The first 200 lines.
،خوک کوچولو، خوک کوچولو" "بذار بیام تو
"نه، نمیشه، نمیذارم بیای تو"
پس منم زوزه میکشم و زوزه میکشم و" "خونه رو روی سرتون خراب میکنم
«خوک کوچولوها»
همینه؟
آره
بنظرت نقاشی من از این تخمیا قشنگ تره؟
!بعضی از همین تخمیا کار منه
،آها نه، مال تورو که نمیگم تو کارت درسته
کدومش کار توئه؟
اون مثلث سیاهه
،آها ایول !گفتم اون از همشون قشنگ تره ها
آره
ای خارشو
اون چیه؟
چقدر تاریکه
اینجا جاییه که قتلا رو انجام میدادن
!عه، برایان، یکی دیگه از نقاشیات
به به
امیلی؟
امیلی؟
یا خدا
پشمام ریخت بابا
برایان بیا این در عجیبو ببین
خب؟
بنظرت خیلی عجیب نیس؟
بنظرت بدجوری عجیب نیس؟
اوهوم
مثلا چرا باید یه درو بیاری این پایین؟
شاید از اول همین جا بوده
خب ولی چرا اینجوری عمودی مونده؟
کی اونجاس؟
کسی اونجاس؟
!وای عجب حرکتی
اگه دستام بند نبود واست دست میزدم
امیلی؟
خب؟
خب؟
بنظرم این میتونه موضوع فیلم بعدیمون باشه
حس میکنم نفهمیدم چی شد
خب اینا دوتا آدمن که !دارن کسکلک بازی درمیارن دیگه
ببین، میدونم، میدونم
شاید شبیه کلیپای ترسوندن و اینا باشه، میدونم
ولی این دختره امیلی واقعا ناپدید شده
تقریبا یه ماهه که ناپدید شده
جدی؟
الکی داری میگی ناپدید شده که سر به سرم بذاری؟
خیله خب
میدونم، میدونم
این چیزا حتی واسه تو هم افت داره
شرمنده
ببخشید
ببین، بنظرم شاید این کار واست مناسب باشه
،و اگه بخوام رک بگم !بازار خرسی" خیلی داغون بود"
،و میدونم شاید حرفم مسخره باشه
ولی بنظرم این موضوع مخاطب بیشتری جذب میکنه
،آره راست میگی حرفت مسخره بود
میدونم
راستش فکر میکنم این کار واسم خوب باشه
این که یه کاری کنم، یا یه چیزی بسازم که به یه نفر کمک کنه
پس تراپیستت بهت گفته این کارو کنی، آره؟
نه، نه بابا
،بیخیال بابا من اصن به حرفای اون یارو گوش نمیدم
ببین، اشکال نداره
بشین فکراتو بکن
هرچقدر بخوای وقت داری
هیچ عجله ای نیس
فقط بهم خبر بده باشه؟
باشه
حله
باشه، فکرامو میکنم
!دوست دارم جیندا
!فکر کنم منم دوست دارم
خدافظ
خدافظ
"امیلی مان"
لطفا درصورت داشتن هرگونه اطلاعاتی راجب ایشان" "با ما تماس بگیرید
"کارهای هنری امیلی مان"
"جزیره ی بیوت"
!دهنتو، عجب خونه ی بزرگیه
اه، چقدر تاریکه
من راضی شدم
بریم به امیلی کمک کنیم
!آره؟ عالی شد
کجایی؟
بیوت
بیوت چه غلطی میکنی؟
...سم !دارم کارمو میکنم دیگه
خب، برنامه چیه؟
"آقای دوربین به دست"
بله؟
سلام برایان، سم ام
با ایمیل باهم حرف زده بودیم
درسته
،آره دیگه امروز قرار بود مصاحبه کنیم واسه مستند
ببخشید، بد موقع مزاحم شدیم؟
حس میکنم یه قضیه ای هست
احتمالا استرس داره که قراره ازش فیلم بگیریم
چیزی نیس
وای
سلام
سلام برایان
من سم ام
و ایشونم اَش ـه
این یارو چشه؟
باید شروع کنیم
من فقط نیم ساعت تایم خالی دارم
البته، ببخشید
ممنون که اجازه دادین فیلم بگیریم
...خب، بریم سراغ
،خیله خب برایان ازت میخوایم راحت باشی، خب؟
چطوره یه کم از خودت برامون بگی
و اینکه اون شب داشتی چیکار میکردی
خب، من دارم رو یه پروژه عظیم کار میکنم
