Invisible

Invisible

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Invisible S01E05 The Boy With the Wound on His Chest 720p DSNP WEB-DL DD 5 1 H 264-playWEB
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 5 Invisible 2024 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-12-04
Downloads: 17
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 186 lines.

این برنامه شامل مضامین زورگویی و صحنه‌های آزاردهنده است.

تماشای این برنامه برای همه مناسب نیست.

اگه شما یا کسی رو می‌شناسید که در بحرانه یا نیاز به کمک داره،

منابعی هستن که می‌تونن کمک کنن.

مادر قربانی پرونده رو به هیئت مدیره مدرسه گزارش داده

تا بهش رسیدگی بشه.

ترسو

کی می‌تونه معنی این کلمه رو بهم بگه؟

باید بدونم کی این بلا رو سر پسرم آورده.

گیر میفتیم. - چطور گیر میفتیم؟

یعنی چی چطور؟ اونا با والدین و ما جلسه گذاشتن.

والدین و ما. چرا باید جلسه بذارن؟

چون بچه‌ننه‌ن، واسه همین.

کاش به جای اون تو بیمارستان بودی!

تنهام بذار. - من ترسو نیستم.

تو بهش خیانت کردی.

تقصیر من نیست که اون دیوونه‌ست. - هیچ‌وقت این حرفو نزن!

بهش آتیش بنداز و پوستشو بکن.

گفتم نه!

پس چی کار می‌کنی دختر؟

نمی‌دونم.

اگه می‌دونستی دارن دوستت رو اذیت می‌کنن،

کاری می‌کردی یا نه؟ ها؟ یالا.

از زنم می‌فهمم که یه معلم به پسرم حمله کرده.

و تو ازم می‌خوای صبور باشم؟

اگه جای من بودی، تو هم همین کارو می‌کردی.

وقتی لازم بود کمکت کردم.

چطور حلش کنیم؟ ها؟ - با صحبت کردن با بازپرس.

تنها کسی که باید باهاش حرف بزنه ام‌ام‌ایه. و اونم حرف نمی‌زنه.

هیچ‌کس به من دست نمی‌زنه. فهمیدی؟

چی کار کردی پسرم؟

زورگو

عزیزم، به جاده نگاه کن. - پسرم، به بابات افتخار می‌کنی؟

خیلی.

دوست داشتی بابا رو دیدی که اون جایزه رو گرفت؟

لوئیس. - این پسر منه...

...البته که هست.

چرا من رانندگی نکنم؟

بلانکا، میشه لطفاً آروم باشی؟

نه، آروم نمی‌شم. من آر... نمی‌...

اما همه چی خوبه، نمی‌بینی داریم رانندگی می‌کنیم؟

آره، ولی تو یکم نوشیدی...

میشه اجازه بدی این مکالمه مهم رو با پسرم داشته باشم؟

اینم مهمه که به خونه برسیم.

بهم بگو، از چی بیشتر خوشت اومد؟ بهم بگو، ها؟

عزیزم، وقتی رسیدیم خونه می‌تونی حرف بزنی،

الان وقتش نیست، لطفاً. - خونه حرف نمی‌زنیم،

همینجا حرف می‌زنیم. همه چی خوبه، بلانکا.

ماشین رو نگه دار و بذار من رانندگی کنم.

نه... وایسا... نمی‌تونی بذاری این گفتگو رو با پسرم داشته باشم؟

لوئیس!

تو یه داستان خوب، همیشه یه کشمکش هست.

با یه چیزی یا یه کسی روبرو میشی.

خیر در برابر شر.

چیرگی عشق...

یا خشونت ناشی از نفرت.

اسپایدرمن در برابر گرین گابلین.

کاپیتان آمریکا در برابر رد اسکال.

سوپر کاپیتان واسپ در برابر ویروس.

هیچ داستانی بدون یه شرور معنی پیدا نمی‌کنه.

و هر شروری داستان خودشو داره.

میگن همیشه یه روزی هست.

یه روزی که همه چیز رو عوض می‌کنه...

و برای همیشه روشون رد میذاره.

پسری با زخم روی سینه‌اش

بعد از اتفاقی که افتاد، باید خیلی مراقب باشیم.

اون قوی نیست.

نمی‌تونه ورزش کنه یا هیچ فعالیت سنگینی انجام بده.

خب...

ام‌ام...

آماده‌ای؟

امیدوارم کاری کنی همکلاسی جدیدت حس کنه یکی از ماست. ها؟

باشه؟ خیلی خب. درسته.

بعد دنیا...

به یه جای خصمانه تبدیل میشه.

به یه جای وحشتناک برای زندگی تبدیل میشه.

بجنگ! بجنگ! بجنگ! بجنگ! بجنگ! بجنگ! بجنگ! بجنگ!

بجنگ! بجنگ! بجنگ! بجنگ! بجنگ! بجنگ!

و باید راهی برای زنده موندن پیدا کنن.

تنهام بذارید!

دیگه هیچ‌وقت نمی‌خوام هیچ‌کدومتون رو ببینم!

اونا تصمیم می‌گیرن... ضعف‌هاشون رو به نقطه‌ی قوتشون تبدیل کنن.

راه برگشتی نیست.

قوانین اونا، بازی اونا.

نفرت، سپری برای محافظت.

عشق مثل یه جام.

و بعد آماده‌ن که دنیا رو فتح کنن.

چون یه ابرقهرمان نمی‌تونه وجود داشته باشه... اگه تبهکاری نباشه.

ولی توی داستان‌ها، ابرقهرمان همیشه تبهکار رو شکست میده، درسته؟

اینقدرها هم آسون نیست.

