The first 200 lines.
اين تويي
با چشماني بسته و در زير باران
هيچوقت فکر نميکردي که همچين کاري انجام بدي
...هيچوقت خودتو نديدي مثل يه
نميدونم چجوري توضيحش ميدي
مثل يکي از اون آدما
که دوست دارن به ماه نگاه کنن
يا کسايي که ساعتها صرف نگاه کردن به امواج يا غروب خورشيد ميکنن
فکر کنم بدوني در مورد چجور آدمايي حرف ميزنم
شايد ندوني
در هر صورت يجورايي دوست داري که شروع کني مثل اين
جنگيدن با سرما
و حس کني که آب به پيرهنت نفوذ ميکنه
و به پوستت ميرسه
و احساس زمين
که زير پاهات در حال رشد کردنه
و بوي عطر
و صداي بارون که به برگها ميخوره
تمام اون چيزهايي که تو کتابها هست و تو هيچوقت نخوندي
اين تويي
کي اينو بايد حدس بزنه؟
تو
درس سوم
گفتگو
بگيرش
يدونه بزرگشو بهم دادي
OK.
...تو حتي
...پس چطور تو هميشه
چرا هميشه بزرگرو بر ميداري؟
من بزرگشو ترجيح ميدم
شايد فقط بايد سعي کني و ميدوني
روي تخته سياه خط بکشي
لاوري
اوه، سعي ميکنم اينو ازت دور کنم
فکر ميکردم که ترک کردي ترک کردم، ترک کردم، ترک
عاليه
نميتونم هم سيگار رو ترک کنم
و هم خوردن رو در يک زمان
نبايد خوردن رو ترک کني چرا بايد خوردن رو ترک کني؟
تو متوجه نيستي
فقط با فکر کردن بهش وزنت کم ميشه
قسم ميخورم از ماه قبل لاغرتر شدي
نه، به نظرت مياد نه
وقتي که مثل من چاق باشي
تنها چيزي که ميبيني بدن بقيه زنهاست
اين تنها چيزيه که ميبيني
تو ديوونه اي لاوري
تو اصلا چاق نيستي، خوب؟
من آدمهاي چاقي رو ميشناسم که تو از اونها نيستي تامي رو ببين
تامي آدم چاقي نيست
مثل من من مثل هميشه ميخورم
ديروز يه ليتر بستني خوردم
خيلي وقته که بستني نخوردم
،بگو
تو از اونهايي نيستي که غذاشون فقط بستنيه هستي؟
آره، معجزه رژيم غذايي بن و جري
واقعا؟
نه
ميدوني الان درباره چي فکر ميکنم؟
چي؟
يه عالمه ذرت بوداده
با کلي نمک و روغن
صحبت درباره رژيم غذايي منو گرسنه ميکنه
فردا ميبينمت
باشه، فردا ميبينمت فردا
خداحافظ
دان دنبال يه کار ديگه ميگرده؟
دان هميشه دنبال يه شغل ديگست
من ميتونم يه کاري براش تو هتل جور کنم
خيلي خوبه
آخرين چيزي که ميخوام اينه که اونجا براي شما دوتا خوب مبارزه کنم
چرا بايد به اينجور چيزا گوش کني؟
چرا نميتوني مثل آدماي معمولي موزيک گوش کني؟
هيچکس نرمال نيست مامان
چيزي به اسم آدم نرمال وجود نداره
يخورده شيريني براي دخترا براي صبحانه
يخورده له شدن ولي خوبن
خونه ناتان رو کي اجاره کرده؟
نميدونم يه نفر يکشنبه اسباب کشي کرده
بري مانيلو
چي؟
بري مينيلو اون معموليه
شب بخير مامان
زود باش، بچرخ رفيق
اونها پاهاي تو هستن يا يه تيکه يخ ماليدي به پاهام؟
آره، اونها يخن
خوب، گرمشون ميکنم اين تنها انتخابمه
من هم اينجا سردمه
من همه جا سردمه
اين لباسارو تو گذاشتي تو سبد؟
بله ممنون
خسته شدي؟
Okay.