و به آدمایی مثه امیلی نیاز دارم
چه پروژه ای بود؟
مثلا مستند و اینا؟
...مستند هم هست
راستش هنوز آمادگی ندارم ...که راجبش صحبت کنم ولی
امیلی وارد پروژه شد و همونی بود که میخواستم
امیلی وارد اون در شد و ناپدید شد، آره؟
اوهوم
و نظرت راجب اون در چیه؟
بنظرم نباید کاری به کارش داشته باشیم
چرا؟
بنظرم دیگه کسی نباید نزدیک اون در بشه
!خب راستش ما قراره نزدیکش بشیم
...آره
،شما دوتا، یه جورایی ینی خیلی دیوونه اید، میدونم
تاحالا چیزی راجب هشدار ضایعات هسته ای بلندمدت" شنیدین؟"
امم... نه
...میدونم، ولی این قضیه یکی از تئوری های توطئه نیست
فقط، ازتون میخوام به حرفام گوش کنین
خب، خطرات ضایعات هسته ای ...تا هزاران سال بعد باقی میمونه
ینی مثلا تا صد هزار سال بعد
و خب دولت ها باید یه چاره ای پیدا میکردن
،خلاصه اونا رو دفن میکنن انبار میکنن، یا یه جایی مهر و موم میکنن
ولی خب برای هزاران سال که نمیتونن اونا رو ایمن نگه دارن
اگه بخوای به جامعه ی انسانیِ صدهزار سال بعد یه هشدار بدی
،و بگی به هیچ وجه اون در رو باز نکنن چیکار میکنی؟
...خلاصه که دانشمندا، فیلسوفا، مهندسا
هر کدومشون یه ایده ای دادن
،ایده هایی مثل تابلوهای هشدار ،عکس، سازه های متروکه و ممنوعه
،سیم خار دار، تصاویر هشدارآمیز ،آوار و خرابه ها
تمام این چیزا میخوان بهمون بگن که بهتره از ورود به این مناطق اجتناب کنیم
پس داری میگی اون ساختمون به این خاطر ساخته شده که مردم نزدیک اون در نشن؟
نه
،میخوام بگم توی یه دوره ی زمانی نسبتا کوتاه
ممکنه ارتباطات جوامع انسانی با شکست روبرو بشه
و وقتی چیزی فراتر از درک بشر ،به آدم میگه که فلان چیز خطرناکه
بهتره فورا حرفشو باور کنی
بنظرم... اون یارو کاملا کسخله
خب... هنوز هیچی نشده ترسیدی؟
گمشو بابا
خب ولی هنوز بازش نکردی
راستش امروز یه کارایی دارم که باید انجام بدم
احتمالا فردا بازش کنیم
تو چطور؟
حرفای یارو رو باور کردی؟
اگه باور کرده بودم که !اینو نمیاوردم تو خونه
نمیدونم
بنظرم اون به حرفاش باور داشت
ولی حس میکنم امیلی بهش کلک زده
...مثلا واسه گرفتن حق بیمه، یا نمیدونم
خسارت جانبی و اینا
"شب اول"
"آن طرف"
خب، اولین تلاش برای عبور از در
تا بفهمیم آن سوی در چه چیزی انتظارمان را میکشد و اینکه چه بلایی سر "امیلی مان" آمده است
حاضری؟
برو بریم
حله
یا خدا
این چیه؟
من نمیبینم
!این... یه آیینهس
یا خدا
اون کسخل دیوونه
یارو بازتاب تصویر خودشو دیده و ریده به خودش
پس بنظرت داستان چیه؟
ینی بخاطر بدهی و اینا از شهر فرار کرده؟
آره احتمالا
ینی بنظرم همه ی ماجرا این نیس
احتمالا چیزای دیگه ای هم هست
ولی این سرنخ خیلی خوبی بود
وای خدا
یا خدا، چیه؟
نمیدونم
دستمو زدم به آیینه و انگار یه حس عجیبی داشتم
ینی چی حس عجیبی داشتی؟
انگار یه جورایی منو ترسوند
یه حس عجیبی داشت
خیله خب
دهنتو
خب
منم میخوام ببینم
پس... پس چرا صورت من بازتاب نشده؟
مامان؟ - سم؟ -
سم؟
من که نمیفهمم اینجا چه خبره
No comments yet. Be the first to leave one.