آه خداحافظ
در کونی بهت میزنم تا نظم رو یاد بگیری
که بدونی چه ادمی باید باشی؟
درسته؟
بله باشه
دارم بهت لطف میکنم
میدونم
تو چی میگی؟
اوه ممنونم
تو قراره از الان به بعد بهتر باشی؟
اوه بله ممنونم
....هوم
اخ
اوه، چرا قبولش نمیکنی؟ " " "
"نمیخوام ریسک کنم" اینو بگیر
آره، خوشت اومد؟ " " "
الان خوشت میاد؟ " " "
تف اخ
اگه دوست داری بهم بگو، جنده خانوم
اوه اوه
! بگیرش، جنده " " "
اه
نمیدونم خوشم میاد یا نه
"بهم بگو که خوشت میاد" ! بهم بگو دوسش داری
اخ
من فک کردم سوییس آب شده با هم به هم زدن
نه، من و لوییزا به هم زدیم،
سوییس آب شده هنوز با همن
اون آدمیه که داشتم در موردش بهت میگفتم
اوه، با عقل جور در میاد
معنیش چیه؟
معنیش اینه که تو دوس داری با آدمای سفید معمولی
با کیر صورتی رابطه داشته باشی واقعا؟ من...
ولی جذابه، مگه نه؟
اه
هی . سلام
چند وقته اینجا کار میکنی؟ تا حالا ندیده بودمت
آه، من از روز اول اومدم اینجا
اوه من فقط شیفت اول رو میگیرم
واسه همین آدمای تنبل رو نمیبینم . ام - - م من تنبل نیستم
. فقط خوابم میاد
اوه، آره؟ آه
چرا انقدر خوابالو هستی؟ اوه میدونی
در جستجوی عالی بودن
، فقط دائما، میدونی، دنبال کردن
و بعد به موفقیت رسیدن.
... خب، ام - - م این هفته چه کار باحالی میکنی؟
اوه اره فکر کنم فردا برم مهمونی
. اوه تو چی؟
نمی دونم.... داشتم فکر میکردم
من میخواستم با تو به مهمونی بیام
اوه، کسی تو رو دعوت کرده؟
. احساس میکنم یکی میخواد... خب
. باشه... خب، پس
فردا می بینمت
اوه، واقعا؟
ایول ایول
باشه
. میبینمت
"خدای من،" کلویی
...اره
بهت گفتم که ماه آینده به ترکها میریم
واسه یه مسافرت رمانتیک کوچیک؟
نه، تو نگفتی من خیلی حسودی میکنم
. می دونم. یه چیزی لازم داریم
ما در میانه چنین دوره خشکی هستیم
مدت زیادی بود
خیلی خب، وقتی که "خیلی وقت" میگی
منظورت چیه؟
. خدایا، من نمیخوام چیزی بگم
... نمیخوام شماره - م رو بگم تا وقتی که اول برای خودت رو بگی؟
بسیار خوب. سه
سه هفته
سه ماه؟
سه ساعت؟
. لعنت. باشه. باشه
خوب ، نگاه کن ، شماره من ه شماره تو منهای دو هست
سال ها
. عالی نیست. هیچ کدوم از اینا عالی نیست
یعنی، این باید کمک کنه، مگه نه؟
. اوه، چه تجملی اره
پس این فقط اتاق دید شب اقیانوسه
این ۴۹۵ ه و باقی اوقات.
ما این منظره باغ رو داریم.
میخوای بعد از این مشروب بخوری؟
. من احساس خونه رفتن ندارم
. اوه، نمیتونم، عزیزم من کلاسم رو دارم
. ولی این خیلی قشنگه . اوه، خدای من، با این کلاس
چطور پیش میره؟
. خیلی … خوبه
... ما اینو داریم
خب من قراره مقاله ای بنویسم .....که
بهش میگن مقاله نقطه عطف
جایی که قرار بود یک لحظه از زندگیت فاصله بگیری
... جایی که مجبور بودی
... تصمیم بگیرید که
... که یه جورایی
رهبری کنی که تبدیل به کسی بشی که که الان هستی
و من دارم تو سخترین زمان تلاش میکنم
اون لحظه رو پیدا کنم بنظر میاد یکم ناراحتکننده باشه
ببخشید؟
متاسفم ، مربع می خواستم ، نه گرد.
. خب، نمیتونم صبر کنم تا بخونمش . من دومین باره که این رنگ رو حدس میزنم
باشه، تو برای اولین بار. نوشتههای منو داری
. الان وقت اصلاح کردنه
به عنوان یه شانس دوباره بهش فکر کن
. پس، میدونی، آه، واقعا کار رو انجام بده
بهش زنگ نزن.
صادق باشید چون در غیر این صورت،
این فقط یک چیز کاملا وقت تلف کردنه
...پس
اوه ، شب بخیر
هی، کی میخواد یه نوشیدنی بگیره؟
....اوه
من … امشب نه، ولی ممنون
هی
هی هی
. بابت همه اینا متاسفم نه
درست همون شب تو بار
من واقعا فکر میکردم یه چیزی اونجا بود.
آره، دیدمش درسته؟
. بله … و بعدش قطع کردیم و
همیشه این اتفاق میافته
اگه یه مرد دگرجنسگرا کمکم به یه دختر
تراجنسیتی احساسات پیدا کنه
دیگه تمومه و بعد یهمرتبه، یهویی،
بحران وجودی مردانگی مزخرف به وجود میاد
... باشه، مطمئنی که چه خبر شده؟
نه باشه
نه، مطمئن نیستم جریان چیه
اوه خدا، به خاطر همینه که من یه نویسندهام
اوه من نمیتونم تفاوت چیزی که تو ذهنمه تشخیص بدم
و اون جریانی که اینجا هست هوم
مثلا من اون کورتیس رو شروع کردم
و من یه چیز خاص داشتم ارتباط برقرار کنه و اون می خواد
که به یه مهمونی بریم . فردا با من بروکلین
. حالا هر چی
تو چی؟
چه خبر شده؟
میتونم باهات بیام مهمونی؟
برندن "؟"
آره - بیا تو
واو، تو زود اومدی
. آره، ببخشید
. نگران نباش
. فقط به همه بگو که من اینطوری بیدار شدم
واو
این … اینجا خیلی تزیین شده
. من نهایت سعیم رو میکنم
میشه تو اتاقم سرک نکشی
و بنشین ، لطفا؟
نمیدونم
No comments yet. Be the first to leave one.