نه
فکر ميکنم خيلي کوچولويي وقتي بزرگ شدي بهت ميگم
باز هم شير ميخواين؟
لطفا، لطفا، الان بهم بگو
شيرتو بخور، ما داريم تا پنج دقيقه ديگه ميريم خوب؟
داري شيرتو ميريزي بهت گفتم که تو خيلي کوچولويي
پتسي، نميتوني يه بار بدون اينکه شيرتو بريزي اونو بخوري؟
نه، نه، نه
چيکار ميکني؟
بابا، چرا هيچوقت فلينت استونها به ساحل نميرن؟
نميدونم، موضوع رو عوض نکن
مامان ژاکتت رو کجا گذاشته؟
مامان، من همه سبزيجاتمو خورم ولي پتسي نخورد
عيبي نداره، با هم کار داريم
زير تخت دخترا توي جعبه سبز
يه زيرپوش ديگه اونجا هست
خوب، دستاتو بگير بالا
زود باش، ميخوايم اينو درش بياريم باشه دخترم؟
يخورده شير ريخته روت
چسبيده بهت؟
پتسي کجاست؟ نميدونم اين هم پتسي
بفرمايين بپوشش
برادر لانس ديشب بهم زنگ زد گفت شايد يه کاري برام داشته باشه
واقعا؟ عاليه
کليدها کجان؟ نميتونم پيداشون کنم
فکر کنم هنوز روي گيره باشه واقعا؟
بايد ژاکتتون رو بپوشين دخترا
مامان، من بايد به پتسي بگم که بچه ها از کجا ميان؟
فکر کنم اون خيلي کوچيک باشه اون خيلي کوچيکه
ميتوني تو اول ژاکتت رو بپوشي؟
اونا توي محله ويلمينگتون يه استخر شنا باز کردن
واقعا؟ آره
ميدونم
موفق باشي ممنون
...ميتوني ميتوني بچه هارو از مدرسه بياري؟
چون شايد من تا اون موقع نتونم برگردم
باشه، حتما، مشکلي نيست باشه، بچه ها؟
دستکش و کلاهتون رو بپوشين، باشه؟
من دارم ميرم ماشين رو گرم کنم و تا دو دقيقه ديگه راه ميفتيم، خوب؟
دو دقيقه، بله
ازت ميخوام که به پتسي کمک کني، باشه؟
پس وسائل خودتو بردار و کمکش کن
خداحافظ بچه ها، روز خوبي داشته باشين خداحافظ مامان
گرفتمت، گرفتمت
آن؟
من يه سري لباس شسته شده رو آويزون کردم تو چيزي داري که برات آويزون کنم؟
آن، اونجايي؟
لباساتو بذار توي سبد و اينو بپوش
ميدونين اين کار چقدر طول ميکشه؟
من بايد برم دنبال بچه هام واقعا نميدونم
ميتونم به مادرم بگم که بره دنبالشون؟
ما نميتونيم استثنا قائل بشيم
مادرتون بيرونه؟
بله، با من اومد آن متلند
يادم رفت خودم بهش بگم ببينم چيکار ميتونم انجام بدم
خوب، حالا لباسات رو عوض کن وگرنه همه روز رو همينجا ميموني
ممنون
جان
چارلي باب، سيمور
جک و بيل
دنبالم بياين لطفا
ميدونين که اون يکي پرستار به مادرم گفته که بره دنبال بچه هام؟
...من بايد ميرفتم دنبالشون، اما
به کي گفتين؟
اون يکي پرستار اسمشو نميدونم
ميدوني ما چند تا پرستاريم که توي اين بيمارستان کار ميکنيم؟
ميدوني تنهايي ايستادن کنار در مدرسه مثل چيه؟
با دماغي که داره تا حد مرگ يخ زده
وقتي که مادر بقيه بچه ها اومدن دنبالشون؟
بله، ميدونم؟
ميرم ببينم ميتونم مادرت رو پيدا کنم
سلام آن من دکتر تامپسون هستم
من جواب آزمايشهاي شمارو بررسي ميکنم
چرا ما داريم اين کار رو دوباره انجام ميديم؟
بچه هات چطورن؟
راستش، من يخورده نگرانم
...من بايد امروز ميرفتم دنبالشون و
بهتره الان در باره اونها نگران نباشي اين کار تا چند دقيقه ديگه تموم ميشه
آن، ممکنه يه لحظه منو ببخشي؟
بله حتما، اينجا بيمارستان خودتونه
آن، ايشون دکتر استيوارت هستن و ايشون دکتر لانس
سلام، ميدونين که آيا کسي به مادرم خبر داده که بره دنبال دخترام؟
ما فقط چند دقيقه وقت ميخوايم، باشه؟
شوهرتون با شما زندگي ميکنه؟
بله
اون داره يه استخر شنا درست ميکنه تمام امروز رو بيرون بود
و شما در دانشگاه کار ميکنين
بله، من اونجا رو تميز ميکنم، شبها
و شما بيست و سه سالتونه
ماه دسامبر بيست و چهار ساله ميشم من برج دلوي هستم
شما چطور؟ ستاره شما چيه؟ چه بلايي داره سر من مياد؟
...ما اين اسکن رو سه بار انجام داديم و
مطمئني که نميخواي به همسرت زنگ بزنيم؟
نه، ترجيح ميدم به اون زنگ نزنين
ما اسکن رو سه بار انجام داديم و يه آزمايش نمونه برداري براتون تجويز کردم
خوب، چي؟
شما يه تومور دارين
در هر دو تخمدانتون
به معدتون رسيده و داره توي کبدتون پخش ميشه
واي، خيلي راه رفته، درسته؟
آن، اگه تو بيست سال پيرتر بودي
همه چي خيلي آروم پيش ميرفت و ما ميتونستيم روي اون يه کاري انجام بديم
اما سلولهاي تو خيلي جوون هستن
خيلي خيلي جووون، در حقيقت
...ميترسم که کاري نتونيم انجام بديم
خوب، چند وقت؟
No comments yet. Be the first to leave one.