The first 200 lines.
روبه راهی؟
خوبم
!ای بابا
گفتم که خوبم
!حالا دیگه حریفت نمیشم
چه جوری روز به روز قویتر میشی؟
خودتو بگو
همیشه خدا تب داشتی ولی بازم تمرینت سرجاش بود
بعضیاتون مراسم کلاه گذاری رو داشتین
میبینم که قراره بعضی ها به زودی بالغ بشن
رابطه طلا و ارکیده چیه؟
یون هو، جواب بده
یعنی وقتی دوستا دست به دست هم بدن میتونن فولاد رو هم ببرن
...و این دوستی بی نظیره
درست مثل عطر ارکیده
درسته
احتمالا الان، بهترین زمان زندگیتون باشه
هرچقدرم سر راه تون سختی بکشین
دوستای دوران کودکی تون همیشه موندگارن
قدر همو بدونین
جه وون
امروز ادبیات بخونیم یا شمشیر زنی؟
امروز باید زود برم خونه
مامانم بخاطر نخوندن ادبیات دعوام کرده
بیام خونتون؟
بیشتر تو دردسر میفتیم
!هی، پسرا
!سول
امروز کجا میری؟
میرم خونه یون هو
!کارایی میکنیا
حتی یه روز هم مرخصی نمیگیری
چیزی به اسم ناهار رایگان وجود نداره
فکر کردی چون کیفمو برداشتی میتونی نصیحتم کنی؟
معلومه نمیتونم
بریم
چه روز خوبی
نظرتون چیه خانوم؟
خوشگله
راستی
چرا این روزا بهم میگی خانم؟
درسته لوازم آرایشی میفروشی ولی بازم نجیب زاده ای
اینجوری راحت ترم
الان مردم فامیلیشونو خریدو فروشمیکنن
وقتی بی پولم، نجیب بودن حس بیخودی داره
چقدر بافکر
بعد از فوت پدرت نگران بودم
ولی خودت یه پا نون آور خونه ای
تا حالا به ازدواج فکر کردی؟
علاقه ای ندارم
یه روز یه تاجر بزرگ میشم
اگه برادرم نبود اسم خانوادگیمو میفروختم
چه جاه طلبی
!بچرخ ببینم
تاپمو کجا گذاشتم ؟
چرا هی اینجا لباس عوض میکنی؟
وقت ندارم برم خونه لباس عوض کنم
باید مستقیم برم پیش روسپی ها
!واقعا که
تموم کردی؟
تموم کردم
چرا برا روسپی ها شیک و پیک کردی؟
وقتی پولدارا محصولاتمو میخرن احساس بدی دارم که ضعیف بنظر میام
...روسپی ها محصلومو
با دیدن و حسادت به زیباییم، میخرن
!از دست تو
چطوره؟ خوشگلم؟
آره، خوشگلی
همیشه میگی خوشگلم نمیتونم به حرفت اعتماد کنم
واقعا خوشگلی
ابروهاتو بالا میکشم و تمیز میکنم
خانمی شدی واسه خودت
از کسی خوشت میاد؟
نه بابا! چو هی
خیلی گرفتارم
یه دختر۱۷ساله باید یکی رو تو قلبش داشته باشه
چرا میخندی؟
به نظرم بامزه ای
وقتی دیدم چندتا یهو بچه اومدن تعجب کردم
تو یون هو نیستی، پسر وزیر جنگ؟
عجله داشتم
میدونم بی ادبیه، ولی لازم بود
اشرافی نیستن، ولی میراث مادرم هستن
میتونی از کیفیتشون مطمئن باشی
چرا اومدی فاحشه خونه و نرفتی فروشگاه عمومی؟
...ما
اینارو به قیمتی که پیشنهاد بدی میفروشیم
...در عوض
پودر و سرخاب های زیادی هم داریم
اون خیلی با استعداده، کمک بزرگی میشه
میخوای به تجارت با ما ادامه بدی
کدوم یکی از اون دوتا؟
اون استاد جوونی که مثل بید لطیفه؟
یا اونی که مثل درخت استواره؟
چو هی، گفتم به هیچ کی علاقه ندارم
باشه فهمیدم
!تو رو خدا
اینقدر زل نزن
چرا؟
بهم استرس میدی
چرا هی اینطوری نگام میکنی؟
چون خوشگلی
همیشه همینو میگی
میگم چون هستی
!واقعا که
دیر میای؟
نه، سروقت میام
روزه دانوعه، باید ازش لذت ببرم
شلوغ میشه مراقب باش، بعدا میبینمت
!سول
شلوغ تر از پارسال به نظر میرسه
روزه دانوعه دیگه
حداقل تا سه روز دیگه شلوغه
!باشه بابا علامه دهر
از آخرین باری که شب اومدم بیرون خیلی گذشته
بریم خرید
چی مینویسی؟
داری قایمش میکنی
امیدوارم سال بعد هم بتونیم باهم باشیم
چه آرزویی نوشتی؟
رازه
منم همینطور
پس مال منم یه رازه
!از سر راه برین کنار
واقعا چقدر شلوغه
آره خیلی
باید برم
به این زودی؟
چرا؟ تب داری؟
تب؟
گمونم یکم داره
صورتت قرمز شده
خوبم
بیا بریم - وایستا -
خودم... تنهایی میرم
این فرصت کم پیش میاد
خوش بگذرونین - جشن سه روز طول میکشه، باهات میام -
نه، من واقعا اوکیم
جه وون
سول رو ببر خونه، خب؟
یون هو
این کیه؟
نبضش ثابته
و تبش هم اومده پایین
میتونین برین
بهت گفتم
چرا دیر وقت رفتی بیرون؟
ببخشید
یون هو
یون سو
گفتم نیا داخل
مامان من میخوام با یون هو بازی کنم
یه وقت دیگه
فعلا برو بیرون و صبر کن
یون سو
جه وون
آیگو
چرا تنهایی؟ یون هو کو؟
حالتون خوبه؟
آره
اومدی یون هو رو ببینی؟
آره
دیشب انگار تب داشت
همینطوری ضعیف هست
چرا شب بردیش اینطرف و اونطرف؟
معذرت میخوام
بسه دیگه
بیا تو
اون پسر نامشروعه
تا کی میخوای کنار یون هو نگهش داری؟
اونا از بچگی با هم دوست بودن
الان که دیگه بچه نیستن
چرا اینقدر نگرانی؟
همونطوری که میخواستی یون هو رفت به annex
به خاطر اینکه یون سو هم مثل یون هو ضعیفه
...اگه یون هو، یون سو رو مریض کنه
ولش کن
همش تقصیر منه که مادر خوبی نیستم
...عزیزم، یون هو - میدونم -
از کجا درباره بچگی یون هو بدونم؟
نصف یه مادرم خوب نیستم
...عزیزم - مهم نیست -
باید برم معبد و دعا کنم
فقط یه مادرخوندم
چه کار دیگه ای جز دعا کردن از دستم بر میاد؟
تب ندارم
خوبم، مگه نه؟
آره
ولی امروزم باید استراحت کنی
!چی میگی؟
سول عصبی میشه
بعدا باید بریم بیرون
یواشکی
باشه، بریم
آفرین یون هو
به خاطر اینه که یه مدت بیرون نیومدی؟
نمیدونم
به هر حال، من که همیشه مریضم
وقتی کوچیک تر بودم راحت میشد یواشکی بیام خونتون
بابات یکم خشنه
No comments yet. Be the first to leave one.