The first 200 lines.
...خدا ایمانمون رو آزمایش میکنه
پس اینجوری همه چیز رو .از پیش داشته فرض نمیکنیم
.یه بار یه یه دختر کوچولو نصیحتی کردم
اون خیلی پریشان بود، چون برادر بزرگترش بهش گفته بود که
.موسی واقعا دریایِ سرخ رو نشکافت
اون گفته بود که بادهایِ تند ...و جریانهایِ اقیانوسیـه قوی
.باعث شکاف دریا شدند
،و شنیدن این حرف
.ایمان این دختر رو به شدت دچار لغزش کرده
،به منظور بازگرداندنِ ایمانِ او
.یک سوال از من پرسید
،پرسید که " کشیش
،اصلا چیزی به نام معجزه وجود داره
،یا فقط تویِ داستانهایِ انجیل برایِ ایجاد باور
"به افسانه گفته شده؟ بهش اطمینان دادم که
.معجزه واقعا اتفاق میفته
امروزه اکثر مردم تمایل دارند که .خودشون رو به علم و بدبینی بسپارند
اونها تنها چیزهایی که .علتش رو میبینند، رو قبول میکنند
.اما معجزهها بوسیلهء طبیعت شگفت آور میشند
.اونها به هیچ توجیه و منطقی نیاز ندارند
،شما باید بدونِ سوال کردن .شاهد معجزههای پروردگار باشید
،به عنوانِ آزمایشی از ایمانتان .خونم جاری میشه
.روحتون رو برای اتفاقاتِ الهی آماده کنین
،و بعد از اون ...و فقط بعد از اون
شما قدرتِ بیهمتایِ خدای متعال را .به درستی درک خواهید کرد
بله؟
.موعظهات منو تحت تاثیر قرار داد، کشیش
.ممنون
...فقط میخواستم بهت بگم که
.بعضی از ما واقعا باور داریم
.ازتون قدردانی میکنم
...همیشه باعث قوتِ قلبم میشه که بدونم
.حداقل یه نفر رو تحت تاثیر قرار دادم
.اوه، فکر میکنم که رویِ خیلی از مردم تاثیر میگذارین
.بیشتر از همه رویِ من
!اوه خدایِ من. نه
تـــــــــقـديم مــي کـــــنــد TVcenter گروه ترجمه forum. tvcenter .tv
این علائم رویِ گردنش
بوسیلهء طناب یا پارچهء محکم ،بوجود اومده
مطمئنا، نظرم اینه که .داشته از خفگی دست و پا میزده
اما به نظر میرسه که مقدار .زیادی خون اینجا از دست داده
کسایی که به کلیسا اومده بودند گفتند که .پدر روحانی از دستهاش خونریزی میکرده
.- مثلِ زخم بجا مونده از به صلیب کشیده شدن (- اِستیگما.(علائم باقی مانده روی بدن حضرت مسیح
.نشانهء اعطا شده توسط خدا بر بندهء صالح
هیچ جایِ زخمی رو دستهاش یا .مچهاش یا جای دیگه نمیبینم
.نه
.فکر کنم این پرونده بخاطر داشتنِ ایمانِ زیاد از حده
.- و شکر بیش از حد - داری چیکار میکنی؟
.خونش تقلبیه
.- درست مثل بقیه - بقیه؟
دارم دنباله یه قاتلِ بینالمللی میگردم که در قتلهاش .انگیزهء مذهبی داره
،تمامِ قربانیها علاپمی خیلی شبیه به اِستیگما دارند
،و همهء اونها هم مثلِ کشیشِ اینجا .تقلب کرده بودند
،برطبقِ بعضی روایاتِ مذهبی
در هر لحظه در جهان ،12 اِستیگما وجود داره
.که نشان دهندهء 12 فرستادهء خدا هستند
یه ادعایِ بیاساسی هست که میگه از تعداد زیادی مدعی
.11تاشون در چند سال اخیر به قتل رسیدند
- 11تا؟ سرنخی هست که انگیزه چی بوده؟ - در هر صورت با یک
متعصب مذهبیِـه روانی طرفیم که ،جهنم رو به جون خریده تا این نوع متقلبین رو افشاء کنه
یا یک روانیِـه بیبرنامه .که خشمش رو باپناه بردن به قتلهاش در کلیسا کنترل میکنه