ابرقهرمان همیشه تنها می‌مونه.

هیچ‌کس نمی‌دونه اونا واقعاً کین.

اما اون آدم بده…

اون آدم بده هیچ‌وقت تنها نیست.

چرا؟ بگو ببینم.

اون آدم بده بدون کسی که ازش محافظت کنه، هیچی نیست،

کسی که دنبالش بره.

اونا ارتش خودشون رو دارن.

جداً، بهت گفتم نگران نباش، فقط گوش کن و بهم اعتماد کن، باشه؟

هیچی، مطلقاً هیچی نمیشه، واقعاً دارم بهت میگم.

مدیر و بازرس

طرف ما هستن.

تازه، همه‌ش فقط یه نمایش بزرگه برای مطبوعات، همین. هیچی بیشتر نیست.

بس کن دیگه! خودت می‌دونی که نمیشه همیشه کارها رو به روش خودت درست کنی.

بلانکا، دارم ازت خواهش می‌کنم، لطفاً، باشه؟

بیا فعلاً بحث نکنیم، من تازه از سر کار اومدم خونه،

الان این کارو با من نکن. من خسته‌ام و کلی استرس دارم.

محاله که من برم اون جلسه، می‌فهمی؟

اون وقت ما تنها کسایی میشیم که حاضر نمیشیم.

خودمون رو از بقیه جدا می‌کنیم.

بلانکا، آخه لعنتی، هیچی نمی‌تونیم اونجا انجام بدیم.

نمی‌فهمی؟ مطلقاً هیچی از دستمون بر نمیاد.

خب پس به خاطر پسرت انجامش بده.

به خاطر پسرم؟ - آره.

من به اندازه کافی هم واسه پسرم، هم واسه تو کار می‌کنم. متوجهی؟

تو چیکار می‌کنی؟ هان؟ تو واسه من چیکار می‌کنی؟

بهم غذا می‌دی؟ برام لباس می‌خری؟

تو اصلاً می‌دونی من چه حالی دارم؟

سال‌هاست حتی یه کلمه باهام حرف نزدی. حتی بهم نگاه هم نمی‌کنی!

می‌دونی چرا؟ چون تو یه بزدلی.

برو گمشو بیرون. گمشو.

گمشو از اینجا.

هی. هی عزیزم. بتی. هی...

من باید برم بیرون. بیا بریم سینما یا یه کاری بکنیم.

آخه عزیزم، هان؟ نظرت چیه؟

من... من نمی‌تونم، کار دارم. - چی؟ با کی کار داری؟

با دخترا. - چی گفتی؟

تازه، اصلاً حال بیرون رفتن ندارم. بیا بریم جلسه.

چه مرگته؟ منظورت چیه می‌خوای بری جلسه؟

تو نمی‌تونی بری اون جلسه، فهمیدی؟

ببین، من... من باید قطع کنم. - داری باهام به هم می‌زنی؟

داری باهام به هم می‌زنی؟ همینه؟

حتی فکر قطع کردن رو هم نکن، هان بتی؟ بتی! بتی قطع نکـ...

راستش، فکر می‌کردم دبیرستان قراره بدترین جا باشه.

نمی‌دونم، فکر می‌کردم...

که نمی‌تونم خودم رو جا بندازم، که اصلا ازش خوشم نمی‌آد.

این چه حرفیه؟ همه دوستت دارن.

آره، راستش رو بخوای جا افتادم.

خب...

و یه چیزی پیدا کردم که دوستش دارم.

کلاس ریاضی؟

نه.

یه درس خیلی بهتر.

اِ، جدا؟

خب، اگه انقدر دوستش داری، باید حسابی درس بخونی.

درسته؟

و نباید هیچ‌کدوم از کلاسا رو از دست بدی. وگرنه نمره‌ت میاد پایین.

به هیچ قیمتی از دستش نمی‌دم.

باید تو اون درس یه پا خرخون بشی.

نمره‌م کمتر از A نمی‌شه.

بهم قول بده که هیچ‌وقت رفوزه نمی‌شی.

قول می‌دم.

می‌خوام یه چیزی نشونت بدم.

هیچ‌کس دیگه این رو نمی‌دونه.

تو دوست‌دختر ام‌ام هستی، نه؟ - آره.

خوبی؟ - آره.

خوب باهات رفتار می‌کنه؟

آره.

بتی، اذیتت می‌کنن؟

نه. البته که نه.

دبیرستان دوره متوسطه

به چی می‌خندی؟

هیچی، مارینا، اون سال دومشه.

خب، بذار ببینم، منم می‌خوام بخندم.

داری چیکار می‌کنی؟ همین الان پسش بده!

چی شده؟

یعنی من نباید پیام‌هاتو ببینم؟ هان؟

رازی داری؟

بی‌شعور.

هر چی دلت می‌خواد چک کن.

بیا، ببینم چی گیرت میاد.

تا بعد.

باشه.

چیزی نیست. فقط یه چیزیه...

مامان، بابا. - چی؟

بیاین. - بریم ببینیم جا گیرمون میاد.

فکر کردم شاید نیای.

اون هنوز بهترین دوستمه.

پدر و مادرم هم اومدن اینجا.

بهش سر زدی، نه؟

آره.

چطور همه‌چیو درست کنیم؟

نمیدونم.

تو، کله‌گنده.

تنهایی اینجا چی کار می‌کنی؟ زنگ تفریح نمیری بیرون یا چی؟

ولم کن! - اون تو چی قایم کردی؟

Invisible subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left