یا شاید هم یه پسرِ خشمگینه که .قرار بوده قربانی بشه
.خوب، داره کارش رو بیشتر میکنه
در هر صورت، میشه گفت که این .مرد کینهای بوده
.و از یه چیزی مطمئنم، اونم اینه که قاتل اینجاست
.و داره دنبالِ قربانیِه شمارهء 12 میگرده
.خیلی خُب، بشینین
امیدوارم که همتون امروز فلش کارتهاتون رو
برای امتحان امروز مطالعه کرده باشید؟
!اه
.خیلی خُب، آروم باشین
!گیک
"کِوین کرایدر" ؟ کِوین" ، فرض میکنم که"
.برای 24 ساعته گذشته در ریاضی خبره شده باشی
...چرا نمیای پا تخته
و این استعدادت رو باهامون به اشتراک نمیذاری؟
.بزار یکم تقسیم انجام بدیم
تو که علامتِ تقسیم رو بلدی، مگه نه "کوین" ؟
...11 رو تقسیم بر
.170 کن
!خیلی آسونه
!اه! خون
.اوه خدای من
- چه اتفاقی براش افتاده؟ .- نمیدونم
.ممنون که خیلی سریع خبرمون کردین
،رو خوندم FBI وقتی هشدارِ .سریعا یاد "کوین" افتادم
پشت تلفن گفتی که یه اتفاق مشابهی قبلا افتاده بوده؟
سال قبل. "کوین" با خونریزیِ زخمهایِ دست و پاهاش .به مدرسه اومد
.همیشه نگرانیه اولمون در موردِ سوء استفادهء والدینه
- مشکل همین بود؟ .- خوب، اینجوری به نظر میرسید
پدرِ "کوین" دستگیر شد و دادگاه بچه رو .به پرورشگاه فرستاد
اما به دلیل نبودِ مدارک کافی .از اتهامات تبرئه شد
.مادرش شکایت کرد و سرپرستیش رو به عهده گرفت
.بعد از اون، خیلی زود آقای "کوین" دستگیر و تیمارستانی شد
- برای چی؟ ،- وقتی از زندان آزاد شد
.خودش و "کوین" رو در خونه زندانی کرد
.تمام روزنامهها در موردش نوشتند به سمتِ پلیس، اسلحه گرفت
،و گفت که باید از پسرش محافظت کنه
.و اینکه "کوین" بوسیلهء خدا برگزیده شده
میتونم یه لحظه اونجا باهات حرف بزنم؟
- حالش چطوره؟ .- خوبه
."سلام "کوین
.اسمم "دینا اسکالی"ـه
.میتونم یه دقیقه باهات حرف بزنم
من برمیگردم به یتیمخونه؟
.هنوز نمیدونیم. فعلا باید بفهمیم که چی شده
میتونی بهم بگی که اون زخمایِ رویِ دستت چجوری بوجود اومد؟
.- نه نه، یعنی نمیتونی بهم بگی یا اینکه نمیدونی؟
.تو میخوای بگم که کارِ بابام بوده
.ازت نمیخوام چیزی رو بگی که واقعیت نداشته باشه
.حسِ خوبی ندارم
.به نظر یکم تب داره دمایِ بدنش رو چک کردی؟
.نه، نکردم
.باز کن
."تو پسر خیلی شجاعی هستی، "کوین
.چیزی نیست که بخوای ازش بترسی
"کوین" کجاست؟ حالش خوبه؟
.حالش خوبه .پرستار داره بانداژش رو عوض میکنه
.اوه خدای من
.- فکر کردم این قضایا دیگه تموم شده ."- خانم "کرایدر
.FBI "فاکس مولدر" هستم از
FBI؟ رو خبر کردند؟ FBI
ما اینجاییم چون دلایلی داریم که فکر میکنیم که .ممکنه "کوین" در خطر باشه
در خطرِه چی؟
"ممکنه عجیب به نظر بیاد، اما یه نفر افرادی مثل "کوین .رو هدف قرار داده
منظورت از "افرادی مثل کوین" چیه؟
افرادی که زخمهایی دارند که ممکنه .ریشهء مذهبی داشته باشه
!هم
- این دیگه چی بود؟ .- نمیدونم
.من کاری نکردم، خودش شکست
."کوین" یه بچهء عادیه .احتمالا تو حیاط به خودش اسیب رسونده
."مطمئنم که یه توضیحی براش هست خانم "کراین ،اما در حال حاظر
.مهمترین نگرانیه همه باید امنیتِ "کوین" باشه
،تا وقتی که مسئله رو حل کنیم .میخوام به یتیم خونه برش گردونم
فکر نمیکنین که من این کارو با کوین کرده باشم؟
فکر میکنی من کسی هستم که دستش رو بریده؟
نمیدونیم که بریدگیهاش از کجا امده .اما به یکم زمان نیاز داریم تا پروندهاش رو ارزیابی کنیم
،من هیچوقت به بچهء خودم آسیب نمیزنم .شیرفهم شد
،قبلا بخاطر اینکه خانوادم از هم نپاشه .برای حظانتِ پسرم جنگیدم
.و دوباره این کارو نمیکنم
.یعنی عاشقِ کارمم
."- بزن از اینجا بریم بیرون، "اسکالی ."- قطعا دستهایِ پسره بریده شده، "مالدر
.دارند میبرندش به یتیم خونه .ما بهشون در مورد امنیتش اخطار دادیم
- دیگه چیکار میتونیم بکنیم؟ - مشخص کردی که دستاش چطوری بریده شدند؟
.نه، هنوز نه. اما حدسم اینه که خودش دستاشو بریده
پدرش رو ازش دور کردند. اون هم به خودش آسیب رسونده تا پدرش رو تبرئه کنه
.- و برش گردونه .- شاید باید با پدرش حرف بزنیم
.- اون تحت درمانه .- پدرش گفته که از پسرش باید محافظت بشه
.شاید بدونه در برابر کی باید ازش محافظت بشه
دوباره خونریزی کرده، مگه نه؟
- بله، تو از کجا میدونی؟ .- چون امدم با ایمان، خبر داره
آقای "کرایدر" ، ادعایی که در مورد پسرت داشتی .ممکنه اون رو در خطر قرار داده باشه
اینو میدونستی؟
،اون بچه خیلی قبلتر از اینکه من حرفی بزنم .در خطر بود
.از روزی که به دنیا اومده، اونها مراقبش هستند
- اونها؟ .- نیروهایِ پلیدی
...اونها در شکلِ
.یک مردِ قدرتمند و محترم ظاهر میشند
این نیروهایِ پلیدی، چی میخواند؟
.همشون روح رو میخواهند
باید درک کنین که ...این یه جنگِ بزرگ
.بین خوبی و بدیـه
.قیامت
.خدا یه نفر رو پیدا میکنه که جلوش رو بگیره
کسی که به اندازهء کافی قوی هست که .فداکاری بکنه
- تو رو انتخاب کرده؟ .- من فقط یه پیامرسانم
.بیا بریم
.دو تا بچه در حاله فرار در یک راهرویِ طولانی هستند
،اما همهء درها قفله .و جایی برای پناه بردن نیست
.خیلی زود، جفتشون سرخ میشند
،اونها میتونند صدایِ کشیده شدنِ پایِ خونیش .بر روی زمین رو بشنوند
!- اوه .- موجودِ جهش یافته، به دنبالشونه
...گرسنه برایِ چشیدنِ
.گوشتِ تازه و جوان
- چه شکلیه؟ - اره، چه شکلیه؟
واقعا میخواین بدونین؟
.شبیه به شیطانـه
.و اون کچله، چون تمامِ موهاش در جهنم سوخته شده
،و دستاش شبیه به چنگاله
.با قلابهایی در انتهای اونها
پس تمام کاری که باید بکنه اینه که ...بهتون اشاره کنه
.و دیگه نمیتونین قصر در برین
.با هر قدمی که نزدیکتر میشه
...قدم به قدم
...یک قدم
...یک قدم
اونقدر الان نزدیک شده که .اسباب و اساسیه شروع به لرزیدن کردند
!- خدای من ...- قدم به قدم
...یک قدم
یک قدم...
.زود باشین فرار کنین
موهاش چه رنگی بود؟ ...قهوهای یا طلایی یا مشکی
.اون کچل بود. مو نداشت
.چون موهاش در جهنم سوخته بود
قدش چقدر بود؟ هم قدِ من بود؟
- بلندتر بود یا کوتاهتر؟ .- بلندتر
تقریبا 185 تا 190 سانت؟
.اره. شاید هم بلندتر بود .و کاملا سیاه پوش بود
.- خیلی خُب .- برین، تموم شد
چه اتفاقی برای "کوین" افتاده؟ کجاست؟
No comments yet. Be the first to leave one.